اهل تالارم
روزگارم خوش نيست
خرده ذوقي دارم
و دريغ از سرسوزن عقلي
پيشه ام رول زدن است
گاه گاهي مي نويسم پستي
مي سپارم به ناظر
تا به يك ويرايش ، دل غمگين مرا شاد كند
چه خيالي چه خيالي
مي دانم رول زدنم بيهوده است
ناظر از من پرسيد : چند رول زيبا زده اي؟
من به او گفتم : دل خوش سيري چند ؟*
اهل تالارم
قبله ام مانيتور
جانمازم كيبورد ، مهرم ريون
من به تالار ريون رفتم
من به كنار شومينه
من به شبهاي ريون
من به خوابگاه دختران و پسران رفتم
رفتم از پله پستها بالا
تا ته خنده
تا بيناموسان
رفتم ، رفتم تا بوووق
چيزهايي ديدم در تالار ريون :
روحي را ديدم ارزشي رول ميزد
وينكي را ديدم پست زيبا در تاپيك مي كوبيد و كريچ لبخند مي زد !
ادي را ديدم له لب جوي جوراب مي شست
آنيتا را ديدم ، سوژه مي داد به اعضا
من ققي را ديدم در كنارش سراف
چكش فلور را ديدم بالاي سر راجو
و كارتوتي كه بيرون آمد از آن آوريل
جان و الك را ديدم
پشم بون و چو ، رزي و بادي
فنگ را ديدم واق واق مي كرد
و سرژ و اكتا و حميد
و در آن نزديكي پني را ديدم
خنده در رول آن ها بود ، بوق بود ، مهرباني و محبت بود !
و كمي دورتر ، فيني و دلي با وسعت عشق
زندگي در تالار ريون جاريست !
آري
تا ريون هست ، زندگي بايد كرد !
----------------------------------------------------------------
* يعني دلت خوشه ها . من و پست زيبا ؟
مثل هميشه يه پست بد و تقريبا تكراري و هوق آور . ولي به خوبي خودتون تحمل كنيد !
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
11 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[chat]] منظومه چهارگانه اشعار
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

ریونکلاو!
گوش کن ای فرزند من
ای فرزند نابِخرد من!
خواهم که گویم قصه ای
ندارم برایش ماننده ای
روزکی در این جادوگران
که درود بر آنش، زوپس قهرمان!
تالارکی بی مانند بُود همی
اعضایش شاد و شباب بُود همی
نترسند آنها ز هیچ طوفانی
سرفراز بیرون آیند ز هر امتحانی
درو کردند تمام هاگوارتز را
هم کوییدیچ و هم جامش را!
خواهی که شناسی آن جوانان؟
آن غیوران و آن دلیران؟
آویّ و ادیّ والک وققی
سرژ و بینز وبادیّ وفینی
چو ومکیّ وپنیّ و رزی
راجیّ وفلور و کریچ و وینکی
آخر از همه آنیت و جان و فنگول!
که هست همیشه شاد و شنگول!
حال گوش کن به نصیحت من
به حرف من ای جانان من
گر که خواهی شوی مانندشان
راهی نداری،باید شوی یک عضوشان!
وقتم تمام می شود و من!
هنوز در اول وصفتم ،ریوَن!
******
یک مثنوی بسیار جذاب از خودم!بیچاره مثنوی که من خزش کردم!در اینجا چند مورد و نکته هست:
1-در بیت سوم،آنش،ن ساکن خونده می شه.
2-مجبور شدم چند تا اسم رو تغییر بدم!بادی:بادراد،الک:الکسا،راجی:راجر.
3-در بیت آخر برای جور شدن قافیه مجبود شدم تلفظ ریوِن رو به ریوَن تغییر بدم!امیدوارم ازش لذت برده باشین!
گوش کن ای فرزند من
ای فرزند نابِخرد من!
خواهم که گویم قصه ای
ندارم برایش ماننده ای
روزکی در این جادوگران
که درود بر آنش، زوپس قهرمان!
تالارکی بی مانند بُود همی
اعضایش شاد و شباب بُود همی
نترسند آنها ز هیچ طوفانی
سرفراز بیرون آیند ز هر امتحانی
درو کردند تمام هاگوارتز را
هم کوییدیچ و هم جامش را!
خواهی که شناسی آن جوانان؟
آن غیوران و آن دلیران؟
آویّ و ادیّ والک وققی
سرژ و بینز وبادیّ وفینی
چو ومکیّ وپنیّ و رزی
راجیّ وفلور و کریچ و وینکی
آخر از همه آنیت و جان و فنگول!
که هست همیشه شاد و شنگول!
حال گوش کن به نصیحت من
به حرف من ای جانان من
گر که خواهی شوی مانندشان
راهی نداری،باید شوی یک عضوشان!
وقتم تمام می شود و من!
هنوز در اول وصفتم ،ریوَن!
******
یک مثنوی بسیار جذاب از خودم!بیچاره مثنوی که من خزش کردم!در اینجا چند مورد و نکته هست:
1-در بیت سوم،آنش،ن ساکن خونده می شه.
2-مجبور شدم چند تا اسم رو تغییر بدم!بادی:بادراد،الک:الکسا،راجی:راجر.
3-در بیت آخر برای جور شدن قافیه مجبود شدم تلفظ ریوِن رو به ریوَن تغییر بدم!امیدوارم ازش لذت برده باشین!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سرافینا در 1385/8/10 10:30:59
ویرایش شده توسط سرافینا در 1385/8/10 11:39:57
ویرایش شده توسط سرافینا در 1385/8/10 11:39:57
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/12
آخرین ورود: دوشنبه 28 تیر 1389 12:53
از: اينجا... شايدم اونجا... شايدم هيچ جا
پستها:
362

ها!
استحکام عشق وینکی و کریچ خیلی بیشتر از اونه که فلور فکرشو می کرد! سعی نکنید بهمش بریزید! اینم برای محکم کاری: )ها چیه عشقم می کشه عروسیشونو بگیرم به تو چه؟!)
یه روزی تنگ غروب
وسط ناهار* و رُفت و روب
یه دختر خوشگل و خوب
تو کلبه ای نشسته بود
دختره گریه می کرد زاری می کرد
عشوه و حمالی می کرد
نگاه به یک گاری می کرد(
)
سر در گم و گریه کنون دنبال یک شوور می گشت
اسم این دختر ماه وینکی بودش
مامانش از دست اون عاصی بودش
وقت کار تو جنگلا گردش کنون
بی خیال دنبال یک بازی بودش
باباهه گفت دختره آبت کمه؟ دونت کمه؟
پول نداری، کش و تنبونت کمه؟
آخه این گریه برای شکمه؟
دختره هیچی نمی گفت
نه آب می خورد و نه غذا
بی خیال همه کارا
تو کوچه های بی نما**
قدم می زد
اما یه روز چشمش به چیزی می خوره
چیزی نگو، چشماش به ریزی*** می خوره
هر چی تو دستش داده بود یهویی لیزی می خوره(بی سواد بازی در نیارین! لیز می خوره)
یه جن خوب مثله خودش زیر ِ چشی نگاش می کرد
بهش می گفت هی دختره!
این دیگه راه آخره
از همه دنیا بهتره
من جفت می خوام ، تو جفت می خوای
دنبال یک چیزی بودم
هیچ وقتی هم نفهمیدم
دنبال وینکی می بودم
بیا بریم بیا بریم
وینکیه ما دلش گرفت
گفت برو ای حیوون زشت
سیفید میفید ِ بد سرشت(
)
دروغ میگی حرفتو باور نکنم
کریچر دست پاچه شد گفت که بابا
بد میگم جون شما؟
این همه بوق چرا گیر دادی به ما؟
وینکیه خوشش اومد
دید که آره همچینم بد نمی گه
دو سه تا عشوه میاد قری می ده
دستشو تو دست کریچر میده
دو تایی با همدیگه از صب تا شب شادی کنون بوق می زنن!!
________________
*:ناهار وسط غروب؟! جل الخالق! شاعر این شعر عجب بوقی بوده!
**:بی نما:بدون نما! برای جور شدن قافیه مثلا!
***:ریزی: ریزه ای! موجود کوچکی!(مقصود همان کریچر است!!)
خب! می دونم تا حالا شعری به این چرتی در زندگیتون نخونده بودین!! اما حالا خوندین! من به خودم افتخار می کنم!
ها من گفته باشم هوای این کریچر رو هر چند اسمش خیلی ضایع س و همچنین وینکی رو
خیلی دارم تازه با هرمیون هم توی تهوع فعالیت می کنم!
استحکام عشق وینکی و کریچ خیلی بیشتر از اونه که فلور فکرشو می کرد! سعی نکنید بهمش بریزید! اینم برای محکم کاری: )ها چیه عشقم می کشه عروسیشونو بگیرم به تو چه؟!)
یه روزی تنگ غروب
وسط ناهار* و رُفت و روب
یه دختر خوشگل و خوب
تو کلبه ای نشسته بود
دختره گریه می کرد زاری می کرد
عشوه و حمالی می کرد
نگاه به یک گاری می کرد(
)سر در گم و گریه کنون دنبال یک شوور می گشت
اسم این دختر ماه وینکی بودش
مامانش از دست اون عاصی بودش
وقت کار تو جنگلا گردش کنون
بی خیال دنبال یک بازی بودش
باباهه گفت دختره آبت کمه؟ دونت کمه؟
پول نداری، کش و تنبونت کمه؟
آخه این گریه برای شکمه؟
دختره هیچی نمی گفت
نه آب می خورد و نه غذا
بی خیال همه کارا
تو کوچه های بی نما**
قدم می زد
اما یه روز چشمش به چیزی می خوره
چیزی نگو، چشماش به ریزی*** می خوره
هر چی تو دستش داده بود یهویی لیزی می خوره(بی سواد بازی در نیارین! لیز می خوره)
یه جن خوب مثله خودش زیر ِ چشی نگاش می کرد
بهش می گفت هی دختره!
این دیگه راه آخره
از همه دنیا بهتره
من جفت می خوام ، تو جفت می خوای
دنبال یک چیزی بودم
هیچ وقتی هم نفهمیدم
دنبال وینکی می بودم
بیا بریم بیا بریم
وینکیه ما دلش گرفت
گفت برو ای حیوون زشت
سیفید میفید ِ بد سرشت(
)دروغ میگی حرفتو باور نکنم
کریچر دست پاچه شد گفت که بابا
بد میگم جون شما؟
این همه بوق چرا گیر دادی به ما؟
وینکیه خوشش اومد
دید که آره همچینم بد نمی گه
دو سه تا عشوه میاد قری می ده
دستشو تو دست کریچر میده
دو تایی با همدیگه از صب تا شب شادی کنون بوق می زنن!!
________________
*:ناهار وسط غروب؟! جل الخالق! شاعر این شعر عجب بوقی بوده!

**:بی نما:بدون نما! برای جور شدن قافیه مثلا!
***:ریزی: ریزه ای! موجود کوچکی!(مقصود همان کریچر است!!)
خب! می دونم تا حالا شعری به این چرتی در زندگیتون نخونده بودین!! اما حالا خوندین! من به خودم افتخار می کنم!
ها من گفته باشم هوای این کریچر رو هر چند اسمش خیلی ضایع س و همچنین وینکی رو
خیلی دارم تازه با هرمیون هم توی تهوع فعالیت می کنم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
جزئیات کاربر

ها الکسا بیا واست شعر گفتم ارزشی تا آخر عمرت تو کفش بمونی 
یکی دختری بود الکسا نامی
که هر دم میشود از وی یادی
مینوشت پستهایی خفنناک ارزشی
تا در آخر گرفت ز دامبی پیشی
هرچه بدو گفتیم که باب ول کن!
ارزشی بازی بد است، باب حیا کن!
نمود گوشهایش را دری دروازه ای
مینوشت همچو سابق ارزشی
تا که آخر کار شاخ وی شکست
این جیگر جون رفت و دیگر برنگشت
ریونکلاو نیز به خاموشی نشست
تا سرانجام گفتند این مردمان
که الکسا برگرد تو، بی امان
سوژه هایت هیچ ارزشی نبود
پستهایت هیچ خاله باز نبود
بدین گونه الکسا برگشت
تا کند تالار را سرسبز و مست!
با همی چند پستهای ماه و توپ
با کمک از سوی این دوستان خوب!

یکی دختری بود الکسا نامی
که هر دم میشود از وی یادی
مینوشت پستهایی خفنناک ارزشی
تا در آخر گرفت ز دامبی پیشی
هرچه بدو گفتیم که باب ول کن!
ارزشی بازی بد است، باب حیا کن!
نمود گوشهایش را دری دروازه ای
مینوشت همچو سابق ارزشی
تا که آخر کار شاخ وی شکست
این جیگر جون رفت و دیگر برنگشت
ریونکلاو نیز به خاموشی نشست
تا سرانجام گفتند این مردمان
که الکسا برگرد تو، بی امان
سوژه هایت هیچ ارزشی نبود
پستهایت هیچ خاله باز نبود
بدین گونه الکسا برگشت
تا کند تالار را سرسبز و مست!
با همی چند پستهای ماه و توپ
با کمک از سوی این دوستان خوب!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/12
آخرین ورود: دوشنبه 28 تیر 1389 12:53
از: اينجا... شايدم اونجا... شايدم هيچ جا
پستها:
362

اهم!
قربونت ورم سراف جیگر لطف داری عزیزم!(هوووووووووو
چقد من پروانه ای شدمااااا!!)
با این کاراتون خب هی دلبستگی من به اعضای جادوگران بیشتر از اونی میشه که فلور فکرشو می کرد!! در ضمن فکر کنم اون پریا بود که زار و زار و مثه ابرای بهار گریه می کرد!!!
دیگه اینکه تو خودت می خوای بری بعد به من میگی بمون؟!
راستی حالا که کسی این دور و بر نیست،بذار یه چیزی بهت بگم...(ققی نشنوه!) از همون لحظه ای که اومدی توی آنچه باید بدانیم بیوگرافی زدی ازت خوشم اومد! البته ممکنه یه دلیلشم این بوده باشه که نیروی اهرمینی اش رو خوندی! جادوگر سرافینا پکالا! هم از طرز نوشتنت هم از آواتورت خلاصه همه چی!!!
و اینکه...اوه مای فیوری اکشن گفتنش خیلی سخته برام...اما چاره ای ندارم!
با من ازدواج می کنی؟!
اما خب جدا از شوخی می گم که مرسی و ایول و لطف داری و این حرفا! کنکورم امیدوارم قبول شی! و اینکه مهم نیست سن تو از ققی بیشتره! مهم تفاهمه و دیگر هیچ!
به عنوان حسن ختام هم شعری سرودم که در اینجا بنماید!
ای بوق که می روی به سویش!
از من بگذر برو به کویش*
بنگر و ببین که هست کِیسی!
برگرد و به من بگو فرزی
گوید که همی سرم شلوغ است
بیزیم* خفن که وقت بوق است
گفتم چی داداش حالیم نمیشه
قاط زدم خفن چو شیر بیشه
ترسید و بگفت غلط نمودم
انگار که جای تر نمودم
فزودم ناگهان پوزی به لبخند*
گفتم ای بوقی،ترسوی در بند
گفتش اوکی ول *حالا چی می خوای؟
گفتم یه عدد شو(shoo)ی علف خوار
گفت آبجی والا این جور نداریم
از هر چی گیاهه ما بیزاریم
گفتم خاک بر سر این مده روزه
همینه که میشی هر سال رفوزه
گفتا که الک ویل یو مری می؟!*
گفتم ریلی* افتخار میدی؟!
به ناگه منکرات پرید وسط
بگفتا ملت هی هِرّی حراست!*
بگفتم که چه جور آگاه شدی ز جانب ما؟
بگفتا آخه نفوذی داریم ما مثال ماه!
بگفتم که کی بید زیرمیزی می دم!
بگفتا که کریچ! پس لوت نمی دم*
بگفتم پس لذا حذف شناسه م
جمش کنم برم دنبال کاسه م
بدین سان ازدواجمان بهم خورد
و آستاکبار در این سایت رقم خورد!
___________
کویش:کوی اش=کوچه اش!
بیزی:busy
پوزی به لبخند:پوز خند
اوکی ول:ok well
گفتا که الک...:Will u marry me?!?
ریلی:really
حراست:اشاره به اون میتینگه!!
لوت نمی دم:تو را لو نمی دهم! لویت نمی دم!
نکته:خوبه من خودم گفتم به کریچ کاری نداشته باشین!!
نکته ی دو:اینم اون یکی شعره که رزی نیومد بزنه:
یه مک داریم قلقلیه
نسبت به چو غیرتیه
می زنیم زمین هوا میره
یه جورایی فنا میره
ما این مکو نداشتیم
از تو گیریف برداشتیم
کریچ به ما عیدی داد
مک بون قلقلی داد!
ارزشی باش تا کامروا باشی!!!
قربونت ورم سراف جیگر لطف داری عزیزم!(هوووووووووو
چقد من پروانه ای شدمااااا!!) با این کاراتون خب هی دلبستگی من به اعضای جادوگران بیشتر از اونی میشه که فلور فکرشو می کرد!! در ضمن فکر کنم اون پریا بود که زار و زار و مثه ابرای بهار گریه می کرد!!!
دیگه اینکه تو خودت می خوای بری بعد به من میگی بمون؟!راستی حالا که کسی این دور و بر نیست،بذار یه چیزی بهت بگم...(ققی نشنوه!) از همون لحظه ای که اومدی توی آنچه باید بدانیم بیوگرافی زدی ازت خوشم اومد! البته ممکنه یه دلیلشم این بوده باشه که نیروی اهرمینی اش رو خوندی! جادوگر سرافینا پکالا! هم از طرز نوشتنت هم از آواتورت خلاصه همه چی!!!
و اینکه...اوه مای فیوری اکشن گفتنش خیلی سخته برام...اما چاره ای ندارم!
با من ازدواج می کنی؟!
اما خب جدا از شوخی می گم که مرسی و ایول و لطف داری و این حرفا! کنکورم امیدوارم قبول شی! و اینکه مهم نیست سن تو از ققی بیشتره! مهم تفاهمه و دیگر هیچ!به عنوان حسن ختام هم شعری سرودم که در اینجا بنماید!
ای بوق که می روی به سویش!
از من بگذر برو به کویش*
بنگر و ببین که هست کِیسی!
برگرد و به من بگو فرزی
گوید که همی سرم شلوغ است
بیزیم* خفن که وقت بوق است
گفتم چی داداش حالیم نمیشه
قاط زدم خفن چو شیر بیشه
ترسید و بگفت غلط نمودم
انگار که جای تر نمودم
فزودم ناگهان پوزی به لبخند*
گفتم ای بوقی،ترسوی در بند
گفتش اوکی ول *حالا چی می خوای؟
گفتم یه عدد شو(shoo)ی علف خوار
گفت آبجی والا این جور نداریم
از هر چی گیاهه ما بیزاریم
گفتم خاک بر سر این مده روزه
همینه که میشی هر سال رفوزه
گفتا که الک ویل یو مری می؟!*
گفتم ریلی* افتخار میدی؟!
به ناگه منکرات پرید وسط
بگفتا ملت هی هِرّی حراست!*
بگفتم که چه جور آگاه شدی ز جانب ما؟
بگفتا آخه نفوذی داریم ما مثال ماه!
بگفتم که کی بید زیرمیزی می دم!
بگفتا که کریچ! پس لوت نمی دم*
بگفتم پس لذا حذف شناسه م
جمش کنم برم دنبال کاسه م
بدین سان ازدواجمان بهم خورد
و آستاکبار در این سایت رقم خورد!
___________
کویش:کوی اش=کوچه اش!
بیزی:busy
پوزی به لبخند:پوز خند
اوکی ول:ok well

گفتا که الک...:Will u marry me?!?
ریلی:really
حراست:اشاره به اون میتینگه!!
لوت نمی دم:تو را لو نمی دهم! لویت نمی دم!
نکته:خوبه من خودم گفتم به کریچ کاری نداشته باشین!!

