بسیار زحمت کشیدی.
برای درخواست نقد پست های انجمن ارتش تاریکی، خلاصه لازم نیست. چون سوژه های اونجا رو باید بخونم و بدونم. ناظرشم. ولی به هر حال کارم رو راحت تر کردی. ممنون.
خلاصت هم اصلا طولانی نشده. خیلی هم خوبه. اگه تاپیک تازه خلاصه نشده بود با اجازه خودت پستتو ویرایش می کردم و می ذاشتمش اول پستت.
بررسی پست شماره 713 دهکده لیتل هنگلتون دیزی کران:
نقل قول:
با تمام شدن صحبت های کاپل نه چندان عاشق رودیکس*، ملت مرگخوار در حین قورت دادن آب دهانشان به یک دیگر نگاه کردند. قطعا در این اوضاع قمر در عقرب کسی نمی خواست خوراک تسترال های بلا و قمه رودلف شود.
"رودیکس" بد نبود... ولی واقعا اونقدر هم مهم نبود که ارزششو داشته باشه که ستاره بذاری و آخر پستت توضیحش بدی. چون کسی که متوجهش نشه همین اول باید پست رو ول کنه و بره آخرش که توضیح اینو بخونه.
نقل قول:
از کلسیم های سرشار درون اسکلت ایوان صدا در آمد ولی از مرگخوار ها ابداً. فقط سکوت بود که در بین آنها رخ نمایی میکرد. ثانیه ها میگذشتند و کاسه صبر لسترنج ها نیز کم کم داشت لبریز میشد. همه چیز داشت بر وخامت اوضاع می افزود که صدای بسته شدن در کلیه معادلات را بر هم ریخت.
نقل قول:
همه چیز داشت بر وخامت اوضاع می افزود که صدای بسته شدن در کلیه معادلات را بر هم ریخت.
- الان چجوری به ارباب بگم بازم تو مصاحبه رد شدم! ارزش تری توی ویترین از من بیکار بیشتره!![]()
- شاید بتونی یه کاری کنی که ارزشت از منم بیشتر شه!![]()
تری جمله اش را تمام کرد و داخل ویترین برگشت.
تری خوب بود. مخصوصا برگشتنش به ویترین.
نقل قول:
دیزی همانند کره ی گرم شده ای در حال آب شدن بود. نگاه های خیره بلا و شوهرش باعث گرم شدن هوای اطراف دیزی شده و افزایش سختی رای دادن به هر یک از آن دو بود.
دیزی همانند کره ی گرم شده ای در حال آب شدن بود. نگاه های خیره بلا و شوهرش باعث گرم شدن هوای اطراف دیزی شده بود و افزایش سختی رای دادن به هر یک از آن دو را به همراه داشت.
یا:
دیزی همانند کره ی گرم شده ای در حال آب شدن بود. نگاه های خیره بلا و شوهرش باعث گرم شدن هوای اطراف دیزی و افزایش سختی رای دادن به هر یک از آن دو شده بود.
نقل قول:
به طور بی رحمانه ای مرگخواران او را به عنوان داوطلب معرفی کرده بودند. تنها چیزی که در این اوضاع نصیبش شده بود لقب "قهرمان بیکار" بود. حالا که فکر میکرد آن لقب هم هنداونه ای بیش نبود که زیر بغلش گذاشته بودند.
مرگخواران به طور بی رحمانه ای او را به عنوان داوطلب معرفی کرده بودند. تنها چیزی که در این اوضاع نصیبش شده بود صدای تعریف و تمجید همه از خودش بود که از اطراف به گوش می رسید. حالا که فکر میکرد این تعریف ها هم هنداونه ای بیش نبودند که زیر بغلش گذاشته شده بود.
دو بار درباره دیزی چیزی نوشتی که خیلی خوب بودن. توی هر دو بارش هم بعدش توضیح اضافه دادی. یکی لحظه ورود دیزی و یکی دیگه قبل از رای دادنش بود. اینا خودشون به اندازه کافی قوی بودن. بهتر بود همونجوری می موندن.
سوژه رو خیلی خوب پیش بردی. دیزی خیلی خوب و به موقع وارد شده. شخصیتش هم جالب شده. ترس و وحشتش رو خوب نشون دادی.
به نظر ما به خودت یک – هیچی! خودت برنده شدی.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


... تبدیل به مارمولک شدی


اصلا ماده اصلی این معجون کله اون بود
) صحنه را ترک کردند.