لرد تیوب: همسریابی
قسمت دوم
دوربین در نمای نزدیک بینی لرد روشن میشود. پرههای باشکوه بینی لرد قاب دوربین را پر کردهاند. این نمای قدرت مجرای تنفسی چند ثانیه طول میکشد و بعد دوربین دور شده و تصویر بزرگتری نمایان میشود. نمای کلی، همان آشپزخانه خانه ریدلهاست. میز چوبی همیشگی که مرتب و تمییز است، در میانه تصویر به چشم میخورد. تنها تفاوت تصویر با ویدئو قبل، پوشش افراد درون تصویر است.
در سمت راست لرد با ردای سیاه و بالاپوش پر ابهتش نشسته است. نفر بعدی مروپ است که یک مقنعه چانه دار مشکی بلند پوشیده است. لبه بالایی مقنعه مثلثیشکل و تیز به سمت جلو است. صورت مروپ غمگین است و به میز نگاه میکند. نفر آخر از همه عجیبتر است. نجینی بهعنوان نفر سوم روسری گلگلی با گلهای قرمزرنگ پوشیده که با شدت تمام دور سرش پیچیده شده است. آرایش ندارد و مژههایش را هم درآورده است. دور لبش کبود است و کمی کج روی میز خزیده است.
لرد اهمی میگوید و صحبت را آغاز میکند:
- از اونجایی که با گذاشتن اون ویدئو آبروی ما رو بردین! (به مروپ نگاهی میکند)... ما این ویدئو رو آپلود میکنیم که نشون بدیم آلفای این خونه کیه!... ولی چون مامانمون پول اسپانسر رو گرفتن... ما همینجا قابلمه نسوز برادران بلک رو تبلیغ میکنیم! خیلی نچسب و نسوز هستن!
در تصویر چند قابلمه عجیب سبزرنگ نمایش داده میشوند که زنی با لباس نهچندان مناسب یکی از آنها را در آغوش گرفته و به دوربین لبخند میزند.
تصویر دوباره آشپزخانه را نشان میدهد. لرد به سمت نجینی و مروپ برمیگردد و دوباره گلویش را صاف میکند. هر دوی آنها بدون آنکه به لرد نگاه کنند، همزمان میگویند:
- ما از کاری کردیم پشیمان هستیم و دیگه تکرارش نمیکنیم!
لرد سری تکان میدهد و از جایش بلند میشود و از کادر خارج میشود. نجینی زیرچشمی رفتن لرد را دنبال میکند و با صدای آهسته و کش داری به مروپ میگوید:
- گرنی! این باندپیچی دم منو باز کن! ایند د نیم اف گاد! من نمی تونم بشینم اصلاً!
مروپ نگاه خصمانهای به نجینی میاندازد و جواب میدهد:
- گرنی و زهرمار مامان! اگر اینقدر دمتو تو حلقت نمیکردی ما الان اینجا نبودیم! دمتم باز نمیکنم! باز کنم سریع می ذاری دهنت!
مقنعه مروپ در حین حرفزدن جلوآمده و کل پیشانیاش را میگیرد که با حرکت خصمانه مروپ عقب رانده میشود.
نجینی میخواست جواب بدهد که لرد به آشپزخانه برمیگردد. لپ تابی به دست دارد که روی میز میگذارد و درش را باز میکند. مروپ مقنعه را دوباره عقب میدهد و میپرسد:
- عسل عسلی مامان داره چیکار میکنه؟
لرد با نگاه لرد اندر مروپی به او نگاه میکند و میگوید:
- گفتم که ما خانواده اصیلی هستیم... باید پوششتون اصیل باشه! لباس پرستاری و مژه روباهی نداریم! بعد هم مثل افراد غیر اصیل تو پارتی نمیگردیم دنبال شوهر! با خودمونم شوهر نمیکنیم!... ما فهمیدیم یه سایت هست به نام همسریابی جادوگر و ساحره! قشنگ مشخصات رو میگیم و شوهرهای مناسب رو بهمون پیشنهاد میده و انتخاب میکنیم!
نجینی اعتراض میکند.
- ددی! من پارتنر سایتی نمیخوام! این خیلی فلسه (خزه)! من خودم میخوام انتخاب کنم! بعد بریم دیت و...
لرد به او تشر میزند:
- مگه بهت نگفتم بهم بگی آقا جون؟ ددی چیه؟.... بعدم نخیر! ما آزادتون گذاشتیم رفتین تو انتهای بقیه! جنبه نداری!
- انتهای بقیه نیست! انتهای خودمه!
- هرچی! با ما بحث نکن! همینی که هست!
نجینی سرش را پایین میاندازد و ساکت میشود. لرد لپ تاب را روشن میکند و وارد سایت میشود.
- خب اسم رو چی بذارم؟
نجینی بلافاصله میگوید:
- من همه جا آیدیم یکیه! نجینی میل... (متوجه نگاه وحشتناک لرد میشود)... نجینی ریدل!
لرد به آهستگی تمام تایپ میکند و زیر لب میگوید:
- بقیه مشخصات رو خودمان پر میکنیم!
چندین دقیقه به تایپکردن میگذرد و لرد مجدداً میپرسد:
- گفته رنگ پوست... گندمی، سفید، سیاه، زرد... سبز نداره... چی بزنیم؟
مروپ مقنعه را عقب میکشد و میگوید:
- بزن سفید! دختر ما تو مارها پوستش روشن حساب میشه!
- نوشته اندام... لاغر مردنی، متناسب، تپلی، خرس... چی؟ مامی استایل؟... چی بزنم؟
نجینی با عشوه میگوید:
- من اسکینی ام!
لرد با حرص میگوید:
- میزنم خرس!
چند دقیقه تایپ میکند و دوباره میپرسد:
- وضعیت مزاج؟ در مورد غذاخوردنم میپرسن مگه؟... سردمزاج... معمولی... گرممزاج... آتشین... هات نیازمند؟... این چیه؟ له له
میزند؟ یعنی چی اینا؟
مروپ پیش دستی میکند و میگوید:
- هات نیازمند بزن! نجینی همیشه فلفل تو غذاش می ریزه! غذاش باید تند باشه!
بعد نگاه معناداری به نجینی میکند که خفه بماند.
لرد ادامه میدهد:
- وضعیت پوشش... پوشیده، کمی پوشیده، نیمهعریان، عریان! چه وضعشه؟!
- بزن عریان!... خب چیه؟ ماره دیگه! لخته!
لرد ابرویی بالا میاندازد و میگوید:
- میزنم نیمهعریان! روسری سرشه بهرحال!... خب اینم خودم پر میکنم! مایل به آشنایی با حضور خانواده هستم!... خب پس شد، خرس نیمهعریان، هات نیازمند سفید! راضی هستیم! و... تمام! ساخته شد!
نجینی دیگر جیغ خفیفی میکشد و میگوید:
- دد... آقا جون! این چیه اخه؟ حداقل مشخصات خوبمو بنویس! الان برام پارتنر آشغالی پیدا میکنه!
لرد با آرامش میگوید:
- شوهر شوهره! پارتنر اینام نداریم! به یکی از همین سایته میدمت بری!
- آقا جون!
لرد نالههای نجینی را قطع میکند و با ذوق میگوید:
- چندتا پیشنهاد داریم! ماریو!... نوشته عکس بفرست آشنا شیم...
مروپ با هیجان مقنعهاش را عقب میکشد و چانه مقنعه را کج کرده و پشتگوشش میدهد.
- بنویس خونش اصلیه؟ مال کدوم خانواده است؟
لرد تایپ میکند و به همراه مروپ و نجینی که علاقهمند شده است، به صفحه خیره میشوند. صدای پیامی شنیده میشود و قیافه هر سه پوکر میگردد. لرد به سمت مروپ برمیگردد و میگوید:
- من نگفتم اینترنت نده دست ماروولو؟... نزدیک بود با پدربزرگمون وصلت کنیم!
مروپ سرش را تکان میکند و میگوید:
- ببندش اینو! برو بعدی! برو بعدی!
لرد پیشنهادهای بعدی را باز میکند.
- کاظم پاتر! این نه! با پاترها وصلت نمیکنیم!... اکبر؟ خب این خوبه... نوشته در صورت موافقت خانواده رنگ موردعلاقه تونو بدونم... ببین دختر! مرد اینه! تازه فقط رنگ موردعلاقه رو میخواد بدونه!
نجینی با ذوق میگوید:
- عکسش نیست؟ ببینم خوشگله؟
مروپ که حالا چانه مقنعهاش روی چشمش قرار گرفته و در حال کشتیگرفتن با پارچه است میگوید:
- بنویس صورتیه!
- چی صورتیه؟
- رنگ مورد علاقهاش دیگه!
- صورتی چیه؟! فقط سبز!
هر سه دوباره به مانیتور خیره میشوند و صدای پیامی میآید.
- به به! نوشته رنگ موردعلاقه شون یکیه! میخواد با خانواده بیاد خواستگاری! خوبه! همینو قبول میکنیم!
هر سه خوشحال میشوند و هورا میکشند. مروپ بالاخره مقنعه را از سر درمیاورد و به هوا پرتاب میکند.
تصویر ثابت میشود و زیرنویسی با صدای لرد پخش میشود.
اکبر هم یک شناسه فیک بود. در واقع اکبر همون هلگا بود که به بهانه اکبر بودن میخواست به خانه ریدلها ورود کنه! گول این سایتها رو نخورید! این ویدئو هم جهت آموزش بود وگرنه ما دخترمون رو به هرکسی نمیدیم!... البته خواستگاران میتونن زیر این ویدئو کامنت بذارن... شاید هم دادیم!
در آخر نیز دوباره تصویری از قابلمههای نچسب برادران بلک پخش میشود و ویدئو به پایان میرسد.