هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
پیام زده شده در: ۱۷:۰۷ شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴
1- اردوي يك روزه در بارگاه ملكوتي برگزار شده و شما در آن شركت كرده ايد.خاطرات اين روز را تعريف كنيد. (به صورت رول) (20 امتياز)

روزي جيني به هري پيشنهاد كرد كه براي آخر هفته به اردويي كه در بارگاه ملكوتي برگزار مي شود شركت كنند. هري هم براي اينكه جيني ناراحت نشود پيشنهاد او را قبول كرد و گفت كه به رون و هرمايني هم خبر دهد. وقتي جيني اين موضوع را با آن دو در مان گذاشت ، آنها با خوش رويي قبول كردند. جيني هم از اين موضوع بسيار خوش حال شد. سرانجام آخر هفته رسيد و هر دو خانواده آماده براي رفتن بودند. آلبوس سوروس و جيمز سيريوس و لي لي لونا از خوش حالي در پوست خود نمي گنجيدند. هوگو و رز هم همينطور. آنها به راه افتادند و بالاخره به آنجا رسيدند.بعد از اينكه هري و رون بهترين مكان را براي نشستن انتخاب كردند هرمايني و جيني و بچه ها وسايل را به آنجا بردند. پس از اندكي نشستن هوگو و رز به شدت خسته شده بودند و ميخواستند بازي كنند. آلبوس سوروس و جيمز سيريوس هم به تبعيت از آن دو بلند شدند اما لي لي لونا دوست داشت در كنار مادرش بماند. مدتي كه از رفتن آنها گذشت لي لي لونا كم كم خسته شد و گفت كه ميخواهد پيش برادرانش برود و با آنها بازي كند. لي لي لونا به راه افتاد اما هرچه جلو مي رفت آنها را پيدا نميكرد تا اينكه ناگهان به خود آمد و متوجه شد كه گم شده. خيلي نگران شد و هر طرفي را كه نگاه ميكرد فرد آشنايي را پيدا نميكرد.

- هري ؟؟؟
-بله ؟؟؟
- فكر نميكني بچه ها خيلي دير كردن؟؟ بهتره بريم دنبالشون ...

هرمايني هم نظر جيني رو داشت. پس چهار نفري بلند شدند تا به دنبال بچه ها بروند اما آنها را ديدند كه دارند برميگردند.

- آلبوس سوروس؟؟ جيمز سيريوس؟؟ پس لي لي لونا كو؟؟
- مادر مگه لي لي لونا جاي شما نبود؟؟؟
- بود ولي بعد از يك مدت كه شما رفتين گفت كه جاي شما مي آيد !!!
- اما اون جاي ما نيومد !!!!

همگي از اين موضوع بسيار نگران شده بودند مخصوصا جيني. پس شروع به گشتن كردند اما هرچه مي گشتند خبري از لي لي لونا نبود. ناگهان جيمز سيريوس خواهرش را ديد كه با يكي از حوريان بر رو يك سكو نشسته و گرم صحبت است. او از اين موضوع بسيار خوش حال شد كه خواهر نازنينش را پيدا كرده. پس به سمتش رفت و او را محكم در آغوش كشيد. بعد از آن خواهرش را پيش مادرشان كه سخت نگران لي لي لونا بود برد. جيني با ديدن او ابتدا آنقدر از دستش عصباني شد كه حد نداشت اما از اينكه او پيدا شده بود بسيار خوش حال شد و بهش هيچي نگفت.


2- ريگولوس چه خوابي ميديد؟ (غير رول) (5 امتياز)

صبح امروز ريگولوس در كلاس تاريخ مرلين كبير شركت كرد. مرلين بعد از اتمام كلاس تكليف بسيار سختي بر عهده ي دانش آموزان قرار داد. ريگولوس از اين موضوع بسيار ناراحت بود و با خود ميگفت كه چگونه تكليف به اين سختي را انجام دهد؟؟؟. مطمئن بود كه مرلين او را به خاطر انجام ندادن تكاليفش از كلاس بيرون خواهد انداخت و همانطور در حال فكر كردن به خواب رفت. او در خواب ميديد كه راه حلي به ذهنش رسيده و آن اين است كه از حوريان بهشتي براي اين كار كمك بگيرد. پس به سراغ آنها رفت و حوريان هم تمام تلاششان را كردند كه تكليف او را به درستي انجام دهند. جلسه ي بعد كه ريگولوس در كلاس حاضر شد مرلين تمامي تكاليف را جمع كرد و بعد از بررسي هاي بسيار ، تكليف ريگولوس را به عنوان بهترين تكليف انتخاب كرد. او در آن لحظه بسيار خوشحال شد و از شدت زياد به بالا و پايين مي پريد. دريغ از اينكه او خواب بوده و همه ي اينها چيزي جز يك خواب شيرين نبوده است !!!!!.

3- اگر جاي مرلين بوديد انتخاب ميكرديد كه ساكن عالم بالا باشيد يا عالم روي زمين؟ چرا؟ (دلايل جذاب نمرات بيشتري ميگيرند!) (5 امتياز)

خب راستش مرلين يك پيامبره و من حتي اگر هم بخوام جاي اون باشم امكانش وجود نداره ... اما اگر اين امكان فراهم شد و من جاي مرلين بودم ترجيح مدادم ساكن عالم بالا باشم چون در اين صورت حورياني كه در اونجا هستند همه ي كارهاي منو انجام مي دادند ، مخصوصا اينكه به جاي من سر كلاس تاريخ مي رفتند و درس مي دادند و ديگه لازم نبود به خودم زحمت بدم و برم سركلاسام !!!!!


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور.


هیچ وخ یه ویزلی رو دست کم نگیر. مخصوصا اگه از نوع تک دختر خاندان باشه

تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس ماگل شناسي
پیام زده شده در: ۱۵:۱۰ شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴
تکلیف جلسه بعدتون اینه که قسمتی از زندگی یکی از این فاتحان رو بنویسید(اون قسمت میتونه زمان تولد،مرگ،نوجوانی،دوران مدرسه،جنگ ها،شکست ها،پیروزی ها و هرچیز دیگه ای باشه...)(30 نمره)

جيني همين طور كه روي تختش نشسته بود به تكليفي كه امروز لاكريتا بلك در كلاس ماگل شناسي داده بود فكر مي كرد.اون بايد درمورد قسمتي از زندگي يكي از شخصيت هايي كه لاكريتا گفته بود (هيتلر و ناپلئون بناپارت) مينوشت اما هنوز دو دل بود كه كدوم يكي رو انتخاب كنه و سرانجام خودش رو گرفت :

به همراه تمامي فرماندهانش براي پيروزي در جنگ جشن گرفته بود. او از اين پيروزي بسيار خوش حال و سرمست بود چون از مدت ها پيش نقشه ي بسيار پيشرفته اي براي آن كشيد بود كه خالي از زحمت هم نبود.در ميان خوشحالي اش به ناگاه چشمش به پسري 15 ساله افتاد كه پدرش را كه يكي از فرماندهانش بود را در آغوش كشيده و پدر نيز با مهرباني دست بر سر فرزندش مي كشد. با ديدن اين صحنه به ياد 35 سال پيش خودش افتاد. آلويس با ديدن صورت هيتلر نگران شد و از او پرسيد : چه شده سرورم؟؟؟. اما هيتلر صداي او را نشنيد چون غرق در افكار خودش بود. خاطرات او مانند يك فيلم در جلوي چشمانش ظاهر شد.او شبي در خانه را به خاطر آورد كه پدرش او را همراه مادرش و خواهر و برادر ناتني اش تنها گذاشت. شبي كه از آن موقع به بعد او مجبور شد تمام مشكلات و زحمات خانواده را بر دوش بكشد. زماني كه بعد از مرگ مادرش به اجبار به خانه ي ايتام رفت تا در آنجا از او مراقبت كنند. اولين روزي كه به مدرسه مدرسه رفت و در آنجا با سرزنش بچه ها به علت نداشتن پدرو مادر روبه رو شد و هزاران مشكل دگر كه بعد از مرگ پدرش براي او پيش آمد همه را به خاطر آورد. اما ناگهان به خود تلنگري زد و با خود گفت كه شادي اين پيروزي را نبايد با خاطرات بد خراب كنم. پس آنها را كنار زد و شروع به شادي كرد.