نکته ی دو:اینم اون یکی شعره که رزی نیومد بزنه:
یه مک داریم قلقلیه
نسبت به چو غیرتیه
می زنیم زمین هوا میره
یه جورایی فنا میره
ما این مکو نداشتیم
از تو گیریف برداشتیم
کریچ به ما عیدی داد
مک بون قلقلی داد!
ارزشی باش تا کامروا باشی!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/27
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: شنبه 20 اردیبهشت 1393 20:29
از: قدح اندیشه
پستها:
1323

یکی بود، یکی نبود
زیر این گنبد تاریک یا همون کبود مبود
سرافین نشسته بود
زیر یک درخت سرو ِ بی زبون
بی صدا و زیر لب
هی نق و نوق میکرد!
که چرا هر دختر 5 از 5 ای، سوهر داره!
پس من ِ بیچاره و طفلکی چی؟!
مگه من دل ندارم؟!
هی برم تو حوض نقاشی و شکلک بکشم؟!
آخه پس چرا من نازنازی شوهر ندارم؟!!
در همون لحظه و بالای درخت
یه ققی نشسته بود!
بی صدا گریه میکرد
که چرا هر کسی که وزیر شده، یه زن داره؟!
پس من بیچاره و طفلکی چی؟!
مگه من دل ندارم؟!
آخه تا کی الکی کفیه بگم؟!
سرافین، همینجوری دور هم باشیم
به بالای سرش یک نگاهی کرد
ققی هم همینجوری دور هم باشیم
به پایین، زیر درخت نگاهی کرد!
یهویی
خیلی هم انتحاری و ارزشی!
چشماشون به هم دیگه زل میخورن!
دوتایی به اونچه خواستن رسیدن!
اما بچه های خوب
همه ی زندگیا اینجوری نیست
زندگی اینقده ماست و دوغ و قرغوروت و کشکی مشکی نیست!
حالا این دو تا یه کاری کردن،
شماها یاد نگیرین، آی بچه های نازنازی!
مخصوصا شما حمید آقای ناز و تپلی، سیفید میفید!
ازدواج و این کارا،
برای شما که چار ساله بیدی،
خیلی کار بدی بید!
نکنی این کارو چون مامانی دعوا میکنه،
دیگه دوستت نداره، قهر میکنه!

جدا میشه بگی این شعر در چه سبکی سروده شده بود...؟!!
به سبک شعر نو هست! و احيانا با همين سبک شعر در ناحيه اول شدم! اهم، بله!
زیر این گنبد تاریک یا همون کبود مبود
سرافین نشسته بود
زیر یک درخت سرو ِ بی زبون
بی صدا و زیر لب
هی نق و نوق میکرد!
که چرا هر دختر 5 از 5 ای، سوهر داره!
پس من ِ بیچاره و طفلکی چی؟!
مگه من دل ندارم؟!
هی برم تو حوض نقاشی و شکلک بکشم؟!
آخه پس چرا من نازنازی شوهر ندارم؟!!
در همون لحظه و بالای درخت
یه ققی نشسته بود!
بی صدا گریه میکرد
که چرا هر کسی که وزیر شده، یه زن داره؟!
پس من بیچاره و طفلکی چی؟!
مگه من دل ندارم؟!
آخه تا کی الکی کفیه بگم؟!
سرافین، همینجوری دور هم باشیم
به بالای سرش یک نگاهی کرد
ققی هم همینجوری دور هم باشیم
به پایین، زیر درخت نگاهی کرد!
یهویی
خیلی هم انتحاری و ارزشی!
چشماشون به هم دیگه زل میخورن!
دوتایی به اونچه خواستن رسیدن!
اما بچه های خوب
همه ی زندگیا اینجوری نیست
زندگی اینقده ماست و دوغ و قرغوروت و کشکی مشکی نیست!
حالا این دو تا یه کاری کردن،
شماها یاد نگیرین، آی بچه های نازنازی!
مخصوصا شما حمید آقای ناز و تپلی، سیفید میفید!
ازدواج و این کارا،
برای شما که چار ساله بیدی،
خیلی کار بدی بید!
نکنی این کارو چون مامانی دعوا میکنه،
دیگه دوستت نداره، قهر میکنه!

جدا میشه بگی این شعر در چه سبکی سروده شده بود...؟!!
به سبک شعر نو هست! و احيانا با همين سبک شعر در ناحيه اول شدم! اهم، بله!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ققنوس در 1385/6/27 22:05:20
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1385/6/27 22:46:15
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1385/6/27 22:46:15
جزئیات کاربر

سرافین سرافین از عشق تو مستم
به یک باره در آن قلبت نشستم
چرا تنها گذاری ققنوس نالان
چرا ترکم کنی هر لحظه هر جا
نبندد کفتری پای بلندت اگر رفتی بدان کفتر هنوز هست :bigkiss:
گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم تو را منم چشم در راهم...
ولی عمرا...
چگونه کفترت رو تنها گذاری...میایم درب خانه ات با گیتاری :fan:
عجب ارزشی گویم شعر من...کمم عمرا نیارم من...
سرافین سرافین از عشق تو مستم...
--------------------------------------------------------------------
به یک باره در آن قلبت نشستم
چرا تنها گذاری ققنوس نالان
چرا ترکم کنی هر لحظه هر جا
نبندد کفتری پای بلندت اگر رفتی بدان کفتر هنوز هست :bigkiss:
گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم تو را منم چشم در راهم...
ولی عمرا...
چگونه کفترت رو تنها گذاری...میایم درب خانه ات با گیتاری :fan:
عجب ارزشی گویم شعر من...کمم عمرا نیارم من...
سرافین سرافین از عشق تو مستم...
--------------------------------------------------------------------
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
جزئیات کاربر

یکی بود یکی نبود،
زیر گنبد کبود،
یه دختری
تک و تنها مونده بود.
های و های گریه می کرد این دختره،
مث ابرای باهار گریه می کرد این دختره!
دوستاش بهش می گفتن:
الکسا گشنتونه؟
الکسا تشنتونه؟
الکسا خسته شدی؟
مرغ پر بسته شدی؟
چیه این های و هایت؟
نه و نه و وای و وایت؟
الکسا هیچی نمی گفت و دیگه رول نمی زد،
دیگه توی این تالار کسی سنگ رولو به سینه نمی زد.
دوستاش همه جمع شدن،
هم فکر و هم رنگ شدن!
براش جشنی گرفتن،
منتشو کشیدن،
گفتن تو بیا رول بزن ما نوکرتیم!
چاکر و دوستدارتیم!
الکسا دیگه گریه نمی کرد،
مث ابرای باهار های های و وای وای نمی کرد!
خندون شد و لبخند زد،
تو آسمون پرپر زد!
قصه ی ما به سر رسید،
کفتره به خونه اش نرسید!
*-*-*-
شاملو خودش منو ببخشه با این چرت و پرت هایی که بهم بافتم!
چرت و پرت نیست عزیزم ترو خدا شکسته نفسی نکن...زدی تو پوز حافظ گلم این قشنگ ترین شعری بود که من خونده بودم...یعنی کل همه رو خوابوندی عجب شعری به به
زیر گنبد کبود،
یه دختری
تک و تنها مونده بود.
های و های گریه می کرد این دختره،
مث ابرای باهار گریه می کرد این دختره!
دوستاش بهش می گفتن:
الکسا گشنتونه؟
الکسا تشنتونه؟
الکسا خسته شدی؟
مرغ پر بسته شدی؟
چیه این های و هایت؟
نه و نه و وای و وایت؟
الکسا هیچی نمی گفت و دیگه رول نمی زد،
دیگه توی این تالار کسی سنگ رولو به سینه نمی زد.
دوستاش همه جمع شدن،
هم فکر و هم رنگ شدن!
براش جشنی گرفتن،
منتشو کشیدن،
گفتن تو بیا رول بزن ما نوکرتیم!
چاکر و دوستدارتیم!
الکسا دیگه گریه نمی کرد،
مث ابرای باهار های های و وای وای نمی کرد!
خندون شد و لبخند زد،
تو آسمون پرپر زد!
قصه ی ما به سر رسید،
کفتره به خونه اش نرسید!
*-*-*-
شاملو خودش منو ببخشه با این چرت و پرت هایی که بهم بافتم!
چرت و پرت نیست عزیزم ترو خدا شکسته نفسی نکن...زدی تو پوز حافظ گلم این قشنگ ترین شعری بود که من خونده بودم...یعنی کل همه رو خوابوندی عجب شعری به به
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ققنوس در 1385/6/26 23:40:09
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج