جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  219 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  310 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  212 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 24 مرداد 1388 10:24
نمایش جزئیات
آفلاین
همین که همه میخان بلند شن و ریگولوس و فینیاس به بیرون کشیده بشن، از پشت خبر میرسه که وقت اضافه دادن!
ریگولوس کلی ذوق می کنه و می پره جلوی دوربین تی شرتشو جر میده ، و زیرش یه زیرپیرن تنشه که روش نوشته " رفیق بی کلک ماهی مرکب "

که به خاطر همین حرکت غیر اخلاقی و غیر ورزشی و کم صبرانه، تصویر شطرنجی صورتشو برمیدارن و همه می فهمن که اون زیر ریگولوس هست!!


ریگولوس:
من نادم شدم، ولی قبل از اینکه بیشتر نادم بشم و خانواده هایی رو از نگرانی برهانم، خواستم ببینم مگه ایفای نقش سوژه داره؟
مثلا تاپیک محفل ققنوس، سوژه اس چیه؟ آیا این نیست که اعضای محفل برن تو پست بزنن و بعد هم مرگخوارا بیان پست بزنن و بالاخره دعوایی بشه و حال همدیگه رو بگیرن، تا که شاید ما هم به نوایی برسیم و بتونیم بریم تو خونه بچگیمون زندگی کنیم؟

ما ناامید نشدیم، ما سوال داریم همین، ما نگفتیم با سایت مشکل داریم با مدیریت و ناظرا مشکل داریم، من فقط خواستم سوال های ذهنم در باب ایفای نقش رو بپرسم...
مجری یه پخ می فرسته و ریگولوس می ترسه!

ریگولوس: خوب البته، شایدم من نخواستم، اثر این ماهی مرکبا بود و من کلا هر گونه رابطه رو تکذیب می کنم!

مجری: بعله تعدادی پیامک برامون رسیده که براتون می خونم...
- از اینکه چهره ی زشت و بی صبرانه ی این تازه واردان رو نشون دادید و من الان خیلی خوشحالم!
-من از اجرای خیلی خوب مجری تشکر می کنم و در اخرم یه کف گرگی از طرف من بزنید به ریگولوس!
-به نظرم حق با تازه..
مجری: خوب بعله! اینا پیام های مردمی بود!
به هر حال، یا شما قبول می کنید که نادم شدید و خیلی بی صبرید، یا اینکه بالاخره قبول می کنید که نادم شدید و خیلی بی صبرید!

ریگولوس با حالت جلوه داری که معلومه نادم نشده: من کلا همه چیو تکذیب می کنم!!
بعد هم شروع می کنه به دراوردن شلوارش
مجری هل میکنه و هی از اتاق فرمان میخاد تبلیغات پرسی پخش کنن که ظاهرا تبلیغات تموم شده...

ریگولوس میاد وسط استودیو و زیرشلواریش رو نشون میده که روش نوشته شده : "رفیق بی کلک، ماهی مرکب "

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 24 مرداد 1388 05:25
نمایش جزئیات
آفلاین
پیام های بازرگانی

آلبوس دامبلدور با ریش های از ته تراشیده وارد میشود و از پشتش ( همچنان معلوم نیست که مبلغان وسایل را از کجا می آورند ) یک عکس و یک تیغ بیرون میآورد و رو به دوربین میگوید: این عکس رو ببینید! من قبلا از تیغ های بوقتیغ استفاده میکردم و ریش هام رو این قدر بلند میتراشید! از وقتی به تیغ های پرسی-تیغ روی آوردم ریش هام این قدر خوب اصلاح میشه

صحنه از استودیو به چمنزار تغییر پیدا میکنه. درست وسط چمن زار آبرفورت در میان چند بز نشسته و به پشم بز هایش ژل میزند. پشم بز ها همه براق و سیخ است و مانند جوجه تیغی شده اند. آبر میگوید: پشم بز های من با ژل موی سر پرسی بیست بیسته! شما هم امتحان کنید!
سپس موسیقی نواخته میشود و بزهای فشن شروع به حرکات موزون میکنند و صدایی که معلوم نیست از کجا آمده با لحن آواز میخواند: پرسی پرسی پرسی پرسی پرسی ...

