1. یک شخصیت از اعضای سایت رو انتخاب کنید و کلیه ویژگی های منحصر به فرد اون و استفاده هایی که میشه ازش کرد رو بررسی کنید !
آنیتا دامبلدور!
آنیتا اصولا ساحرهی بسیار جوگیری هست. هیجان بالای اون در برخورد با وقایع مختلف اغلب باعث افزایش فضای سوِِژهسازی طنز در رول میشه و امکان نوشتن دیالوگ های جالبی رو به نویسنده میده.
علاقه زیاد لرد ولدمورت به آنیتا و از طرفی اینکه آنیتا دختر آلبوس دامبلدور هست دست نویسنده رو برای سوِژهپردازی در مورد آنیت بسیار بسیار باز میکنه و به راحتی میشه از این سوژه به دفعات و البته شکلهای مختلف در رول استفاده کرد.
آنیتا مدیر ایفاینقش هست و یکی از وبمستران سایت به شمار میاد و علاوه بر اینکه تمام سوِژههای گستردهی مربوط به مدیران رو داره به عنوان یک مدیر مردمی و اغلب نزدیک بودن اون به ایفای نقش میشه از سوِژههای منحصر به فردی استفاده کرد.
در گذشته عضو گروه معروف حزب بوده و یکی از تاپترین (!) ویژگیهای آنیت این هست که با وجود اینکه حزبیها بیناموسنویس بودن، ولی آنیتا از بیناموسینویسی خیلی بدش میاد و در وضعیت فعلی و در مقام مدیریت بیش از همیشه مخالف خودش رو با این سبک نوشتاری و این دسته افراد اعلام میکنه.
2. یک رول بنویسید و با استفاده از ویژگی یکی از مکان های جادویی یک اتفاق را به دلخواه شرح دهید !
شوخیهای سحرآمیز ویزلیها ، کوچه دیاگون !
نگاهی به اطرافش انداخت و جفتپا پرید داخل مغازه. داخل آن غلغله بود و وسایل کوچک جادوی ویژویژکنان (!) از مقابلش رد میشدند، نورهای رنگی بر قفسهها میتابید و پفهای کوتوله داخل قفسهایشان در جنبوجوش بودند. با هیجان به پیشخوان مغازه نزدیک شد و گفت:
-دایی فرد دو تا تلهی انفجاری بده ما بریم!
فرد ویزلی به چهرهی پسرک نگاهی انداخت و گفت:
-شیش گالیون و سه نات!
آسپ جیغ بلندی کشید:
-پووووووووول؟ از منم پول میگیری دایی؟! نزار بگما ... میگما میگما میگما!

-چیو میگی؟
آسپ خنده شیطانی کرد...
فلش بک!
قطار سریع السیر هاگوارتز!
فرد و جرج بر روی زمین زانو زده بودند و عاجزانه التماس میکردند:
-هری تو رو خدا ... شما که پولتون از پارو بالا میره. تو رو به مرلین جایزهی مسابقه سه جادوگر رو بده تا ما بتونیم مغازه بزنیم.
هری: هه، میخواستید خودتون شرکت کنید برنده بشید جایزه بگیرید. نمیدم!

فرد و جرج: هرررررررری!

هری نگاه تحقیر آمیزی به آنها انداخت و گفت:
-باشه بابا واسه شما ... ولی باید قول بدید تا سه نسل از فرزاندانم رو به صورت رایگان از وسایل سحرآمیز تامین کنید. هوووم؟
فرد و جرج هورا کشیدند و سرشان را به نشانه تایید تکان دادند.
پایان فلش بک!
فرد:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج




باید برم داخل خونه ...

نه بابا آب دماغ نیست که.. یه چیزیه شبیه اون.
