پست پایانی سوژه
قبل از آنکه رشته افکار جیمز دوباره وصله پینه شود، رودولف به سمت صدای جیغ به راه افتاده بود.
فلش بک به چند ساعت قبل
-یه بسته لپه...یه بسته گوشت خورشتی...
-بلا؟ آخه من گوشت خورشتی از کجا بیارم توی این گرونی؟!
کروشیو ای دقیقا به نقطه ای که سر رودولف لحظاتی پیش در آنجا قرار داشت برخورد کرد.
-به من چه؟ مشکل خودته! بانو مروپ گفتن این سفارش ها حتما باید تهیه بشن. حالا یا با گوشت بر می گردی یا خودتو گوشت خورشتی می کنم!
تجربه به رودولف اثبات کرده بود که تهدید های بلا با جامه عمل پوشیدن فقط یک قدم فاصله دارد. هنوز آخرین باری که تهدید به نصف شدن شده بود را فراموش نکرده بود، اصلا با وجود چسب نواری هایی که دو طرف بدنش را به یکدیگر اتصال داده بود نمی توانست هم فراموش کند!
پایان فلش بک
-نه...نرو...همین جا وایسا...ببین من جیغ شناسم! اون صدای جیغ مال کبوتر های قطب شمال بود! چرا بیخودی ذهنتو درگیر جیغ یه کفتر می کنی؟!
جیمز پاچه شلوار رودولف را گرفته بود و به عقب می کشید اما از آنجایی که مانند پدرش ریز نقش بود، بجای آنکه رودولف را به عقب بکشد خودش همراهش کشیده می شد. بلاخره به تدی و ویولت و خاندان هالوزاده ها رسیدند.
-دستت به برادر خونده م بخوره...
جیمز نگاهی به قد بلند و صورت پر خراش رودولف انداخت.
-نخوره!
رودولف که از تهدید بلاتریکس بیشتر از تهدید جیمز حساب می برد و حقوق ساحره های باکمالات هم بسیار برایش حائز اهمیت بود، ویولت و زن های خاندان هالوزاده ها را بهم دوخت و به سمت دکه اش پرتاب کرد. سپس جیمز را هم به سمت قلعه هاگوارتز شوت کرد و در آخر قمه اش را در آورد.
یک ساعت بعد
-با اینکه بهت گفتم فقط یه بسته گوشت بیاری و تو یه وانت گوشت آوردی...
-دستم به کم نمی ره دیگه...نه تو غذا نه تو همسر...
-
-چیز...منظورم این بود فقط توی غذا دستم به کم نمیره بلا!
به گواهی حاضران، خورشت قیمه نذری آن سال خانه ریدل ها بسیار خوش طعم و لذیذ شده بود. تدی و خانواده هالو زاده ها هم به خوبی و خوشی در ثواب نذری آن سال شریک شدند. هرچند که چند ماه بعد زمزمه شیوع بیماری عجیبی بر زبان ها افتاد که از خوردن گوشت گرگینه سر چشمه می گرفت!
پایان
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



گلوله نقره ایت کو پس؟!


بعد عمری به جیغ من میگی بنفش؟ 


جیمز رو نظاره میکنن. آخرسر تدی به خواست نویسنده (



ببین سر راسته. همین خیابونو تا ته برو، بعد بپیچ دست چپ، تنها ویلای اون منطقه است. 





