آنیتا دامبلدور
از قدح اندیشه
- تولد نقش
- 1396/09/23
- آخرین ورود
- شنبه 20 اردیبهشت 1393 20:29
- عضویت
- 1384/08/27
- پستها
- 1323
آهنگ " ای ایران" پخش میشه و آرم برنامه ی با کاندیدا ها می یاد بالا و مینویسه:
برنامه ی امروز، بهترین یهترین ها:
"سریـــــــــــــــــــــــــــــــوس بلــــــــــــــــــــــــــــک"
آهنگ اخبار ورزشی پخش می شه و تصویر می ره روی صورت خندون آنیتا.
آنیتا با خوشحالی میگه:
_ درود و دو صد بدرو به شما عزیزان بیننده. امروز بازهم می خوایم از استاد سخن، ناظر با معرفت، نقاد با نمک و صاحب خانه ی محفل ققنوس ؛ آقای سریوس بلک، سخن بگیم. پس از ایشون دوباره و به خاطر آشنایی بیشتر شما عزیزان با برنامه هاشون، دعوت کردیم تا به جمع ما بیان و ما رو از برنامه هاشون مطلع کنن.
آنیتا بلند شد و با خوشحالی و ذوق گفت:
_ سریوس عزیز، خواهش می کنم...
بعد سریوس با جبروتی خاص خودش وارد استدیو شد و خیلی مودب سر جاش نشست( پای چشمش کبود بود!!)
بعد با شرم حیا شروع به صحبت کرد:
_ با سلام خدمت شما انسانهای فهیم و دلاور، که حتی با تهدید هم به کس دیگه ای رای نمی دید.
آنیتا لبخندی زد و گفت:
_ ممنونم ....خب...تا اونجایی که یادم می یاد، جلسه ی پیش گفتی که برنامه هات کامل نیست، درسته؟؟!!
_ اوه....البته...
_ خیله خوب....پس ازت می خوام به مهم ترین سوال که در رابطه با ساحره هاست، جواب بدی!!
آنیتا لبخندی زد و در حالی که به خودش اشاره میکرد گفت:
_ خب...من خودم یه ساحره هستم و می دونی که بحث ساحره ها این روزا خیلی زیاده. میتونی بگی برنامه هات راجع به عملکرد آینده ی ساحره ها چیه؟؟؟
سریوس لبخند آنیتا رو پاسخ داد و در حالی که سرش رو تکون می داد گفت:
_ البته.....ساحره ها نقش مهمی در جامعه ایفا می کنند و وظیفه ی ماست تا به اوناها فضا بدیم تا راحت تر بتونن کار کنن. به طور کلی برنامه ی من اینه:
فعال کردن ساحره ها
خب اینطور که در ظاهر سایتی به نظر میاد ساحره های ما به اون نسبتی که جادوگرها فعالیت میکنن و حضورشون رو در سایت نشون میدن اینکار رو انجام نمیدن و بدتر از اون تعداد کم ساحره هایی هست که در مسایل مهم سایت دخیل هستن و چون هیچ ساحره وب مستر یا مدیری در حال حاضر نداریم منظورم همون ناظرهای ساحره هستن .خب علت این میتونه چندتا چیز باشه شاید اصولا ساحره ها کمتر به فعالیت و حضور موثر اهمیت میدن و یا شاید هم معتقد باشن تاپیک های مخصوصی برای ساحره ها نداریم که البته داشتیم و داریم .به غیر از آداس که الآن یک تاپیک فعالی هست و به مسایل ساحره های میپردازه قبلا هم چندتا تاپیک داشتیم که ساحره ها اداره ش میکردن مثل ردافروشی مانیا یا سالن مد جادوگری و چندتای دیگه که الآن یادم نیست.برای حضور پررنگ تر و موثرتر میشه دوباره اون تاپیک ها رو فعال کرد یا تاپیک های جدیدی زد که به شخصه زیاد موافقش نیستم ولی مثلا یکی از انجمن های خودم یعنی محفل میتونه محل مناسبی برای زدن تاپیک جدید و ساحره های ارتشی باشه ولی در این مورد معتقدم خود ساحره ها باید یک تغییر اولیه رو شروع کنن تا ما بعدا بتونیم بهش جهت بدیم.
آنیتا سری تکون داد و با تفکر گفت:
_ آها....پس یعنی شما با فعال شدن ساحره ها موافقین و اگه اونا اقدام به فعالیت بکنن، شما اونا رو پشتیبانی میکنین، درسته؟؟
سریوس با جدیت سری تکون داد و گفت: " کاملا!!"
_ خب......همون طور که میدونین تالار های اصلی در این مدت زیاد فعال نبودن، شما برای این کار چه نقشه هایی دارین؟؟
سریوس دستاشو به هم پنجه کرد و گفت:
بله.... من تصمیم دارم که نقش تالارهای خصوصی رو زیاد تر کنم .همونطور که همه میدونن تالار خصوصی میتونه بهتر مکان باشه برای یادگیری های اولیه در مورد سایت و چگونگی ایفای نقش و رول .پس در تالارها باید تاپیک هایی وجود داشته که بتونه مارو به این هدف برسونه .ناظر تالار خصوصی باید در کارش ماهر باشه تا به افراد تازه وارد شیوه کار رو یاد بده هر چند که من برای بهبود رول برنامه دیگه ای رو هم در نظر دارم ولی به جای اینکه تالار خصوصی جایی باشه که فرد یا اصلا سری بهش نزنه یا اگرم سری میزنه چیزهای بیخود و بیربط بنویسه به عنوان اینکه افراد کمتری اینجا رو مطالعه میکنن به مکانی مناسب برای آموزش های اولیه و تمرین تبدیل بشه.
آنیتا بشکنی زد و گفت:
_ براوو....واقعا خوشم اومد!!!......سومین سوال: شما احیانن نمی خواین مکانی برای بهتر شدن وضعیت سایت و رول نویسی ایجاد کنین؟؟
سریوس خندید و گفت:
_ اتفاقا چرا آنیتای عزیز. من برای این سوال شما، این جواب رو دارم:
تشکیل مجلسی متشکل از نماینده های تمام اقشار
خب قبلا یک شورای ویزنگاموتی از اعضای برتر داشتیم که در عمل تغییر خاصی رو به وجود نیاورد ولی در این مجلس جدید از تمام اقشار و گروها ها نماینده تعیین میشه تا در اونجا فعالیت کنن و سعی در بهبود روند سایت و حل مشکلات داشته باشن.این نماینده که نماینده یک قشر خاصی هستش هر هفته در جلسه ای که به وسیله اعضا تشکیل میشه شرکت میکنه و پیشنهاد های گروهی که متعلق بهش هست انتقادات یا شکایت هاش رو مطرح میکنه و سران مجلس که توسط همین اعضا انتخاب شدن وظیفه دارن که پاسخگو باشن و سعی در حل مشکلات داشته باشن.در ضمن در همین جلسات که میتونه ماهانه یا هفتگی باشه عملکرد اعضا بررسی میشه و راه حل هایی برای بهبود کار سایت داده میشه!!!
_ عالیه!!!شما برای هر مشکلی، راه حلی دارید!!!.....یه لحظه صبر کنین........بله؟؟!!...........بله، اتاق فرمان میگن که میان برنامه ای آماده کردن از فعالیت های بی نظیر شما که میریم ببینیم!!
صفحه سیاه میشه و بعد آروم آروم روشن میشه. فیلم حالت قدیمی ای داره. صدای فردی می یاد که میگه:
_ تا چند سال پیش، سفید ها محلی برای فعالیت نداشتن و سایت در دستان نیرومند سیاهان بود....
چند نفر که لباس سیاه پوشیده بودن، داشتن چند تا انسان نحیف رو شکنجه میکردن. صحنه ها اونقدر فجیع بود که آدم گریش می گرفت.
_ تا اینکه فردی به نام زاخی با همکاری ریشالویی به نام سرژ سعی کردند تا مکانی برای فعالیت سفید ها دایر کنند.
دو نفر نشسته بودند، یکی پر از ریش بود و دیگری بی ریش. و داشتند با چشمانی نمناک به شکنجه گر های سیاه، نگاه میکردند.
_ اما پس از چندی، کسی به نام " سریوس بلک" منزل خودش را به این کار اختصاص داد.
دوربین در خانه ای زیبا و بزرگ قرار داشت و سرتاسر آن را نشان می داد.
_ و از آن زمان به بعد آن منزل، بزرگترین قطب رشد سفیدها شد.
در خانه همه داشتند با هم دوئل میکردند و همه خوشحال و خندان بودند.
_ و تا امروز، هیچ سفیدی به دست آلوده ی سیاهی ، کشته نشد!!!! و همه ی اینها به خطر زحمات شبانه روزی دو نفر به نام های آلبوس دامبلور که هم اکنون در قید حیات نیستند و "سریوس بلک" که هم اکنون زحمات ایشان چند برابر شده، است.
دوباره صفحه سیاه شد و روی تصویر آنیتا و سریوس روشن شد.
آنیتا دستمالی رو برداشت و بینیقش و به شدت گرفت و گفت:
_ واقعا چه دوران خفقان آوری بوده!!!
_ البته آنیتا جان.....اون زمان خیلی بد بود، هیچ سفیدی جرات نفس کشیدن نداشت و من و آلبوس، بابات، خیلی زحمت کشیدیم.
یهو آنیتا که خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود، پرید بغل سریوس و با گریه گفت:
_ اوه....سیریش.....تو خیلی خوبی...!!!!
و با خنده دوباره روی صندلیش نشست. سریوس دستمالی از جیبش در آورد و عرقی رو که روی پیشانیش نشسته بود رو پاک کرد!!!( حسابی سرخ شده بود!!)
_ خب....چون وقتمون کمه، میریم سر اصل مطلب....
سریوس سر جاش جا به جا شد و با هیجان پرسید:
_ اصل مطلب؟؟ البته.....حالا که شما پیش قدم شدید.....!!!
ولی با دیدن چشمان عصبانی ولنگ کفش آماده ی آنیتا، حرفشو خورد. آنیتا لبخندی زورکی به دوربین زد:
_ هه هه هه.....خب...راجع به همین مسئله ی سیاها و سفدا، برنامه ای مد نظرتئن هست؟؟؟
_ خوب شد که اینو پرسیدی... سیاه ها و سفید ها............وجود هر دو طرف در سایت و رول پلینگ حیاتی و ضروریه ولی باید برنامه های این دوگروه در راستای هم و به سود سایت باشه.جنگی که باعث یک دعوا بشه هیچ فایده ای نداره و به جای شکوفا کردن و زیبا کردن رول نتیجه ای عکس به بار میاره پس این دو گروه باید تحت تاثیر رهبرهای قوی که در انتخاباتی توسط همون جبهه تعیین میشن قرار میگیره و با برنامه ریزی بین دو رهبر سفید و سیاه دو ارتش عمل میکنن نه سرخود.رهبر هرگروه هم توسط اعضای همون گروه انتخاب میشه و بقیه در این زمینه حق رایی ندارن.
_ بسیار خوب......چون وقتمون کمه، زودتر میگم....برای هاگوارتز چه برنامه هایی دارین؛ چون اگه توجه کرده باشید، بیشتر محض تفریحه....
_ آ.....هاگوارتز.....یکی از برنامه های اصلی من کاربردی کردن هاگوارتزه...... همونطور که در حال حاضر هم میشه دید عملا هاگوارتز به یک مکانی برای یک سری کلاس آموزشی تبدیل شده که مثلا دروس جادویی داره توشون تدریس میشه .ما در کنار این دروس که حالت تفریحی دارن و باعث به وجود آوردن حالت رقابتی بین اعضای گروه ها میشن میتونیم کلاس های رول نویسی رو توسط افراد برجسته و خوب در این زمینه برقرار کنیم .در واقع به جای اینکه هر ناظر انجمنی در یک شیوه پست ها رو نقد کنه و راهنمایی انجام بده این کار یک حالت مشخص و با برنامه ای بگیره که همه در راستای هم باشن حتی میتونیم کلاس های آموزش نقد هم برای ناظرها بذاریم تا بعد از آموزش های بنیادی که در این کلاس ها به افراد تازه وارد داده میشه وقتی این فرد میره و در انجمن ها فعالیت میکنه ناظر راهنمای خوب و مفیدی باشه و بتونه به روند پیشرفت کمک کنه ولی این برنامه به این معنا نیست که کار نقد و بررسی کنونی که توسط ناظرهامون انجام میشه ایراد داره بلکه به این شیوه کار آموزش رول هدف مند میشه.
_ خدای من.....شما خیلی خوب برنامه ریزی کردین.....
_ هه..هه....نظر لطفتونه.....
آنیتا زیر لب گفت:" قابل شما رو نداره!!!"
و نگاهی به چشمان خیره ی سریوس کرد!!
_ خب.....مث اینکه خیلی وقتمون کمه!!!......خوبه به عنوان آخرین سوال، از برنامتون برای عضو گیری بگین؛ چون خیلی اوضاعش در هم بر همه!!!
_ باشه...باشه....نکته ی خیلی اساسی ایه........ این مسئله ای بود که مدت زیادی در انجمن مخصوص ناظران بحثش بود و آخر هم به نتیجه ای نرسید ولی اگر من وزیر بشم به هر طریق ممکن قصد دارم که تغییری در عضویت اعضا در سایت به وجود بیارم تا با اسم های از قبیل گوش مروارید و مهتاب شیطون روبرو نشیم.اولین مورد اینکه فقط اسامی که به فارسی نوشته شدن میتونن به عضویت در بیان چون اینجا یک سایتی هست که نوشته ها فقط باید به فارسی باشن پس اسامی اعضاش نباید مغایر این قانون باشه.دومین مورد هم یک پرسش نامه و محدودیت سنیه که باید زیاد روش کار بشه و افرادی هم به عنوان مسئول این کار باشن تا به اعضای جدید رسیدگی کنن.
_ خوبه.......واقعا نظراتت حرف نداشت.....خودم شخصا خیلی از برنامه هات خوشم اومد و میدونم که اگه کسی غیر از تو وزیر بشه، احتمال ارزشی شدن سایت زیاد میشه......پس به امید اینکه شاهد گرفتن پست وزارت توسط تو باشیم....
نگاهی به دوربین کرد و گفت:
_ شما رو به خداوند مهربون میسپاریم.....
و نگاهی به سریوس کرد:
_ من هم امیدوارم با راي دادن به من آسلام وآيندهي جادوگريتان را در زير سايهي خواستههاي طبيعيتان تضمين كنيد.
_ خب.....ممنونیم از شما بینندگان عزیز که به برنامه ی ما توجه کردین.....امیدوارم هر کجا که هستین، سالم و سلامت باشید.
آنیتا با شور و شوق فریاد زد:
_ پس وعده ی ما.........جمعه...........پای صندوق های رای.........و رای ما..........سریوس بلک..........بهترین بهترین ها...........
و همراه با سریوس برای دوربین دست تکان داد.
صفحه سیاه میشه و با سفید مینویسه:
"آهای سفیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدها............دیدید که چگونه سریـــــــــــــــــــــوس بلـــــــــــــــک، وضع رول نویسی شماها رو روبه راه کرد؛ پـــــــــــــــــــس، با رای دادن به او، وضع سایـــــــــــــــــت رو هم رو به راه کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!"
آهنگ " این پیروزی خجسته باد" پخش میشه...
-----------------------------
جواب های سریوس از ستادشون برداشته شده و الکی خوشم نیست!!!
برنامه ی امروز، بهترین یهترین ها:
"سریـــــــــــــــــــــــــــــــوس بلــــــــــــــــــــــــــــک"
آهنگ اخبار ورزشی پخش می شه و تصویر می ره روی صورت خندون آنیتا.
آنیتا با خوشحالی میگه:
_ درود و دو صد بدرو به شما عزیزان بیننده. امروز بازهم می خوایم از استاد سخن، ناظر با معرفت، نقاد با نمک و صاحب خانه ی محفل ققنوس ؛ آقای سریوس بلک، سخن بگیم. پس از ایشون دوباره و به خاطر آشنایی بیشتر شما عزیزان با برنامه هاشون، دعوت کردیم تا به جمع ما بیان و ما رو از برنامه هاشون مطلع کنن.
آنیتا بلند شد و با خوشحالی و ذوق گفت:
_ سریوس عزیز، خواهش می کنم...
بعد سریوس با جبروتی خاص خودش وارد استدیو شد و خیلی مودب سر جاش نشست( پای چشمش کبود بود!!)
بعد با شرم حیا شروع به صحبت کرد:
_ با سلام خدمت شما انسانهای فهیم و دلاور، که حتی با تهدید هم به کس دیگه ای رای نمی دید.
آنیتا لبخندی زد و گفت:
_ ممنونم ....خب...تا اونجایی که یادم می یاد، جلسه ی پیش گفتی که برنامه هات کامل نیست، درسته؟؟!!
_ اوه....البته...
_ خیله خوب....پس ازت می خوام به مهم ترین سوال که در رابطه با ساحره هاست، جواب بدی!!
آنیتا لبخندی زد و در حالی که به خودش اشاره میکرد گفت:
_ خب...من خودم یه ساحره هستم و می دونی که بحث ساحره ها این روزا خیلی زیاده. میتونی بگی برنامه هات راجع به عملکرد آینده ی ساحره ها چیه؟؟؟
سریوس لبخند آنیتا رو پاسخ داد و در حالی که سرش رو تکون می داد گفت:
_ البته.....ساحره ها نقش مهمی در جامعه ایفا می کنند و وظیفه ی ماست تا به اوناها فضا بدیم تا راحت تر بتونن کار کنن. به طور کلی برنامه ی من اینه:
فعال کردن ساحره ها
خب اینطور که در ظاهر سایتی به نظر میاد ساحره های ما به اون نسبتی که جادوگرها فعالیت میکنن و حضورشون رو در سایت نشون میدن اینکار رو انجام نمیدن و بدتر از اون تعداد کم ساحره هایی هست که در مسایل مهم سایت دخیل هستن و چون هیچ ساحره وب مستر یا مدیری در حال حاضر نداریم منظورم همون ناظرهای ساحره هستن .خب علت این میتونه چندتا چیز باشه شاید اصولا ساحره ها کمتر به فعالیت و حضور موثر اهمیت میدن و یا شاید هم معتقد باشن تاپیک های مخصوصی برای ساحره ها نداریم که البته داشتیم و داریم .به غیر از آداس که الآن یک تاپیک فعالی هست و به مسایل ساحره های میپردازه قبلا هم چندتا تاپیک داشتیم که ساحره ها اداره ش میکردن مثل ردافروشی مانیا یا سالن مد جادوگری و چندتای دیگه که الآن یادم نیست.برای حضور پررنگ تر و موثرتر میشه دوباره اون تاپیک ها رو فعال کرد یا تاپیک های جدیدی زد که به شخصه زیاد موافقش نیستم ولی مثلا یکی از انجمن های خودم یعنی محفل میتونه محل مناسبی برای زدن تاپیک جدید و ساحره های ارتشی باشه ولی در این مورد معتقدم خود ساحره ها باید یک تغییر اولیه رو شروع کنن تا ما بعدا بتونیم بهش جهت بدیم.
آنیتا سری تکون داد و با تفکر گفت:
_ آها....پس یعنی شما با فعال شدن ساحره ها موافقین و اگه اونا اقدام به فعالیت بکنن، شما اونا رو پشتیبانی میکنین، درسته؟؟
سریوس با جدیت سری تکون داد و گفت: " کاملا!!"
_ خب......همون طور که میدونین تالار های اصلی در این مدت زیاد فعال نبودن، شما برای این کار چه نقشه هایی دارین؟؟
سریوس دستاشو به هم پنجه کرد و گفت:
بله.... من تصمیم دارم که نقش تالارهای خصوصی رو زیاد تر کنم .همونطور که همه میدونن تالار خصوصی میتونه بهتر مکان باشه برای یادگیری های اولیه در مورد سایت و چگونگی ایفای نقش و رول .پس در تالارها باید تاپیک هایی وجود داشته که بتونه مارو به این هدف برسونه .ناظر تالار خصوصی باید در کارش ماهر باشه تا به افراد تازه وارد شیوه کار رو یاد بده هر چند که من برای بهبود رول برنامه دیگه ای رو هم در نظر دارم ولی به جای اینکه تالار خصوصی جایی باشه که فرد یا اصلا سری بهش نزنه یا اگرم سری میزنه چیزهای بیخود و بیربط بنویسه به عنوان اینکه افراد کمتری اینجا رو مطالعه میکنن به مکانی مناسب برای آموزش های اولیه و تمرین تبدیل بشه.
آنیتا بشکنی زد و گفت:
_ براوو....واقعا خوشم اومد!!!......سومین سوال: شما احیانن نمی خواین مکانی برای بهتر شدن وضعیت سایت و رول نویسی ایجاد کنین؟؟
سریوس خندید و گفت:
_ اتفاقا چرا آنیتای عزیز. من برای این سوال شما، این جواب رو دارم:
تشکیل مجلسی متشکل از نماینده های تمام اقشار
خب قبلا یک شورای ویزنگاموتی از اعضای برتر داشتیم که در عمل تغییر خاصی رو به وجود نیاورد ولی در این مجلس جدید از تمام اقشار و گروها ها نماینده تعیین میشه تا در اونجا فعالیت کنن و سعی در بهبود روند سایت و حل مشکلات داشته باشن.این نماینده که نماینده یک قشر خاصی هستش هر هفته در جلسه ای که به وسیله اعضا تشکیل میشه شرکت میکنه و پیشنهاد های گروهی که متعلق بهش هست انتقادات یا شکایت هاش رو مطرح میکنه و سران مجلس که توسط همین اعضا انتخاب شدن وظیفه دارن که پاسخگو باشن و سعی در حل مشکلات داشته باشن.در ضمن در همین جلسات که میتونه ماهانه یا هفتگی باشه عملکرد اعضا بررسی میشه و راه حل هایی برای بهبود کار سایت داده میشه!!!
_ عالیه!!!شما برای هر مشکلی، راه حلی دارید!!!.....یه لحظه صبر کنین........بله؟؟!!...........بله، اتاق فرمان میگن که میان برنامه ای آماده کردن از فعالیت های بی نظیر شما که میریم ببینیم!!
صفحه سیاه میشه و بعد آروم آروم روشن میشه. فیلم حالت قدیمی ای داره. صدای فردی می یاد که میگه:
_ تا چند سال پیش، سفید ها محلی برای فعالیت نداشتن و سایت در دستان نیرومند سیاهان بود....
چند نفر که لباس سیاه پوشیده بودن، داشتن چند تا انسان نحیف رو شکنجه میکردن. صحنه ها اونقدر فجیع بود که آدم گریش می گرفت.
_ تا اینکه فردی به نام زاخی با همکاری ریشالویی به نام سرژ سعی کردند تا مکانی برای فعالیت سفید ها دایر کنند.
دو نفر نشسته بودند، یکی پر از ریش بود و دیگری بی ریش. و داشتند با چشمانی نمناک به شکنجه گر های سیاه، نگاه میکردند.
_ اما پس از چندی، کسی به نام " سریوس بلک" منزل خودش را به این کار اختصاص داد.
دوربین در خانه ای زیبا و بزرگ قرار داشت و سرتاسر آن را نشان می داد.
_ و از آن زمان به بعد آن منزل، بزرگترین قطب رشد سفیدها شد.
در خانه همه داشتند با هم دوئل میکردند و همه خوشحال و خندان بودند.
_ و تا امروز، هیچ سفیدی به دست آلوده ی سیاهی ، کشته نشد!!!! و همه ی اینها به خطر زحمات شبانه روزی دو نفر به نام های آلبوس دامبلور که هم اکنون در قید حیات نیستند و "سریوس بلک" که هم اکنون زحمات ایشان چند برابر شده، است.
دوباره صفحه سیاه شد و روی تصویر آنیتا و سریوس روشن شد.
آنیتا دستمالی رو برداشت و بینیقش و به شدت گرفت و گفت:
_ واقعا چه دوران خفقان آوری بوده!!!
_ البته آنیتا جان.....اون زمان خیلی بد بود، هیچ سفیدی جرات نفس کشیدن نداشت و من و آلبوس، بابات، خیلی زحمت کشیدیم.
یهو آنیتا که خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود، پرید بغل سریوس و با گریه گفت:
_ اوه....سیریش.....تو خیلی خوبی...!!!!
و با خنده دوباره روی صندلیش نشست. سریوس دستمالی از جیبش در آورد و عرقی رو که روی پیشانیش نشسته بود رو پاک کرد!!!( حسابی سرخ شده بود!!)
_ خب....چون وقتمون کمه، میریم سر اصل مطلب....
سریوس سر جاش جا به جا شد و با هیجان پرسید:
_ اصل مطلب؟؟ البته.....حالا که شما پیش قدم شدید.....!!!
ولی با دیدن چشمان عصبانی ولنگ کفش آماده ی آنیتا، حرفشو خورد. آنیتا لبخندی زورکی به دوربین زد:
_ هه هه هه.....خب...راجع به همین مسئله ی سیاها و سفدا، برنامه ای مد نظرتئن هست؟؟؟
_ خوب شد که اینو پرسیدی... سیاه ها و سفید ها............وجود هر دو طرف در سایت و رول پلینگ حیاتی و ضروریه ولی باید برنامه های این دوگروه در راستای هم و به سود سایت باشه.جنگی که باعث یک دعوا بشه هیچ فایده ای نداره و به جای شکوفا کردن و زیبا کردن رول نتیجه ای عکس به بار میاره پس این دو گروه باید تحت تاثیر رهبرهای قوی که در انتخاباتی توسط همون جبهه تعیین میشن قرار میگیره و با برنامه ریزی بین دو رهبر سفید و سیاه دو ارتش عمل میکنن نه سرخود.رهبر هرگروه هم توسط اعضای همون گروه انتخاب میشه و بقیه در این زمینه حق رایی ندارن.
_ بسیار خوب......چون وقتمون کمه، زودتر میگم....برای هاگوارتز چه برنامه هایی دارین؛ چون اگه توجه کرده باشید، بیشتر محض تفریحه....
_ آ.....هاگوارتز.....یکی از برنامه های اصلی من کاربردی کردن هاگوارتزه...... همونطور که در حال حاضر هم میشه دید عملا هاگوارتز به یک مکانی برای یک سری کلاس آموزشی تبدیل شده که مثلا دروس جادویی داره توشون تدریس میشه .ما در کنار این دروس که حالت تفریحی دارن و باعث به وجود آوردن حالت رقابتی بین اعضای گروه ها میشن میتونیم کلاس های رول نویسی رو توسط افراد برجسته و خوب در این زمینه برقرار کنیم .در واقع به جای اینکه هر ناظر انجمنی در یک شیوه پست ها رو نقد کنه و راهنمایی انجام بده این کار یک حالت مشخص و با برنامه ای بگیره که همه در راستای هم باشن حتی میتونیم کلاس های آموزش نقد هم برای ناظرها بذاریم تا بعد از آموزش های بنیادی که در این کلاس ها به افراد تازه وارد داده میشه وقتی این فرد میره و در انجمن ها فعالیت میکنه ناظر راهنمای خوب و مفیدی باشه و بتونه به روند پیشرفت کمک کنه ولی این برنامه به این معنا نیست که کار نقد و بررسی کنونی که توسط ناظرهامون انجام میشه ایراد داره بلکه به این شیوه کار آموزش رول هدف مند میشه.
_ خدای من.....شما خیلی خوب برنامه ریزی کردین.....
_ هه..هه....نظر لطفتونه.....
آنیتا زیر لب گفت:" قابل شما رو نداره!!!"
و نگاهی به چشمان خیره ی سریوس کرد!!
_ خب.....مث اینکه خیلی وقتمون کمه!!!......خوبه به عنوان آخرین سوال، از برنامتون برای عضو گیری بگین؛ چون خیلی اوضاعش در هم بر همه!!!
_ باشه...باشه....نکته ی خیلی اساسی ایه........ این مسئله ای بود که مدت زیادی در انجمن مخصوص ناظران بحثش بود و آخر هم به نتیجه ای نرسید ولی اگر من وزیر بشم به هر طریق ممکن قصد دارم که تغییری در عضویت اعضا در سایت به وجود بیارم تا با اسم های از قبیل گوش مروارید و مهتاب شیطون روبرو نشیم.اولین مورد اینکه فقط اسامی که به فارسی نوشته شدن میتونن به عضویت در بیان چون اینجا یک سایتی هست که نوشته ها فقط باید به فارسی باشن پس اسامی اعضاش نباید مغایر این قانون باشه.دومین مورد هم یک پرسش نامه و محدودیت سنیه که باید زیاد روش کار بشه و افرادی هم به عنوان مسئول این کار باشن تا به اعضای جدید رسیدگی کنن.
_ خوبه.......واقعا نظراتت حرف نداشت.....خودم شخصا خیلی از برنامه هات خوشم اومد و میدونم که اگه کسی غیر از تو وزیر بشه، احتمال ارزشی شدن سایت زیاد میشه......پس به امید اینکه شاهد گرفتن پست وزارت توسط تو باشیم....
نگاهی به دوربین کرد و گفت:
_ شما رو به خداوند مهربون میسپاریم.....
و نگاهی به سریوس کرد:
_ من هم امیدوارم با راي دادن به من آسلام وآيندهي جادوگريتان را در زير سايهي خواستههاي طبيعيتان تضمين كنيد.
_ خب.....ممنونیم از شما بینندگان عزیز که به برنامه ی ما توجه کردین.....امیدوارم هر کجا که هستین، سالم و سلامت باشید.
آنیتا با شور و شوق فریاد زد:
_ پس وعده ی ما.........جمعه...........پای صندوق های رای.........و رای ما..........سریوس بلک..........بهترین بهترین ها...........
و همراه با سریوس برای دوربین دست تکان داد.
صفحه سیاه میشه و با سفید مینویسه:
"آهای سفیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدها............دیدید که چگونه سریـــــــــــــــــــــوس بلـــــــــــــــک، وضع رول نویسی شماها رو روبه راه کرد؛ پـــــــــــــــــــس، با رای دادن به او، وضع سایـــــــــــــــــت رو هم رو به راه کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!"
آهنگ " این پیروزی خجسته باد" پخش میشه...
-----------------------------
جواب های سریوس از ستادشون برداشته شده و الکی خوشم نیست!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!



!


