جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  204 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  217 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  306 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  208 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1388 21:44
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم... اهم... پیشته... برو اونور ببینم. چه گربه هایی پیدا میشن! هی فیلچ، این میس نوریستو بردار ببر تنبیه سرا همۀ دور و بر منو مبارک کرد.

خوب، با توجه به اینکه مسئول قلم پر پرسی هست، پس اون می تونه مصاحبه کننده رو انتخاب کنه که معمولا همچین دودستی چسبیده به این مسند مصاحبه که هیچ جوره نمیشه از سر جاش بلندش کرد.

درنتیجه، چون اسکاور هیشکیو به عنوان مهمان بعدی پیشنهاد نکرده، نظرسنجی رو هم که (عکسشو) توی پیوست زیر ِ پستِ پرسی، اون پایین ماییناش دیدین و جواب های بله و خیرش مساوی شده، پرسی یه پخ (ک. ر. ب. صاحابش!) به من زد و گفت یه رای نهایی بدم و منم چون که خیلی منم (!!!) و رایم پنج تا رای حساب میشه بهش رای مثبت دادم و حالا اونم شده مهمان بعدی برنامه.

کاملا انکار می کنم که وسوسۀ تصاحب مسند مصاحبه گری منو به اتخاذ چنین تصمیم مهمی واداشته.

درنتیجه، مهمان بعدی پرسی ویزلی هست و مصاحبه گر خودمم.

از حالا به مدت پنج روز (به عدد: 5 روز! ) مهلت دارین تا سوالاتتون رو ازش بپرسین. (حالا اگه قول بدین وقتی مزدوج شدین بیاین تو دادگاه، پیش خودم تا طلاقتونو بگیرم، یکی دو روزی براتون تمدیدش می کنم. )

از من می شنوین، همچین بپیچونینش و همچین سوالای نامردی بپرسین که شپلخینا بشه و موقع جواب دادن نفسش بند بیاد. (تا این باشه انگشتای ما رو نشکونه موقع مصاحبش!)

همین دیگه!

--------------

پی نوشت بسیار مهم:

اگه داش مسوت خواست از اسکاور سوال بپرسه، چون خیلی داش مسوته و پارتیش به قطر کهکشان هاست، سوالاشو میدیم اسکاور جواب بده. پرسی هم نمی تونه هیچ اعتراضی بکنه چون تا اطلاع ثانوی اون فقط یه مهمانه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1388/6/2 21:49:54
قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1388 19:15
نمایش جزئیات
آفلاین
1-مسلماً همون طور که پرسی گفت الان با قبل خیلی فرق داره...اون موقع قالب درست و حسابی ای برای پست زدن وجود نداشت(چه پست جدی چه پست طنز) و مثلاً توی یه تاپیک شاهد بودیم که یه نفر یه پست میزد که فقط دیالوگ بود و نفر بعدی یه پست میزد همش صحنه سازی بود!...کلاً همه چی فرق داشت با الان!
پس نمیشه از روش های اون موقع هم استفاده کرد...در ضمن من روش خودمم تایید نمیکنم...اینکه زیاد پست بزنی اصلاً خوب نیست کیفیت پست ها مهمه!
من حرف خودمو تصحیح میکنم...به خاطر زیاد بودن پست هام معروف تر نشدم بلکه به خاطر بیشتر دیده شدن معروف تر شدم!(که از نوع مثبتش بود!)

2-من نظر خودمو گفتم...به نظرم اعضای فعلی سایت با اعضای قدیمی فرق خاصی ندارن...فقط اعضای قدیمی اعضای قدیمی بودن و اعضای جدید اعضای جدید!
ما هم اعضایی داشتیم قبلاً که توی جدی نویسی یا طنز نویسی تک بودن...من مطمئنم همین الان کسایی پیدا نمیشد که مثل گیلیدی بتونن پست طنز بنویسن یا مثل امپراطوری تاریکی بتونن پست جدی بنویسن!
داشتیم اعضایی رو مثل نارسیسا که روش جدی نویسی خودشونو ابداع کرده بودن و روش خوبی هم بود ولی پست های امپراطور موندگاری بیشتر داشته و داره!
فکر میکنم تو هر دوره ای "تک" هایی داریم ولی خب اینایی که گفتن تاریخی بودن واقعاً!

3-الان که فکر میکنم میبینم که اصن من تاپیک کارخونه ی دستمال سازی رو نزدم...همون ایگور زد که منم استقبال کردم...من قصد داشتم بزنم ولی ایگور پیش دستی کرده بود!

4-به هر حال اون قضیای نحوه ی برخورد که جالب هم نبود و باعث شد که چند نفر از اعضای حزب بذارن و به خاطر بی جنبگی بعضی ها و بلاک شدن از سایت برن...من هنوز حسرت میخورم که چرا بیشتر(حتی چند روز بیشتر) دور هم نبودیم تو این سایت و خوش نگذروندیم...واقعاً ارزشش رو داشت!؟

5-اینکه میگی جو تاپیک نمیخوره که سوالای خصوصی بپرسی و بقیه هم به سوالات جواب نمیدن به خاطر اینه که اینجا همه با هم آشنا نیستن!
اگه از من سوال خصوصی بپرسی جواب میدم چون اصولاً هر کی میاد به من پی ام میده منو میشناسه ولی من اونو نمیشناسم!...دیگه فقط کم مونده خواجه حافظ شیرازی اسم مارو ندونه!!
با کسی هم رودربایستی ندارم...توی سایت های دیگه ای هم با بچه ها در ارتباطیم...سایت های راحت تری مثل فیس بوک یا تویتر یا مرحوم 360 و اینا!...خلاصه اینکه خب مسلماً اعضای جدید راحت نیستن و به این سوال ها جواب نمیدن ولی اعضای قدیمی فکر میکنم تو این مورد راحت تر باشن!


وااسلام نامه تمام!

پ.ن: به اون مسعود بوقی بگین بیاد از من سوالاشو بپرسه دارم بوووورینگ میشم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://godfathers2.persiangig.com/hammers/Pro
Re: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1388 14:20
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام



خب ، ممنون از اسکاور ، مصاحبه ی خیلی خوبی بود به نظرم ، ویژگیش هم این بود که خیلی بی پرده و واضح و واقعا اونطور که بود جواب داد و مثل خیلی ها سعی نکرده بود چیزی رو بپیچونه یا طفره بره و این خودش خیلی اهمیت داره .

چند موردو یه بررسی میکنم :
نقل قول:
اصن به خاطر پستای "خاله بازیم" بود که معروف شدم و به خاطر پست های زیادم بود که معروف تر شدم!

لازمه یه توضیحی بدم ، در حالِ حاضر هم عده ای فکر میکنن با این پستای خاله بازی میتونن توی سایت مطرح شن ، ولی اصلا اینطور نیست ! زمانِ تو پست ها کیفیتِ فعلی رو نداشتن ، ولی الان خیلی از پست هایی که زده میشه از نویسنده های خوب هست و کیفیت بالایی دارن و یه پستی که کیفیتش پایین باشه و خاله بازانه باشه ، اصلا در نظر گرفته نمیشه یا پاک میشه !

نقل قول:
هیچ وقت دوست نداشتم سیاه باشم و همیشه هم از سیاها بدم میومده! کلاً از شخصیت های منفی داستان هری پاتر اصلاً راضی نیستم و خوشم هم نمیاد!

یعنی تو داری محفل ِ منحوس رو با ارتش عظیم و قدرتمند مرگخوارا مقایسه میکنی ؟! نچ ! نا امید شدم ازت

نقل قول:
درسته که ولدمورت و مرگخوارا باید جدی باشن...ولی ما زمان رضا مرلین هم ولدمورت و مرگخوارای جدی داشتیم که جدی و طنز رو با هم به طرز عجیبی مخلوط کرده بودن و واقعاً جالب بود!

اون موقع اصلا قابل ِ مقایسه با الان نیست ! مرگخوارایی که الان هستن ، هم توی جدی نویسی تکن و هم توی طنز نویسی و هم تلفیقی از این دو ! مسلما ارباب سعی کردن ترین ها رو جمع کنن تا یه ارتش سیاه قوی داشته باشن .

نقل قول:
تاپیکی هم که این مورد زدم در اواخر فعالیتم در سایت بود و به هیچ عنوان فعالیت لازم رو توش انجام ندادم و الان هم نمیدونم چه شکلی شده...کلاً خیلی از اون تاپیک خودم راضی نبودم ولی پست های بدی هم توش نخورد!...میخواستم اون تاپیک رو یکی از فعال ترین تاپیک های سایت کنم ولی خب رفتنم از سایت باعث شد اینطور نشه!

امم ، نمیدونم این تاپیک رو کجا زدی و چه بلایی سرش اومده ، ولی الان فقط یک تاپیک کارخانه دستمال سازی اسکاور هست که توی دیاگونه و ایگور زده

نقل قول:
پرسی ویزلی: همممممم...گیرت آوردم بالاخره!...یادمه پرسی اون موقع یکی از کسایی بودی که کلی علیه حزب توی "نحوه ی برخورد" موضع گرفته بودی...من اصلاً از اون مسائل خوشم نمیومد و به خاطر همین از همون موقع ازت زیاد خوشم نمیومد ولی در دنیای بیرون پسر خیلی خوبی هستی...گرچه زیاد نمیشناسمت...باید بیشتر همدیگه رو بشناسیم!

اون موقع که بحث هایی در موردِ حزب شروع شده بود ، من توی اوج ِ فعالیتم توی سایت بودم و مسلما نظر کسی که مطرح باشه یه جورایی اهمیت داره ، به همین خاطر ، ملت منو تحریک میکردن برای پست زدن و البته باید بگم که خودم هم بدم نمیومد ... خودت که نحوه برخورد رو میدونی چجوریه ، ادم وقتی واردش میشه و یه بحثِ داغ میبینه نمیتونه جلوی خودش رو بگیره ! اینکه الان آروم شدیم ، برای اینه که دیگه از سن ما گذشته این بحث و دعواها ... ولی مطمئن باش اگر خودت هم بودی جای من و انقدر فعال و داغ بودی ، بدتر هم پست میزدی و دعوا میکردی مخصوصا اینکه منم اون موقع پتانسیل ِ زیادی داشتم و پستایی که میزدم تو دعوا ، به طرز عجیبی دعوا رو داغ تر میکرد ولی الان که فکر میکنم میبینم ، اون دعواها ارزش ِ رفتن ِ اعضای حزب رو نداشت ... لطف داری ، ایشالا بیشتر آشنا میشیم با هم

نقل قول:
جذاب ترین راونکلاوی : حالا چرا ریونکلاوی؟!...همممم...راجر دیویس؟!

از همه ی مهمونا شخصیتی که مربوط به گروهشون هست رو میپرسم ، برای این راونی پرسیدم

نقل قول:
صحبت با همدیگه: این تاپیکِ کجا بود!؟...تو هافلپاف بود!؟...اگه تو هافلپاف بود تا اونجا که یادمه کلی پستای طولانی توش میزدیم...یادش بخیر...چقدر ایده داشتیم که اکثرشونو عملی کردیم با سرژ و بقیه ی بچه های هافلپاف!

نچ !
صحبت با همدیگه ی انجمن خصوصی مدیران !

نقل قول:
بدم نمیومد یه کم سوالات رو خصوصی تر هم میکردی...بدم نمیاد بقیه بیشتر با "خودم" آشنا شن!...ولی حالا که نپرسیدی!

منم دوست دارم سوالای خصوصی بیشتری بپرسم ، ولی جو قلم پر این اجازه رو نمیده ! یعنی عموما استقبال نمیکنن ! یه سری ملت برای گفتن ِ اسم و سنشون هم طفره میرن ! به سوالِ برادر یا خواهر داری هم که کلا جواب نمیدن ، حالا بیام سوالِ خصوصی هم بپرسم دیگه کلا مصاحبه رو جواب نمیدن مشکل اینه

حتما از پیشنهادت استفاده میکنم در مورد مهمون های قدیمی ، مشکلی که هست ، اینه که ملت الان که اوج ِ فعالیت هست ، بیشتر دوست دارن با اعضای فعالِ فعلی آشنا بشن ، تا اعضای قدیمی ، ولی حتما این کارو میکنم

ممنون از مصاحبه ی خوبت

ضمنا ، نظرسنجی تاپیک برداشته شد و تصویر نظرسنجی رو من پیوست میکنم ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:



jpg  (92.37 KB)
8313_4a92627c0c3af.jpg 1024X768 px
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1388 19:32
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

آخه بی جواب موندن سوال های مهم تر از این تو این سایت رسمه ... ترسیدم جواب بدم پستمو پاک کنند!

کلا اگه دوست داری سر کار باشی و حال کنی و اینا! خودت بشین حدس بزن من کدوم یکی از دوستای تقریبا نزدیکتم!

اگه دوست نداری سر کار باشی ، برو درخواست کن آرشیو چت روم چند هفته پیش سایتو بگیر ، بشین بخون که من تازه اومده بودم سایت عقده ی پرسیدن سوال تو قلم پر پیدا کرده بودم، چند تا از اعضای قدیمی تر بامرام بهم تقلب رسوندن ازت سوال بپرسم!

دیگه اگه اسم اون اعضای بامرامو می خوای ، خرج داره برات!

این که کی هستم هم ، شخص مهمی نیستم! یه ارزشی جدیدم تو سایت ، قراره سر ساعت نه گذاشته شم دم در دوستان نارنجی پوش منو با خودشون ببرند!

موفق باشی !
( راستی اسکاور اصلا دختره یا پسر؟!)


مشکلی ندارم خب جواب نده!
ولی میدونم کیا بهت رسوندن که اون سوالو بپرسی...امروز از مافیای جادوگران سوال کردم بهم گفت!

اسکاور نه پسره تا دختر، خانمه!
توی کتاب هری پاتر و جام آتیش وقتی میرن تو استادیوم جام جهانی کوییدیچ روی تابلوی تبلیغاتی(یا روی اسکوربورد و اینا) اسمش هست...تو یکی از ترجمه ها بود نمیدونم حالا تو همشون هست یا نه!
در هر صورت خانم بود...ولی من کردمش آقا!


راستی یکی دو نفر دیگه باز سوال داشتن، بیاین بپرسین خب!
نمیدونم وقت دارن هنوز برای سوال پرسیدن یا نه ولی فکر کنم وقت داشته باشن!...حالا ناظر بهتر میدونه!


راستی مهمترین نکته هم دوتا پست قبلیمه(همونی که جواب همه رو دادم) که ویرایش شده...برین ببینین کیا ویرایش کردن باحاله!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://godfathers2.persiangig.com/hammers/Pro
Re: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 30 مرداد 1388 17:58
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

به آرگوس فیلچ:
حالا که تو این همه از من سوال کردی حداقل خودتم جواب بدی کی هستی!...خیلی مشکوک میزنی و سوالاتم خیلی مشکوک بود!...باید یکی از دوستای تقریباً نزدیکم باشی!


آخه بی جواب موندن سوال های مهم تر از این تو این سایت رسمه ... ترسیدم جواب بدم پستمو پاک کنند!

کلا اگه دوست داری سر کار باشی و حال کنی و اینا! خودت بشین حدس بزن من کدوم یکی از دوستای تقریبا نزدیکتم!

اگه دوست نداری سر کار باشی ، برو درخواست کن آرشیو چت روم چند هفته پیش سایتو بگیر ، بشین بخون که من تازه اومده بودم سایت عقده ی پرسیدن سوال تو قلم پر پیدا کرده بودم، چند تا از اعضای قدیمی تر بامرام بهم تقلب رسوندن ازت سوال بپرسم!

دیگه اگه اسم اون اعضای بامرامو می خوای ، خرج داره برات!

این که کی هستم هم ، شخص مهمی نیستم! یه ارزشی جدیدم تو سایت ، قراره سر ساعت نه گذاشته شم دم در دوستان نارنجی پوش منو با خودشون ببرند!

موفق باشی !
( راستی اسکاور اصلا دختره یا پسر؟!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 30 مرداد 1388 04:20
نمایش جزئیات
آفلاین

کجا بودی ولد...نه ببخشید یعنی خاله لارا!!!
بیا مسنجر با هم بچتیم!...شصت سالی میشه نچتیدیم!
آیدیم اینه: BandB7


به آرگوس فیلچ:
حالا که تو این همه از من سوال کردی حداقل خودتم جواب بدی کی هستی!...خیلی مشکوک میزنی و سوالاتم خیلی مشکوک بود!...باید یکی از دوستای تقریباً نزدیکم باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://godfathers2.persiangig.com/hammers/Pro
Re: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 30 مرداد 1388 03:28
نمایش جزئیات
آفلاین
اولین گروهی که من باهاش تو سایت فعالیت میکردم تشکیل شده بود از زاخی خاله باز-شون پن -ایوانا اسمیت و چند نفر دیگه.یادم نرفته که این زاخی چقدر سعی کرد منو ببره هافلپاف!

نقل قول:
من فعالیت بلاتریکس رو ندیدم ولی خود بلاتریکس رو خوب میشناسم...زمانی بود که بلا رو با نام خاله بلا صدا میکردم توی مسنجر و به نظرم باید تونسته باشه از عهده ی این نقش بر بیاد چون نویسنده ی خیلی خوبی بود!

زاخی خاله باز!آبرو نذاشتی برای من.خاله چیه؟من هر نوع خاله بودنو تکذیب میکنم.ضمنا خاله تو لارا بود.بلا اصلا ازت خوشش نمیومد.
خوبم خودتی.من عالیم!حرف ندارم!تکم!


نقل قول:
به نظر من بهترین لرد، رضا مرلین بود...زمانی که مرلین لرد ولدمورت شد یکی از بهترین زمان های من توی جادوگران بود...اون موقع مرگخوارها واقعاً مثل مرگخوارهای واقعی، حتی واقعی تر از کتاب های هری پاتر پست میزدن و فعالیت میکردن

مرلین لرد فوق العاده ای بود.خیلی چیزا ازش یاد گرفتیم.


نقل قول:
مرگخوارا نباید مثل محفلی ها رفتار کنن و پست بزنن و محفلی ها هم نباید مثل مرگخوارا پست بزنن و رفتار کنن! به نظر من مرگخوارا نباید یه دفعه یه تاپیک رو مورد هجوم قرار بدن...به نظرم باید کمتر پست بزنن...پست های با محتوا بزنن و کمتر در مکان های عمومی ظاهر بشن

کاملا باهات موافقم.منم همیشه سعی کردم اینجوری باشه.اگه بذارن!


نقل قول:
دوست دارم به 14-15 سالگیم برگردم و اون زندگی رو دوباره تجربه کنم!

ولی من اصلا دوست ندارم برگردی اونجا...خیلی حرف میزدی!


نقل قول:
جذابترین جادو : آواداکداورا

این سفیدی بیش از حد روحت منو کشته!


نقل قول:
اگرم میخوای قضیه رو ناموسی کنی باید بگم که کور خوندی چون لو نمیدم چندتا دوست دختر داشتم تا حالا

ولی شاید یکی پیدا بشه که حاضر باشه در مقابل مبالغ مناسبی این قضیه رو(حداقل یه مقدارشو)لو بده!

نقل قول:
میلاد قربانی

بعد شیش سال با اسم کاملتون آشنا شدیم آقای قربانی!اونقدر حرف میزدی که فرصت نشده بود بپرسم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1388/5/30 3:30:08
Re: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 30 مرداد 1388 02:37
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام


اسکاور عزیز جوابِ سوالاتِ اعضا رو داده بود ، امروز هم فایل اصلی مصاحبه همراه با جوابشون رو به من داد و من به پستش پیوست کردم .

موفق باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 29 مرداد 1388 01:58
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام!
خب بابت تاخیر ببخشید...امروز اومدم که کل سوالارو با هم جواب بدم!!

نقل قول:

مارکوس فلینت نوشته:
اممم...فقط دو تا سوال دارم
فلسفه این کارخونه دستمال سازی تون چیه؟

به چه علت نام اسکاور رو انتخاب کردید؟

توی کتاب چهارم هری پاتر(هری پاتر و جام آتش) وقتی که هری همراه خانواده ی ویزلی و هرمیون گرنجر به جام جهانی کوییدیچ میره و داخل ورزشگاه از دوربین جادویی استفاده میکنه، روی اسکوربورد تبلیغاتی ورزشگاه یه جمله میبینه که دقیقاً یادم نیست جملش چی بود ولی قبلیغ "دستمال های همه کاره ی خانم اسکاور" بود!!
بعد خلاصه من از این اسم خوشم اومد و دیدم حیفه خانم باشه...کردمش آقا!!

فلسفه ی دستمال های سحرآمیز هم از همین جا اومد و کارخونشم که توی پستا به وجود اومد!

در ضمن اینم بگم که این شخصیت یه پیشینه ی تاریخی از هم توی جادوگران نسل دوم داره و اونم اینه که یه زمانی که من زاخاریاس اسمیت بودم و همراه با توماس جانسون(علیرضا) کلی فعالیت ضد لرد ولدمورتی داشتیم از یه سری ساعت جادویی استفاده میکردیم توی پستامون که مارو تبدیل به هر کسی که میخواستیم میکرد...مثلاً تو یه پست یه دفعه میدیدی که تمام گروه ما تبدیل به زاخاریاس اسمیت شدن و میان و از همسر زاخاریاس اسمیت(کتی بل) تنفس مصنوعی میگیرن!

کلاً بی ناموسی بود!!...اسم اون ساعتارو گذاشته بودیم اسکاور که مثلاً از روی نام پدربزرگ زاخاریاس اسمیت برداشته شده بود که یه کارخونه ی دستمال سازی داشت و کلی دستمال هاش معروف بود!

یعنی من از همون موقع شخصیت پدربزرگ زاخاریاس اسمیت رو اسکاور معرفی کرده بودم و بعد از اینکه از مدیریت جادوگران کنار گذاشته شدم این شخصیت رو ساختم تا دیگه آلبوم دامبلدور نباشم و فعالیت نکنم!

نقل قول:

زاخاریاس اسمیت نوشته:
سلام

یه چیزی باید بگموشما توی چت باکس بهم گیر دادید مجبور شدم پست بزنم.

نظرتون راجع به شناسه ی زاخاریاس اسمیت چیه؟(در کل)

هافل براتون چه معنی ای میده؟

دیگه همین!

خب زاخاریاس اسمیت شناسه ی اول من توی سایت جادوگران بود و معروف ترین شخصیت من در سایت جادوگران که با مخفف "زاخی" شناخته شده بود و هست!...حتی خیلی از بچه های قدیمی هنوز منو میبینن منو با اسم زاخی صدا میکنن!
کلاً زمانی که من شخصیت زاخاریاس اسمیت رو داشتم بهترین دورانم توی سایت جادوگران بود...با اینکه در زمان آلبوس دامبلدور بودن خیلی معروف تر و باکلاس تر!! شده بودم و پست هامم خیلی پیشرفت کرده بود و حتی به مدیریت هم رسیدم، ولی دورانی که زاخاریاس اسمیت بودم همه چی فرق داشت!
من با زاخی تمام رکوردهای سایت رو زدم...از ناظر هشت تا انجمن به صورت همزمان گرفته تا بیشترین پست در یک روز(نزدیک 40 تا رول پلیینگ) و زدن بلندترین پست(البته توی غیر رول پلیینگ) و خیلی چیزای دیگه که یادم نمیاد!

در مورد هافلپاف هم باید بگم که خب وقتی شما یه جایی رو بسازی(یا یکی از سازنده هاش باشی) نسبت بهش چه حسی داری؟!...خب عاشقشی!!

زمانی که من از گریفیندور رفتم به هافلپاف(چند روز اول که زاخاریاس بودم توی گریفیندور بودم!) هیچ کس توی تالار هافلپاف نبود جز دو نفر که یکیشونو یادم نیست ولی اون یکی امین(سیریوس بلک) بود که شناسش یادم نمیاد چی بود!
هیچ فعالتی توش نبود و فقط چندتا تاپیک داشت که یه پست بیشتر توشون نخورده بود!

خب من انرژی داشتم و شروع کردم به اغفال کردن ملت برای اومدن به هافلپاف...هیچکس دوست نداشت بیاد هافلپاف...برای همین من به تک تک اعضای تازه وارد پیام شخصی میدادم تا بکشونمشون به هافلپاف و خب بعد از یکی دو هفته حدود 10 عضو فعال داشتیم توی تالار که نصفشون بعضی مواقع یه دفعه غیبشون میزد!
مهمترین اعضای هم سرژ تانکیان و آلیشیا نمیدونم چی چی!! بودن که خیلی فعال بودن و خلاصه با اغفال کردن یکی دوتا از دوستای نزدیک(مثل سهیل که سدریک دیگوری شده بود) و ممد کارلوس که شناسش یادم نمیاد، تونستیم هافلپاف رو یه کم فعال کنیم!
خلاصه تاپیک های خیلی قدیمی ای که الان توی هافلپاف میبینید توسط شناسه های قبلی من(زاخاریاس و آلبوس) زده شده تلاش همون موقع ما بود...مثل کارخونه ی فیلم سازی(اچ سی اُِ)(هافلپاف کامپنی) و چندتا تاپیک دیگه که من اسمشونو یادم نمیاد!
ولی چندتا کار خیلی خوب کردیم و اونم این بود که اولین تالاری بودیم که فعالیت های تالارمون رو به بیرون از تالار بُردیم...یعنی تاپیک اچ سی اُ در بیرون تالار و بعد سعی کردیم برای هافلپاف تبلیغ کنیم...در ضمن بچه های ریونکلاو هم با ما سعی میکردن دشمن باشن تا جذابیت دو گروه ریونکلاو و هافلپاف به اندازه ی گریفیندور و اسلایترین بشه!

خلاصه با ساختن چندتا فیلم و مقابله هایی که با لرد ولدمورت(مخصوصاً من و سرژ) میکردیم کلی هافلپاف و مخصوصاً خودمون دو نفر رو کلی معروف کردیم...سرژ بهترین عضو تازه وارد، بهترین نویسنده، جادوگر سال، بهترین تاپیک رو همین طوری گرفت و من هم جادوگر سال و بهترین ناظر رو به مرور زمان گرفتم که خب توی پروفایل شخصیم میتونید همشونو ببینید!

خلاصه من هر چی داشتم توی این سایت از هافلپاف شروع شد و زمانی هم که مدیر رول پلیینگ بودم سعی میکردم خیلی به هافل توجه کنم و مدیریت هافلپاف رو هم برعهده گرفته بودم و سعی میکردم بچه های تالار رو راهنمایی کنم...ولی به دلیل بودن اکثر دوستان صمیمیم در تالار ریون بعد از اینکه اسکاور شدم به اون تالار رفتم و اونجا کمی فعالیت کردم!
همین!

نقل قول:

گابریل دلاکور نوشته:
اسكاور!

دلت براي هلگا تنگ نشده؟ چون من دلم خيلي براش تنگ شده.

به نظرت پاورداس تيم خوبي بود؟ اسنجام ملي اتحاد ِ تيمي؟؟؟ (يا يه همچين چيزي)

چرا تو چتر باكس مرگ بر گابريل نگفتي؟

چرا هلگا رو یادم میاد...کلی برای هافلپاف توی هاگوارتز امتیاز میگرفت...مخصوصاً زمانی که من مدیر هاگوارتز بودم و بعد از اون!...عالی بود فعالیتش!

پاورداس تیمی بود که من و شهاب(دراکو مالفوی وزیر اسبق!) و مانی(سالازار اسلایترین اولیه ی سایت) با هم ساختیم که خیلی هم اتفاقی بود:

پاورداس به معنی پاور+دال(دراکو)+الف(آلبوس)+سین(سالازار) بود و هست و برای شروع اون انسجام اولیه رو نداشت!
ولی بعد از اینکه انجمن کوییدیچ زده شد و ما تیم هارو به صورت پروفشونال(!) بستیم بسیار تیم خوبی شد...بهترین زمان هم به نظرم زمانی بود که من و محمدرضا(کورن اسمیت) به همراه سهیل(فنگ)، آنیتا دامبلدور، وینکی(بیتا)، شهاب(دراکو مالفوی) و هلگا هافلپاف و یه نفر دیگه اسمشو یادم نمیاد این تیم رو اداره میکردیم!
ما یه وبلاگ داشتیم توی بلاگ فا که هنوز هم زندست (وبلاگ پاورداس هنوز پابرجاست و میتونید توی بلاگفا سرچش کنید).

میتونید تمام تلاش هامونو اونجا ببینید...کار گرافیکی وبلاگ هم از خودم بود!...کلاً وبلاگ زدن اون موقع برای تیم ها مد شده بود و فعال ترین وبلاگ هم به نظر خودم وبلاگِ خودمون بود!

در ضمن فکر نمیکنم تا حالا پیش اومده باشه که 2 نفر با هم یه پست بزنن ولی اون زمان من و بیتا(وینکی) با هم پست میزدیم و توی مسنجر جملات و دیالوگ های پست هامونو با هم هماهنگ میکردیم...اون زمان و اون نوعِ پست زنی هم از بهترین دوران های من توی جادوگران بود!

نقل قول:

آرگوس فیلچ نوشته:
در راستای پرسیدن سوالات بی ربط از کسی که اصلا نمی شناسمش!!!

- بهترین خاطرت از سایت جادوگران

- از کدوم یکی از اعضای سایت بیشتر می ترسی؟

- اگه بخوای یه آرزو کنی اون آرزوت چیه؟

- متولدین شهریورو بیشتر دوست داری یا دی ماهی ها رو؟

- قبض موبایلت در ماه چقدر میاد ؟ ( سوال قشنگیه!)

- تا حالا چندتا عینک آفتابی رو شیکوندی؟

- زیرآب زن ترین فرد جادوگرانی؟

- هر کدوم از این کلمات تو رو یاد چی می ندازه ؟

غیرت - آفتابه - سبز - فوتبال - ساحره - میتینگ - نمایشگاه

در پایان خانوم نوریس سلام مخصوص می رسونه و میگه آواتارت خیلی زشته!


-بهترین خاطرم زمانی بود که با سرژ فعالیت میکردیم توی سایت و تا صبح بیدار میموندیم و پست
میزدیم و ایده میدادیم!

-ترسی نداشتیم!...ناسلامتی عضو حزب(!) لیبرال دموکرات جادوگریالیستی بودیم!...بی ناموسی می ناموسی هر جوری میخواستیم مینوشتیم!

-سوال چرت!! با عرض معذرت!

-خیلی مشکوکی!...تو کی هستی؟...ماه تولد دوست دخترهای سابق منو از کجا میدونی؟!...میخوای بین من و اونا تفرقه ایجاد کنی؟!..فکر کردی!

-شصت تومن...همشم تلفن صحبت کردنه چون به کسی اس ام اس نمیدم زیاد!...ولی تا دلت بخواد تلفن صحبت میکنم چون پول مفته...پول موبایلمو بابابزرگ مایه دارم میده!

-هزارتا...خیلی خیلی مشکوکی...چون تو میتینگا تا حالا هزارتا شکوندم....مخصوصاً میتینگ پارک نیاوران که عینک آفتابیمو به دلیل عصبانیت انداختم زیر ماشین!...تو کی هستی؟!...اینارو از کجا میدونی مشکوک؟! /:)

-بین بروبچز خودمون نبود!....ولی فکر میکنم زمانی که عضو حزب بودیم کلی زیرآبمونو میزدن...وقتی هم که مدیر بودن کوییرل زیرآبمو زد تا بعد از اخراج شدن بیل ویزلی منم اخراج شم!...البته شایدم اگه چیزی به عله نیلی نمیگفت باز اخراج میشدم!


غیرت: /:)
آفتابه: مسلماً مرلین!...سوالی که جوابش مشخصه!
سبز: اهم اهم!...مرگ بر ناپلئون
فوتبال: اینتر! =p~
ساحره: آداس!
میتینگ: 31 شهریور 85!
نمایشگاه: اردیبهشت 86!

آواتورمم همینجوری قدیما گذاشتم حس عوض کردن نیست!!

نقل قول:

پیوز نوشته:
با سلام ...

اسکاور ...


1- حق زیادی به گردن هافلپاف داری و واقعا یکی از کسایی هستی که میشه گفت "هافلپاف" بهت مدیونه ! چه احساسی نسبت به زمانی که توی هافلپاف بودی داری ؟

2- هافلپاف رو چقدر دوست داری ؟

3- نظرت در مورد هافلپاف فعلی چیه ؟

4- نظارت انجمن های زیادی رو داشتی ! از نظارت کدوم انجمن بیشتر لذت بردی و براش انگیزه داشتی ؟

5- مدیر بودن بهتره ، ناظر بودن ؟ یا عضو معمولی بودن ؟


1-بالاتر به طور کامل برای زاخاریاس اسمیت توضیح دادم!...واقعاً احساس خوبی داشتم!
2-واقعاً خیلی زیاد...عاشقشم!
3-واالله من سایت سر نمیزنم و از هیچ چیزِ سایت خبر ندارم...به خاطر همین نمیتونم نظری بدم!
4-توی تاپیک های غیر رول پلیینگ انجمن های اتاق ضروریات(الان یادم نیست اسمش چی شده...شایدم همینه!) و توی تاپیک های رول پلیینگ مسلماً دهکده ی هاگزمید، شهر لندن و مدرسه ی هاگوارتز!
5-عضو معمولی منظورت چیه؟...اگه منظورت یه عضو معمولیه که هیچ آوازه ای نداره زیاد به درد نمیخوره!...ناظر بودنم خوبه چون نه خیلی وقت آدمو میگیره نه کار سختیه...تازه خیلی هم مفرحه!
در کل من ناظر بودن رو ترجیح میدادم و میدم...و مدیر بودن هم کار بیخود و مسخره ایه...فقط تلف کردن وقته...ولی اگه واقعاً تو مودش باشی و بخوای برای سایت کاری انجام بدی(به صورت خداپسندانه!) کار بدی نیست...ولی مطمئن باشید مدیر بشید اون علاقه ای که قبل از مدیریت به سایت داشتید رو از دست میدید!

نقل قول:

آنیتا دامبلدور نوشته:
اسكاور كسيه كه حق پدري بر گردن من داره!


1- سه تا سوتي هاي مديريتيت رو بگو؟!

2- بعد از رفتن از مديريت، بازم به اين انجمن دسترسي داشتي؟ چجوري؟!

3- ماجراي بيل ويزلي رو يادت مي ياد؟! اصلا چيشد كه اون قضايا پيش اومد؟ ارزششو داشت؟!

4- بهترين دوران بودن در جادوگرانت در كودوم گروه بود؟ هافل يا ريون؟

5- زاخي؟ دامبل؟ اسكي؟ كودومشون بيشتر دوست داري؟!

6- Hco ، حذب، صحبت با همديگه، كافه محفل ققنوس؟! نظرتو در باره اينا بگو!!

7- چرا به همه مديران مرگ ميفرستي؟ حتي من كه دختر خوندتم؟!!

8- شده تا حالا بخواي برگردي؟ چيشد كه نشد؟!


موفق و مويد باشي!!!


1-یکی اینکه همین جوری با ققی داشتیم حرف میزدیم یه شب، گفتم بلاکت بکنم حال کنیم؟ گفت بکن...منم بلاکش کردم ولی بعد مجبور شدم کلی چاخان کنم بابت اینکه چرا بلاک شده!
یکی اینکه باید هر چه زودتر با حزب دست به یکی میکردیم حزب میریخت تو منوی مدیریت(!!!) و کوییرل و بیل ویزلی رو حذف شناسه میکردیم و میخندیدم ولی نکردیم!!
یکی هم اینکه دیگه همین!
Just Kidding!
2-دقیقاً یادم نمیاد کی رو میگی ولی دسترسی به انجمن مدیران وقتی که یکی از اعضای حزب باشی راحت ترین کاریه که میتونی توی سایت جادوگران انجام بدی...چون حزب نفوذی های زیادی داره...حتی توی مدیریت...خود من یکی از نفوذی های حزب بودم و ققی همیشه سر میزد به شناسم!
3-واالله قضیه ی بیل ویزلی یه سری اختلافات توی سایت بود که اصلاً مهم نبود ولی بعداً که کشید به مسنجر و توهین و این حرفا یه کم قضیه مهمتر و کشدارتر شد...خب به هر حال اون زمان اعضای سایت هم دوتا جبهه تشکیل داده بودن...یه جبهه که طرفدار خنده و شوخی و اینا بود و با حزب بود...یه جبهه که خیلی جدی گرفته بودن رول پلیینگ هری پاتر رو و یا خیلی مذهبی فکر میکردن و باعث شدن اون عده که به فکر شوخی و خنده بودن نتونن کارشونو بکنن و کلاً یه دشمنی کوچیک پیش اومد!
به نظر من اگه کسی میخواست نویسندگی رو به صورت جدی ادامه بده بهتر بود بره اکادمی فانتزی نه اینکه اعضای جادوگران رو که همیشه طنز مینوشتن مجبور کنه که جدی بنویسن و شوخی های معمول رو بذارن کنار!
به هر حال قضیه ایه که تموم شده و زیادم مهم نیست!
4-مسلماً هافل...توی ریون بیشتر از هافل خندیدیم ولی توی هافل واقعاً زحمت کشیدیم و واقعاً به قولی "حال کردیم" با کارهایی که انجام میدادیم و انرژی ای که مصرف میکردیم!
5-سوال خیلی آسونیه...زاخی!...البته دامبلدور هم خیلی خوب بود...اون نقد هایی که میکردم خیلی بهم میچسبید!
6-خب اچ سی اُِ عالی بود...یه هدف خیلی خوب داشت و اونم معرفی کردن هافلپاف به بقیه ی اعضای سایت و معروف کردنش بود که به این هدف هم رسیدیم!
حزب بهترین گرون سایت بود که واقعاً با اعضاش خندیدیم توی این سایت...بعد از نسل دوم سایت که واقعاً عالی بود بهترین موقع موقعی بود که حزب تشکیل شده بود و کارهاشو بیشتر کرده بود و نفوذ بیشتری داشت و مدیرا واقعاً حزب رو جدی میگرفتن در حالی که یه شوخی با مدیرا نبود!
صحبت با همدیگه رو نظری در موردش ندارم امّا کافه ی محفل ققنوس تاپیک خیلی خوبی بود...یادمه چندتا از بهترین پست های عمرم رو اونجا زدم!

7-اون فقط برای خنده بود...به هر حال من یه حزبیم و باید به همه ی مدیرا مرگ بفرستم!...مرگ فرستادن به بقیه هم به خاطر جوگیری انتخاباتی بود!
8-قبلنا دو سه بار رفتم و برگشتم ولی الان دلیلی برای برگشتن ندارم...دلیل فعالیت من توی سایت حضور اعضایی بود که دوستای صمیمیم بودن و نویسنده های واقعاً خوبی بودن...الان وقتی حضور ندارن من دلیلی برای برگشت نمیبینم...مگرنه مدت زمان نت بودنم هنوز به همون اندازه ی قبله!

نقل قول:

مینروا مک گونگال نوشته:
نظرت راحع به فایرنز و میتینگو بگو ؟ ( فایرنز پارک ملت رو که یادت هست )
خاله زنکی یا خاله باز ؟
سوالای سخت دوست داری کی به سایت برگرده ؟!
سهیل یا سینا یا حمید ؟!
بهترین مینیگ به جز تنگه ی واشی یعنی بهترین میتینگ تهران ؟!
بهترین مدیریت میتینگ ؟
هوووی ننه آنیتا پر رو شدی بی تعصب : گریف یا هافل ؟

هگر کوچولو !


فایرنز حرف نداشت...یادمه اون روز کلی خندیدیم!
مسلماً خاله بازم!!...خاله زنک یکی دیگست که حالا نمیخوام اینجا اسمشو بنویسم!
-سرژ تانکیان!
-سهیل و حمید!
-واالله مسافرت که زیاد رفتیم با بچه ها...فقط دوبارش تنگه واشی بوده...شمال و این طرف اون طرف!
ولی بین میتینگای تهران اصلاً نمیشه هیچ کدومو واقعاً انتخاب کرد...بعضیاش که خوب نبوده ولی هزارتا میتینگ بوده که واقعاً بهم خوش گذشته!

بهترین مدیریت میتینگ مربوط به خودم بود که خیلی خوش میگذشت اون موقع!
هافل مسلماً!-

نقل قول:

تره ور نوشته:
اسکاور !

1- نظرت راجه به تره ور ؟
2 - آیا شما عمه مارجی ؟
4- نظرت راجه به جادوگران فعلی چیه ؟


1-نظر خاصی ندارم!
2-من هفته ی پیش اومدم به سایت سر زدم بعد شهاب ناصری(هاگرید قدیم) بهم توی مسنجر پی ام داد و خلاصه بعد از مدت ها با هم صحبت کردیم...بین صحبت هاش متوجه شدم که یه نفر توی سایت هست با شناسه ی عمه مارچ که همه فکر میکنن منم و خیلی هم شبیه من مینویسه!
نخیر این طور نیست من عمه مارچ نیستم...توی مسنجر هم با ایشون صحبت کردم ولی معرفی نکرد خودشو و منم ایگنورش کردم...زیادم برام مهم نیست!...در هر صورت من فعالیتی توی سایت نداشتم خیلی وقته!
3-نظر خاصی ندارم چون اصلاً نمیدونم توش دقیقاً چی میگذره...ولی خب به هر حال دیگه اون شور و حال گذشته رو برای فعالیت توش نداریم...مگرنه هم سرعت تایپم بهتر شده هم مسلماً دایره ی لغاتم هم طرز نوشتنم!

نقل قول:

نیمفادورا تانکس نوشته:
با اجازه دوستان!

ما سه سوال از خدمتتون داریم برادر اسکاور: به نظر شما گولاخ ترین عضو تاریخ سایت کیه؟
و این که آیا الف دال باید انجمن خصوصی داشته باشد؟
و این که آیا با جمله باشد که وزارت نباشد موافقی؟
و نظرت راجع به این محفل الان چیه؟
در ضمن اگر در جواب پیوز بگی هافل اون موقع بهتر بود با شوهر من طرفی!

پی نوشت: طبق محاسبات من تعداد والا باید سه تا میشد چرا 4 تا دراومد نمیدونم



1-در حال حاضر یا قبلاً؟!...الان رو که دقیق نمیدونم ولی قبلاً مسلماً حاجی دارد لرد یا امپراطور تاریکی!...حرف نداشتن نوشتنش...هنوزم حرف نداره همه چیزش!
2-اگه دامبلدور و ولدمورت فعال توی سایت دارین آره بد نیست انجمن خصوصی داشته باشه...کلاً مبارزه ی بین سیاه و سفید جالبه توی سایت و باید بهش بهای بیشتری داده بشه ولی به شرط اینکه یه ولدمورت و یه دامبلدور خوب داشته باشین که نویسنده های خوبی باشن!
3-نه اصلاً موافقم نیستم چون وزارت هم از چیزای بامزه ی سایت بود!...وقتی من اومدم سایت یکی از بهترین دوران حضورم همین دوران انتخابات وزارت بود که با تقلبی که بعداً من توی میتینگای حضوری ته و توشو در آوردم انتخابات نتیجش عوض شد و کلی باحال بود!
بعدها هم که گیلیدی وزیر شد عالی بود!...گیلیدی فعالیت نمیکرد واسه همین اعضای حزب خواستن یکی از خودشونو وزیر کنن...بعد گیلیدی اومد توی چندتا تاپیک واقعاً بی ربط(مثل کلاس گیاه شناسی یا یه همچین چیزی!!) چندتا پست فوق العاده خنده دار زد که از خنده روده بر شدیم هممون!
ولی به هر حال حزب کار خودشو کرد و چوچانگ رو وزیر کرد...البته بعداً چوچانگ خائن از آب دراومد!
در ضمن دوران وزارت دراکو مالفوی هم خیلی عالی بود...ویزیر اسبق جادوگران در زمان حضورش کلی سوژه برای پست زدن بهم داده بود...شهاب یکی از جدی ترین اعضای سایت بود که به صورت جدی طنز مینوشت به نظرم!
4-نظر خاصی ندارم چون اطلاعاتی ازش ندارم

نقل قول:

روفوس اسکریم جیور نوشته:
سلام بر برادر اسكاور . من چندتا سوال ازت دارم :
1- اگر به تو اجازه ي قتل يكي از اعضاي سايت داده بشه ، اون يه نفر كيه كه ميخواي به قتل برسونيش ؟
2- به نظرت چه كسي بايد با نجيني ازدواج كنه ؟
3- نظرت راجع به مديران سايت چيه ؟
4- دوست داري چه كساني رو همين الان بلاك كني ؟
5- نظرت راجع به كارهاي بيناموسي عله چيه و آيا به نظر تو عله به دليل حركات غير آسلامي كه در بعضي فيلم ها به نمايش گذاشته ، بايد در آزكابان محاكمه بشه يا نه ؟



اول از همه بگم که این شناسه ی روفوس اسکریم جیور(یا ژوئر) یکی از شناسه های من بود قبلاً که باهاش کلی کارای زیرزیرکی و حزبی انجام میدادم!

1-جدی گرفتیا!
2-روفوس اسکریم جیور!
3-مرگ بر مدیران!
4-کیا هنوز هستن تو سایت...اگه کوئیرل هست گزینه ی خوبیه...همین جوری دور همی یه بار بلاکش کنیم بخندیم!
5-واالله عله خیلی آدم خوبیه...ما دوستش داریم که این سایتو برامون ساخت...ازشم معذرت میخوایم اگه یه موقع از دست ما ناراحت شده...از طرف منم بهش بگین که دوستی هاست که میمونه! تولد بعدی سایت هم اگه میشه بیاد یه کم صحبت کنه برامون بخندیم! از خودشم معذرت بخواد توی صحبت هاش!


در آخر تشکر میکنم از تمام بچه ها که سوال کردن...البته یه سری چیزارو که فکر میکردن سوال کنن نپرسیدن...شاید دلیلش اینه که روابط بین بچه های قدیمی سایت رو هنوز متوجه نشدن و هنوز فکر میکنن که ما یک سری نوجوون هستیم که با هم توی اینترنت دوستیم ولی خب اینطور نیست و ما دوستان بسیار صمیمی ای هستیم که از رنج 15 تا 28 سال رو توی خودمون جا دادیم و واقعاً همدیگه رو دوست داریم!

به هر حال اگه باز مهلت سوال پرسیدن هست بد نیست یه سری سوال هم در مورد میتینگ های خارج سایت...روابط با بقیه ی دوستان و یه سری دشمنی های دیرینه ای که وجود داره هم بپرسین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 39.90 KB; بازدیدها: 21
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1388/5/30 2:34:18
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1388/5/30 18:06:16
[url=http://godfathers2.persiangig.com/hammers/Pro
Re: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 28 مرداد 1388 01:19
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام


حواسم نبود که پستِ پیوست دار رو نباید ویرایش کرد ! مجددا پیوست میکنم مصاحبه اسکاور رو


ضمنا نظرسنجی برداشته شد ، نتایج ِ نظرسنجی هم بصورت پیوست قرار گرفت !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 14.67 KB; بازدیدها: 21
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1388/5/28 1:22:05
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری