لرد به سوی شی براق حرکت کرد . لرد از زیر آوار مدالی پیدا کرد و به دقت به آن نگاه کرد .
مورگان به لرد نگاهی کرد و پرسید : ارباب اون چیه ؟
لرد نگاه خود را از روی مدال به روی مرلین انداخت و گفت : این مدال درجه یک سالاز اسلیترین , چه خوب شد اینو پیدا کردم حالا می تونم به این محفلی بگم ما هم مدال داریم .
مرلین به سوی زمین خم شد و لای آوار چوب دستی لرد را پیدا کردو آن را به لرد داد .
لرد چوب دستی خود را گرفت و یک نگاه بسی چند خفن به مورگان کرد وگفت : بیبین چه بلای سر چوب دستی خوشگلم آوردی .
مورگان :
لرد رو به مورگان کرد و گفت : خوب حالا که همه رفتند زود باش همه جا رو بگرد واشیاء خیلی سیاهو پیدا کن ما باید بازار این جارو کسات کنیم . ما باید کاری کنیم همه برای دیدن این اشیاء سیاه بیان خانه ریدل .
مورگان : بله ارباب .
ارباب : مورگان ولی خودمونیم قیافه ات خیلی شبیه اون یارو خون آشامست .
لرد همچنان به سخنان خود ادامه می داد : دیدی اون همه جمعیت چطوری از ابهت لرد سیاه ترسیدن و پا به فرار گذاشتن .
مورگان : ولی ارباب اونا از م...... صدای مورگان در جیغ و داد طلسم کرشیو گم شد .
مورگان در حالی که داشت لباس های خود را می تکاند رو به لرد کرد و گفت : بله ارباب از ابهت شم....
ناگهان پنجره شکست و کنت دراکوله وارد شد .
لرد و مورگان :
-------------------------------------------------------------------------------
می بخشید کوتاه شد .
لطفا نقد شود .
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج




... ( زیر لب)... اون مغز پر از کاه گلتو یه ذره کار بنداز! 

میگم یعنی ما نمیمیریم؟
)لرد سر تاسش رو خاروند و رفت توي خونه.همين طور كه داشت فكر مي كرد يادش اومد يه كار مهم داشته كه بايد انجام مي داد.
...نخير با خودتون كار داشتم.
)




