هدویگ میاد به صورت پانتومیموار آوای هوهویی که قصد داشت بیرون بده رو به صورت قابل فهمی به گوش لرد برسونه که ناگهان متوجه میشه دو پستی هست که با لرد ارتباط عمیقی برقرار کرده و هوهوهاش به طور ناخودآگاه به شکل آدموار پخش میشن.
اما شوکه نمیشه!
نه! هرگز!
هدویگ جغدِ پسر برگزیده بود و در نتیجه جغدی برگزیده محسوب میشد که ظرفیتی بیش از یک جغد عادیِ غیر برگزیده داشت. ولی حالا در حضور با ابهت لرد حتی از همیشه هم برگزیدهتر شده بود و زبون انسانی به قابلیتای جادوییش اضافه شده بود.
هدویگ تو همین فکر و خیالای گولاخانه به سر میبرد که ناگهان میبینه جفت چشمای عصبانی لرد جلوی چشماش ظاهر شده اونم در حالی که از پشت گردن گرفته شده. از چهره لرد مشخص بود وقتِ بازجویی فرا رسیده.
- پاپا!
هدویگ خیلی ناخودآگاه به زبون میاره و نجینی هم خیلی ناخودآگاهتر درجا میبلعدش. ولی قبل از این که به مرحله قورت دادن و هضم هدویگ برسه، لرد به داد هدویگ میرسه و نجینی تفش میکنه بیرون.
- فسسس هیییس فیسسس! (هنوز نه نجینی، ما با این جغد کارها داریم!)
- فیس فس.
(ولی اون گفت پاپا.)- نگران نباش نجینی ما، تو همیشه یگانه فرزند ما خواهی بود.
لرد میگه، از قصد هم عادی میگه تا همه موجودات زنده و غیر زندهی اتاق به وضوح بشنون. ولی خب، نگرانی از دلِ نجینی برچیده نمیشه. بیچاره نجینی.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

S.O.S

)، در حالی که یه ساک ورزشی رو کولش بود و حسابی عرق کرده بود از باشگاه اومد بیرون و تا یه نگاه انداخت هدویگ را شناخت. بنابراین پرواز کرد و کنارش نشست و گفت:
) و با صدای بلند گفت:

