نارلک لبخندزنان شروع به حرکت کرد و ده قدم آن طرفتر ایستاد. دانشآموزان نیز که به دنبالش راه افتاده بودند، هشت قدم آن طرفتر توقف کردند.
- خب، مبحث دوم...
- ببخشید پروفسور؟ میشه بپرسم اینجایی که وایسادیم با جای قبلیمون چه فرقی میکنه؟
حقیقتا هیچ فرقی نداشت. نارلک فقط میخواست به مباحث درسی و فضای خانه ریدل مسلطتر بنظر برسد و فکر کرده بود این جابهجایی میتواند مفید باشد. اما خب نبود.
- چون که...این قسمت تیرگی بیشتری داره و برای آموزش مبحث دوم که اتفاقا بحث سنگینی هم هست، مناسبتره. و همچنین یادتون نره که هیچکدوم از کارای من بیدلیل نیست. پس فضولی بیخود ممنوع و حواستون به درس باشه.
دانشآموز که میخواست فرق بین تیرگی بیشتر و تیرگی کمتر را بپرسد، بیخیال شد و تصمیم گرفت به درس گوش دهد. یا حداقل اینطور وانمود کند.
- داشتم میگفتم. مبحث بعدی، درمورد تیرگی فطری وجودتونه. میخوایم ببینیم شما بطور ذاتی چقد تاریکین و چقدر نیاز به آموزش دارین. شروع کنین یکی یکی پلیدترین کارایی که از بچگی تاحالا انجام دادین رو نام ببرین.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج








