جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
20 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[educate]] نقد پستهای انجمن محفل ققنوس
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

السلام علیک یا پروفسور!ضمن عرض تسلیت بابت تاسوعا و عاشورای مشنگی،درخواست نقد این دوست عزیز رو داشتیم.با تچکرات!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!

شناسه قبلی:لاوندر براون
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!
ارزشی انفجاری
شناسه قبلی:لاوندر براون
جزئیات کاربر

نقد پست همانند یک سفید اصیل بنویسید لیلی لونا پاتر
این نقد رو سه بار تا حالا نوشتم و هر دفعه هم به این نتیجه رسیدم که بازم تمام مطلب نیست، اجبارا باقی مسائل رو می ذاریم برای در خواست نقدهای بعدیت.
و خب بعد از این هم یه پست دیگه نوشتی که همونطور که می دونیم به نظرم قابل قبول بود. خب لیلی بیا ببینیم اون چرا قابل قبول نبود. خب..
لیلی وقتی که شروع می کنی به نوشتن یه پست تکی تمام داستان به عهده ی خودته، باید سوژه ی اصلی داشته باشی، سوژه ی فرعی، اوج و فرود داستان.
سوژه ی اصلی داستانت چیه؟ خب دعوای جیمز و لیلی! دخترم نمی گم که سوژه بده یا کمه یا به درد نمی خوره. مساله این نیست. ما توی جادوگران تاپیکهای تک پستی مختلفی داریم و هر کدوم مناسب یک نوع سوژه ی اصلی هستن.
به عنوان مثال: توی دنیای وارونه دنیای هری پاتر معمولا برعکسه، خوبا خوب نیستن و بدا بد نیستن و وقایع ترتیب مناسب ندارن.
توی در پایان باز می شوم داستانهایی راجع به سنگ زندگی مجدد یا داستانهایی راجع به مرگ و زندگی و اون لحظات آخر می نویسیم.
توی خاطرات یاران ققنوس به خاطره های محفلی ها می پردازیم و توی تاپیک همانند یک سفید اصیل بنویسید ما لازم داریم که سفید بودن و خوب بودن رو توی پستمون بستاییم. به خوب بودن ارزش بدیم یا خوب بودن های خودمون رو به عنوان یه محفلی به رخ دیگران بکشیم.
قبول دارم این اواخر پستهای زیادی داریم که شبیه به خاطرات یاران ققنوس شدن اما منظور نویسنده های همشون این بود که ما محفلی ها این طور با هم زندگی می کنیم. این طور صمیمانه و با محبت به همدیگه.. می خواستن بگن یه زندگی سفید اینه..
دقیقا مشکل اول و اصلی ما همینه. سوژه ت یه بخشی از زندگی محفلیانه بود ولی نه اون بخش سفید دوست داشتنیش!
این پست برای تاپیک خاطرات کاملا مورد قبول بود ولی همانند یک سفید اصیل بنویسید فراتر از این حرفاست.
و خب مسائل دیگه ای هم هستن راجع به شیوه های نگارش و سبک نوشتن و سوژه های فرعی و فراز و فرود داستان که خب گفتم به نظرم گفتن همشون تو یک پست صحیح نیست و البته امکان پذیر هم نیست. بهتره که قدم به قدم پیش بریم.
برای جمع بندی توی این نقد:
برای پست های تکی سوژه ی اصلی رو حتی الامکان قوی و تاثیرگذار انتخاب کن که بتونی خواننده ت رو باهاش جذب کنی و تا آخر پستت بتونی با خودت همراهش کنی. و بعد از اون سوژه ی اصلیت رو با تاپیک مناسب هماهنگ کن. روش درست اینه که یه سوژه برای نوشتن به ذهنت می رسه و خب اون موقع باید ببینی کدوم تاپیک براش مناسبه و همونجا بفرستیش!
خیلی دلم می خواد راجع به باقی موارد هم توضیح بدم ولی لازمه که یه پست جدید بنویسی و یک مورد دیگرو توی اون بررسی کنیم!
نقد پست همانند یک سفید اصیل بنویسید فرد ویزلی

فرد!! همسن تر از دامبلدور برای روایت داستان پیدا نشد فرزندم!؟
به هر حال.. جالب بود اما راه بسیارست تا به یه نقطه ی مطلوب برسیم.
ببین.. پستت مثل این بود که یه قسمت از یه داستان بلندتر رو جدا کرده باشیم و حالا فقط همونو برای خوندن داریم. خب این یه پست تکی بود و همون طور که قبلا هم گفتم توضیح و توصیف تمام داستان به عهده ی خودته. پس اگه بخوای می تونی بیشتر راجع به سوژه ت بنویسی و ارتقاش بدی. پستت مختصر و مفید بود.
یه مساله ی مهم دیگه هم هست. فرد عزیزم.. دفعه ی پیش هم بهت گفتم، همانند یک سفید اصیل بنویسید یه تاپیک خاصه که همین بالا هم مفصلا راجع بهش برای لیلی توضیح دادم. اون پست قبلیت کاملا متناقض بود با شرایط تاپیک و این یکی تازه خنثی شده بود. از منفی رسیدیم به صفر! فرد ما توی این تاپیک لازم داریم که پست ها توی خطه ی مثبت معنایی باشن، نه صفر و نه منفی!
بازم مثل پست قبلیت نسبت به پستهای قبلترت پیشرفت داشتی و ظاهر پستت از نظر نگارشی خوب بود و به خاطر این ها بهت تبریک می گم. دفعه ی بعد به اصل داستانت بیشتر برس که سوژه ای قوی تر و بهتر داشته باشه
موفق باشید عزیزانم!
این نقد رو سه بار تا حالا نوشتم و هر دفعه هم به این نتیجه رسیدم که بازم تمام مطلب نیست، اجبارا باقی مسائل رو می ذاریم برای در خواست نقدهای بعدیت.
و خب بعد از این هم یه پست دیگه نوشتی که همونطور که می دونیم به نظرم قابل قبول بود. خب لیلی بیا ببینیم اون چرا قابل قبول نبود. خب..
لیلی وقتی که شروع می کنی به نوشتن یه پست تکی تمام داستان به عهده ی خودته، باید سوژه ی اصلی داشته باشی، سوژه ی فرعی، اوج و فرود داستان.
سوژه ی اصلی داستانت چیه؟ خب دعوای جیمز و لیلی! دخترم نمی گم که سوژه بده یا کمه یا به درد نمی خوره. مساله این نیست. ما توی جادوگران تاپیکهای تک پستی مختلفی داریم و هر کدوم مناسب یک نوع سوژه ی اصلی هستن.
به عنوان مثال: توی دنیای وارونه دنیای هری پاتر معمولا برعکسه، خوبا خوب نیستن و بدا بد نیستن و وقایع ترتیب مناسب ندارن.
توی در پایان باز می شوم داستانهایی راجع به سنگ زندگی مجدد یا داستانهایی راجع به مرگ و زندگی و اون لحظات آخر می نویسیم.
توی خاطرات یاران ققنوس به خاطره های محفلی ها می پردازیم و توی تاپیک همانند یک سفید اصیل بنویسید ما لازم داریم که سفید بودن و خوب بودن رو توی پستمون بستاییم. به خوب بودن ارزش بدیم یا خوب بودن های خودمون رو به عنوان یه محفلی به رخ دیگران بکشیم.
قبول دارم این اواخر پستهای زیادی داریم که شبیه به خاطرات یاران ققنوس شدن اما منظور نویسنده های همشون این بود که ما محفلی ها این طور با هم زندگی می کنیم. این طور صمیمانه و با محبت به همدیگه.. می خواستن بگن یه زندگی سفید اینه..
دقیقا مشکل اول و اصلی ما همینه. سوژه ت یه بخشی از زندگی محفلیانه بود ولی نه اون بخش سفید دوست داشتنیش!
این پست برای تاپیک خاطرات کاملا مورد قبول بود ولی همانند یک سفید اصیل بنویسید فراتر از این حرفاست.و خب مسائل دیگه ای هم هستن راجع به شیوه های نگارش و سبک نوشتن و سوژه های فرعی و فراز و فرود داستان که خب گفتم به نظرم گفتن همشون تو یک پست صحیح نیست و البته امکان پذیر هم نیست. بهتره که قدم به قدم پیش بریم.
برای جمع بندی توی این نقد:
برای پست های تکی سوژه ی اصلی رو حتی الامکان قوی و تاثیرگذار انتخاب کن که بتونی خواننده ت رو باهاش جذب کنی و تا آخر پستت بتونی با خودت همراهش کنی. و بعد از اون سوژه ی اصلیت رو با تاپیک مناسب هماهنگ کن. روش درست اینه که یه سوژه برای نوشتن به ذهنت می رسه و خب اون موقع باید ببینی کدوم تاپیک براش مناسبه و همونجا بفرستیش!
خیلی دلم می خواد راجع به باقی موارد هم توضیح بدم ولی لازمه که یه پست جدید بنویسی و یک مورد دیگرو توی اون بررسی کنیم!
نقد پست همانند یک سفید اصیل بنویسید فرد ویزلی

فرد!! همسن تر از دامبلدور برای روایت داستان پیدا نشد فرزندم!؟
به هر حال.. جالب بود اما راه بسیارست تا به یه نقطه ی مطلوب برسیم. ببین.. پستت مثل این بود که یه قسمت از یه داستان بلندتر رو جدا کرده باشیم و حالا فقط همونو برای خوندن داریم. خب این یه پست تکی بود و همون طور که قبلا هم گفتم توضیح و توصیف تمام داستان به عهده ی خودته. پس اگه بخوای می تونی بیشتر راجع به سوژه ت بنویسی و ارتقاش بدی. پستت مختصر و مفید بود.
یه مساله ی مهم دیگه هم هست. فرد عزیزم.. دفعه ی پیش هم بهت گفتم، همانند یک سفید اصیل بنویسید یه تاپیک خاصه که همین بالا هم مفصلا راجع بهش برای لیلی توضیح دادم. اون پست قبلیت کاملا متناقض بود با شرایط تاپیک و این یکی تازه خنثی شده بود. از منفی رسیدیم به صفر! فرد ما توی این تاپیک لازم داریم که پست ها توی خطه ی مثبت معنایی باشن، نه صفر و نه منفی!
بازم مثل پست قبلیت نسبت به پستهای قبلترت پیشرفت داشتی و ظاهر پستت از نظر نگارشی خوب بود و به خاطر این ها بهت تبریک می گم. دفعه ی بعد به اصل داستانت بیشتر برس که سوژه ای قوی تر و بهتر داشته باشه
موفق باشید عزیزانم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!
جزئیات کاربر

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!
لولو ارزشی

جزئیات کاربر

نقد پست همانند یک سفید اصیل بنویسید فرد ویزلی
اوه!
چه تخیل قدرتمندی.. هووم!
فرد عزیز ظاهر و پاراگراف بندی پستت خوبه و هیچ حرفی راجع بهش نیست یه راست به سراغ باقی فاکتورهای نوشته ی شما.
سوژه و درون مایه: اولین چیزی که توی یه پست تکی لازم و ضروریه محتوای داستانیه. پست شما داستانی نداشت فقط یک سکانس از یه ماجرا بود بدون هیچ توضیحی.. آخر پست خواننده در بهت مطلق فرو میره و می پرسه واقعا چی شد؟ دالاهوف؟ چی!؟ شما باید داستانت رو توضیح بدی، بگی که چرا این اتفاق برای رون ویزلی افتاده، نقش دالاهوف چی بوده و غیره.
انتخاب تاپیک: تاپیک همانند یک سفید اصیل بنویسید کاملا از اسمش واضحه که چطور محتوایی مناسبشه. توی این تاپیک در مورد سفید بودن و خوب بودن و تمام جاذبه هایی که یه دنیای سفید و آدمهاش دارن می شه نوشت. اما واقعا یه رون ویزلی قاتل و خون و خون ریزی اصلا مناسب حال این تاپیک نیست.
اما با تمام این ها فرم نوشتنت نسبت به پستهای قبلی تغییر محسوسی داشت و خب به نظرم بیشتر روش کار کرده بودی نسبت به قبلیها و این قابل تقدیره. اگه موارد بالا رو رعایت کنی هر بار پیشرفت بیشتری خواهی داشت.
امیدوارم اون روز برسه بالاخره.. ضمنا فرد! طلسم ممنوعه ی آواداکداورا هیچ زخم و جراحتی بر جا نمی ذاره و یقینا قربانیش توی خون غلت نمی زنه.
موفق باشی.
نقد پست زندگی به سبک سیاه گلرت گریندلوالد
گلرت! یقینا طنزتر از این دیگه نمی شد چیز بشه عزیزم! همون طور که می دونی خودت، پستت اونطور که باید نشد و خیلی خوب محسوب نمیشه. دلیلشم اینه که از اول وارد کوچه ی اشتباهی شدی.
ببین گلرت این رو بیاموز که از فرصت ها به موقع استفاده کنی. یه وقتی سوژه ی فرعی جدید به داستان اضافه کن که سوژه ی قبلیش جواب نداده باشه.
مثلا توی این تاپیک چرخش مساله روانکاوی به سمت لودو و لینی واقعا با مزه بود و باید یه جور دیگه این روند رو ادامه می دادی ولی اون رو به طور کل از دور خارج کردی. خب آخه چرا آخه!؟
از قدیم گفتن خشت اول چون نهد معمار کج و الخ! اولش بد شروع کردی و داستانت تا آخر نتونست طنز خودشو حفظ کنه، اگه از خیر این سوژه ی شطرنجی می گذشتی یه پست خنده دار می زدی مثل پستهای قبلیت.
دقت کن به این مساله از این به بعد. منافع مهمتر از سلیقه ی شخصی ارجح تر هستن!
تا دفعه ی بعد!
اوه!
چه تخیل قدرتمندی.. هووم!

فرد عزیز ظاهر و پاراگراف بندی پستت خوبه و هیچ حرفی راجع بهش نیست یه راست به سراغ باقی فاکتورهای نوشته ی شما.
سوژه و درون مایه: اولین چیزی که توی یه پست تکی لازم و ضروریه محتوای داستانیه. پست شما داستانی نداشت فقط یک سکانس از یه ماجرا بود بدون هیچ توضیحی.. آخر پست خواننده در بهت مطلق فرو میره و می پرسه واقعا چی شد؟ دالاهوف؟ چی!؟ شما باید داستانت رو توضیح بدی، بگی که چرا این اتفاق برای رون ویزلی افتاده، نقش دالاهوف چی بوده و غیره.
انتخاب تاپیک: تاپیک همانند یک سفید اصیل بنویسید کاملا از اسمش واضحه که چطور محتوایی مناسبشه. توی این تاپیک در مورد سفید بودن و خوب بودن و تمام جاذبه هایی که یه دنیای سفید و آدمهاش دارن می شه نوشت. اما واقعا یه رون ویزلی قاتل و خون و خون ریزی اصلا مناسب حال این تاپیک نیست.
اما با تمام این ها فرم نوشتنت نسبت به پستهای قبلی تغییر محسوسی داشت و خب به نظرم بیشتر روش کار کرده بودی نسبت به قبلیها و این قابل تقدیره. اگه موارد بالا رو رعایت کنی هر بار پیشرفت بیشتری خواهی داشت.
امیدوارم اون روز برسه بالاخره.. ضمنا فرد! طلسم ممنوعه ی آواداکداورا هیچ زخم و جراحتی بر جا نمی ذاره و یقینا قربانیش توی خون غلت نمی زنه.
موفق باشی.
نقد پست زندگی به سبک سیاه گلرت گریندلوالد
گلرت! یقینا طنزتر از این دیگه نمی شد چیز بشه عزیزم! همون طور که می دونی خودت، پستت اونطور که باید نشد و خیلی خوب محسوب نمیشه. دلیلشم اینه که از اول وارد کوچه ی اشتباهی شدی.
ببین گلرت این رو بیاموز که از فرصت ها به موقع استفاده کنی. یه وقتی سوژه ی فرعی جدید به داستان اضافه کن که سوژه ی قبلیش جواب نداده باشه.
مثلا توی این تاپیک چرخش مساله روانکاوی به سمت لودو و لینی واقعا با مزه بود و باید یه جور دیگه این روند رو ادامه می دادی ولی اون رو به طور کل از دور خارج کردی. خب آخه چرا آخه!؟

از قدیم گفتن خشت اول چون نهد معمار کج و الخ! اولش بد شروع کردی و داستانت تا آخر نتونست طنز خودشو حفظ کنه، اگه از خیر این سوژه ی شطرنجی می گذشتی یه پست خنده دار می زدی مثل پستهای قبلیت.
دقت کن به این مساله از این به بعد. منافع مهمتر از سلیقه ی شخصی ارجح تر هستن!
تا دفعه ی بعد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/04/27
آخرین ورود: پنجشنبه 23 آبان 1398 14:06
از: پنج صبح تا حالا علاف کردی مارا
پستها:
380

این رو برای یک آدم خوشحال نقد میکنید؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
میجنگم، زیرا من...
یک ویزلی ام
خوشحالم از تیم کارآگاهان بیرون آمدم و خداحافظ را گفتم! خداحافظ جن خانگی!!!
یک ویزلی ام
خوشحالم از تیم کارآگاهان بیرون آمدم و خداحافظ را گفتم! خداحافظ جن خانگی!!!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/03/17
آخرین ورود: شنبه 23 اسفند 1393 16:12
از: عقلت استفاده کن، لعنتی!
پستها:
513

آلبوس، لطفاً این پست من رو هم نقدش کن.
البته خودم حس میکنم که طنزش اصلاً اونجور که باید باشه نیست ولی هر کار کردم نتونستم طنز تر از این بکنمش.
البته خودم حس میکنم که طنزش اصلاً اونجور که باید باشه نیست ولی هر کار کردم نتونستم طنز تر از این بکنمش.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

نقد پست دنیای وارونه جینی ویزلی
خانوم ویزلی..
هرکس که پست شما رو بخونه یقینا به این نتیجه می رسه که شما نویسنده ی خوبی هستید ولی سبک خاص خودتون رو دارید. سبک عاشقانه ای که وقتی از زبان اول شخص روایت میشه آدم رو یاد کتابهایی مثل توآلایت (گرگ و میش) می ندازه..
البته این ها رو از لحاظ درون مایه ی عاشقانه ی نوشته ها گفتم وگرنه قلم شما با قلم استفنی میر تفاوت داره. مثلا شاید بتونم به فضا سازی های اون نویسنده اشاره کنم. به تمام توصیفات و پرداخت های دقیقی که از فضاها و لوکیشن ها و حال و هوای شخصیت هاش داره و توی سبک شما همه ی این ها با جملات توصیفی کوتاه پر شدن.. اما این توصیفات هستن که نوشته رو زیباتر می کنن به نظرم.
یه نقدی تو پست قبلی همراه نقد شما برای گلرت گریندل والد نوشته بودم. برای پستی که مثل پست شما بیشتر نمایشنامه بود. پست شما هم یه همچین حالتی بود. بیشتر دیالوگ داریم تا توصیف و فضاسازی. برای پستهای تکی به نظرم مطلقا اشکالی نداره مادامی که داستان درست روایت بشه اما توی داستانهای دنباله دار که دیگران هم در این نوشتن شریک هستن کمی داستان فرق می کنه. اونجا باید به سبک پست قبل و بعد هم احترام گذاشت که یک کمی کار رو سخت تر می کنه.. اونجا وسط نوشته های داستانی و توصیفی نمیشه ناگهان سبکو به نمایشنامه ای تغییر داد.. برای خواننده هایی که تاپیک رو دنبال می کنن اصلا جالب نخواهد بود.
خانوم وارونگی ساخته شده توی داستان شما واقعا خوب بود. یه شخصیتی مثل جینی ویزلی که صد در صد سفید و عاشق هری بوده اینجا صد و هشتاد درجه عوض شده.. سیاهه.. عاشق هری نیست. اگه اینجا دنیای وارونه نبود شخصیت شما متضاد می شد اما این وارونگی تایید می کنه درستی کار شما رو و این عاشقانه تراژیک به نظرم قابل قبول و خوب بود.
یه مورد منفی که بازم می بینم همون فاصله هاییه که بازم بین کلمه و علامت نگارشی وجود ندارن.. همچنان نقطه ها و علامت تعجب و سوالها و ویرگول ها و تمام علائم دیگه به کلمه ی بعدی چسبیدن و نمی دونم چرا فراموششون می کنید. فشار دادن کلید اسپیس کسری از ثانیه وقت شما رو میگیره.
نقل قول:
تو خیلی از جمله ها این راه حل راهگشاست. فقط کمی پس و پیش کردن عبارات جمله شما رو رساتر می کنه:
نقل قول:
در مجموع از گوش نکردنتون به توصیه راجع به فاصله های بعد از علائم نگارشی که بگذریم این پستتون قابل قبول بود.
موفق باشید.
نقد پست خانه شماره دوازده گریمولد گیدیون پریوت
این اولین باره!؟ اوه بله.. اولین باره که آقای پریوت رو اینجا ملاقات می کنم. خوش اومدی فرزندم.
من معمولا تمام پستهای شخص رو مد نظر قرار می دم و مطابق با اون بهش توصیه و نصایحی برای بهتر شدن ارائه می دم ولی برای شما می خوام یه کم ریزتر به این پست بپردازم باباجان.. ببین:
نقل قول:
فعل ها رو تکرار نکن. آخر هر دو جمله "شد" داریم. درست نیست.. فقط با یه کم پس و پیش کردن کلمات می تونی یه جمله ی روان تر درست کنی یا اینکه اگه جملاتت رسا هستن فقط فعل رو عوض کنی. ولی اینجا بهتر بود ترتیب کلمات رو عوض کنی و در مجموع یک جمله ی بهتر بسازی.
طنز نوشتت خیلی خاص نبود. خیلی نرمال و معمولی بود ولی به نظر من این نقطه از سوژه که بهت رسید جای کار زیاد داشت. می تونستی طنز بیشتری ازش در بیاری. طنز خوب نوشتن کار یکی دو پست و امروز و دیروز نیست لازمه که شوخ طبعی رو تو وجود خودتم پرورش بدی. دنبال سوژه خنده ها بری.. کارتون های امروز که مملو از طنزن.. جوک ها.. شوخی های آدمهای اطراف.
غیر از همه ی این ها ذوق و قریحه ی خودت. فرزندم باور کن تو هر پدیده ای یه وجه طنز وجود داره.. شما وقتی بخوای بخندی و بخندونی به قول معروف می تونی به سوراخ دیوار هم بخندی! باید اون جنبه ی طنز رو توی اون چیزی که می خوای سوژه ش کنی پیدا کنی. هرچی که باشه.. مثل یه کاریکاتور نکات رو پیدا می کنی و به بزرگنماییش می پردازی.
من توی کل تیکه های طنز پست اون بخش مربوط به فلورانسو رو واقعا بهش خندیدم. یه مورد خنده کافی نیست باباجان
انتقاد دیگه ای که دارم به پایان داستانه.. یه جایی دالاهوف خواست دو گروه سفید و سیاه رو ببره برمودا من جلوی این کارو گرفتم با پست خودم. شما باید این نکته رو متوجه می شدی.. گاهی اوقات لازمه که داستان سریع بره جلو، گاهی لازمه داستان پیچ و خم داشته باشه. شما اگه روی یه کوه جاده ی صاف بزنی هیچ ماشینی نمی تونه ازش بالا بره.. مجبوری که پیچ و خم بدی به جاده تا شیب کم بشه.
متقابلا توی یه بیابون اگه پیچ و خم بیش از اندازه بدی به جاده کار بیهوده ای انجام دادی. لازم نیست توی همه ی سوژه ها دوگروه پیش هم باشن و تو سر و کله ی هم بزنن.. کمی هم تنوع! تو سر و کله ی فضایی ها هم میشه زد طبیعتا!
خب جمع بندی می کنم:
* برای ارتقای حس طنزت توصیه های بالا رو در نظر بگیر.
* توی ادامه دادن داستانت ببین که قبلیا چی می خواستن از سوژه و بعدی ها چطور باید ادامه بدن.. توی پست ادامه دار (عادی ماموریت یا جنگ) این یه اصل اساسیه.
* همچنین برای ادامه دادن داستان نگاه کن ببین چی به صلاحه داستانه.. این یه مهارت ناظرانه ست ولی برای همه لازمه. داستان باید جذاب تر و بهتر جلو بره نه اینکه صرفا جلو بره.
موفق باشی فرزند روشنایی!
خانوم ویزلی..
هرکس که پست شما رو بخونه یقینا به این نتیجه می رسه که شما نویسنده ی خوبی هستید ولی سبک خاص خودتون رو دارید. سبک عاشقانه ای که وقتی از زبان اول شخص روایت میشه آدم رو یاد کتابهایی مثل توآلایت (گرگ و میش) می ندازه..
البته این ها رو از لحاظ درون مایه ی عاشقانه ی نوشته ها گفتم وگرنه قلم شما با قلم استفنی میر تفاوت داره. مثلا شاید بتونم به فضا سازی های اون نویسنده اشاره کنم. به تمام توصیفات و پرداخت های دقیقی که از فضاها و لوکیشن ها و حال و هوای شخصیت هاش داره و توی سبک شما همه ی این ها با جملات توصیفی کوتاه پر شدن.. اما این توصیفات هستن که نوشته رو زیباتر می کنن به نظرم.
یه نقدی تو پست قبلی همراه نقد شما برای گلرت گریندل والد نوشته بودم. برای پستی که مثل پست شما بیشتر نمایشنامه بود. پست شما هم یه همچین حالتی بود. بیشتر دیالوگ داریم تا توصیف و فضاسازی. برای پستهای تکی به نظرم مطلقا اشکالی نداره مادامی که داستان درست روایت بشه اما توی داستانهای دنباله دار که دیگران هم در این نوشتن شریک هستن کمی داستان فرق می کنه. اونجا باید به سبک پست قبل و بعد هم احترام گذاشت که یک کمی کار رو سخت تر می کنه.. اونجا وسط نوشته های داستانی و توصیفی نمیشه ناگهان سبکو به نمایشنامه ای تغییر داد.. برای خواننده هایی که تاپیک رو دنبال می کنن اصلا جالب نخواهد بود.
خانوم وارونگی ساخته شده توی داستان شما واقعا خوب بود. یه شخصیتی مثل جینی ویزلی که صد در صد سفید و عاشق هری بوده اینجا صد و هشتاد درجه عوض شده.. سیاهه.. عاشق هری نیست. اگه اینجا دنیای وارونه نبود شخصیت شما متضاد می شد اما این وارونگی تایید می کنه درستی کار شما رو و این عاشقانه تراژیک به نظرم قابل قبول و خوب بود.
یه مورد منفی که بازم می بینم همون فاصله هاییه که بازم بین کلمه و علامت نگارشی وجود ندارن.. همچنان نقطه ها و علامت تعجب و سوالها و ویرگول ها و تمام علائم دیگه به کلمه ی بعدی چسبیدن و نمی دونم چرا فراموششون می کنید. فشار دادن کلید اسپیس کسری از ثانیه وقت شما رو میگیره.
نقل قول:
با همون اخم همیشگیش بر میگرده و بعد از چند قدمِ بی اعتنا به من،صدا می زنه:
تو خیلی از جمله ها این راه حل راهگشاست. فقط کمی پس و پیش کردن عبارات جمله شما رو رساتر می کنه:
نقل قول:
بی اعتنا به من برمی گرده، با همون اخم همیشگیش. چند قدم برمی داره و بعد صدا می زنه:
در مجموع از گوش نکردنتون به توصیه راجع به فاصله های بعد از علائم نگارشی که بگذریم این پستتون قابل قبول بود.
موفق باشید.
نقد پست خانه شماره دوازده گریمولد گیدیون پریوت
این اولین باره!؟ اوه بله.. اولین باره که آقای پریوت رو اینجا ملاقات می کنم. خوش اومدی فرزندم.
من معمولا تمام پستهای شخص رو مد نظر قرار می دم و مطابق با اون بهش توصیه و نصایحی برای بهتر شدن ارائه می دم ولی برای شما می خوام یه کم ریزتر به این پست بپردازم باباجان.. ببین:
نقل قول:
الستور مودی کمی به فضایی در سوی دیگر نزدیک شد و با این کار صدای تلق تلق پای چوبی اش بلند شد.
فعل ها رو تکرار نکن. آخر هر دو جمله "شد" داریم. درست نیست.. فقط با یه کم پس و پیش کردن کلمات می تونی یه جمله ی روان تر درست کنی یا اینکه اگه جملاتت رسا هستن فقط فعل رو عوض کنی. ولی اینجا بهتر بود ترتیب کلمات رو عوض کنی و در مجموع یک جمله ی بهتر بسازی.
طنز نوشتت خیلی خاص نبود. خیلی نرمال و معمولی بود ولی به نظر من این نقطه از سوژه که بهت رسید جای کار زیاد داشت. می تونستی طنز بیشتری ازش در بیاری. طنز خوب نوشتن کار یکی دو پست و امروز و دیروز نیست لازمه که شوخ طبعی رو تو وجود خودتم پرورش بدی. دنبال سوژه خنده ها بری.. کارتون های امروز که مملو از طنزن.. جوک ها.. شوخی های آدمهای اطراف.
غیر از همه ی این ها ذوق و قریحه ی خودت. فرزندم باور کن تو هر پدیده ای یه وجه طنز وجود داره.. شما وقتی بخوای بخندی و بخندونی به قول معروف می تونی به سوراخ دیوار هم بخندی! باید اون جنبه ی طنز رو توی اون چیزی که می خوای سوژه ش کنی پیدا کنی. هرچی که باشه.. مثل یه کاریکاتور نکات رو پیدا می کنی و به بزرگنماییش می پردازی.
من توی کل تیکه های طنز پست اون بخش مربوط به فلورانسو رو واقعا بهش خندیدم. یه مورد خنده کافی نیست باباجان

