مرگ بعنوان کارگردان (که شده مرگردان) با یه تیم کامل مستندسازی به پریوت درایو اومده تا از حیات وحش پریوت درایو، یه راز بقای ملس در بیاره. اما تا الان هیچکدوم از پیشنهاداتی که برای سناریوی مستند داده شده رو پسند نکرده...
~~~~~~~
- اهم اهم...

مرگردان صدای هلنا که سعی داشت توجه مرگو به خودش جلب کنه نمیشنوه چون حسابی تو خیالاتش غرق شده بود. اون همیشه خیال میکرد سختترین کار در تهیهی یک مستند، تشکیل تیم مستندسازیه و نه آماده کردن خود سناریو! به خیال خودش بخش سختِ ماجرا رو انجام داده بود و بخش سادهش مونده بود. اما سناریوهایی که میشنید و با مورد پسند قرار نگرفتنش یکی پس از دیگری رد میشدن، نشون میداد زهی خیال باطل.
- هی؟ من یه سناریوی تکمیلی برای ارائه دارم.

اینبار هلنا منتظر نمیشه و همین که میبینه سر مرگ به سمتش برمیگرده رو به معنای آمادگی برای شنیدن سناریو برداشت میکنه و نطقش رو آغاز میکنه.
- خب ببینین ما مستند بارون خونآلود رو میسازیم که به کشتن من میرسه. همینجا یه صحنه خلق میکنیم که هلنا، جلوش بارون و پشت بارون مرگ ایستاده و همگی به ترتیب قد هستن و به ترتیب بوی گل، شکوفه و لیمو میدن و سناریوی آیلین محقق میشه. بعدش در یک سری تحقیقات که به کشف علت این حرکت بارون میپردازیم، سناریوی کاراگاهی تلما رو دنبال میکنیم. در همین حین مجبوریم مستند رو در هاگوارتز ادامه بدیم که روح بارون مث استاکر روح هلنا رو تعقیب کرده. اینجا جاییه که سناریوی وین میاد وسط. این که چطور در ساخت هاگوارتز مشارکت داشته. حتی میتونیم برای ورود به هاگوارتز از هاگزمید عبور کنم تا اونجا رو هم به نام وین سند بزنیم.

آیلین، تلما و وین که از شریک شدن سناریوهای پیشنهادیشون حسابی خوشحال شده بودن، شروع به کف دست هورا برای هلنا میکنن. همزمان مرگ همچون کیانوش توی برره که پوکرفیسوارانه به دوربین زل میزد، همین حرکت رو تکرار میکنه. باورش نمیشد هلنا تونسته بود اینچنین زیبا سناریوهای همه رو کنار هم قرار بده و در عین حال چنین چیز چرتی رو ازش در بیاره.
نسیم ملایمی شروع به وزیدن میکنه و مرگ با نگاهش برگهایی که در دست باد از این سو به اون سو میرفتن رو دنبال میکنه تا این که چشماش با خانوادهای ماگل تلاقی پیدا میکنه. شاید وقتش بود تیمشو برداره و بره مستند رو با فیلمبرداری از همین خانواده آغاز کنه بلکه یه چیزی ازش در بیاد؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



تا الان سناریوهای زیادی گفتین ولی هنوز کافی نیستن و به سناریوهای بیشتری نیاز داریم. کی داوطلب میشه اینبار؟
من نمیدونم کاربرد اون دریاچه توی هاگوارتز چی بوده... باید آبزیاشو میگرفتن به خوردتون میدادن تا یکم فسفرتون بره بالا و خلاقیت و هوشتون زیاد شه!
اگر وزیر سحر و جادو میتونه با تکبر و تفخر وارد ساختمون مجلل وزارت سحر و جادو بشه، بخاطر اونه که این ساختمانو در سخت ترین شرایط و به هوشمندانه ترین شکل ممکن ساخت!

!lost













