جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 23 اسفند 1398 13:05
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:
مونیکا ویلکینز

گروه:
ریونکلاو

چوبدستی:
چوب درخت آلو و مغز موی تک شاخ

پاترونوس:
پروانه

ویژگیهای ظاهری:
موهاش سیاهه؛ اما پایین موهاشو بنفش می کنه. چشمای نافذی داره که بنفش رنگ هستن. قد متوسطی داره و لاغر هست. یه گردنبند با نگین بنفش هم داره که همیشه ی روونا گردنشه. کلا خیلی بنفشه این دختر!

ویژگیهای اخلاقی:
لجباز، مغرور و باهوش؛ به طوری که معمولا حرص همه رو در میاره. همونطور که قبلا گفته شد، بنفش بودن این دختر کار دستش داده و اخلاقش رو هم بنفش کرده؛ یعنی هر چیزی که رنگش بنفش باشه رو این دختر دوست داره.

نژاد:
اصیل زاده

توضیح:
مونیکا در قصری در لندن به دنیا اومد.
اون خواهری به نام الا داره که از بچگی با هم جفت و جور بودن؛ به طوری که تنها اختلافی که بین این دو خواهر وجود داشت، رنگ مورد علاقه شون بود.

بعد از مدتی به هاگوارتز رفت و اونجا در گروه ریونکلاو گروهبندی می شه. توی خوابگاه ریونکلاو، تنها تختی که پرده های بنفش داره تخت ایشونه؛ بس که این دختر بنفشه و روی بنفش بودنش اصرار داره؛ البته ارشدای ریونکلاو تا حالا چند بار برای این خودسریاش بهش تذکر دادن، اما ایشون بس که مغرور و لجبازه، گوش شنوا نداره.
اعتقاد داره که بعضی از ریونی ها هوش کافی ندارن و همیشه با اونا کل کل داره.
ریونی ها هم معتقدن که بالاخره این غرور مونیکا کار دستش می ده و همیشه بهش گوشزد می کنن که این غرورشو کنار بذاره.

به زیورالاتی که نگین بنفش دارن علاقه ی زیادی داره و اینکه چرا همیشه گردنبند نگین بنفشش گردنشه، همچنان در هاله ای از ابهام مونده!

شناسه قبلی

تایید شد.

خوش برگشتی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/12/23 14:31:03
تصویر تغییر اندازه داده شده

. No time to die .
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 22 اسفند 1398 15:50
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:
آیلین پرینس
توانایی ها:
جانور نمایی به شکل عقاب طلایی
ویژگی های ظاهری:
موهاش طلایی و بلند و موج داره و رنگ چشم هاشم مثل رنگ چشم های اربااااابه و خودشم خیلی به این موضوع افتخار می کنه. همیشه یه ردای بلند و مشکی تنشه.
ویژگی های اخلاقی:
زود عصبانی می شه و برای هر بار که عصبانیش کنید ۳ تا آودا نصیبتون می شه. اخلاقش به ارباب می خوره. عاشق نوشتن رول های طنز و مسخره کردن دامبلدوره
نژاد
دورگه
گروه:
ریونکلا
پاترونوس:
شاهین بزرگ
بوگارت:
دامبلدور تو دوئل از ارباب برنده بشه
توضیحات:
اون توی امارتی زیبا در لندن به دنیا اومد. مادرش که ساحره ی زیبایی بود توی محفل ققنوس عضو بود و او به همین دلیل از مادرش بدش می اومد. پدر اون هم مشنگ بود و آیلین از او بدش می آمد. یک روز آیلین برای تفریح داشت برای دامبلدور لقب هایی مثل پشمک سفید پیدا می کرد که ناگهان اتفاقی که سال ها انتظارش را می کشید افتاد: جغدی با نامه ی هاگوارتز برای او آمده بود. خلاصه او به هاگوارتز رفت. هر چه بزرگ تر می شد علاقه اش هم به جادو ی سیاه و اربااااب بیشتر می شد. احتمالام می گویید چرا به اسلایترین نرفت؟ پس باید بدانید که او باهوش بود؛ باهوش تر از آنکه به اسلایترین برود.بعد از اینکه سال های تحصیل او در هاگوارتز به پایان رسید، مستقیم پیش لرد سیاه رفت و درخواست مرگخوار شدن کرد. لرد سیاه هم پذیرفت و او اکنون یکی از وفادار ترین خادمان لرد سیاه است

تایید شد.

خوش اومدی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آیلین.پرینس در 1398/12/22 16:01:13
ویرایش شده توسط آیلین.پرینس در 1398/12/22 16:04:01
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/12/23 14:28:17
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 22 اسفند 1398 00:38
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:

اورسلا

نام خانوادگی:

پنکریج

گروه:

اسلیترین

رتبه خون:

نژاد برتر

پاتروناس:

مار آتشین

چوبدستی:

چوب درخت بلوط با رگه اژدها و سیاه کاج

ویژگی‌های ظاهری:

دختری قدبلند با چشمانی قهوه ای و موهای به تاریکی شب

ویژگی‌های اخلاقی: جستجو گر خوبی هستم
دوست دارم چیزای جدید رو امتحان کنم
با توجه به نژادم دوست دارم همیشه جایی باشم که تاریکه و گرم بعضی وقتا هم سرد
خیلی صبورم
و اما نژاد من
من مادرم ملکه مارها بود و پدرم یکی از جادوگران معروف قرن ۲۰
پدرم روزی تو جنگل اسرارآمیز صدای گریه میشنوه و به سمت صدا میره و ماری رو میبینه که روی دمش سنگ گذاشتن و اون داره گریه میکنه پدر من که به زبان ماری آشنا بوده بهش میگه من نجاتت میدم به شرطی که منو نیش نزنی مار هم در جوابش میگه من نیشت نمیزنم تو داری کمکم میکنی و من هر چی که تو بخوای انجام میدم
پدرم مار رو نجات میده و در کسری ثانیه مار به انسان زیبایی تبدیل میشه که اون مادر من بوده و....

معرفیت کوتاه بود یه مقدار. بعدا برگرد و تکمیلش کن حتما.

تایید شد.

خوش اومدی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/12/23 14:25:54
تصویر تغییر اندازه داده شده

Do not pity the dead, Harry. Pity the living, and, above all those who live without love

دلت به حال مرده‌ها نسوزه.
نگرانِ زنده‌ها باش مخصوصا اونایی که بی عشق زندگی می‌کنن
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 21 اسفند 1398 22:19
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام
گروهم هافلپافه
و اسم شخصیتم جیمز( بازیکن تیم کوییدیچ هافلپاف)
نفر ۴۳ بود

یخورده زیادی کوتاه نوشتی. ازت انتظار دارم که با استفاده از خلاقیتت یه معرفی شخصیت طولانی تر بنویسی. میتونی برای اینکه شکل نوشتن معرفی شخصیت رو ببینی، به بقیه پست ها یه نگاهی بندازی. ولی دقت کن که یه وقت از روشون کپی نکنی.

فعلا تایید نشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط RaadA در 1398/12/21 22:39:06
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/12/22 22:13:14
اسلحه نیازی نیست
بد نگاه کنم تو چشات صد نفر میان تو گاردت
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 21 اسفند 1398 21:59
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:


اسم شخصیتت شماره‌ی پنجه؟! شخصیت های ساختگی تایید نمیشن. باید شخصیت رو از لیست شخصیت های ایفای نقش انتخاب کنی.

تایید نشد!


بله
کارکتری از سری آمبرلا آکادمیه و با توجه به ابراز تعجبتون حدس می‌زنم آشنایی ندارید؛ پیشنهاد می‌کنم دیدنش رو.

قدیم می‌تونستیم کارکتر ساختگی داشته باشیم که...
سختگیر شدید



از اول پس


نام:
مایکل

نام خانوادگی:
رابینسون

گروه:
اسلیترین

رتبه خون:
دو رگه

پاتروناس:
سوسک حموم

چوبدستی:
یاس کبود با ریسه قلب اژدها

ویژگی‌های ظاهری:
لاغر
موهای لخت قهوه‌ای کوتاه
چشمان خاکستری تیره/عسلی
گوش، چشم، دماغ و لب به مقدار لازم
دارای چال لپ
مزین به نیشخند و سارکزم
خونسرد/ بی‌تفاوت
نسبت به یه نوجوون سیزده ساله، قد بلند
محتوی کت و شلوارک سورمه‌ای تیره با پچ حرارتی آمبرلا آکادمی در سمت چپ، جوراب ساق بلند مشکی، کراوات و پلیور زیک زاکی_ با یا بدون ماسک_ یا پیژامه
همراه دارنده‌ی دلوریس ( بالا تنه‌ی مانکنی کچل و یک دست از جنس فایبرگلاس)

ویژگی‌های اخلاقی:
خوش‌شانس. دارای توانایی سفر در زمان و مکان. به علت غیرقابل پیشبینی بودن جزئیات سفر در زمان و اشتباه محاسباتی، پیرمردی ۵۷ ساله در بدن نوجوانی در آستانه‌ی بلوغ است. دنیا دیده و بی‌تفاوت. متعهد به دلوریس. توانا در ریشه‌یابی حقایق و برطرف کردن مشکلات. غیرقابل پیش‌بینی. علاقه‌مند به انواع روش‌های ارتکاب قتل. ریاضی‌دان. قهوه‌خوار و در صورت وخامت شرایط: الکلی. محتوی شش خواهر و برادر فوضول و یک پدر میلیاردر. دارای پتانسیل نگهداری از گربه.

که قدیمی هستی... هوم؟

تایید شد!

خوش اومدی/برگشتی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در 1398/12/22 22:05:56
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 21 اسفند 1398 16:11
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:
شماره‌ی پنج

نام خانوادگی: -

گروه:
اسلیترین

رتبه خون:
دو رگه

پاتروناس:
سوسک حموم

چوبدستی:
یاس کبود با ریسه قلب اژدها

ویژگی‌های ظاهری:
لاغر
موهای لخت قهوه‌ای کوتاه
چشمان خاکستری تیره/عسلی
گوش، چشم، دماغ و لب به مقدار لازم
دارای چال لپ
مزین به نیشخند و سارکزم
خونسرد/ بی‌تفاوت
نسبت به یه نوجوون سیزده ساله، قد بلند
محتوی کت و شلوارک سورمه‌ای تیره با پچ حرارتی آمبرلا آکادمی در سمت چپ، جوراب ساق بلند مشکی، کراوات و پلیور زیک زاکی_ با یا بدون ماسک_ یا پیژامه
همراه دارنده‌ی دلوریس ( بالا تنه‌ی مانکنی کچل و یک دست از جنس فایبرگلاس)

ویژگی‌های اخلاقی:
دارای توانایی سفر در زمان و مکان. به علت غیرقابل پیشبینی بودن جزئیات سفر در زمان و اشتباه محاسباتی، پیرمردی ۵۷ ساله در بدن نوجوانی در آستانه‌ی بلوغ است. دنیا دیده و بی‌تفاوت. متعهد به دلوریس. توانا در ریشه‌یابی حقایق و برطرف کردن مشکلات. غیرقابل پیش‌بینی. علاقه‌مند به انواع روش‌های ارتکاب قتل. ریاضی‌دان. قهوه‌خوار و در صورت وخامت شرایط: الکلی. محتوی شش خواهر و برادر فوضول و یک پدر میلیاردر. دارای پتانسیل نگهداری از گربه.


اسم شخصیتت شماره‌ی پنجه؟! شخصیت های ساختگی تایید نمیشن. باید شخصیت رو از لیست شخصیت های ایفای نقش انتخاب کنی.

تایید نشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/12/21 19:10:10
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 اسفند 1398 22:18
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: ایرما پینس
گروه: ریونکلاو
شغل:کتابدار، نسخه‌شناس، مصحح نسخ خطی و مرمت‌گر کتاب ( لازم به ذکر است که تا کنون چهار مرتبه بازنشسته شده‌اند. )

سن: هجده!

18 سال پیش در یک خانواده ثروتمند اسکاتلندی-ایتالیایی به دنیا آمد. پدر وی با وجود ثروتمند بودن اعتقادی به دادن پول به فرزندانش نداشت و ایرما از کودکی با قناعت آشنا شد، این صفت حسنه باعث شد تا بعد ها عده‌ای به او صفت ناروای خسیس را بدهند.

مانند هر کودک تیزهوش دیگری 21 سال را در هاگوارتز سپری کرد و چون در طی این مدت به یکی از اسباب ثابت مدرسه تبدیل شده بود با تشخیص هیأت مدیره در هاگوارتز ماندگار شد و چند دهه از عمرش را در خدمت مدرسه سپری کرد.

حین خدمت در مدرسه چندین بار خاندان های سرشناس اروپایی از وی خواستگاری کردند اما ایرما که خود را بالاتر از هر مردی میدید خواستگاران را( که عبارت بودند از یک شاه، سه ولیعهد، چهارکنت، شش آرشیدوک و یک ناپلئون) قاطعانه رد کرد.
از بارز ترین خصوصیات او علاقه زیاد به کمک به همنوع است تا جایی که همواره با دستی گشاده به نیازمندان کمک مالی کرده(و البته تمام آن نیازمندان به دلیل ناتوانی از پرداخت بهره بالای پول هم اکنون در آزکابان به سر میبرند)و همچنین اعتقاد وی به ساده زیستی است.(چنان که 17 سال است یک دست لباس را میپوشد )

اکنون در آستانه 18 سالگی، ایرما سرحال‌تر از همیشه در انتظار مرد رویایی خویش نشسته است.

تایید شد.
خوش برگشتین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/12/21 18:41:11
Underfed Vulture


قبل از صحبت کردن فکر کنید.
قبل از فکر کردن مطالعه کنید.



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 18 اسفند 1398 02:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لطفا جایگزین شه:

نام: پنه لوپه کلیرواتر.
القاب: پنی، پنه، پرنسس نوشابه ای.
جنسیت: ساحره.
درجه خونی: دورگه( مادر ساحره)
نام اعضای خانواده: بابا، مامان، داداش پارسیس.
گروه: ریونکلاو.
جبهه: محفل ققنوس.
خصوصیات ظاهری: چشمای آبی، لاغر اندام، موهای نارنجی که بعضی وقتا به رنگ های دیگه ای قابل رؤیته.
چوبدستی: پر ققنوس آغشته به نوشابه با موی گربه هاوانای چشم سبز.
بوگارت: زجر و غم دوستان در تاریکی مطلق.
توضیحات: دختریه که از بدو تولد از تاریکی می‌ترسید و به سرعت جیغ میزد و هنوزم همینطوریه. همین خصوصیتش موجب شد که با گربه نازنینش آشنا شود. جیغ های کر کننده ای داره و برای همین هر ساله شیشه های خونه گریمولد را عوض میکنند.
از بچگی با نوشابه اخت گرفته و با اسلحه نوشابه ای و گلوله های سر نوشابه ایش از خودش محافظت میکنه. سوپ نوشابه خوراکشه و از کوکاتوس استخراج میکنه. انبار نوشابه در کنار خونه گریمولد وجود داره که به بیش از صد دوربین و اشعه لیزر مجهزه.
این دختر مو های نارنجی داره و خیلی وقت ها با فرزندان آقای ویزلی اشتباه گرفته میشه.
گربه این دختر جاسوس بسیار خوبیه. جایی گربه سفید با چشمای آبی دیدید بدونید قراره این دختر کاری در اون مکان انجام بده. این گربه همیشه در جنگل ممنوعه در حال دور دوره و فقط کافیه پنه صداش بزنه تا ببینید رو پاش نشسته و ناز میاره.
شاید دختری شوخ و مهربون باشه ولی فقط کافیه پا رو نوشابش بزارید.( روحتون شاد و یادتون گرامی میشود.)
دختریه که اصلا آدم فروش نیست.( نوشابه بده تا تکذیب کنم.)



شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پنه‌ لوپه کلیرواتر در 1398/12/18 2:40:00
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1398/12/18 2:40:10
به ریونی و محفلی و جوز و ری و اما و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
من و اما همین الان یهویی
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 18 اسفند 1398 01:50
نمایش جزئیات
آفلاین
جایگزین شه لطفا!
------------
نام: تام جاگسن.

گروه: ریونکلاو.

جبهه: سیاهی!

ویژگیهای اخلاقی و ظاهری: (با لحن دوبلور حیات وحش بخوانید) موجودی که مشاهده می‌نمایید، فردی است مرگخوار، وی در کنار کتابخانه ی دروئلا روزیه می‌زیستد و همیشه ی مرلین بر سر کتاب ها و حقایق موجود در آن ها با یکدیگر بحث و جدل دارند. هرجایی می‌توان این موجود را یافت، در ماموریت های لرد تاریکی، همیشه نقش نقشه خوان و راهنما را بر عهده دارد. این موجود ناشناخته، تمامیِ مسائل زندگیش را با ریاضیات و منطق جواب داده و جز لرد سیاه هیچکسی را برتر از خود نمی‌داند. قدی متوسط دارد و همیشه نقابی مزین به طراحی های اربابش به چهره دارد.

پاترونوس: بز.

توضیحات اضافه : تام، تک فرزند خانواده ای نه چندان صمیمی است؛ پدر تام در کودکی مادرش را به قتل رسانده و به همین سبب، تام، بویی از احساسات نبرده است. نقابی که بر چهره دارد به این دلیل است که در خردسالی توسط پدرش شکنجه شده و چهره اش دچار مشکل شده است.

◆◆◆

داستان کوتاهی از شخصیت تام جاگسن:
سرد بود و ابر ها، سرد تر و وحشیانه تر از همیشه می‌باریدند. کمی دورتر از مرکز شهر، در خانه ای تاریک، با غرش پدرش از خواب پرید.
- دیگه باید این کاراشو تموم کنه.

این را فریاد زد و از اتاقش بیرون آمد. روبرویش پدری پیر ایستاده بود، که به مانند همیشه در حالت عادی نبود و بوی تلخ الکل می‌داد.

- کی می‎خوای این کاراتو تموم کنی؟

این را از اعماق وجودش فریاد زد.

- نک...نه دلت باز ک..ت..ک می‌خواد؟

پدر تام روی مبل ولو شد و این رو گفت.
چند لحظه خیره به هم مانده بودند...

- نکنه می‌خوای مثل اون مادرِ ع...
- اسم مادر منو رو زبون کثیفت نیار!

و با نوری سبز، همه چیز تمام شد.

ساعاتی بعد

بی هدف در خیابان ها می‌گشت، حالا خیلی از شهر دور شده بود. عذاب وجدان داشت؟ به هیچ وجه!
همینطور که طول و عرض خیابان ها را طی می‌کرد، تنه اش به تنه ناشناسی برخورد کرد.

- هوی! چته؟! جلوی پاتو نگاه کن!

تام بی اختیار برگشت و با مرد، چشم در چشم شد. امکان نداشت!

- من تورو می‌شناسم! منو...منو...منو پیش لرد سیاه ببر! قول میدم خادم خوبی باشم!

هوریس اسلاگهورن، نگاهی به او انداخت... به نظر قابل اعتماد می‌رسید!

خانه ی ریدل‌ها

از دفتر لردسیاه خارج شد، البته حالا دیگر باید "ارباب" صدایش می‌کرد.

- گب مامان! یه لحظه اون تی رو کنار بذار! دروئلا کجاست؟
- مثل همیشه. تو کتاب‌خونَشه.

همین کلمات برای تام کافی بود تا یک چیز را بفهمد... یک عاشق کتاب دیگر هم در این خانه وجود دارد!
- کجاست؟

نگاه گابریل و مروپ به تام برگشت. همزمان گفتند:
- کی؟
- همین یارو دورئلا.
- اولا دروئلا، دوما زیر همین راه پله کتاب خونه داره.

تام بدون این‌که به طعنه ی گابریل توجهی داشته باشید به سمت کتاب‌خانه رفت.

- جنگ جهانی دوم جادوگران، 14 هزار کشته داشت.
- 13 هزار و 400 نفر... دقیقا.

دروئلا سرش را از روی کتاب بلند کرد و به فرد نقاب دار و ساک به دست روبرویش نگاهی انداخت. تام تازه واردی که می‌گفتند کتاب‌خوان قهاری‌ست، این بود.
- جاگسن. درسته؟
- بله.
- به چه جرئتی بدون اجازه وارد این‌جا شدی؟
- به هرحال، من دیگه اینجا می‌مونم.

و روی یکی از میزهای کتاب‌خانه به خواب رفت و این بود سرآغازی بر درگیری های تام و دروئلا.



بازم شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1398/12/18 2:24:30
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1398/12/18 2:25:11
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1398/12/18 2:35:45
آروم آقا! دست و پام ریخت!

پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 17 اسفند 1398 21:24
نمایش جزئیات
آفلاین
جایگزین شه لطفا!

نام: ریگولوس بلک

گروه: اسلیترین

جارو: زمرد درخشان 504

چوبدستی: چوب درخت آبنوس و مغز ریسه قلب اژدها

وضعیت خونی: اصیل زاده

ویژگیهای اخلاقی: خیلی عبوسه و همیشه اخماش تو همه. برعکس برادرش سیریوس، شوخ طبع نیست و خیلی هم جدیه. خیلی مغروره و بخاطر همین مغرور بودنش هم خیلی صحبت نمی کنه. همیشه سعی می کنه برتریش رو نسبت به سیریوس ثابت کنه؛ البته برتریش نسبت به سیریوس به وضوح قابل مشاهده هست!

ویژگیهای ظاهری: موهای سیاه داره و رنگ چشمش هم قهوه ایه. اکثر اوقات عبوسه و چهره ی خندونی نداره. قدش هم نسبتا بلنده. اصلا هم صورتش شبیه سیریوس نیست و خیلی هم از این بابت خوشحاله.

پاترونوس: گربه

توضیح : ریگولوس، برادر سیریوس بلک بود که همیشه مورد توجه خانواده بود. او برای جلب توجه بیشتر خانواده اش، مرگخوار شد و شد مرگ خوار اسلیترینی؛ یعنی دقیقا همون چیزی که مادر و پدرش می خواستند. همچنین او از سیریوس متنفر بود. دیدید می گن مثل سگ و گربه افتادن به جون هم؟! این یکی پاتروناسش گربه س، اون یکی سگ!
آبش با سیریوس کلا تو یه جوب نمی ره؛ البته ریگولوس از این نهایت استفاده رو برده و همونطور که قبلا ذکر شده بود، همه کاری برای ثابت کردن خودش به خونوادش کرد؛ از رفتن به اسلیترین گرفته تا مرگخوار شدن!

◆◆◆


کوییدیچ او بسیار خوب بود و از اعضای انجمن اسلاگ بود؛ او پس از اینکه فهمید اربابش قصد ساختن جان پیچ را دارد، علیه او قیام کرد و تصمیم به نابودی قاب آویز اسلیترین گرفت. او توانست قاب آویز اصلی را بدست بیاورد؛ اما برای نجات کریچر جونشو به خطر انداخت و پس از مدتی مقاومت، توسط اینفری ها کشته شد خب.





شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1398/12/18 2:32:24
تصویر تغییر اندازه داده شده


اصالت و قدرت برای لحظه اوج ! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما ...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد ...