
- : بهت گفته بودم منو بذار ذخیره! من فردا نمیام!
- : تو غلط کردی اصن اعلام آمادگی کردی! تو که نمیتونستی بیای، مگه مجبور بودی اعلام آمادگی کنی؟
دو نفر از جیغ جیغوترین اعضای ریونکلاو دارن با قدرت تمام سر همدیگه داد میزنن و بقیه بچه هام با هدستی در گوش، منتظرن این دعوای احمقانه زودتر تموم بشه!
- : بابا من گفتم ذخیره، نگفتم ترکیب اصلی! الانم کنسرت دارم باید برم! ایناها اینم طیاره شخصیم!

و با دستش یه هواپیما ملخی نشون میده که تو حیاط هاگوارتز نشسته رو زمین! چمدونشو برمیداره و از تالار خارج میشه!
چو: آوریل بلایی به سرت میارم که آرزو کنی کاش یه جن خونگی بودی!

چو بدو بدو میره طرف خوابگاه و از زیر تختش، یه آر پی جی بیرون میاره و میذارتش لب پنجره، به طرف هواپیمای اوریل که داشت اوج میگرفت نشونه گیری میکنه و ویـــــــــــــــــــــژ!!
بووووووووووم!!
هواپیما تو فضا متلاشی میشه و به ذرات معلق موجود در هوا میپیونده! یه آدمی هم با چتر نجات سوراخ از اون بالا میپره پایین!
ملت :

چو :

آوریل در حال فرود با چتر نجاتی سوراخ : بــــــــــــــــــــــوق!

***صبح روز بعد، رختکن تیم کوییدیچ ریونکلاو***
آوریل در حالیکه سر تاپاش تو گچه و مومیایی شده، و هر از چند گاهی به چو فحش میده! اونورترم چو داره سعی میکنه، فقط سعی میکنه، به بازیکنای جدید نحوه بازی کردن رو یاد بده، و دائم پیش خودش فک میکنه که چرا نسل بچه ها روز به روز داره خنگتر میشه!
چو : کورن و آوریل! هوای این فیلیو داشته باشین! مطمئن نیستم درست فهمیده باشه باید چیکار کنه! مدافعا و دروازه بان که قبلا هم بازی کردن...هوووم جستجوگرمون کیه؟
ورنون سرشو میاره سیبیل زشتشو تاب میده!
چو :
تو؟ تو که ماگل بودی! تو که از جادوگری بدت میومد؟! خدایا این ملت چرا به کتاب احاطه ندارن!ورنون : اااه چقد حرف میزنی جاپونی! وقتی آوریل داریم، وقتی چو تو ریونه، نباید خیلی چیز عجیبی باشه که منم بیام جادوگر بشم!
چو :
درهرحال تو هم باید اسنیچو بگیری! خب بچه ها بریم تو زمین!اعضای تیم میرن تو زمین و پشت سرشون آوریل لخ لخ کنان و همینجوری که پاشو میکشید، وارد زمین میشه! تماشاچیا که تا اون لحظه جیغ و ویغ میکردن، با مشاهده یک عدد مومیایی گردن شکسته (!) جمعیتی خفه میشن!
- : مومیایی!
- : الان میخوردمون!
آوریل دستاشون بالا میاره و ادای موجودات ناقص الخلقه این فیلمای آمریکایی مثلا ترسناک رو در میاره :
یوهاهاها!تماشاچیای بزدل که درواقع همون بچه های گریف و اسلی و هافل بودن، فلنگو میبندن و فقط میمونن بچه های ریون که میدونستن از مومیایی گردن شکسته همون آوریل خودشونه!
تیم ریون :

داور : خانوم چانگ! این مومیایی ناقص الخلقه رو از کجا آوردین؟
آوریل : ناقص الخلقه باباته! آوریلم بابا! شماها چقد خنگ شدین امروز!
چو : این بازیکنمون دیشب براش یه مشکلی پیش اومد (یه لبخند موذیانه) و این شکلی شد! میشه بازیو شروع کنیم؟
داور استرجسو صدا میکنه که بیاد با چو دست بده، دو تا کاپیتانا خیلی مهربون و صمیمی با هم دست میدن و این صمیمیت بیش از حد باعث میشه تمام پشمای مک بون از شدت غیرت فر بخوره! داور سوتشو میزنه و گریفیا به همراه ریونیا منهای آوریل و ورنون به هوا میرن.
ورنون : بلند شو! بلند شو! اااه جاروی بی خاصیت عمله، بهت میگم بلند شو! چو؟ چو؟!! این جاروی من بلند نمیشه! من مامانمو میخوااااام!

یه خرده اونورتر آوریل که اصن هدایت جارو تو دستش نبوده و درواقع دستش به علت شکستگی به دسته جارو نمیرسیده، نمیتونه جارو رو به سمت بالا هدایت کنه و مستقیم میره جلو و میخوره وسط میله یکی از حلقه ها! جاروش به سمت دیوار پشت حلقه میره و خودشم با میلهه یکی میشه!
چو : داور! داور!! پیست (
)! وقت استراحت!داور : امکان نداره! بازی تازه شروع شده!
چو :

بچه های تیم ریونکلاو بیخیال بازی میشن ومیان پایین ببینن چه بلایی سر بازیکناشون اومده! از اونورم دکتر فیلی که کلا گیراییش خیلی پایینه، متوجه هیچی نمیشه و میره با مهاجمای گریفی دست رشته!

هدویگ کوافلو میگیره و از بالای دست فیلی میندازه واسه جسیکا! جسیکام دو در دور خودش میچرخه و با یه پاس بغل پا (!) کوافلو میفرسته واسه لارتن! و در حینی که فیلی داره اون وسط واسه خودش بال بال میزنه، لارتنم با یه برگردون خفن کوافلو به طرف حلقه خالی میندازه! و در اینجا این پرسش برای تماشاچیای ریونی پیش میاد که آخه جوسازی تا چقدر؟ و دلیل این همه حرکات اضافه چیه؟ خب گلتونو بزنین، برنده بشین، برین گمشین تالارتون دیگه!

***روی زمین***
با کمی تفکر و تعقل به جا، مشخص میشه که جاروی ورنون به علت ماگل بودن صاحاب جارو، از جاش بلند نمیشه! و بیل ویزلی به صورت پیام بازرگای 5 ثانیه ای میاد تذکر میده که «واسه همینه که میگم باید به کتاب احاطه داشته باشین!»
در اون طرفترم پزشکای متخصص و ویژه با یه معاینه کوتاه اعلام میکنن که آوریل در کما فرو رفته و کلا فقط میشه واسش دعا کرد! و ادی هم در نقش زن باوفا (!) به طرف یه امامزاده نزدیک هاگوارتز شیرجه میزنه و اونجا دخیل میبنده که آوریل زودتر بهوش بیاد!
***روی هوا***
بازیکنای خیلی خیلی جوونمرد تیم گریفیندور که کلا این حس بازی جوونمردونشون منو کشته و من بخورم این مرامشونو!، دارن زرت و زرت به ریونکلاو گل میزنن و استرجس و سینسترا هم که خیلی خیلی بیکار شدن بودن، شروع میکنن با بلاجرا الک دو لک بازی کردن!
دامبلدور هم که که طبق عادت معهود واسه خودش بندری میزنه و مریدانوسم همونجوری که مثلا، مثلا، مثلا! داره دنبال اسنیچ میگرده به اس ام اس بازیشم ادامه میده! مهاجمام که مشخصه، سر فیلی رو گرم کردن و با بازی جذاب و هیجان انگیز دست رشته، بچه مردمو دست انداختن!هدویگ : دکی! دکی جوون! اینور!
و توپو میندازه واسه جسیکا، جسیکا یه عشوه واسه فیلی میاد در حد عشوه شتری، و کوافلو میندازه واسه لارتن و لارتن هم با موفقیت تمام و کلی زحمت و پشتکار و اینا که جای کلی ایول داره، گل میزنه!
داور : 1940 به صفر، به نفع گریفیندور!
....
....
بازیکنای تیم ریون بالاخره به خودشون میان و میبینن این آوریل که کلا در حال عبور از پل صراطه، ورنونم که اصن بازی بلد نیس، لاقل خودشون برن پنج تایی یه خاکی بریزن تو سر خودشون و حداقل با گرفتن اسنیچ، از یه نتیجه رقت انگیز جلوگیری کنن!
باتیلدا در نقش دروازه بان بالا میره و جلوی حلقه ها مثه پاسدار ایست و بازرسی، نگهبانی میده و فقط دنبال اسنیچ میگرده! چو و لونام که کلا احساس تعطیلی بیش از حد میکردن، به استر و سینسترا میپیوندن و بازی مهیج الک دو لک رو ادامه میدن! فیلی هم که هنوز سوژه خنده بچه های گریفی بود و به خوبی تونسته بود نقش یه اوسگلو ایفا کنه و اونا رو در هدف با ارزششون یعنی «خنده» یاری کنه! کورن هم در گوشه ای داره کری میخونه و روی رجزخونیش کار میکنه تا پاور آداس کم نیاره!

(حالا همه اینا چی؟ اینکه این چه قانونیه که باید اسم بازیکنای دو تیم باشه! تیم حریف باشه بسه دیگه!
)- : یههههههههههههههههه!!
توجه بازیکنا به سمت زمین جلب میشه و ورنون رو میبینن که داره مثه اسب میخنده و این احتمالو میدن که طرف دیوونه شد رفت و میرن که تماسی با امین آباد داشته باشن.....

ورنون : گرفتمش! ایناهاش!
و توپ طلایی رو به همه نشون میده!
داور : 1990 به 150! تیم گریفیندور برنده اس!
و ریونیا شکر خدا رو به جا میارن که گریف لاقل 2000 نشد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


















