- آی ی ی ... واسه چی میزنی؟
- چرا؟ چون تو هر کنی منم همون کارو میکنم، تو آب بخوری منم آب میخورم، تو غذا بخوری منم غذا میخورم، تو بیفتی تو چاه منم میفتم تو چاه! ببین ما رو تو چه دردسری انداختی!
لونا:
بعد از یه سری تو سر و کله ی هم زدن تصمیم میگیرن راه بیفتن بلکه راه خروج از تونل رو پیدا کنن.
تالار ریونکلا
ریونی ها کنار شومینه کنار هم جمع شدن و نقشه ی حیاط هاگوارتز رو مقابل خودشون باز کردن تا نقشه بکشن.
آماندا: اونایی که مامور محافظت هستن اینجا مواظبن ولی ما باید از یه راه دیگه بریم تا موقع رفتن به کسی بر نخوریم. کسی پیشنهادی نداره؟
آماندا بعد از گذشت چند دقیقه و دریافت نکردن ایده ای کلافه گفت: ای بابا! هیچکس ایده ای نداره؟ لینی؟ تو هیچ ایده ای نداری؟
بعد از اینکه ریونی ها هاج و واج فهمیدن لینی و لونا تو جمعشون نیستن سراسیمه همه ی تالارو دنبالشون گشتن.
- فکر کنم دو نفر دیگه هم دزدیده شدن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

و در بالای سرش به دنبال دهانه ی گودال گشت و هیچ چیزی را به جز تاریکی مشاهده نکرد .








