جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

42 کاربر(ها) آنلاین هستند (38 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
40 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
Hogwarts مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

آخرین گروه‌بندی‌ها

كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 13:52
نمایش جزئیات
آفلاین
ج1)

روزی همسر مرلین از دست کلکسیون آفتابه های مرلین خسته شده و تصمیم میگیره که اونا رو نابود کنه. وقتی که مرلین متوجه این موضوع شده از دست همسر خود بسیار بسیار بسیار شاکی شده و سعی میکنه که اونو با یه عدد طلسم خفن به نتیجه عملش برسونه اما در کمال حیرت هرچقدر نام یک طلسم شوم و سیاه رو سرچ میکنه حافظش به نتیجه نمیرسه و اینجا بود که مرلین متوجه یک کمبود خیلی بزرگ در جادو های موجود در آن جهان میشه و به همین دلیل تصمیم میگیره که طلسمی درست کنه که در مواقع ضروری از آن استفاده کنه و نتیجه تمام این تلاش ها منجر به کشف طلسم منفجریوس میشه:

مرلین موقع تمرین:
- همسر عزیزم ببخشید که میکشمت منفجریوس هاهاها! نه خوب نشد.
- حالا افتابه های منو میسوزونی؟ منفجریوس! موهاهاها!

یک سال بعد
همسر مرلین: باز که از این آفتابه ها جمع کردی الان همچین همشونو میزارم گوشه خیابون تا حال کنی!
حالا زمانش بود که مرلین کشف خودشو در معرض نمایش بزاره...
مرلین: عزیزم میخواستم بگم که منفجریوس

هر چند که نتایج بدست آمده از این طلسم بسیار فجیع میبود اما به یک باره این طلسم بسیار معروف شده و در حیطه جادوهای سیاه قرار گرفته و طرفداران زیادی هم پیدا کرده و از آن پس کشف جادوهای سیاه آغاز شد.

ج2)
خوب کلا این رشته ها نوعی پیوندن. هر چقدر که این گروه بیشتر دست به جادوی سیاه بزنه این پیوند به نوعی قوی تر میشه و اعضای آن گروه رو بیشتر تحت تاثیر خود قرار میده.

در واقع این پیوند در اول کار هیچی نیست یواش یواش با فرو رفتن اعضای آن گروه در جادوی سیاه این پیوند هم به خودی خود قوی تر و غیر نفوذ تر میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 13:11
نمایش جزئیات
آفلاین
ج1-شرمنده بسکه تکالیف زیادن من دیگه حوصله نوشتن سوال رو ندارم!
اولین طلسم شوم بر خلاف اذهان عمومی بدست مرلین ساخته نشد بلکه توسط یک جن خبیث ساخته و بعد بدلیل اینکه مرلین از اون زیاد استفاده کرد به نام او در رفت.زمانی که مرلین برای نوشیدن یه بطری نوشیدنی کره ای به هاگزهد میرود با یک جن کوتوله مضحک دعوایش میشود و انواع و اقسام توهین ها(والبته طلسم ها!)را به سوی او روانه میکند.جن گرانقدر هم در اوج عصبانیت عطسه میکند:کروش...کروش...کروووووووووووششششششششششییییییییییییییییییییییو!!!
و البته این عطسه همراه با تمام خشم جن بیرون میریزد و روی طرف مقابل اثر میگذارد.مرلین که علاوه بر خیس شدن درد هم میکشید بیرون دوید و چون برایش کسر شأن بوده که از یک جن کوتوله شکست بخورد در همه جا قمپز در میکند که من یک طلسم شوم ساختم!
ج2-متاسفانه بدلیل کج بودن دوزاری اینجانب درست متوجه نشدم بنابراین اگر غلط غولوط بود شرمنده!
1-کسانی که رنگ چشم هایشان غیر طبیعیه!(مث ولدمورت قرمزه!)
2-کسانی که دماغشون خوشگله!(مث دماغ خوکی...ا...!میبخشید مث دماغ خوشگل ولدمورت!)
3-کسانی که هری رو دوست ندارن.
4-کسانی که ولدمورت رو دوست دارن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 02:21
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلنی عادت داشت که هرروز، بعد از ظهر، یک ساعت بخوابد و سپس حجره اش را باز کند و برود سراغ پنیر فروشی اش.
از قضا، همان زمانها، یک ملتی بودند به نام ملت اسلی که خیلی علاقه به بوق زدن الکی و بیمورد داشتند، وتا با بوقشان از ساعت 2 تا 5 ایونینگ هم را خفه نمیکردند، راحت به بالین نمیگذاشتند سر.
تا اینکه...
یک روز ظهر، مرلین بالش زیر سر، خرخر میکرد و خواب خوش میدید و سخنات پراکنده میگفت:
ـ هاااا آرشی... مال خودمه... نگیرش! میخوامش...
ناگهان صدای بوق زنان اسلی شنیده شد و مرلین معذب، از پنجره به بیرون فریاد میزند:
ـ درد! ...! {مجموعه فحشهای ناموسی}، ساینلسیو!
ناگهان به خاطر می آورد که اصلا ساینلنسیو اختراع نشده است.
بنابراین فریاد میزند:
ـ پروتگو!(در زبان جادوگری قدیم یعنی برو تو ** گناگهان بوق ملت اسلی به خودشان بازگشت و اولین طلسم سیاه ماهم اختراع شد.

2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم
الف - کسانی که به جنگ ولدی میروند
ب - ملتی که بوق اسرف میکنند.
ج- ملتی که به هری عله میگویند( و کریچر را میکشند)
د- کسانی که مرگخوارند.
ذ- کسانی که مادولین میکشند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I Was Runinig lose
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1385 00:35
نمایش جزئیات
آفلاین
می دونین چیه؟ خب نه ! از کجا باید بدونین! الآن خودم میگم. چون سئوال اولش یه کم سخت بود از دومی شروع کردم ! :
2.چگونگی ايجاد رشته­های سياه بين گروه­هاي استفاده کننده از طلسم­هاي سياه
این خیلی راحته فقط به خاطر این که یه خورده پیچونده شده سخت به نظر میاد! (حالا خوبه خودم اشتباه بگم!)
به نظرم از طریق علامت شومی که رو دستشون داغ شده !
قضیه از این قراره که وقتی ولدی به قدرت رسید روی دست همه ی مرگ خوارا یه علامت داغ کرد که البته کارشو بی خودی انجام نداد
واسه این بود که هر وقت خواست خیلی راحت و بدون این که دیگران خبر دار شن بتونه باهاشون رابطه بر قرار کنه یا احضارشون کنه.
هر وقت ولدی دستش رو روی علامت میذاشت علامت بقیه مرگ خوارا پر رنگ می شد و می سوخت.
حالا می رسیم به سئوال 1 .شرمنده که یخرده....نه یه کم بیش تر ...بده
1.چگونگی به وجود آوردن اولين طلسم سياه توسط مرلين

شما گفتین که مرلین بود که اولین بار این کار رو انجام داد پس کسی هم که اینارو اختراع کرده خودش بوده (چه قد اندیشه به خرج دادم!).
یه روز مرلین نشسته بود...نه...وایستاده بود.داشت با زنش دعوا می کرد . تو این گیرو دار هر چی طلسم بلد بود اجرا می کرد اما زنش هم
اونارو بلدبود و یه جورایی ضد طلسم هاشون رو اجرا می کرد.

در نتیجه مرلین هر چی قیافه می گرفت زنش میزد تو زغش .و از اون جایی که مردانگیش
اجازه نمی داد هی سعی می کرد که یه کاری بکنه.این دعواها خیلی زیاد بودن واونم همیشه در حال اندیشه
بود تا این که یه موقع دید که نمی تونه این وضع رو تحمل کنه و یه هویی زد به سرش و یه چیزی بلغور کرد!
غافل از این که این کارش باعث شداعدام بشه چون بالاخره اون زمان هام یه گروه دفاع از حقوق زنان وجود داشته دیگه !
این گونه شد که جادوی سیاه بین مردم رواج پیدا کرد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مادام مالكين در 1385/10/10 0:40:55
سکوتم از هر فریاد گویاتر است...
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 22:36
نمایش جزئیات
آفلاین
1.چگونگی به وجود آوردن اولين طلسم سياه توسط مرلين
زمان به وجود آمدن اولين جادوی سياه دقيقاً معلوم نيست،شايد صدها يا حتی هزاران سال پيش.اما شايعاتی در اين باره بر سر زبان­هاست...شايعاتی که طی نسل­ها بر سر زبان­ها چرخيده و با تحريفاتي که در آن روی داده پی بردن به اصل قضيه کاری بس دشوار است.يکی از اين شايعات به شرح زير است:
سال­ها پيش،مرلين،جادوگر توانايي بود که در عصر خود در رشته­هاي مختلف علم جادو فعاليت­هاي چشمگيری داشت.وی سال­ها به جامعه­ی خود خدمت کرد،با اختراع و اکتشاف انواع معجون­ها و وردها.
کم­کم شهرت مرلين در علوم جادويي زبان­زد خاص و عام شد.بسياری از جادوگران و ساحره­ها به او روی آوردند و تا حد پرستش گردش جمع شدند.وزارتخانه که از وضع به وجود آمده ناراضی بود و از تبديل شدن مرلين به يک ابرقدرت و خارج شدن کنترل مردم از دستشان بيم داشت،او را به جرم مخالفت با آرمان­های وزارتخانه و برآمدن در پي ايجاد شورش به دهکده­ای در ميان دنيای ماگل­ها تبعيد نمود.
مرلين،برزگترين جادوگر عصر خود،کم­کم در ميان ساير جادوگرها و طرفداران پيشينش به فراموشی سپرده شد.بعد از آن همه خدمات شايان تقدير،دستمزد وی طرد شدن از دنيای جادويي بود.
شعله­های نفرت در وجود مرلين زبانه مي­کشيد و انسانيتش را مي­سوزاند.در تمام طول سال­هايي که ماگل­ها پيرمرد ساکن در خانه­ی کوچک پايين دهکده را به باد تمسخر مي­گرفتند و او را نامتعادل مي­خواندند،کينه و نفرت وجود وی را پر مي­کرد و باعث مي­شد در پی دردناک­ترين انتقام از هم­نوعانش برآيد.
هيچ­کس دقيقاً نمي­داند مرلين آن سال­هايي که در دهکده­ی ماگل­ها به سر مي­برد مشغول انجام چه کاری بود اما همه مي­دانند که در سالروز دهمين سال از تبعيد مرلين هولناک­ترين قتل­عام در ميان جادوگران اتفاق افتاد...در طول يک شب تمام اماکن جادويي با خاک يکسان شد...خشم مرلين دنياي جادوگران را در خود بلعيد.
سياهی قلب او سرچشمه­ای بود برای طلسم­های سياه و اين نخستين طلسم­های سياه سرچشمه­ای برای سياهی تمام دوران.
2.چگونگی ايجاد رشته­های سياه بين گروه­هاي استفاده کننده از طلسم­هاي سياه
انواع طلسم­های سياه باعث به وجود آمدن گروه­هاي زيادی شده است.گروه­هايي که با رسوخ سياهی در قلب و سرشتشان به چنان درجه­ای از پستی مي­رسند که رشته­ای به سياهی شيطان در ميانشان شکل مي­گيرد،رشته­ای که گاهی حتی قدرتمندترين نيروهاي سفيد قادر به گسستنش نيستند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 22:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نام ونام خانوادگی : ویکتورکرام
رنگ چشم : مشکی *** چوبدستی : از نوع اولس یه کم ضخیم و خیلی محکم
محل زندگی : مدرسه دورمشترانگ بلغارستان
قد : فکر کنم چیزی حدود نسبتاً کوتاه اگه اشتباه نکنم
سن : حالا دیگه شدیم نوزده سال
طریقه راه رفتن : مختصر بگم مثل اردک
رنگ مو : بابا رنگ مو چیه ما کچل کچلیم البته فکر کنم ها ریش : ای یه ته ریشی گذاشتیم تا بگیم ماهم داریم
........................................................
1چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )

عملی آیینی که از طریق آن می‌شود تا با کمک گرفتن از نیروی مرموز بیرونی بر حوادث مرتبط با انسان‌ها یا طبیعت تأثیر گذاشته شود. جادو بخش محوری بسیاری از ادیان تلاش است و در شکل دهی به فرهنگ جوامع نانویسا تأثیر بسیاری داشته است.
جادوگر کسی است که کارش خواندن افسون و جادو کردن است. جادو در زبان پهلوی jâdug بوده است.
در روانشناسی تحلیلی جادو همچون پلی بین جهان نمادها و جهان ماده عمل می‌کند نخست اینکه جادو می‌کوشد تا نماد را در این جهان تجسم بخشد و بدین ترتیب حوزه عینیت راتا سطحی نمادین بالا ببرد .دوم اینکه جادو تلاشی برای به کار انداختن تصویرهای نمادین و دمیدن جان تازه‌ای در آنها تا از این طریق انرژی همبسته با آنها از نو پدیدار شود .
جادوی سیاه یا وودوو نام نوعی جادوست که از آن استفاده‌های خاصی برای کارهای کثیف و زشت می‌شود. خاستگاه اینگونه جادوباوری قاره افریقا است.

معروفترین جادوگر "مرلین" بوده و همچنین "روبرت" معروف به "روبرت شیطان" . و نیز "تانهویزر"و "راجر بیکو"از کسانی که معروف خاص و عام شدند و از سحر و جادو در راه درست! استفاده می کردند(جادوی سفید) ، "آلبرتوس ماگنوس" را باید نام برد . وی که یک روحانی بلند پایه در شهر "رگنسبورگ" در آلمان بوده، و گویا در سال ۱۲۴۸ در مقابل چشمان "ویلهلم فون هلند" یک باغ سرسبز و خرم را ظاهر می کند . دیگری نیز "یوحان تویتونیکوس"نام داشته است . از دیگر مردانی که باید در این رابطه از آنها نام برد ، یکی "یوحانس تریتمیوس)" ۱۵۴۱ – ۱۴۹۳( می باشد ، که آنطور که مخبرین قرون وسطی گزارش داده اند ، وی شخصیت عجیب و غریبی بوده و در برابر "قیصر ماکسیمیلیان" پیکر همسرش را ظاهر می نماید . دیگر"مرلین" و "پاراسلزوس"است. شیطان را دوست خود می نامیده اند و هر نیمه شب ارواح زیادی را ظاهر می نموده است
البته اینو بگم میگن که مرلین مجبور شده تا یک جادوی سیاه بسازه تا بتونه یک اژدها رو شکست بده و با اینکارش همه یاد گرفتن جادو و وردهای سیاه اختراع کنند و همین لرد.... هم یکی از اوناست
............................................
اید داریم که پروفسور اینو هم قبول کنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 18:03
نمایش جزئیات
آفلاین
1چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )
گویند در زمان هایی که تازه اولین آفتابه ها توسط مرلین اختراع شده بود یعنی در سده سوم جادوگری فردی بود به نام عله!( با عله خودمون اشتباه گرفته نشه! ) مردم را خیلی اذیت میکرد و گروهی تشکیل داده بود به هخوارج ، روزی که مرلین تازه داشت بدنه آفتابه را مورد بررسی قرار میداد تیری از عله از وسط شیء مربوطه گذشت و آن را به دو نیم کرد به طوری که مرلین آنقدر عصبانی شد و خواست که انتقام بگیرد، شب و روز به این نکته فکر میکرد که چگونه انتقام آفتابه عزیزش را بگیرد.روزی که در حال آب دادن به علف های هرزش بود ( !! ) و آنها را ناز و نوازش میکرد گربه ای از وسط باغچه رد شد، اتفاقا در آن زمان به شیء دوستانیش ( به دلیل بی ناموسی شیء همون آفتابه است) فکر میکرد و خواست روی گربه مراتیوس که طلسم هوا هست به طور که جسم به هوا خواهد شد ( !! ) به جای آن از آفتابیوس را گفت، ناگهان اشعه سبز رنگی از ته چوبش بیرون زد و گربه را نفله کرد.
مرلین ناگهان از شادی به خود پیچید، دست هایش لرزید و فریاد زد: اوره کا، اوره کا
سپس بعد از سال ها تلاش دوباره شیء مربوطه را ساخت و از دستی لبه پنجره گذاشت و منتظر عله شد... پس از چندی ناگهان تیری رها شد ولی مرلین سریع شیء را برداشت و به طرف عله این نفرین را فرستاد. جالب اینجاست که عله نه تنها بنفله نشد ، بلکه مرلین از شدت عقده جسد او را به شکل شیء در آورد.



