
واژگان فعلی: شبزخم، خونسرود، تاریکینواز، جنونخیز، تنهایی پنهان، جام مرگ، نرمی گور
یکی از آن شبهایی که گابریلا حوصلهاش سر رفته بود فرا رسیده بود و سر رفتن حوصلهاش مساوی بود با نوشاندن جام مرگ به اولین کسی که در تاریکی شب در راه او سبز میشود.
گابریلا اینبار کوچه ناکترن را برای قدم زدن شبانه و یافتن قربانی انتخاب کرده بود. امید داشت جادوگری که جرات حضور در کوچه ناکترن در آن ساعت از شب را داشته است، مبارزهای شایسته را تقدیمش کند.
گابریلا در این مواقع عادت داشت تا در گوشهای به تنهایی پنهان شود و در ذهنش جایی که میتوانست نرمی گور مورد نظرش برای قربانی را مهیا کند جستجو کند. ولی زمانی طولانی گذشته بود و خبری از عبور هیچ رهگذری نبود. با بیحوصلگی از تاریکی بیرون میآید و لوموسگویان، نور چوبدستیاش را بر روی ویترین فروشگاههای بسته میاندازد.
وسایل شیطانیای که در این فروشگاهها جا گرفته بودند، جنونخیز بودند و عطش او برای خون را بیشتر میکردند. خیره شدن به یکی از آنها طوری بود که گویا از دور خونسرودی به گوش میرساند. بنابراین گابریلا به سرعت نور را خاموش میکند تا در تاریکینواز به سمتی برود که وسیله شیطانی در ذهنش به او القا کرده بود.
گابریلا زخمهایی که در شب بر بدن مینشست را از زخمهای روزانه بیشتر دوست داشت. گویا تاریکی شب با تاریکی درون گره خورده باشد و زخمی عمیقتر برجای بگذارد. اسمش را گذاشته بود شبزخم و حالا در حال مشاهدهی آن بر روی پیکر شخصی بود که حتی متوجه نشده بود گابریلا از کجا سر رسیده است و چطور ضربه را خورده است.
ضربه از همان ابتدا کاری بود و فرصتی برای دفاع به شخص نداده بود. با این که گابریلا دنبال یک مبارزهی طوفانی بود، اما گویا وسایل شیطانی حاضر در این کوچه او را نیز طلسم کرده بودند. با این حال دیگر احساس نمیکرد که حوصلهاش سر رفته باشد. حالا شادی وصفناپذیری وجودش را فرا گرفته بود. میتوانست تا خود صبح روی سقف یکی از فروشگاهها بنشیند و به تماشای خونی که از بدن قربانیاش بر کف پیادهرو میریخت بپردازد.
(به روونا اگه معنی همه کلماتی که داده شده بود رو دونسته باشم. برداشت آزاد کردم.
)کلمات نفر بعد: آهنین، ضربه، پهناور، جانسوز، گرگینه، رعد، قلمپر
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج











