فاچ بدو بدو خودش را به آریانا دامبلدور میرساند که حالا کاملاً بنفش شده بود و تقریباً نمیتوانست نفس بکشد. خودش را به این طرف و آن طرف لوستر میزند اما اتفاقی نمیافتد.
با خجالتزدگی رو برمیگرداند و میگوید: اِم... اِم....
گلرت گریندلوالد بزرگ و جذاب لعنتی که تا چند لحظه پیش روی جسد آلبوس دامبلدور (اِهو اِهو

) از غم و اندوه جانگوداز او اشک میریخت، بلند فریاد زد: اِی فاچ ابله! تو باید با یه جادوگر بایند بشی و بعد جادوگر با استفاده از تو جادو کنه. بدون جادوگرا هیچی نیستی.
لرد ولدمورت کمی شانههای گلرت را که مشخص بود از فقدان آلبوس حسابی ناراحت است ماساژ میدهد تا او را آرام کند.
- اینقدر عصبی نباش گُلگُلیجونم. یه جفت آلبالوی بیهستهی براق دیگه برات گیر میاریم.
گلرت به سبک فیلمهای هندی برمیگردد و خودش را به آغوش لرد میاندازد و گریه سر میدهد.
اما فاچ آن طرف صحنه حسابی ناراحت شده بود چون میدانست گریندلوالد درست گفته است. حالا توپ به زمین او افتاده بود و برای کم نیاوردن ناچار بود هر چه زودتر یک جادوگر انتخاب کند.
اما...
حالا دیگر هیچکس او را نمیخواست.
فاچ رو کرد به سالازار اسلیترین: ای بزرگ جادوگر کهن! من تو را انتخاب میکنم! بیا مرا بگیر!
سالازار با ترشرویی گفت: ما تو را گردن نمیگیریم فاچ. تو چوبدستی بیادبی هستی. ما یک پشم از یار و یاور قدیمی هزارسالهی فسیلشدهی خودمان را به صد تا مثل تو نمیدهیم.
فاچ ناامید از سالازار، به سیریوس رو میکند: سیریوس جونمممم؟؟ منو گردن میگیری؟؟
سیریوس هاپ هاپی کرد و سرش را تکان داد.
آریانا آن وسط داشت دست و پا میزد و حالا کاملاً سیاه شده بود. به نظر میرسید موجود اهریمنی درونش هم نمیتوانست بیرون بیاید.
فاچ شروع کرد به کولی بازی درآوردن:
- دِ آخه شما چطونه!؟! از اول ایونت تا الان همه دنبال من بودید! نباتپیچم که کردید! تو دهنتون که گذاشتید! تو سماور انداختید! لای پشمای دامبلدور که چپوندید! بابااااااا این همه آدم اینجا جمع شدید فقط به خاطر من! الان چرا پشیمون شدید؟! به مرلین من کلی خاصیت دارم. اصلاً میدونستید من یه آپشن ویبراتور هم دارم؟!
مورد آخر را که گفت چند نفر سر و گوششان تکان خورد.
ریموس لوپین به حرف آمد: اِم... میشه توضیح بدی ویبراتور بودن یه چوبدستی چه فایدهای میتونه داشته باشه... اِم.... یعنی خب... یه چیز مثبت بگو که بالاخره رومون بشه که دوباره بخوایمت دیگه... الان اینو گفتی دیگه رسماً همه جا میزنن....
فاچ به فریاد آمد: وات د فاچ؟! چی راجع به من فکر کردی ریموس!!؟؟ عاخه مگه ویبراتور چیه؟! ماساژ میدم دیگه! ماساژژژ!!!
همه با هم: کجا رو ماساژ میدی؟!؟!
فاچ: عاقا یکی منو گردن بگیره من عملی نشونتون میدم.
-----------------------------
بدینوسیله گابریل دلاکور را با موضوع "آفتابهی مسی" به مبارزه دعوت مینمایم.