2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15)
این اتفاق شوم به چند روش صورت میگیرد:
1.عله شدن!
2.دوست های ناباب
3.جو خون اصیل بودن
4.کچل بودن ( مثه ولدی)
5.عقده دماغ ( مثه ولدی)
توضیحاتی در این باب:
ایجاد رشته های سیاهی عوامل زیادی دارد که مهمترین آنها در لیست بالا آمده است.ولی باز از همه مهمتر همین جو خون اصیل بودن است و یا عقده ای خون اصیل بودن، نمونه بارزش لرد ولدمورت و سه وه روس اسنیپ که هردو مادر ساحره و پدر مشگن داشتند، این افراد سعی میکنند نیمه اصیلی خود را از راه شر و شیطانی بودن به دیگران بپوشانند و تا حدی موفق میشوند، ولی این کینه نیمه اصیلی تا ابد در سینه هایشان باقی خواهد ماند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 16:29
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین .

ای بابا!! من اولین طلسم سیاه رو به وجود آوردم و خودم یادم نیست؟؟
فکر میکنم کلا جادو و جادوگری هیچ زمان مشخصی نداشته و نداره!

هزاران سال قبل از من هم افرادی بودن که جادو میکردن و جادوگرهایی هم که از جادو در جهت قتل یا آزار و اذیت استفاده میکردن جادوگر سیاه نامیده میشدن ..
اما زمان من بیشتر از وجود جادوگرهای سیاه اهریمنها و شیاطین سیاه وجود داشتند که به انسان ها جادوگری می آموختند، من با همه آنها مبارزه کردم اما خوب حتی جادوگری به قدرت من نمی تونه که در مقابل همه اونها بایسته و حداکثر یک یا دوتا از اونها رو میتونه عقب نگه داره...
اما خب طلسم و نفرین و جادو و این چیزا انواع مختلف داشتن و زیاد بودن و اولین طلسم سیاهی که من اجرا کردم روی یک اژدهای نر بود که در جنگلهای شمال سیبری زندگی میکرد. من برای نجات دادن مردم یک دهکده مجبور شدم با به کار بردن اون طلسم سیاه اژدها رو قطعه قطعه کنم و هر قطعش میتونست آذوقه یک ماه مردم دهکده رو تامین کنه! به این میگن استفاده از جادوی سیاه در مسیر مسالمت آمیز!
البته اونوقت من جوون بودم و نمیدونستم این کار چه عواقبی در پی داره.. مردم اون دهکده به خاطر خوردن گوشت اژدها عمرشون زیاد شد و قلبشون سیاه!
همین اشتباه باعث شد که من در سن نود و دو سالگی مجبور بشم با مردم اون دهکده که قصد تصرف انگلستان رو داشتن بجنگم و همشونو بکشم.....
البته برای کشتن اونا نیازی به جادوی سیاه نبود. کافی بود که یک بهمن ایجاد کنم و کار تمام!

2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم

خب همونطور که مستحضرید سیاهی به همه چیز افراد سرایت میکنه. بخصوص قلبشون سیاه میشه و خب وقتی با یه نفر مثل خودشون مواجه میشن مسلمه که در عین حال که حس نفرت و حسادت و رقابت دارن حس همسانی و هم سنخ بودن نیز دارن. در طول زمان های مختلف وقتی گروه هایی جادوی سیاه میبینن که نسلشون داره منقرض میشه یا خطری از جانب سفیدی ها اونا رو تهدید میکنه به هم نزدیک میشن و سعی میکنن همدیگه رو حمایت کنن و اینطور میشه که رشته های سیاه رو تشکیل میدن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 12:21
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام او که ما را اصیل پاک آفرید!


چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین( 15 امتیاز)

بر طبق نظریات و فلسفه های موجود در کتاب های عصر قدیم، یک سری به اصطلاح شاید حدسیات و گمان هایی در این مورد بوده است که مرلین، در اعصار بسیار دور، مجبور شده است اولین افسون سیاه را به وجود آورد که به دنبال آن سایر جادوگران سیاه منطق های او را در مورد اختراع افسون سیاهی یافتند و به دنبالش تا به امروز افسون های فوق مرگباری اختراع کرده اند. افرادی نظیر هاریشمینیوس رومی، از جادوگران فلیسوف و منطق دان های افسون ها، در قرن 10 میلادی، با ارائه منطق و فلسفه ی نوینی در این مورد، تا حدودی ثابت کرد که مرلین جهت از بین بردن یک نیروی اهرمینی در آن عصر، مجبور شده است که به وسیله یک افسون و طلسم تماما سیاه و اهریمنی، این نیروی حاکم بر آن عصر را از بین ببرد که گویا متاسفانه موفق نشده و افسون سیاه موقت، دائمی شده است.
به دنبال فلسفه نظری و تئوریکالی ایشون، در قرن جدید امروزی، مرحوم پروفسور رومناس فان بیمونیز، جادوگر هلندی و رئیس داشنگاه جادوگری هاتفورد در سال 1920 در یک کنفرانس بین المللی افسون های اهریمنی، زمانی که بحث در مورد اولین افسون اهریمنی و به دنبال اختراعش توسط مرلین شد، ایشون تمامی نظریات و تئوری های ارائه شده در قرن دهم توسط جادوگر رومی را تکذیب نمود و اعلام داشت که:
" من فکر می کنم این تئوری که اولین افسون اهریمنی و سیاه توسط مرلین خلق شده درست نباشه، شواهد بررسی های که از چوبدستی مرلین تا به امروز به دست آمده است نشان می دهد که یک افسون اهریمنی توسط این چوبدستی اجرا شده اما ما خوب می دانیم که چوبدستی مرلین مدت بسیار طولانی ای در دست یک جادوگر شیطان صفت بوده است، زمانی که مرلین اسیر در دره فیلسیون بانیک بود! لذا به نظر من که این نظریه آقای هاریشمینیوس به این نکته که مرلین مدت طولانی اسیرجادوگران شیطان صفت قدرت طلب بوده در نظر نگرفته شده است."
به دنبال حرف وی دو سال بعد، در مارچ سال 1922، یک ساحره آمریکایی، طی نظریه و به نوعی شاید فلسفه دیگری، همچون پروفسور فان بیمونیز، فلسفه و منطق هاریشمینیوس رومی را تکذیب نمود. وی اذعان داشت که مرلین یک جادوگر بسیار سفید و عاری از هر گونه قدرت اهریمنی بوده، قدرت های او وابسته به نیروی آسمانی و قدرت پاک بوده است. لذا او نمی تواند افسون اهریمنی اختراع کرده باشد!
نظریه این خانم آمریکایی که نامی از وی به طور دقیقی در دست نیست، در دهه سی، مورد تمسخر بسیار از ساحران مطرح قرار گرفت و به عنوان یک نظریه احساسی و عاطفی درجه بندی و طبقه بندی شد و از میان منطق ها به طور رسمی حذف شد!
هم اکنون همچنان در دهه ها و سال اخیر رو این مورد مشکوک تحقیق می شود، حتی دستیابی به افسون های اجرا شده توسط عصا و چوبدستی مرلین اکنون مشکل شده است، زیرا عصای این جادوگر شریف در موزه روبانز دو فرانس، در حومه شهر پاریس، ( موزه جادوگران)، نگهداری می شود و بررسی آن در حال حاضر غیر ممکن می باشد!


چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم ( 15 امتیاز)

در سال 1877 میلادی، در شهر آمستردام هلند، یک کنفرانس بین المللی، در مورد همین موضوع برگزار شد کی طی آن کنفرانس که طی 7 جلسه در هفت روز صورت گرفت، بحث های بسیار زیادی در مورد نوع و طریقه انتقال رشته های سیاه میان گروهک های اهریمنی و استفاده کننده از افسون های اهریمنی شد، که ما به مهم ترین آنها می پردازیم:

دوشیزه هلن تیمانز، سوئدی، متولد 18 نوامبر سال 1837، گوتنبرگ، استاد دانشگاه جادوگری مالسمینچ
" به نظر من، رشته های سیاه، شامل یک نیروی اهریمنی است که همواره از آفرینش انسان با او بوده است، اما حالا که این رشته ها چطور برقرار می شوند و این ها، من معتقد هستم، گروهکی که پیمانی می بندند، و قلب و بدن خود را تسلیم اهریمن و نیروی های اهریمنی می کنند، قلب آنها نیز تسلیم اهریمن و نیروی اهریمنی می شود، و آماده تاریک شدن. و زمانیکه این گروه متحد، افسون های نابخشودنی و شوم اجرا کنند، به یکباره میان قلب های آنها یک رشته سیاه فرضی با عنوان "کریسکمنوژ" که توسط آقای مارتینز فرانسوی، در قزن شانزدهم، کشف شده، برقرار می شود. آقای مارتینز این رشته سیاه رو کشف کردند و من طریقه برقراری آن را طی یک منطق و فلسفه توضیح دادم!


جانی الیسماری، ایتالیایی، متولد 3 ژانویه سال 1820، روم، جادوگر فیلسوف و مخترع( مطرح کننده نظریات و اصول های 6 گانه پرانگانز)
" من صرفا معتقد هستم که این رشته ها، یک رشته های فرضی هستند، به چشم دیده نمی شوند، به طور طبیعی این از ویژی های افسون های شوم و اهریمنی است که وقتی توسط کسی اجرا شود، تمامی ذات و وجود فرد اجرا کننده را مملو از تاریکی می کند و قلب او را شیطانی تر. من احتمال میدم وقتی یک گروهک شیطانی با هم همگی در یک زمان یک افسون خاص را با هم اجرا کنند، این رشته میان بدن های آنان برقرار می گردد!

تام پیترسون، انگلیسی، متولد 28 می سال 1830، منچستر، رئیس دانشکده علوم افسون های دانشگاه جادوگری برینسویک
" روی اصولی که من به آن پایبند و مطمئن هستم اینه که، تمام موضوع این رشته ها هیچ کدام واقیت ندارد، همش یک عنوان فرضی است برای تدریس هر چه بهتر دروس مقابله با جادوی های سیاه که توسط برخی اساتید متاسفانه جا افتاده است. اصلا اگر ما به اصول رادانت مراجعه کنیم هیچ گونه چیزی راجعه به اهریمن های گروهی ای که رشته ای میانشان پدیدار شود و آنان را اهریمنی تر نماید نداریم. من به طور کل مخالف هستم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"Severus...please..."
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 9 دی 1385 10:46
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام حق

معرفی :

این یک مقدمه برای آشنایی با پرفسور مودی به حساب میاد . این هم اطلاعاتی کامل در مورد من :
1. عضو محفل همیشه پیروز ققنوس .
2. معاون رئیس ارتش وزارت ( البته هنوز وزارت کارش رو شروع نکرده )
3. کاپیتان تیم بوق 1960 که توانست با تمام ارزشی بودن خود مقام چهارم را کسب کند .
4. عضو گروه اسلیترین ( حولم دادن اومدم اینجا)
5. کارآگاه برجسته وزارت سحر و جادو
6. دارای پی اچ دی بازیافت زباله های میکروبی ( مرگخوار شناسی )

برنامه درسی ما :

جلسهء اول در تاریخ شنبه 9 دی برگزار می شود که همین جلسه است :
رشته های سیاهی : ( توضیحی کلی دربارهء جادوی سیاه ، تاریخچهء آن و جادوگران سیاه )
----------------------
جلسهء دوم در تاریخ شنبه 23 دی برگزار می شود :
موجودات اهریمنی : ( توضیح در مورد موجودات اهریمنی و طریق دفاع در برابر آن ها )
----------------------
جلسهء سوم در تاریخ شنبه 7 بهمن برگزار می شود :
نگاهی عمیق به آوداکداورا : ( توضیحاتی در مورد این ورد شوم )
----------------------
جلسهء چهارم در تاریخ شنبه 21 بهمن برگزار می شود :
طلسم های مدافع : ( طلسم هایی که جادوی دیگران را سر کوب می کند )
----------------------
جلسهء پنجم ، آخرین جلسه در تاریخ شنبه 5 اسفند برگزار می شود :
خون یا نفرت : ( صحبت در مورد پدیدهء حاصل از آشامیدن خون تک شاخ )

توضیحاتی در مورد دفاع در برابر جادوی سیاه :

ممکن است برای شما نیز سوالاتی مثل برای چه این درس را می خوانیم یا این درس به چه کار ما می آید برای شما هم پیش آمده باشد . جواب این سوالات ساده است دفاع در برابر جادوی سیاه به کلیه اقداماتی گفته می شود که یک جادوگر برای حفظ و حراست از جان و مال خود در برابر جادوی سیاه انجام می دهد .

جلسهء اول - رشته های سیاهی – 9 دی

اولین جادوی سیاه در زمان مرلین بوجود آمد هر چند که این موضوع نیز در حد حدس و گمان است ، اما در ارتباط با همین مطلب شایعاتی وجود دارد که برای مرلین چه اتفاقی افتاد که مجبور به استفاده از طلسم های سیاه شد . هر کسی که بهترین مقاله را در ارتباط با این موضوع ارائه کند 15 امتیاز می گیرد . در آخر جلسه تیتر مقاله ای که باید تحویل بدید را می نویسم . در ادامه باید بگم جادوی سیاه مثل یک شیطان قلب هر آدمی رو تسخیر می کند یعنی هر کسی که از این طلسم ها زیاد استفاده کند قلبش را تسلیم این طلسم ها کرده است به طوری که نمونهء کامل این موجودات امروزه در کنار ما هستند مثل لرد ولدمورت ... همهء دانش آموزان کلاس رفتند رو ویبره !
مودی : چیه ... نباید از اسمش بترسید ... اون هم یک آدم تازه این ولدی جدیده که خیلی ارزشیه !
ایگور : آقا اجازه ؟
مودی : بنال عزیز دلم !
ایگور : پنجره رو میشه ببندید سوزه بدی میاد تو کلاس .
- اهم ... اهم درسمون را ادامه می دهیم ... کجا بودیم ... آهان ولدمورت است که تمام روح و خونش رو تسلیم دنیای سیاهی کرده است . اما کسانی که یک گروه می شوند در بین آن ها نیرویی بوجود می اید نیروی به نام رشته های سیاهی ، نیروی قوی و تشنه به قدرت که الان همچین گروهی با نام مرگخواران وجود دارد . اما رشته های سیاهی چیست و چجوری بوجود می آید وظیفه شماست که تحقیق کنید و جواب رو بیارید .

مقاله هایی که باید آماده کنید :

1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )
2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15+ )

نکته : طنز و جدی و بودن مقاله ها اصلا مهم نیست بلکه کیفیت آن ها مهم است .
نکته : 15 امتیاز به هر مقاله ای تعلق نمی گیرد .
نکته : شما می توانید هر کدام را که دوست داری ارائه کنید .
نکته : در صورت بلد نبودن و پیدا نکردن متن ، دور هم آهنگ بیا بریم دشت کدوم دشت رو می خونیم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده










[b][size=med