- شاکت باژید ! الان خودم به عژیژ دلم ، ارباب خودم یکم اژین متاع میدم. میخوره اشتخوناش ژووون میگیرن .
غیرمنتظره ترین اتفاق ممکن ؛ مورفین دوباره از کمپ فرار کرده بود.
نحیف تر و رنگ پریده تر از همیشه ولی خوشحال به نظر میرسید. این خوشحالی ، میتوانست ناشی از موفقیت در فرار از کمپ باشد ، میتوانست ناشی از لذتی کوتاه مدت که بواسطه خاراندن کمرش با سیخی که به دست راستش گرفته بود.
- ببینید ژماها اشن اژاژه ندادین من نژرمو راژع به ورژش بگم . تا ارباب ژون اومد گفت از فردا همه باش ورژش کنن ، فوری اومدین گفتین مورفین عامل نامطلوبه و سرپیشی اژ دشتور لرد میکنه و اینا و فوری منو فرستادین اونژا . متشفم واشه این رفتار شلبی ! اما میگژرم .
من اونژا که بودم خوب فکرامو کردم و دیدم که مژگلی با شلامتی و ورژش و اینژور شیژا ندارم.حتی اصن پرس و ژو کردم بچه های اونژا یه دو شه تا باژگاه خوب بم معرفی کردن حالا بعد اینکه ارباب این تلخکی رو ژد و اومد رو فرم و ژد مش اولژ ، میریم اونژا اشتارت میزنیم .
دست چپ از درون ردا بیرون آمد و یک بسته سفید رنگ را رو به مرگخواران گرفت ...
3 ساعت بعد ...

همگی مرگخواران دور میز مرصعی شکل نشسته و به صدر مجلس که لردولدمورت (سرحال تر از همیشه و بدون هیچ اثری از شکستی) نشسته بود ، زل زده بودند .
- مورفین برای اولین بار از دیدنت خوشحال شدیم و از قضا برای اولین بار هم تونستی مفید واقع بشی. خوب بود. اما لازمه که همتون بدونین که با توجه به اتفاقاتی که رخ داد و شما منو ناامید کردین، تصمیم گرفتیم که ورزش رو از طریق اصولیش انجام بدیم .روفوس ، لودو ، ایوان ، لینی و بلاتریکس هرچه سریعتر برید به آدرس محل اون باشگاهی که مورفین گفت و مقدمات حضور منو اونجا فراهم کنین . از همین امروز استارت میزنم .
ضمنا نجینی گرسنه است. بدون اینکه رودولف رو از سقف بیارین پایین ، برید یه پا و یه دستشو بیارید نجینی بخوره .
1 ساعت بعد ...

درب ورودی باشگاه ورزشی یزدان
- اینا چرا اینجوری شبیه قورباغه درست کردن خودشونو؟
- صحبت نباشه . روفوس پرده رو بزن کنار میخوایم وارد شیم .
روفوس پرده باشگاه یزدان را که در یک زیرزمینی بود کنار زد و بوی عرق و فریاد و ...
- عک ، عو ، عه ، عار ...

- پوردای متنوع داریم . پوردای عضلانی ، پوردای تحتانی ...
- داداچی وگرنه فک کردی چجور شروع میشه ؟ همه چیز از یه باچگاه رفتن و زدن موای دس و پا شروع میشه. البته همشونم اینا نیسن. اون کسایی که کفش کالج بدون جوراب میپوشن رو هم واقعا نباس نادیده گرفت.
ولدمورت شوکه شده بود ولی به روی خودش نیاورد و یک پله پایین رفت که ...
- ارباب شبر کنین .
- چی شده مورفین ؟
- ارباب من راشتش یادم رفت این نکته مهمو بگم. حواش ندارم. بله.عرژ میکردم. شما با اومدن اینجا میتونین با یه تیر دو نشون بزنین.
- نه مورفین . شلیک من به اندازه ی کافی خوب هست. نیازی به تمرین تیراندازی ندارم.
- نه ارباب . منژورم یه چیژ دیگش. شما هیچ میدونین ما تو این شهر چند هژار باژگاه اینژوری داریم؟ میدونین اینا چه ژور و قدرتی دارن و ما شقدر میتونیم اژ قدرت و ژور باژوی اینا استفاده کنیم؟ میدونین اگه بتونین اینارو با هم متحد کنید و همژونو تحت فرمان خودتون بیارید به شه قدرت بژرگی دشت پیدا میکنین ؟ دیگه کی میتونه ژلوی اتحاد مرگخواران و داداژیا به رهبری لرد ولدمورت بایسته ؟ فقط کافیه تحت تاشیر قرارژون بدین ! همین !
- هوووم ! اتحاد مرگخواران و داداچیا به رهبری لردولدمورت !