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور.


هیچ وخ یه ویزلی رو دست کم نگیر. مخصوصا اگه از نوع تک دختر خاندان باشه

تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
پیام زده شده در: ۱۴:۰۵ چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴
1- مرلين كه بود و چه كرد(مي كند و خواهد كرد)؟ (بيش از 5 سطر) (10 نمره)

طبق روايات و تارخ مرلين اولين پيامبر روي زمين بوده است كه جزو مرگخواران است و از او يك كتاب به نام مرلين نامه به جا مانده است كه در آن آيات و رواياتي ست كه ميتواند راه درست و نادرست را به انسان ها نشان دهد و آنها را هدايت كند.
آنگونه كه در روايات وجود دارد مرلين علاوه بر اينكه اولين فرد بر روي زمين است آخرين فرد نيز به شمار مي آيد.به دليل درستكاري به مرلين كبير نيز معروف است.
درباره ي آينده ي او نيز بايد عمر زيادي بكني تا بتوني از آينده اش و كارهايي كه انجام ميده اطلام پيدا كني.


2- براي يك شخصيت ، خيالي شخصيت پردازي كنيد. (از خصوصياتي كه ميتوانيد در فرم ورودي پيدا كنيد تا رنگ جوراب و اخلاق خفن و بوي ادكلن و ...) (شخصيت پردازي بهتر،قابل تجسم تر و عيني تر،نمره ي بيشتر) (10 نمره)

نام:ولما
نام خانوادگي:جونز
گروه:گريفندور
چوب دستي:چوب گردو و موي تك شاخ

ويژگي هاي ظاهري:
داراي مو هاي قهوه اي كه بلندي آن تا گودي كمر ميرسد.چشماني بزرگ و سبز رنگ با مژه هايي بلند .قد بلند اما لاغر(البته لاغ لاغر هم نه،ميشه گفت نه لاغر و نه چاق) در كل زيباست.

ويژگي هاي اخلاقي:
ولما از همه بيشتر عاشق درس خوندن است و تكاليفش را با عشق و علاقه انجام ميدهد و هميشه بهترين نمرات رو در مدرسه از آن خود ميكند.كار هاي مورد علاقه ي زيادي داره (البته درس خوندن مهم ترين آنهاست) مانند :
ورزش ، بازي كردن و معاشرت با ديگران.
او داراي خلق و خوي خوش است و از معاشرت و رفت و آمد با ديگران لذت ميبرد مخصوصا اگر آنها دوستانش باشند.از بازي كردن با حيوانات خانگي اش بسيار لذت ميبرد و هميشه سعي ميكند بخشي از وقت خود را به آنها اختصاص دهد.از بين تمامي ورزش ها واليبال را خيلي دوست دارد و در آن مهارت بسيار بالايي دارد.رنگ مورد علاقه ي او قرمز است و دكوراسيون اتاقش هم به رنگ قرمز است.از ادكلن خيلي خوشش مياد و يك كلكسيون بزرگ از انواع ادكلن ها را دارد.در كل پايه ي همه چيز هست و خيلي دختر باحاليه...


3- چرا مرلين با وجود اينكه ميتوانست جادو كند ،با دست شروع به نوشتن تكاليف كرد؟ (2نمره)

شايد اون روز حوصله ي جادو رو نداشته و ميخواسته يكم تنوع تو كلاس ايجاد كنه...

4- يك سوره همانند مرلين بياوريد! (حداقل 4 آيه و حداكثر 10 آيه)(4 نمره)

1- هميشه به ياد داشته باشيد كه يكي هست كه كار هاي شما رو زير نظر داره...
2- جغدي كه پرواز بلد نيست به قفس ميگويد تقدير...
3- وقتي اولين حرف الفبا كلاه سرش بره ، فاتحه ي كلمات رو بايد خواند...
4- خشم احساسي ست كه باعث ميشود زبان زود تر فكر كار كند...

5- يك فضاسازي از مشاجره ي لفظي و يا فيزيكي بين دو نفر بنويسيد.(حداكثر 5 سطر)(4 نمره)

خيلي خسته بود و همانگونه كه عرق هاي پيشاني اش را پاك ميكرد به طرف آخرين آنها ميرفت. ديگر نايي براي مبارزه نداشت اما بايد اين كار را ميكرد چون جون عزيزترين كسش در خطر بود. پس تمام قوايش را جمع كرد و آخرين ضربه را به آخرين نفر زد. حالا خيالش راحت شد كه خطري جيني رو تهديد نميكنه.از دور جيني را ميبيند كه بدون هيچ گونه حركتي گوشه اي افتاده.به سمت او ميرود.ناگهان جيني چشمانش را باز ميكند و وقتي هري را در مقابل خودش ميبيند لبخندي به او ميزند.هري هم از اين موضوع خوش حال است كه همسرش جون سالم به در برده.


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور.


هیچ وخ یه ویزلی رو دست کم نگیر. مخصوصا اگه از نوع تک دختر خاندان باشه

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۲:۵۶ دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴
نام: جینی ویزلی
رنگ مو:قرمز
گروه:گریفیندور
نژاد: اصیل‌زاده
عضویت در:ارتش دامبلدور


ویژگی های ظاهری:

دختری مو قرمز همچون سایر ویزلی ها با صورت کک مکی اما زيبا . او داراي قدي متوسط و چشماني به رنگ آبي ميباشد

ویژگی های اخلاقی:

دختری کمی لجباز که دست کمی از پیر ها ندارد چون تمام عمرش را با پسر ها گذرانیده است. کمی لوس و باهوش و تقريبا هم ادم توداريه...همين ديگه

معرفي كوتاه:
جيني ويزلي جوانترین عضو خانواده ی ویزلی است .جینی فرزند آرتور و مالی ویزلی که هفتمین فرزند و تنها دختر آنها محسوب میشود. او خواهر رونالد، فرد، جورج، بیل، چارلی و پرسی ویزلی و همسر هری پاتر و خواهر شوهر هرمیون گرنجر
می باشد.
جيني و شش برادر بزرگترش قبل از شروع تحصیل در هاگوارتز در خانه ( بارو) توسط پدر خود اقای ویزلی آموزشهای ابتدایی جادویی را فرا گرفت. در یازده سالگی جینی ویزلی اولین سال تحصیل خود را در مدرسه ی علوم وفنون جادوگری هاگوارتز اغاز کرد. جینی دوران بسیار سختی را در اولین سال حضور در هاگوارتز سپری کرد. چرا که در آن زمان تالار اسرار به روی جادو های سیاهی که جینی را تحت تسخیر خود در آورده بودند باز شده بود . طی سال اول و دوم حضور او در هاگوارتز جینی احساسات عاشقانه ای نسبت به بهترین دوست برادرش پیدا کرد. کسی که در جامعه ی جادوگران شهرت بسیاری داشت : هری پاتر.
این موضوع باعث شد او در مقابل هری رفتار متفاوتی از خود نشان دهد مثل : ساکت بودن – خجالت کشیدن یا فاصله گرفتن از هری و صحبت نکردن مستقیم با او در حضور برادرش. تا جاییکه در قسمتی از داستان رون به هری میگوید: "نمیدونم اون چه ش شده؟ در حالت معمولی هیچوقت اینقدر ساکت نیست ." در سال چهارم حضور او در هاگوارتز درست موقعی که او از هری انتظار دارد که برای جشن یول بال از او تقاضای رقص کند هری با دعوت نافرجامی از چو تمام نقشه های جینی را برای شروع دوستی به هم میزند. با این حال جینی جشن رقص را از دست نمی دهد و به ناچار پیشنهاد نویل لانگ باتوم رامیپذیرد.
در ادامه جینی که از رفتار سرد و بی توجهی هری نسبت به خود آزرده شده با یکی از دانش آموزان ریونکلاو به نام مایکل کورنر طرح دوستی میریزد. اما این عمل او نه تنها باعث جلب توجه هری نمی شود بلکه باعث کشمکش و درگیری دائم با برادرش رون میشود. ضمن اینکه مایکل در کوییدیچ رقیب جینی محسوب میشود و موجبات ناراحتی هرچه بیشتر اورا فراهم میکند.جینی به توصیه ی هرمیون به اصطلاح خود را وارد اجتماع کرده و رفتاری خیلی معمولی و عادی ای را با هری در پیش میگیرد. در این زمان هری برای اولین بار متوجه رفتار غیر معمول جینی در برخورد با خود میشود و به این پی میبرد که جینی دیگر آن دختر کوچک خجالتی و کم حرف سابق نیست. جینی برای بار دیگر فرصتی به هری میدهد تا اورا جور دیگری ببیند. به این ترتیب که پس از به هم زدن دوستی خود با مایکل کورنر با همکلاسی هری در گریفین دور به نام دین توماس دوست می شود. آخرین تلاشهای جینی برای جلب توجه هری سر انجام نتیجه می دهد و حس حسادت پسرانه ی هری تحریک میشود. جینی که بالاخره پس از پنج سال به عشق قدیمی خود رسیده است در پایان سال پنجم و پس از گذراندن دوره ی کوتاهی با هری از سوی او طرد می شود. او به خوبی میداند که علت این رفتار هری بی مهری او نسبت به جینی نیست بلکه ترس های پنهانیست که همواره یک قهرمان را آزار می دهد. اما او تصمیم خود را گرفته است و می خواهد تا ابد در کنار قهرمان خود بماند و او را در مشکلاتی که در آینده خواهد داشت همراهی کند.جینی ویزلی سال ها بعد با هری ازدواج کرده و صاحب دو پسر به نام‌های جیمز سیریوس و آلبوس سیوروس و یک دختر به نام لی لی لونا می‌شود. او نمونه ی قهرمانی است که با جسارتی مثال زدنی و مهارتی قابل توجه در کنار قهرمانان دیگر داستان با بی عدالتی ها و ستمگری جبهه ی شر مبارزه می کند.تا جاییکه برادران بزرگتر او که همیشه اورا کودک حساب میکنند از او به عنوان کسی که در آینده جادوگر بزرگی درست به بزرگی خود آلبوس دامبلدور خواهد شد یاد می كنند


انجام شد.


ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در تاریخ ۱۳۹۴/۵/۲۶ ۱۴:۳۳:۳۵

قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور.


هیچ وخ یه ویزلی رو دست کم نگیر. مخصوصا اگه از نوع تک دختر خاندان باشه

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۲۳ یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
نام:جینی ویزلی
جنسیت: مونث
رنگ مو: قرمز
گروه: گریفیندور
نژاد: اصیل‌زاده
عضویت در: ارتش دامبلدور
مشخصات:

جینی فرزند آرتور و مالی ویزلی و خواهر رونالد، فرد، جورج، بیل، چارلی و پرسی ویزلی و همسر هری پاتر و خواهر شوهر هرمیون گرنجر می باشد.

او دختری است با مو های قرمز همچون سایر ویزلی ها که بعد ها به عنوان همسر هری پاتر انتخاب می شود و فرزندانش هوگو ویزلی و رز ویزلی نام دارند.


شناسه قبلی

معرفیتون به شدت کوتاهه. بعدا در همین تاپیک کاملش کنید.

تایید شد.
خوش برگشتید.


ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در تاریخ ۱۳۹۴/۵/۲۵ ۲۰:۲۴:۳۵

قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور.


هیچ وخ یه ویزلی رو دست کم نگیر. مخصوصا اگه از نوع تک دختر خاندان باشه

تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.