شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام کامل: اسکورپیوس مالفوی گروه هاگوارتز: اسلایترین جبهه: مرگخواران دسته اقلیت: جبهه ستم دیده جامعه. استعمار شده توسط طبقه بالا. القاب منسوب: دله دزد البته اینو بدخواهان میگن من به خودم میگم اسکور ماسک جادوگران. سابقه فعالیت در هرگونه گروهک مستقل یا سازمانیافته: زمانی مسئول گونی پیچ کردن بچه های مردم بودم. چی شد فهمیدید با بقیه جامعه جادوگری متفاوتید؟ داستانتون رو شرح بدید: بذار بهت بگم، یه روز داشتم توی زیرزمین عمارت مالفویها راه میرفتم، همینجوری که داشتم به یه کپه سکه طلا نگاه میکردم، یهویی فکری به ذهنم رسید: "نکنه من فرق دارم؟!" خب، بعد به خودم گفتم: "آره اسکورپیوس! وقتی بقیه دارن برای امتحان جادوگری درس میخونن، تو داری با سکهها حرف میزنی!"
اون لحظه بود که فهمیدم من یه مالفوی واقعیام... یه مالفوی که اگه بتونه، طلسم Accio رو فقط برای جلب سکهها استفاده میکنه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1403/6/25 16:43:33
ثروت، قدرتی است که میتواند به انسانها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.
Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.
الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
نام کامل: آلنیس لومین اورموند گروه هاگوارتز: ریونکلاو جبهه: محفل ققنوس دسته اقلیت: انساننما زیرمجموعه دسته: کیکپز القاب منسوب: پشمک سابقه فعالیت در هرگونه گروهک مستقل یا سازمانیافته: آم... وقتایی که با جوزفین میریم بالای درختش آتیش میسوزونیم حسابه؟ چی شد فهمیدید با بقیه جامعه جادوگری متفاوتید؟ داستانتون رو شرح بدید. والا دورانی که با گلهام بودم که همه چی عادی بود. ولی وقتی اومدم پیش آدما، فهمیدم اونا با پنجههاشون غذا رو جر نمیدن، خونههاشون رو با گلاببهروتون علامتگذاری نمیکنن، گوشت خام نمیخورن و تو غار زندگی نمیکنن. این شد که با کمک پروف و خود شخص ریموس تصمیم گرفتیم منم آدم کنیم و بشم یکی از شماها، منتهی بازم جواب نداد و شدم از اونجا رونده و از اینجا مونده! هر چندوقت یه بار شبا باید بزنم بیرون تا گوشت تازه شکار کنم و وقتایی که ذوق میکنم دمم ناخودآگاه تکون میخوره که راحت منو لو میده! بهعلاوه، رزالین همیشه از ریزش زیاد موهام شاکیه و ریموند بد نگام میکنه. سمت رفقای گرگم هم که میرم ادعا دارن من گرگی در لباس گوسفندم و میخوام برای پوستشون شکارشون کنم! آره خلاصه که، اومدم اینجا چندتا دوست پیدا کنم؛ شاید انساننماهای بیشتری هم دیدم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Together we do whatever it takes We're in this pack for life We're wolves We own the night!
Hell is empty And all the devils are here William Shakespeare
نام کامل: گابریل دلاکور گروه هاگوارتز: ریونکلاو جبهه: محفل ققنوس و مرگخواران دسته اقلیت: پریزاد زیرمجموعه دسته: نیمه پریزاد-ساحره القاب منسوب: گب سابقه فعالیت در هرگونه گروهک مستقل یا سازمانیافته: به سنم قد نمیده. چی شد فهمیدید با بقیه جامعه جادوگری متفاوتید؟ داستانتون رو شرح بدید. وقتی خردسال بودم صرفا متوجه نگاههای خیرهی مردم به مامان و خواهرم میشدم که از زیباییشون انگشت به دهن میموندن و کارای عجیب غریبی از ملت سر میزد تا توجهشونو جلب کنن. بزرگتر که شدم دیدم مشابها برای منم قضیه به همین شکله و بهم گفتن علتش پریزاد بودنه که زیبایی و جاذبهی خاص خودشو داره. شاید وقتش رسیده این بعد از شخصیتم شکوفا بشه.
قبولم دیگه؟ یا باید از قدرتهای خاص پریزاد بودنم استفاده کنم؟
آیا وزیر مملکت بذار رو نوشت بزار؟ البته من میدونم منظورش این بود که زار بزنه و بره و توصیه من به ایشون اینه که گریه نکنن زار زار.
نام کامل: سیریوس بلک گروه هاگوارتز: گریفیندور جبهه: محفل ققنوس دسته اقلیت: جانورنما (Animagus) زیرمجموعه دسته: سگهای سیاه افسرده و مست القاب منسوب: پانمدی سابقه فعالیت در هرگونه گروهک مستقل یا سازمانیافته: به عنوان عضوی از گروه غارتگران ارزشی در هاگوارتز فعالیت داشتم. چی شد فهمیدید با بقیه جامعه جادوگری متفاوتید؟ داستانتون رو شرح بدید: از همون بچگی احساس متفاوت بودن داشتم. زود عصبی میشدم و پاچه میگرفتم. مامان اینا بهم میگفتن بچه مگه تو سگی که اینکارارو میکنی؟ همیشه یک سگ سیاه غمگین در درون خودم احساس میکردم. تا اینکه بالاخره توی کلاس جانورنماها فهمیدم که واقعا من یک سگ سیاه و غمگین در درونم دارم. اولین بار که تبدیل به سگ شدم خیلی حس خوبی بهم داد. احساس کردم میتونم شکار کنم، بپر بپر کنم و هرجا که میخوام با سرعت و بدون خستگی برم. شعار اقلیتیم هم اینه: تن سگ شریف است به جان سگّیت / نه همین پوستین زیباست نشان سگّیت
من که واق واق میکنم براتون، بزارم برم؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are
سلام! به وزارت سحر و جادو، سازمان اقلیتهای جادویی خوش اومدین.
سازمان قصد داره بهعنوان اولین اقدام، به ثبتنام اعضایی که جزو دسته اقلیتها محسوب میشن بپردازه.
هدف از این اقدام، علاوه بر تهیه یک لیست از اعضای مشمول و تهیه یک جامعه آماری، ساماندهی و برگزاری یک سری ماموریت، به سود اقلیتهای جامعه جادوگریه.
به همین منظور یک فرم تهیه شده، که در صورتی که واجد شرایط هستید (شرایط پایینتر توی بخش نکات قابلذکر مطرح شدهن) میتونید فرم رو پر کنید و توی همین تاپیک ارسال کنید. مهلت عضوگیری برای مأموریت اول تا ساعت ۲۳:۵۹:۵۹ روز پنجشنبه، ۲۲ شهریور خواهد بود، اما پس از اون عضوگیری همچنان ادامه خواهد داشت.
فرم به این که صورته که پایینتر مشاهده میکنید. خودم برای نمونه پر کردم. میتونید همین متن رو کپی کنید و موارد رو نسبت به شخصیت خودتون تغییر بدید.
نام کامل:ریموس جان لوپین گروه هاگوارتز: گریفیندور جبهه: محفل ققنوس دسته اقلیت:گرگینه زیرمجموعه دسته:گرگینههای پرنسسی. القاب منسوب: مهتابی سابقه فعالیت در هرگونه گروهک مستقل یا سازمانیافته:والا یه زمانی با داداشیم سیریوس و جیمز و پیتر هاگوارتز رو به آتیش میکشیدیم، به خودمون میگفتیم غارتگر. چی شد فهمیدید با بقیه جامعه جادوگری متفاوتید؟ داستانتون رو شرح بدید:راستش دوران طفولیت، یه پیشی اومد صورتم رو پخپخ کرد. بعدش ارتباطم با جهان بیرون کلا قطع شد توسط خونواده. ماهی یکبار هم میفرستادنم توی یک اتاق. یه روز یه مرد مسن با ریش بلند اومد خونهمون و به پدر و مادرم گفت که من هم میتونم مثل بقیه بچههای همسن خودم برم مدرسه. مگه همسنوسالهای من مدرسه میرفتن؟ مگه ماهی یه بار توی یه اتاق زندونی نمیشن؟ بعد همون آقا پیرمرده از یه درختی میگفت که ملت رو کتک میزنه و هرکی نزدیکش بشه چوب بید میکنه تو آستینش. به والدینم گفت درخته رو مخصوص من کاشتن و کسی غیر من قرار نیست بره و کتک بخوره. زکی! تازه اونجا متوجه شدم همه مثل من نیستن.
نکات قابلذکر: • دسته ذکرشده تحتعنوان دسته اقلیت لزوما باید درصد اندکی از جامعه جادوگری رو شامل بشه. در غیر اینصورت دسته ذکرشده و افراد شامل اون اقلیت محسوب نشده، و واجد شرایط عضویت نیستند. • درصورتی که هریک از موارد (بهطور مثال زیرمجموعه دسته) برای شما شخصیت شما تعریف نشده، میتونید اون بخش رو بدون پاسخ بگذارید. • داستانتون باید خلاقانه و قابل پذیرش باشه. میتونید از زندگیتون بهعنوان یک فرد متفاوت در جامعه بگید، اما مختصر باشه، کفایت میکنه. • توی بخش سابقه فعالیت از فعالیتهایی که بهعنوان فردی از جامعه اقلیتی خودتون داشتید بگید. کاری که مربوط به ویژگی خاص شما باشه. درصورتی که همچنان سوالی بود میتونید از طریق پیام شخصی با من ارتباط باشید، یا در صورت نیاز توی همین تاپیک پست ارسال کنید تا پاسخ داده بشه.
درپناه سایه درختان کاکائو.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Now my life is sweet like chocolate Like a lovely dream I live in it
گرگینه باشید یا خونآشام، سانتور باشید یا ترول، ما اینجا حرفهاتون رو میشنویم. به گفتهها و نگفتههاتون گوش میدیم و در پی تحقق خواستههاتون تلاش میکنیم.