- یکمی گج نیست؟
- یکمی هم شبیه ایوان شده!
- در عوض پوستش خیلی زیبا و کشیده شده. انگار لیفت کرده!
گابریل تاحدودی به تنظیمات کارخانه برگشته بود. مشکل اصلی اما سرجایش باقی مانده بود! لرد معتاد شده بود و خماری میکشید. نمیدانم تابحال معتادی که به او مواد نرسیده و خمار است را از نزدیک دیدهاید یا نه. شخص خمار معمولا از درد به خود می پیچد، افکارش پریشان است و حوصله هیچ چیز و هیچکس را ندارد. در این مورد خاص توانایی حرکت و صبحت کردن هم از شخص بیمار گرفته شده بود. لرد سیاه خیلی این شرایط را دوست نداشت. در واقع از این شرایط متنفر بود، همان اندازه که به طور معمول از کله زخمی متنفر بود. معمولا بقیه باید از درد به خود می پیچیدند و ایشان تماشا میکردند. اما حالا شرایط معکوس شده بود! از سویی مرگخواران هم نتوانسته بودند کله زخمی را بیاورند تا شاید دوایی بر درد لرد باشد. افکار پریشان عنان سایر افکار لرد را رفته رفته به دست گرفت...
لرد در اتاق تنها بود و مرگخوران در اتاقی دیگر مشغول عمل فوق پیشرفته پیوندشان بودند. مروپ از طریق ارتباط تله پاتی با پسرش، متوجه شد که لرد با خادمین وفادار خودش کار مهمی دارد.
- همگی ساکت! پسر قشنگم داره فرکانس میفرسته!
- محتواش چی هست؟
- داره میگه که سر راه که میای میوه و شیرینی بخر. امشب برای دخترمون داره خواستگار میاد!

- جااااان؟ مطمئنی خط رو خط نشده؟
طبیعتا خط رو خط شده بود! مروپ کمی با موهایش بازی کرد تا فرکانس را تغییر دهد.
- ببخشید اشتباه شد. آها ... پیام جدید اومد!

- مرلین رو شکر به خیر گذشت!
چی میگن ارباب؟- دارن کد مورس میفرستن انگار. صدای بیب بیب میاد!
- فکر کنم اینبار روی یک سازمان جاسوسی خط رو خط شدید مامان.
مامان روی سازمان MI6 خط رو خط شده بود! مامان آنقدر فرکانس رو تغییر داد تا بالاخره تله پاتی با لرد برقرار شد:
- این یکی دیگه خودشه! پسر مامان داره میگه یا همین الان کله زخمی رو میارید... یا... یا همتون باید مثل من معتاد بشید!
اعتیاد بلایی خانمان سوز بود! هیچکس دوست نداشت معتاد بشود. البته به جز دایی مورفین که از اعتیادش لذت میبرد و کاملا هم راضی بود. بساط جراحی گابریل جمع شد و بساط گریه و زاری بر مصیبت جدید پهن گردید. از آنجایی که احساسات تمام جادوگران برای نویسنده خیلی مهم بود، شروع به ترسیم همگی آنها کرد:
گابریل: نههههه من نمیخوام معتاد بشم! من هنوز کلی آرزو دارم.
کوین: معتاد کردن بچه ها مگه جرم نیست؟

هیزل: زندگی همون رنگی میشه که اعتیاد نقاشیش میکنه!
ایزابل: حتما روی توانایی پیشگویی منم تاثیر میزاره!

الستور: یعنی سایه ام هم همراه خودم معتاد میشه؟
اسکارلت: نکنه اعتیاد باعث بشه دیگه نتونم روان درمانی کنم؟
تلما: شمّه کارآگاهی عزیزم چی میشه؟

تام: S.O.S!
اسکورپیوس: نمودار درآمد گالیونی اعتیاد که خیلی منفیه!

دوریا: بیزینس و شرکت صادرات مترجم من چه بلایی سرش میاد؟

خیزش نفرین اعتیادی مورفین گانت خطرناک تر از همیشه شده بود و تا بیخ گوش همگی پیش رفته بود! لرد سیاه ضرب الاجل را داده بود و کله زخمی را خیلی فوری، سریع و انقلابی لازم داشت. پس در کوتاه ترین زمان ممکن یا باید نقشه ربودن کله زخمی را میکشیدند و یا باید تن به اعتیاد میدادند. البته معلوم هم نبود اگر کله زخمی را بدزدند، لرد چگونه باید آن را استعمال کند! به هرحال دیگر فرصت چندانی نمانده بود...
یا اعتیاد یا کلمه زخمی...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





اصلا ماده اصلی این معجون کله اون بود
برید یه راه حل پیدا کنید به جای این که عین تسترال منو نگاه کنید. برید تا هموتونو با مسلسل وینکی تیر بار نکردم
) صحنه را ترک کردند.
) به سمت بلاتریکس آمد و گفت:
از اون کله هویجی فقط یدونه توی دنیا نبود ، نظرت چیه خواهرشو برداریم ببریم پای معامله با کله زخمی ؟ تاثیرشم بیشتره !!
؟