انتقاد دیگه ای که دارم به پایان داستانه.. یه جایی دالاهوف خواست دو گروه سفید و سیاه رو ببره برمودا من جلوی این کارو گرفتم با پست خودم. شما باید این نکته رو متوجه می شدی.. گاهی اوقات لازمه که داستان سریع بره جلو، گاهی لازمه داستان پیچ و خم داشته باشه. شما اگه روی یه کوه جاده ی صاف بزنی هیچ ماشینی نمی تونه ازش بالا بره.. مجبوری که پیچ و خم بدی به جاده تا شیب کم بشه.
متقابلا توی یه بیابون اگه پیچ و خم بیش از اندازه بدی به جاده کار بیهوده ای انجام دادی. لازم نیست توی همه ی سوژه ها دوگروه پیش هم باشن و تو سر و کله ی هم بزنن.. کمی هم تنوع! تو سر و کله ی فضایی ها هم میشه زد طبیعتا!

خب جمع بندی می کنم:
* برای ارتقای حس طنزت توصیه های بالا رو در نظر بگیر.
* توی ادامه دادن داستانت ببین که قبلیا چی می خواستن از سوژه و بعدی ها چطور باید ادامه بدن.. توی پست ادامه دار (عادی ماموریت یا جنگ) این یه اصل اساسیه.
* همچنین برای ادامه دادن داستان نگاه کن ببین چی به صلاحه داستانه.. این یه مهارت ناظرانه ست ولی برای همه لازمه. داستان باید جذاب تر و بهتر جلو بره نه اینکه صرفا جلو بره.
موفق باشی فرزند روشنایی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/09/14
تولد نقش: 1396/09/11
آخرین ورود: چهارشنبه 12 شهریور 1399 03:53
از: ش دور بمون
پستها:
533

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی نیمه اصیل!


نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

