- چی؟ چی شده؟ صدا چی بود این؟

- ساکت شو کریستینم.
پسر مو مشکی ای که جلوی مبل اورلا ظاهر شده بود و ظاهرا کاملا از این کار پشیمون شده بود چون دختری که رو به روش بود دست از جیغ زدن بر نمیداشت. جیغ زدن اورلا در حالی همیشه قطع میشه که یا بیهوشش کنن یا یه جوری جلو دهنشو بگیرن ولی متاسفانه پسری که رو به روی اورلا ایستاده بود از این موضوع خبر نداشت و سعی کرد با معرفی هویت خودش جلوی فریاد های اورلا رو بگیره.
- گفتم کی هستی؟ اینجا چیکار داری؟ حافظه مو بردین بسته تون نبود؟

-
- ده جوابمو بده چرا آخه دست از... الاسنذدتنذیسنتا.

یک دفعه یه دختر دیگه از پشت مبل بیرون پرید شیرجه ای زد و جلو دهن اورلا رو گرفت.
- ببین من جان پیچ میخوام. باید کمکم کنی جان پیچ فروشی پیدا کنم.
-ههیخ؟
- چی میگی؟ آها دستم.
پالی دستش را از روی دهن اورلا برداشت.
- آخه شما خجالت نمیکشین که دست از سر من بر... گفتی چی میخوای؟
- جان پیج.
- خو این پسره کیه؟
- اممممم... نمیدونم. فکر کنم اینم وسط راه گیرش آوردم.
-
چند لحظهای سکوتی برقرار شد تا این که کریستین که انگار فقط میخواست از این وضعیت خلاص شه گفت:
- حالا کمکمون میکنی؟
اورلا دستشو تو موهاش کرد و اونا رو به هم ریخت و بعدش با منگی گفت:
- من شما رو میشناسم ؟
پالی و کریستین نگاهی به هم انداختن و بعدش تصمیم گرفتن یه راه دیگهای رو در پیش بگیرن. پالی با مهربانی گفت:
- ببخشید ما پودر پرواز مون تموم شد امکانش هست یه ذره از شما قرض بگیریم؟
اورلا از روی مبل بلند شد و به سمت شومینه رفت و پالی و کریستین که پشت سرش راه افتادند. دختر گلدون بالای شومینه اش را برداشت و با به سمت پالی گرفت؛ اما به محض این که برگشت کریسیتین بازوشو گرفت و بردش تو شومینه پالی هم با مشتی از پودر پرواز اومد کنارشون وایستاد.
- جان پیج فروشی!
_______________

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج











از کجا فهمیدی؟ 








ولی بخش انگلیسیش کجا رفت پس؟ 