ادامه برنامه

مجری برنامه به ریگولس و فینیاس میگه: من قصد ندارم شما رو بکشم یا معتاد کنم، اولی وظیفه عزرائیل و دومی وظیفه مورفین هستش! اما شما تفکرتون اینه که اگه پستتون ویرایش شد بهتون توهین شده و اینا. خوب ممکنه شما به خاطر این که هنوز جا نیفتادید و با روند رول های سایت آنا نیستید، رولتون باعث بشه روند یک سوژه به هم بخوره و ناظر که توسط مدیران سایت انتخاب شده صلاح میبینه که پست نادیده گرفته بشه.
شما توقع دارید که برای این که یک پست در نظر گرفته بشه یا نشه؟ یا این که پستی که باعث از بین رفتن یک سوژه خوب شده باقی بماند؟این بار خودتان را جای کسانی بگذارید که سوژه داده اند و پست زده اند.
شما که پستی زدید که باعث به هم خوردن سوژه شده. شما مقصر نیستید اما کسانی که پست زده اند و سوژه را پرورانده اند حق دارند.
مبحث دیگر این است که اگر اول عضویت چند پستتان ویرایش شد یا نادیده گرفته شد و یا ادامه داده نشد، شما نباید فورا ناامید شوید و بگویید پس ماهی مرکب ما چی شد. میتوانید با درخواست دادن برای نقد و دوئل رول خود را تقویت کنید تا کسی نتواند پستتان را ویرایش کند.
هنوز هم حرفی دارید؟ هنوز هم خود را مظلوم میدانید؟ همه این دوران را گذرانده اند.

ریگولس و فینیاس ساکت نسته بودند و به فکر فرو رفته بودند.
مجری گفت: وقت برنامه تمام شده! بفرمایید بیرون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نيمفادورا تانکس در 1388/5/24 5:39:52
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، [color=FF0000]شجاعت و غلب�
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 24 مرداد 1388 03:05
نمایش جزئیات
آفلاین
ادامه ی مستند

انحمن تازه واردان مرده


مجری که با خودش خیلی حال کرده و کلی پیام های مردمی بهش رسیده که ایول و شاخشونو شیکوندی، یه نیگا به ریگولوس میندازه و پوزخند میزنه.

ریگولوس:
والا من از اولش اغفال شدم، به من گفتن اگه بیام اینجا ایفای نقش، به من ماهی مرکب میدن..من به خاطر همون ماهی مرکبه اومدم...حالا اگه شما میخای اون ماهی مرکب رو به من ندی، چرا میخای معتادم کنی و بعد شناسه مو ببندی و بعد هم بگی خودکشی کرد؟ از همون اول ماهی مرکب رو بگو نمیدم! ما هم بالاخره راهشو پیدا می کنیم...

مجری از زیر میز یه لگد می زنه به ریگولوس:
بعله البته اگه شما بگید که ما پست شما رو نقد کنیم که ما خیلی مفتخر میشیم و ..

- یه لگد دیگه -
ریگولوس: یا جیزه شما ما رو نقد کنید و ما شناسه تون رو ببندیم و ...
-یه لگد دیگه -

ریگولوس: اصلا من چی بگم خوب؟!

مجری: شما از نقش خودتون بگید در اینکه چی شد بدبخت شدید و هیچ کی قراره پستتون رو ادامه نده و توی جوب بیفتی شناسه ات بسته شه، خوب بینندگان عریز، همه دیدیم که این اقا از کار خودش پشیمونه!

تصویر ریگولوس که بر اثر اخرین لگد از زیر میز چپه شده پخش میشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 23 مرداد 1388 19:43
نمایش جزئیات
آفلاین
پیام های بازرگانی
لرد ولدمورت با موهایی که تا کمرش میرسه وارد میشه و یک شامپو از پشتش بیرون میاره(شامپو از کجا اومد خدا میدونه) و رو به دوربین میگیره و میگه: با شامپو بچه ی ایوان موهای شما رشدشان 4 برابر میشود و لطیف و شاداب میمانند!

ادامه برنامه

مجری: بهتره نام این برنامه باشه: انجمن تازه واردان بی صبر و زودرنج
- چه طور؟
- چون شما تازه واردان میاید و یک پست میزنید و پس از گذشت 1 ساعت اگر پستی روی پستتون نیاد ناامید میشید و میخواید خودکشی کنید اما چون میترسید این کارو نمیکنید و سپس با مورفین روبه رو میشوید و از او مورفین میگیرید و معتاد میشید و می افتید توی جوب بعد کارتون به تزریق میکشه و میرید تو شناسه های بسته شده.
یا اگه خیلی بهتر باشه وضعتون عصبانی میشید و توی یک پست از بالا تا پایین سایت و اعضا و مدیران رو میشورید و بلاک میشید.
شما صبرتون کمه
ما خودمون همه تازه وارد بودیم دیه، وقتی پستمون ادامه داده نشد نا امید نشدیم دادیم فرت و فرت نقد کنن، با هم دوئلیدیم تا جا افتادیم.
مشکل شما بی صبریه نه تازه وارد بودن.

مجری انگشتش رو هی جلوی صورت ریگولوس تکون میده و داد و فریاد میکنه.
ریگولس نگاهی متفکرانه به مجری میکنه و میره بیرون.
مجری به دوربین نگاه میکنه و میگه: موهاهاها! رفت سر کار! عمرا پیشرفت کنی تازه وارد بد بخت! کسی پستاتو ادامه نمیده! سوژه جدید میاد یا پستت نادیده گرفته میشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، [color=FF0000]شجاعت و غلب�
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 23 مرداد 1388 19:03
نمایش جزئیات
آفلاین
انجمن تازه واردان مرده

دوربین بین جمعیت که صورت‌های همه شطرنجی شده داره حرکت می‌کنه. تمام جمعیت یه ماهی مرکب دستشون گرفتن.

گزارشگر که پیکسل پرسی‌ویزلی به سینش سنجاق شده یکی رو از بین جمعیت انتخاب می‌کنه:

- شما به عنوان یک تازه وارد خودفروخته نظرت درباره این که تازه واردان حق ندارند و نباید اصولاً پست بزنن چیه؟

- موافقم!

- همین درسته!


برنامه دوباره وارد استادیو میشه. یه آقای منتقدی که خیلی شبیه پرسی ویزیله به دوربین لبخند می‌زنه و چراغ‌های استادیو یهویی روشن می‌شه.

- سلام همراهان گرامی! با برنامه دیگری از سری "اَه بازم تازه واردا" در خدمتتون هستیم. امیدوارم که تا پایان برنامه با ما باشید و بعد از دیدن 500 دیقه تبلیغات کلیه محصولات پرسی ویزلی همچنان کانال رو عوض نکرده و فقط به پرسی فکر کنید!

500 دیقه بعد

- یاران عزیز! امروز می‌خواییم براتون از پروژه توطئه ماهی مرکب پرده‌برداری کنیم. برای این کار از کارشناس محترم برنامه آقای منتقد دعوت می‌کنم که کار اعترا... اهم ببخشید! کار گفتگوی خودشون رو با تازه وارد اول و دوم شروع کنن.

- تازه وارد اول: به نام خدا بنده ریگولوس بلک هستم
- تازه وارد دوم: منم پدربزرگ ایشون هستم

مجری: بله فک کنم که کسی متوجه هویت شماها نشده باشه

در همین موقع فلیچ هم که شطرنجی صورتش ازش عقب افتاده وارد استادیو میشه

مجری: بله مهمان سوممون هم رسید! آقای منتقد لطفاً بفرمایید

آقای منتقد که صورتش سیاهه ولی صدای خیلی شبیه پرسی ویزلیه شروع به صحبت می‌کنه: به نام رولینگ جان و خرد کز این کتاب‌های خز و خیل ضایع‌تر نبُوَد! تیز و فرز شروع می‌کنم! شماها به چه حقی به خودتون جرأت دادین عضو سایت بشین؟

فینیاس: والا من رو گول زدن! من حرفی ندارم... خواهش می‌کنم همه تصویر رو شطرنجی کنین
ریگولوس: به خدا هدف ما خیر بود اولش نمی‌دونستیم قراره داستان اشتراکی بنویسیم! فک می‌کردیم رول‌پلینگه!
فلیچ: خانم نوریس هم سلام می‌رسونه!

آقای منتقد: آیا این درسته که شماها خیلی پشیمانید و قول می‌دهید که دیگه هیچ‌وقت پرسی ویزلی رو اذیت نکنین؟!

همه تأیید می‌کنن که یهویی فینیاس شروع می‌کنه به لرزیدن و یه نور قرمز دورش رو می‌گیره و بعد با قدرت پرت میشه عقب!

مجری: اوه اوه! عوامل پشت صحنه! کات کات! طلسم فرمان لرد پرسی شکسته شد!

فینیاس: هه! فک کردین با این کارا می‌تونین جلوی ما رو بگیرین! ما رو دست کم نگیر!

ریگولوس می‌ره اتاق فرمان و آهنگ ما رو دست کم نگیر بیژن مرتضوی رو می‌ذاره پخش و فلیچ و خانم نوریس هم اون وسط به حرکات موزون مشغول می‌شن. فینیاس دست مي‌کنه توی کلاه قرمز رنگش و یه ماهی مرکب می‌کشه بیرون و به سمت آقای منتقد حمله می‌کنه!

آقای منتقد: کمک! ماهی مرکب! نننننه! من از مراحل تأیید ایفای نقش بدم میاد! من رو یاد خیلی قدیما می‌اندازه!
فینیاس: وایستا می‌خوام نقدت کنم!

بالاخره تصویر قطع میشه و دوباره پیام‌های بازرگانی محصولات پرسی شروع میشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
usquequaque putus

ارزشی پیر و قرقرو

تصویر تغییر اندازه داده شده

[b][size=medium][color=0000FF]حزب ارزشی‌ها؛ ق
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 23 مرداد 1388 18:39
نمایش جزئیات
آفلاین
انجمن تازه واردان مرده



این برنامه، مستندی است از وضعیت تازه واردان سایت!


یه مشت ملت تازه وارد که با کلی زحمت از بازی با کلمات رد شدند و تونستند بین ماهی مرکب و اژدها و کلی چیز دیگه ارتباط برقرار کنن، پشت در ایفای نقش واستادن.


تازه وارد اول که می خواهد نامش فاش نشود، چنین می گوید:

من فکر می کردم اینجا ایفای نقشه، کلی زور زدم شناسه هری پاتری انتخاب کردم..ولی وقتی پست زدم به من تذکر دادن که تو چرا اومدی تو ایفای نقش!


تازه وارد دوم که او هم خواست نامش فاش نشود:
اینجا به ما میگن ارزشی، چون خودمون رو وارد ایفای نقش کردیم. البته ایرادی نداره..ولی خوب انتظار دیگه ای داشتیم از رفتارها!

منتقد: مثلا چی؟ بیان بگن، ایول چقدر واقعا ما رو مفتخر کردید اومدید سایت ما عضو شدید و ایفای نقش کردید؟

تازه وارد اول :
نه مفتخر شدیم و اینا مهم نیست، ولی توی قوانین ایفای نقش سایت نوشته که ما داریم ایفای نقش می کنیم...ولی وقتی من میام در نقش ریگولوس! ظاهر میشم، نادیده گرفته میشم. وقتی کسی پست من رو ادامه نمیده، من از کجا بتونم وارد ایفای نقش بشم؟

منتقد: ادامه دادن پست های بی ربط شما، کلا برای قدیمی ها، یه جور بی کلاسیه...افت داره!



آیا تازه واردان مورد بی مهری قرار گرفتن؟
آیا قدیمی ها ماهی مرکب پخش کردن که تازه واردان رو اغفال کنن؟


با ما همراه باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریگولوس بلك در 1388/5/23 18:42:15
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 18 مرداد 1388 17:44
نمایش جزئیات
آفلاین
_وحشت بر همه جا سایه انداخته است.
ناگهان از چاه فاضلابی دست کپک زده ای بیرون می ـآید.
_وحشت بر همه جا حکم فرما می شود زمانی که او دوباره بیرون آید.
ناگهان بر روی صحنه نوشته هایی به وجود می آید.
فیلم سرشار از هیجان،وحشت و بی ناموسی...هم چیزه نه!
حلقه ی 3
با بازیگران برجسته ی سینما.
و هالی ویزارد هم اکنون در سینما ها ی سراسر کشور:هالی ویزارد،هالی ویزارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 18 مرداد 1388 00:18
نمایش جزئیات
آفلاین
مدیر جادوگر تی وی :

- آهای خبر خبر ! خبرای داغ !

مدیر جادوگر تی وی : ول کن باب حوصله ندارم !

- حتی اگر بدونید من با یه فیلم ِ داغ اومدم ؟!

مدیر جادوگر تی وی : هوم ! خب چیکار کنم ؟ برو بندازش تو دستگاه نشون بده دیگه ! این روزا که هر کسی بیکار میشه میره یه فیلم میسازه !

- حتی اگر فیلم ِ پرسی باشه !؟

مدیر جادوگر تی وی : جدی میگی ؟!

- بله قربان !

مدیر جادوگر تی وی :


آیا مدتیست نخندیدید !؟
آیا درصدِ دُز خندیدنِ شما در روز پایین آمده ؟!
آیا دوست دارید با خواندن یک فیلم هالی ویزارد بخندید ؟!

با ما باشید ... با فیلم ِ انجمن خصوصی

بزودی در هالی ویزارد ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 9 مرداد 1388 12:04
نمایش جزئیات
آفلاین
دوربين مرد موطلايی رو نشون ميده كه دهنش رو باز كرده تا دندونای سفيد و براق خودش رو به نمايش بذاره. در كنارش يك گوركن، با بيل طلايی رنگی جا خوش كرده و به عكس دو سال پيش خودش چشم دوخته. گيلدوری، در حالی كه داره روی كاغذ كاهی كه جلوش قرار داره، تمرين امضا ميكنه، ميگه:
-منو الكی آوردين اينجا ديگه؟ يه چيزی بپرسين.

مونتگومری سرش رو سرسری تكون ميده و با آرامش، ميگه:
-بينندگان عزيز و گرامی، امروز در خدمت گيلدوری لاكهارت هستيم. ايشون ميخوان مرگخوار بشن و اين امر بسيار مباركه. گيلدوری عزيز، ميشه از سوابقت بگی؟

گيلدوری دوباره لبخندی ميزنه و به دوربين نگاه ميكنه. دوربين روی يكی از دندوناش كه درخش خيره كننده ای داشته زوم اوت ميكنه.

-سوابق منو كه همه ميدونن. من پنج بار برنده جايزه زيبا ترين لبخند از مجله ساحر هستم. درگيری با ده بيست تا گرگينه، با چهل پنجاه تا سانتور، نود صد تا غول غرنشين از سوابق منه...

مونتگومری سرش رو تكونی ميده و ادامه ميده:
-خوب، سوابق شما كه عاليه. به چه هدفی می خواين مرگخوار بشين.

لاكهارت اطرافش رو مرموزانه نگاه ميكنه. دوربين روی مونتی زوم اوت كرده كه نگاه پرسشگرانش رو به گيلدوری دوخته. گيلدوری ميگه:
-ميخوام ولدی رو ترور كنم. بين خودمون باشه ها!

خش... بنگ... تق، پاق... بوق!

بينندگان عزيز، از پخش ادامه برنامه معذوريم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 19:26
نمایش جزئیات
آفلاین
مجری جوان و جلف برنامه ناگهان جلوی دوربین می پرد و با حرارت شروع می کند به صحبت کردن:

- با عرض سلام خدمت همه ی شما جادوگرای گل و بلبل!
بنده سیاوش نردبان هستم و با همکارانم بار دیگه در برنامه ی داغ داغ "نوبت شوما" در خدمت شما هستیم.
همونطور که می دونید امروز 3 مرداد هست و انتخابات وزارت با تصمیم رژیم با یک روز تاخیری که حرف و حدیث هایی رو هم در پی داشت، امروز و همین حالا که من با شما صحبت می کنم در حال برگزاریه.
از همه ی دوستای خوبم در جامعه ی جادوگری درخواست می کنم که همین حالا و از طریق شومینه یا سپر مدافع و یا جغدک های نامه بر با ما تماس بگیرن و نظرشون رو در رابطه با حوادث این روزا و کلا روند انتخابات بگن.

دوربین یک لحظه از حرکت نوسانی خود نمی ایستد تا هیجان بیننده فروکش نکند و آقای مجری هم مرتبا دوربین عوض می کند.


- خب. لوسویوس از خانه ی ریدل سپر مدافع فرستاده و میخواد صحبت کنه.سلام، لوسی!
- علیک سلام! بابات لوسه بچه سوسول!
- آ، آ! لوسی! بد نشو دیگه. قطع می کنما!
- ها! با منی؟ لوسی منم؟... ایول چه باکلاس! ارباب ما از این چیزا یادمون نداده. هرهرهر!... خیلی می خوامت سیاجون. خیلی تی شرتت قشنگه!
- چشات قشنگ می بینه عزیزم! می خوای همین الان بکنم، پست کنم برات؟

مجری تا نصفه ی تی شرت را از تنش درمی آورد و وسط کار زل می زند به دوربین که یعنی بی شوخی گفتما. اگه بخوای درمیارم!

- آره سیا جون! بده باهاش یه دور بزنیم. جلو بچه های محفل کلاس داره.

مجری تی شرت را دوباره تنش می کند:

- حالا بعد از برنامه لوسی جون! شما نظرت رو بگو.
- نظر؟! در مورد چی؟
- اول برنامه گفتم که! در مورد انتخابات. رای دادی امروز؟
- رای؟! واسه چی؟
- خب... حق رای داری دیگه. به نظرت کدوم یکی از این 4 کاندیدا می تونه افکار تو رو در جامعه پیاده کنه؟
- افکار؟!
- ببین لوسی! میدونی امروز چه روزیه؟
- سوم مرداد!
- قربون آدم چیز فهم. سوم مرداد چه روزیه؟
- جشن سومین سالگرد اخذ گواهینامه ی جاروسواری بین المللی توسط ارباب لرد ولدمورت کبیر همیشه جاوید!
- ... لوسیوس! عزیزم! شما نمی خوای یکمی بازتر و دموکراتیک تر فکر کنی و اینقدر این مونوکراسی شوم اربابت رو به دوش نکشی؟
- به دوش نمی کشم که. هیشکی به دوش نمی کشه. علامت شوم همه روی ساعدشونه، نه روی دوششون. راستی به علامت شوم چی گفتی؟ خیلی باکلاس بود! دوباره بگو. چی چی کراسی شوم؟

مجری انگار که چیزی نشنیده، دوربینش را عوض می کند

- خب. از لوسی عزیز خداحافظی می کنیم و میریم سراغ اسی قالپاق از خانه ی گانت ها.

شومینه ی بزرگ پشت سر مجری، تصویر جذاب اسی قالپاق را نشان می دهد.

- سلام اسی.
- سلام سیا.
- چه خبر؟
- چی بگم سیاجون؟ شما که از ما بهتر خبر داری!
- خب تا جایی که من می دونم، شما از طرفداران و نمایندگان آقای گانت در این دوره از انتخابات هستین و تا این لحظه نتیجه ای که از انتخابات حاصل شده (مجری به گوشه ی بالای تصویر اشاره می کند و همزمان نمودار میزان آرای نامزدها در همان گوشه ظاهر می شود.) به نفع ایشون نبوده. توضیحی دارین؟

- ببینید آقای نردبان! شما در مورد کودتا چه تصوری داری؟ فکر می کنی کودتا باید دو تا شاخ داشته باشه یا عوامل کودتا باید دم داشته باشن؟ نه، عزیزم! کودتا به همین راحتی انجام میشه.
- یعنی شما ادعای تقلب در انتخابات رو مطرح می کنید؟
- صد در صد!

- دلیلتون اونوقت؟
- آخه شما یکم منطقی فکر کن. ببین اسلیترین میاد نماینده ی گروهش رو بذاره، بره به نماینده ی گریفندور رای بده؟ مورف دایی لرد سیاهه! مرگخوارها، دایی اربابشون رو میذارن، برن به مک گونگال محفلی زن دامبل رای بدن؟ مسلما اینطور نیست. پس معلومه تقلب شده.

- درسته که آقای مورفین گانت در مورد شما گفته اسی قالپاق روشنفکرترین خواننده ی جامعه ی جادوگریه؟
اسی رضایتمندانه لبخند می زند و تابی به سبیلش می دهد: آره، داداش! چیکار کنیم دیگه. دست خودمون نیست. فکرمون همیشه روشنه. البته قابل توجه بابا برقی که بنده در ساعات اوج مصرف فکرم رو خاموش می کنم تا همه ی جادوگرای دیگه هم بتونن از فکر روشن بهره ببرن و در ساعات دیگه هم سعی می کنم از فکر کم مصرف استفاده...

- خب. خیلی ممنون اسی جون. در این بخش از برنامه میریم سراغ جغدک ها.
جغدک اول مال فری فرفره است و از هالی ویزارد به دستمون رسیده. فری نوشته: نامردای دیکتاتور دروغگو! چقدر تقلب؟ صبح من و اسی قالپاق و داش مورف هر سه تاییمون سر صندوق حاضر شدیم و به مورف رای دادیم ولی الان رای مورفین گانت رو 2 زدین. الهی سقوط بشین!

جغدک دوم؛ ریپر از خونه ی کلنل فابستر: اصلا تقلب نشده و همه ی شما چیزخورای مورفینین و درود بر وزیر مردمی عمه مارج.

جغدک سوم؛ جیمز از محفل: ای دهنتون آسفالت! چه مرگتون شده شماها؟ دوره های پیش که همش طرف رانده شدگان رو می گرفتین و انتخابات رو تحریم می کردین. حالا دلسوز وزارت شدین؟ از موج چیز مورفین حمایت می کنین؟ نکنه به شما هم گونی گونی چیز داده؟ تاسف!

جغدک چهارم؛ ممد از موج سبز: این خدمات رسانه ای عمو فریز هم علنا شده ستاد تبلیغاتی رژیم. مورفین رو دعوت کرده بیاد دلایل رای نیاوردنش رو بگه. میگن دلیلش تحریم گروه ما هستیمه. هاها! تحریم! این موج سبز رو خس و خاشاک می بینن. دلیلش فقط تقلبه! تقلب آشکار و بی شرمانه!

جغدک پنجم؛ ریتا اسکیتر از روزنامه ی پیام امروز: مورفین بعد از آرای باطله، پنجم شد!

خب جادوگرا و ساحره های عزیز!
جغدک ها زیادن. در طول برنامه هم افراد زیادی با ما تماس گرفتن ولی متاسفانه دیگه فرصتی نداریم.
تا برنامه ای دیگر به امید دیدار!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورفین گانت در 1388/5/3 19:36:12

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!