...ریز ریزتون میکنم.ازتون کالباس درست میکنم.صبر کنین.فقط بذارین من این گواهینامه کوفتی رو بگیرم.اون وقت بهتون میگم آزمایش و واکسن و معاینه پزشکی یعنی چی.بلایی به سرتون بیارم که آرزو کنین کاش سوسک بودین...!
لرد در ذهنش به راه های گوناگون قتل و کشتار فکر میکرد که تابلوی کوچکی طلایی رنگی توجهش رو جلب کرد.بر روی تابلو با خطوط پر رنگ نوشته شده بود:آزمایشگاه.
درون اتاق انتظار چند مراجعه کننده با بی حوصلگی بر روی صندلی ها ولو شده بودند و با روزنامه های شونزده قرن پیش که روی میز اتاق قرار داشت خودشون رو باد میزدن.دو سه پرستار گردن کلفت هم مدام از اتاقی به اتق دیگه میرفتن.لرد به سمت یکیشون که از بقیه آدم تر به نظر میرسید رفت.قبل از آنکه لرد پرونده اش را روی میز جلوی پرستار قرار دهد در یکی از اتاق ها با شدت باز شد و دو پرستار جادوگر نگون بختی را کشان کشان به طرف پله ها بردند.
جادوگر بیچاره:باور کنین من معتاد نیستم...فقط سر صبحانه یه کم قهوه خوردم.بابا من معتاد نیستم!
یکی از پرستارها در هنگام کشیدن وی بر روی زمین:آره جون عمه ات.وقتی بردیمت پایین چوب تو آستینت کردیم ظرف دوثانیه اعتیاد متیاد رو ترک کردی حالیت میشه!انگل جامعه!
لرد که کم کم کاسه صبرش به لبریز شدن نزدیک میشد پرنده را بر روی میز جلوی پرستار کوبید و گفت:من اومدم آزمایش بدم.زودتر کارم رو راه بنداز تا هوشتت نکردم!
پرستار بدون اینکه به لرد نگاه کند پرونده را از روی میز برداشت و به جای آن تکه کاغذی به جای آن قرار داد و گفت:بیا اینم شماره ات.نوبتت شماره 1204!الان هم نفر بیست و چهارم رفته تو.هی نیا سوال کن!برو بشین تا صدات کنم!
لرد:
شونصد ساعت بعد درون اتاق انتظار!:
لرد پاهایش را روی میز وسط اتاق گذاشته و در حالی که روزنامه ای روی صورتش انداخته بود در خواب عمیقی به سر میبرد.یکی از پرستارها نگاهی به لیست مراجعه کننده ها انداخت و گفت:شماره 1204.شماره 1204 بره تو.
لرد که همچنان در خواب شیرین به سر میبرد چیزی نشنید و به خواب شیرینش ادامه داد!پرستار که معلوم بود زیاد اهل صبر و حوصله نیست از پشت میز بلند و بعد از برداشتن روزنامه از روی صورت لرد گفت:هی مگه با تو نیستم؟پاشو برو تو نوبتته.زودتر بلند شو تا عصبانی نشدم.
لرد بلافاصله از روی صندلی بلند شد و مستقیم در چشم های پرستار نگاه کرد.پرستار با دیدن چشم های سرخ لرد به تته پته افتاد و گفت:نه یعنی چیزه...میخواستم بگم که نوبت شما شده...لطفاً بفرمایید تو...اگه زحمتی نیست!
لرد سیاه خشمگین از روند کارهای اداری پرونده اش را از دستان پرستار بیرون کشید و با ابهت وارد اتاق آزمایش شد.
پرستار بر روی یک صندلی نشسته بود و داشت سرنگش را آماده میکرد که با دیدن لرد رنگش مانند گچ سفید شد و با لکنت گفت:شما اینجا تشریف...دارین؟...قدم رنجه فرمودین!بفرمایید تو من...سریع تست اعتیاد رو بگیرم که...مزاحم وقتتون نشم!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


بابا، من فقط می خوام یه گواهینامه بگیرم. آزمایش چیه؟ اعتیاد کدومه؟ من تیم کوییدیچم مونده رو زمین. باید برم راش بندازم. لیگ تموم شد، من هنوز هیچکار نکردم. اصلا. صبر کن ببینم. من الان بدنم پر پادزهره. اگه جواب آزمایش اعتیادم مثبت بیاد چی؟»
پادزهر هیچ تاثیری تو نتیجه آزمایش نداره. بفرمایین. بیخود هم وقت مارو نگیرین.» و لرد را در برابر پلکان طبقه ی بالا تنها گذاشت.
،سراسيمه به طرف او بيايد.



.یااااا چه خبره بلیز ؟
مردک احمق بتوچه من از چی خوشم میاد یا نمی یاد مگر به تو مربوط است ؟ کروشیو بلیز
من شرمنده ام ، من رو ببخشید من ...
باز حتماً اومدن دنبال یکی دیگه از بهترین بازیکن های کوئیدیچ !








»