داور که بلند شد، قامت بلند و رعنای دامبلدور از آن بالا معلوم شد. هری و هرمیون با نگرانی به یکدیگر نگاهی انداختند.
دامبلدور در حال مقدمه چینی بود و همگی چشمها و گوشها، دوخته و کوفته ی آن ریش ریشوی خاص بودند.
هرمیون مثل همیشه، به سرعت فکربکری در ذهنش نقش بست و معجون را از دست هری گرفت. هری با تعجب نگاهی به او انداخت.
- امیدوارم دوست خوبی برای تو و رون بوده باشم، دوستون دارم.
هری تا خواست آرنج دست خود را میلی متری تکان بدهد، هرمیون نصف معجون را خورد.
ناگهان هرمیون به بالا و پایین جهید و ادا و اطوار های ناموزون در آورد.
هیچکی متوجه آن دو نبود، مثل اینکه دامبلدور متن سخنرانیش را گم کرده و کمی عصبی است و ملت هم در های و هوی برای پیدا کردن طومار سخنرانی های دامبلدورشون بودند.
هری که دوباره به سمت هرمیون برگشت با صورت گربه ای و دم دراز او رو به رو شد. چه می تونست از این بدتر باشه که اتفاقات سال دوم تکرار شه؟
هری جواب خود را گرفت. اینکه یادش آمد در کتابی خوانده بود که "معجونهای خاص، نصفه و نیمه خوردنشان موجب مرض است" و دست از پا درازتر جلوی هرمیون ناراحت نشست.
- من باید یجوری معجونم رو دوباره کامل کنم. وقتی هم ندارم... مگه اینکه... توش آب بریزم!
هرمیون با نه کشداری حرف هری را تکذیب کرد ولی دیگر دیر شده بود. هری او را به دست جینی سپرد تا با هم به سمت مادام پامفری که در آن سمت دیگر بود بروند.
هری لیوان را زیر شیر آب برد و به سرعت آن نیمه ی دیگر پر شد.
آنلاینها
15 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] جنگل ممنوعه
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج




















