من کیستم ؟
او چه کسی است ؟... فردی جوان و با استعداد ... *بد سلیقه!... چابک ... زیرک ... مشهور ... سرنوشت اینده ی هری ... اخمو و بسیار جدی ... ورزشکار... اهل کشور بلغرستان... برنده ی چند دوره جام جهانی کوئدیچ ... ( دیگه خیلی تابلو شد ) ... ویکتور کرام
* بدسلیقه : انتخاب هرمیون
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
11 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
من کیستم؟من چیستم؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

یکی از مرموزترین افراد هاگوارتزه
اونجا رو مثل کف دستش میشناسه و هر جا که دلش بخواد میتونه بره خیلی ها از اون خوششون نمی یاد و با دیدنش حس خوبی به آدم دست نمی ده چون یک جورایی همیشه مزاحم بقیه میشه
راه رفتنش خیلی با وقاره و بعضی ها میگن میتونه زیر شنل نامرئی رو هم ببینه
وقتی تو خطر بود تنها کسی که براش خیلی ناراحت بود کسی نبود جز مستخدم مدرسه چون خانم نوریس جز فیلچ کس دیگه ای رو نداره
اونجا رو مثل کف دستش میشناسه و هر جا که دلش بخواد میتونه بره خیلی ها از اون خوششون نمی یاد و با دیدنش حس خوبی به آدم دست نمی ده چون یک جورایی همیشه مزاحم بقیه میشه
راه رفتنش خیلی با وقاره و بعضی ها میگن میتونه زیر شنل نامرئی رو هم ببینه
وقتی تو خطر بود تنها کسی که براش خیلی ناراحت بود کسی نبود جز مستخدم مدرسه چون خانم نوریس جز فیلچ کس دیگه ای رو نداره
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
جزئیات کاربر

من کیستم؟
دیوارهای هاگوارتز برایش معنا نداشتند...راه مخفی ها...پله ها...تله ها...درهای بزرگ و کوچک همه برایش یکسان بودند...همیشه احساس آرامش میکرد...آرامشی آنچنان قوی که حتی بزرگترین وقایع هم در برنامه روزانه اش تغییر ایجاد نمیکرد!
او از آغاز زندگی تا کنون یک جور زیسته بود...و همین گونه میزیست...
او اکنون در راه مقصدش در طبقه دوم بود...عده بر خلاف میلشان به انتظارش بودند...
پروفسور بینز برنامه روزانه اش را نگاه میکرد...آنروز با گریفندوریها کلاس داشت!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من چیستم؟
تنهای تنها بود...تنهایی را دوست میداشت و در میان آن همه هیاهوی هاگوارتز برای خود خلوت کوچکی درست کرده بود! همه کسانی که آنجا وجود داشتند یا عصبانیتش را دیده یا از کسی شنیده بودند...آنها میدانستند نباید به او نزدیک شوند نباید به او دست بزنند ، نباید خلوتش را خراب کنند...
یادش می آمد که در گذشته شخصی را نابینا کرده...یا واقعا خطرناک بود؟
دستهایش قوی و نیرومند بودند ... بید کتک زن سالهاست ، سر از زمین بر آورده است...
دیوارهای هاگوارتز برایش معنا نداشتند...راه مخفی ها...پله ها...تله ها...درهای بزرگ و کوچک همه برایش یکسان بودند...همیشه احساس آرامش میکرد...آرامشی آنچنان قوی که حتی بزرگترین وقایع هم در برنامه روزانه اش تغییر ایجاد نمیکرد!
او از آغاز زندگی تا کنون یک جور زیسته بود...و همین گونه میزیست...
او اکنون در راه مقصدش در طبقه دوم بود...عده بر خلاف میلشان به انتظارش بودند...
پروفسور بینز برنامه روزانه اش را نگاه میکرد...آنروز با گریفندوریها کلاس داشت!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من چیستم؟
تنهای تنها بود...تنهایی را دوست میداشت و در میان آن همه هیاهوی هاگوارتز برای خود خلوت کوچکی درست کرده بود! همه کسانی که آنجا وجود داشتند یا عصبانیتش را دیده یا از کسی شنیده بودند...آنها میدانستند نباید به او نزدیک شوند نباید به او دست بزنند ، نباید خلوتش را خراب کنند...
یادش می آمد که در گذشته شخصی را نابینا کرده...یا واقعا خطرناک بود؟
دستهایش قوی و نیرومند بودند ... بید کتک زن سالهاست ، سر از زمین بر آورده است...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!
جزئیات کاربر

I don’t know what do to with him
I really don’t know
I don’t know how to make him understand
I don’t know how to tell him
That I don’t like to go in there at all
That I am afraid of every single magical creature lives there
That I am not so brave, and if I may say, a little coward
That I am a nice and friendly guy
Who wants to play with kids and licks their ears
Who wants to put his head on their knees and relax
But I can’t let him go inside the Dark Forest alone
I’m sure, I can’t
Fang ran fast to keep up with Hagrid
********************************************
Hey, you, have you seen Hagrid lately-
You know I haven’t-
Oh, sorry. I should have known-
Hey, you, I am so hungry-
You know I am too-
Oh, sorry. I should have known-
Hey, you, don’t scratch my ear-
You know I am scratching my ear-
Oh, sorry. I should have known-
Fluffy, the three-headed dog, is spending another boring day
I really don’t know
I don’t know how to make him understand
I don’t know how to tell him
That I don’t like to go in there at all
That I am afraid of every single magical creature lives there
That I am not so brave, and if I may say, a little coward
That I am a nice and friendly guy
Who wants to play with kids and licks their ears
Who wants to put his head on their knees and relax
But I can’t let him go inside the Dark Forest alone
I’m sure, I can’t
Fang ran fast to keep up with Hagrid
********************************************
Hey, you, have you seen Hagrid lately-
You know I haven’t-
Oh, sorry. I should have known-
Hey, you, I am so hungry-
You know I am too-
Oh, sorry. I should have known-
Hey, you, don’t scratch my ear-
You know I am scratching my ear-
Oh, sorry. I should have known-
Fluffy, the three-headed dog, is spending another boring day
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/03/11
آخرین ورود: شنبه 19 بهمن 1392 11:50
از: هاگوارتز..تالار اسلیترین
پستها:
901

من چیستم؟
نمیدانست که او را نگاه میکنن یا نه.....نمیدانست که چرا اغلب از او خوششان نمیاید.....به راستی چرا اینطور بود؟
آیا او نبود که آنها را در مواقعی که گم میشدند راهنمایی میکرد؟....آیا او نبود که هر سال آنها را به مدرسشان میبرد
پس چرا از او وحشت داشتند؟...با آنکه اورا نمیدیدند؟
او که هیچوقت به گوشتشان چشمی نداشت و به همون وعده غذایی که برایش تدارک میدیدند قانع بود؟
تفاوت او با هیپوگریف در چه بود...که جلوی هیپوگریف تعظیم میکردند...ولی از او که یک تسترال اصیل بود دوری میگزیدند؟
--------------------------------------------------------------------------------------------
من کیستم؟
خسته شده بود...از هر چی شاگرد بی لنضباط خسته شده بود.....هیچ کس قدر زحمات او را نمیدنست.....اگر او نبود هاگوارتز یک روزه به گند کشیده میشد
چرا همه او را به چشم دشمن میدیدند؟.....چه گناهی کرده بود که روزگار با او این بازی را درآورده بود؟
غیر از این بود که او خواستار پاک بودن و تمیزی قلعه محبوبش بود؟....چرا آنها نمدانستن که فشفشه بودن چه رنجی دارد....فلیچ در همین افکار بود که باز رد پای گلی بر کف قلعه مشاهده کرد!!!
نمیدانست که او را نگاه میکنن یا نه.....نمیدانست که چرا اغلب از او خوششان نمیاید.....به راستی چرا اینطور بود؟
آیا او نبود که آنها را در مواقعی که گم میشدند راهنمایی میکرد؟....آیا او نبود که هر سال آنها را به مدرسشان میبرد
پس چرا از او وحشت داشتند؟...با آنکه اورا نمیدیدند؟
او که هیچوقت به گوشتشان چشمی نداشت و به همون وعده غذایی که برایش تدارک میدیدند قانع بود؟
تفاوت او با هیپوگریف در چه بود...که جلوی هیپوگریف تعظیم میکردند...ولی از او که یک تسترال اصیل بود دوری میگزیدند؟
--------------------------------------------------------------------------------------------
من کیستم؟
خسته شده بود...از هر چی شاگرد بی لنضباط خسته شده بود.....هیچ کس قدر زحمات او را نمیدنست.....اگر او نبود هاگوارتز یک روزه به گند کشیده میشد
چرا همه او را به چشم دشمن میدیدند؟.....چه گناهی کرده بود که روزگار با او این بازی را درآورده بود؟
غیر از این بود که او خواستار پاک بودن و تمیزی قلعه محبوبش بود؟....چرا آنها نمدانستن که فشفشه بودن چه رنجی دارد....فلیچ در همین افکار بود که باز رد پای گلی بر کف قلعه مشاهده کرد!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!
قدرت منتقل شد!
قدرت منتقل شد!
جزئیات کاربر

Arthur, Bill and Charlie are in their offices
Fine... go on
Perci ... emm
Ahhhh ... go on
Fred and George are in their shop in Diagon Alley
Humf ... go on
Ron and Ginny are at school
Excellent ... go on
Molly, what are you talking about
What else do you want me to say
Oh, I'm sorry. My dear old Clock
Fine... go on
Perci ... emm
Ahhhh ... go on
Fred and George are in their shop in Diagon Alley
Humf ... go on
Ron and Ginny are at school
Excellent ... go on
Molly, what are you talking about
What else do you want me to say
Oh, I'm sorry. My dear old Clock
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

من چيستم؟؟؟
پسرك باز او را برداشت.....دوباره گردش در شب....به سوي در رفت....چراغي در دست پسرك بود....به ياد 5 سال پيش افتاد كه چراغ در آن ماجرا شكسته بود...و ناگهان......
چراغ از دست پسرك به زمين افتاد....شروع به دويدن كرد....به سوي تابلوي زن برگشت و ناگهان شنل نامرئي را از سر كشيد.
پسرك باز او را برداشت.....دوباره گردش در شب....به سوي در رفت....چراغي در دست پسرك بود....به ياد 5 سال پيش افتاد كه چراغ در آن ماجرا شكسته بود...و ناگهان......
چراغ از دست پسرك به زمين افتاد....شروع به دويدن كرد....به سوي تابلوي زن برگشت و ناگهان شنل نامرئي را از سر كشيد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

من كيستم؟
سخت در حال كار كردن بود.....بقيه از او ميرنجيدند...از او دوري ميكردند....نگاهي به دوستش كرد....تنها او بود كه كار نمي كرد...تنها آن دو متمايز از ديگران بودند....در همين فكرها بود كه در باز شد. چشم به در بود تا شايد كساني كه او را از خود نمي راندند به ديدنش آيند....ولي تنها پيوس خرابكار به داخل آمد و ملاقه اي سوپ روي سرش ريخت! و دابي فرياد كشيد: بسه ديگه تمومش كن!
سخت در حال كار كردن بود.....بقيه از او ميرنجيدند...از او دوري ميكردند....نگاهي به دوستش كرد....تنها او بود كه كار نمي كرد...تنها آن دو متمايز از ديگران بودند....در همين فكرها بود كه در باز شد. چشم به در بود تا شايد كساني كه او را از خود نمي راندند به ديدنش آيند....ولي تنها پيوس خرابكار به داخل آمد و ملاقه اي سوپ روي سرش ريخت! و دابي فرياد كشيد: بسه ديگه تمومش كن!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/25
آخرین ورود: دوشنبه 31 مرداد 1384 23:36
از: مگه خودت خواهر و مادر نداری ( ...) !
پستها:
103

من کیستم ؟
فیلیدا اسپور
و تنها چیزی که ازش می دونم اینه : نویسنده ی کتاب هزار گیاه و قارچ جادویی ....
محل زندگی م کجاست ؟
چند سالمه ؟
شغل اصلی م چیه ؟
امیدوارم که در کتاب 6 اطلاعات بیشتری در باره ی این شخصیت بدست بیارم .
تا اون موقع هم باید خودم شخصیتم رو پرورش بدم . ظاهرا چاره ی دیگری نیست !!!
فیلیدا اسپور
و تنها چیزی که ازش می دونم اینه : نویسنده ی کتاب هزار گیاه و قارچ جادویی ....
محل زندگی م کجاست ؟
چند سالمه ؟
شغل اصلی م چیه ؟
امیدوارم که در کتاب 6 اطلاعات بیشتری در باره ی این شخصیت بدست بیارم .
تا اون موقع هم باید خودم شخصیتم رو پرورش بدم . ظاهرا چاره ی دیگری نیست !!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
قابل توجه علاقمندان ریاضی لطفا برای رفتن به باشگاه ریاضی اینجا رو کلیک کنید
http:// mathclub.schoolnet.ir
http:// mathclub.schoolnet.ir
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج