اما دابزold
از تالار هافلپاف
- تولد نقش
- 1396/09/06
- آخرین ورود
- سهشنبه 9 دی 1393 16:22
- عضویت
- 1385/06/05
- پستها
- 457
1.چگونگی به وجود آوردن اولين طلسم سياه توسط مرلين
زمان به وجود آمدن اولين جادوی سياه دقيقاً معلوم نيست،شايد صدها يا حتی هزاران سال پيش.اما شايعاتی در اين باره بر سر زبانهاست...شايعاتی که طی نسلها بر سر زبانها چرخيده و با تحريفاتي که در آن روی داده پی بردن به اصل قضيه کاری بس دشوار است.يکی از اين شايعات به شرح زير است:
سالها پيش،مرلين،جادوگر توانايي بود که در عصر خود در رشتههاي مختلف علم جادو فعاليتهاي چشمگيری داشت.وی سالها به جامعهی خود خدمت کرد،با اختراع و اکتشاف انواع معجونها و وردها.
کمکم شهرت مرلين در علوم جادويي زبانزد خاص و عام شد.بسياری از جادوگران و ساحرهها به او روی آوردند و تا حد پرستش گردش جمع شدند.وزارتخانه که از وضع به وجود آمده ناراضی بود و از تبديل شدن مرلين به يک ابرقدرت و خارج شدن کنترل مردم از دستشان بيم داشت،او را به جرم مخالفت با آرمانهای وزارتخانه و برآمدن در پي ايجاد شورش به دهکدهای در ميان دنيای ماگلها تبعيد نمود.
مرلين،برزگترين جادوگر عصر خود،کمکم در ميان ساير جادوگرها و طرفداران پيشينش به فراموشی سپرده شد.بعد از آن همه خدمات شايان تقدير،دستمزد وی طرد شدن از دنيای جادويي بود.
شعلههای نفرت در وجود مرلين زبانه ميکشيد و انسانيتش را ميسوزاند.در تمام طول سالهايي که ماگلها پيرمرد ساکن در خانهی کوچک پايين دهکده را به باد تمسخر ميگرفتند و او را نامتعادل ميخواندند،کينه و نفرت وجود وی را پر ميکرد و باعث ميشد در پی دردناکترين انتقام از همنوعانش برآيد.
هيچکس دقيقاً نميداند مرلين آن سالهايي که در دهکدهی ماگلها به سر ميبرد مشغول انجام چه کاری بود اما همه ميدانند که در سالروز دهمين سال از تبعيد مرلين هولناکترين قتلعام در ميان جادوگران اتفاق افتاد...در طول يک شب تمام اماکن جادويي با خاک يکسان شد...خشم مرلين دنياي جادوگران را در خود بلعيد.
سياهی قلب او سرچشمهای بود برای طلسمهای سياه و اين نخستين طلسمهای سياه سرچشمهای برای سياهی تمام دوران.
2.چگونگی ايجاد رشتههای سياه بين گروههاي استفاده کننده از طلسمهاي سياه
انواع طلسمهای سياه باعث به وجود آمدن گروههاي زيادی شده است.گروههايي که با رسوخ سياهی در قلب و سرشتشان به چنان درجهای از پستی ميرسند که رشتهای به سياهی شيطان در ميانشان شکل ميگيرد،رشتهای که گاهی حتی قدرتمندترين نيروهاي سفيد قادر به گسستنش نيستند.
زمان به وجود آمدن اولين جادوی سياه دقيقاً معلوم نيست،شايد صدها يا حتی هزاران سال پيش.اما شايعاتی در اين باره بر سر زبانهاست...شايعاتی که طی نسلها بر سر زبانها چرخيده و با تحريفاتي که در آن روی داده پی بردن به اصل قضيه کاری بس دشوار است.يکی از اين شايعات به شرح زير است:
سالها پيش،مرلين،جادوگر توانايي بود که در عصر خود در رشتههاي مختلف علم جادو فعاليتهاي چشمگيری داشت.وی سالها به جامعهی خود خدمت کرد،با اختراع و اکتشاف انواع معجونها و وردها.
کمکم شهرت مرلين در علوم جادويي زبانزد خاص و عام شد.بسياری از جادوگران و ساحرهها به او روی آوردند و تا حد پرستش گردش جمع شدند.وزارتخانه که از وضع به وجود آمده ناراضی بود و از تبديل شدن مرلين به يک ابرقدرت و خارج شدن کنترل مردم از دستشان بيم داشت،او را به جرم مخالفت با آرمانهای وزارتخانه و برآمدن در پي ايجاد شورش به دهکدهای در ميان دنيای ماگلها تبعيد نمود.
مرلين،برزگترين جادوگر عصر خود،کمکم در ميان ساير جادوگرها و طرفداران پيشينش به فراموشی سپرده شد.بعد از آن همه خدمات شايان تقدير،دستمزد وی طرد شدن از دنيای جادويي بود.
شعلههای نفرت در وجود مرلين زبانه ميکشيد و انسانيتش را ميسوزاند.در تمام طول سالهايي که ماگلها پيرمرد ساکن در خانهی کوچک پايين دهکده را به باد تمسخر ميگرفتند و او را نامتعادل ميخواندند،کينه و نفرت وجود وی را پر ميکرد و باعث ميشد در پی دردناکترين انتقام از همنوعانش برآيد.
هيچکس دقيقاً نميداند مرلين آن سالهايي که در دهکدهی ماگلها به سر ميبرد مشغول انجام چه کاری بود اما همه ميدانند که در سالروز دهمين سال از تبعيد مرلين هولناکترين قتلعام در ميان جادوگران اتفاق افتاد...در طول يک شب تمام اماکن جادويي با خاک يکسان شد...خشم مرلين دنياي جادوگران را در خود بلعيد.
سياهی قلب او سرچشمهای بود برای طلسمهای سياه و اين نخستين طلسمهای سياه سرچشمهای برای سياهی تمام دوران.
2.چگونگی ايجاد رشتههای سياه بين گروههاي استفاده کننده از طلسمهاي سياه
انواع طلسمهای سياه باعث به وجود آمدن گروههاي زيادی شده است.گروههايي که با رسوخ سياهی در قلب و سرشتشان به چنان درجهای از پستی ميرسند که رشتهای به سياهی شيطان در ميانشان شکل ميگيرد،رشتهای که گاهی حتی قدرتمندترين نيروهاي سفيد قادر به گسستنش نيستند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!



