جینی برگشت، این صدای دراکو بود.باخودش گفت:
"اه دوباره این پسره ی مزاحم"
منتظر شد دراکو مثل هر روز یه تیکه بهش بندازه و بره،اما دراکو اومد و رو صندلی روبه روی جینی نشست.
-"من یه مشکلی دارم،میتونی کمکم کنی ؟"
جینی چشماش گرد شد واقعا دراکو ازش کمک میخواست؟همون پسر پولدار ازخودراضی ؟یا اینم یکی از اون تله های احماقانه بود؟
با نارضایتی جواب داد : بگو ببینم مشکلت چیه ؟
-"میدونی؟!!! راستش ... این کتابو ببین در مورد سم های کشنده توضیح داده من میخوام اسپونزو درست کنم (سمی که هوش از سر ادم میپرونه )و تمام موادشم دارم فقط یه چیزی، من یه کم از موهاتو نیاز دارم.
این حرف مثل بمب رو سر جینی خراب شد.
بلند شد و گفت :"هرگز!"
-"پس به زور میگیرمش ، جینی ویزلی یادت باشه که کمکم نکردی منتظر عواقبش باش"
و به سرعت کتابخونه رو ترک کرد.
----------------------------------
خب امیدوارم این تایید بشه
یه سوال توی "شخصیت خودتون رو معرفی کنید"
گفتید باید وایستم تا این تایید شه بعد اون.اگه این تایید شد باید یه متن جدید اونجا بدم یا همونو تایید میکنید ؟
برای مشخص کردن دیالوگ یکی از دو نشانه ی خط فاصله در ابتدای جمله و گیومه کافیه. استفاده از چند علامت تعجب یا علامت سوال پشت سر هم صحیح نیست، یکی کافیه.
ضمنا بهتره با دو اینتر به جای یکی پاراگراف ها از هم جدا بشن.
توی ایفای تقش ارشدای گروه و اعضای با تجربه میتونن نکات بیشتری رو برای بهتر شدن نوشته ها بهت بگن ...
تایید شد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



