پست توبیاس اسنیپ ذخیره به جای سوروس اسنیپ
___________________________________________________________
بیست دقیقه قبل از شروع بازی ( رختکن) :
آرامینتا در حالی که صدایش را برای صدمین بار بالا میبرد گفت: ملت... منو دیوونه کردین،این عین نامردیه....به حرف هام گوش کنین دیگه،اه
توبیاس در حالی که چرک های زیر ناخنش را در میآورد بی توجه به حرف های آرامینتا از پنجره رختکن نگاهی به منظره ی زمین کوییدیچ انداخت...
زمینی سبز تیره و هاشور خورده منظم،با جایگاهی 200 هزار نفری، همراه با حلقه هایی که به رنگ طلایی بودند.
در سمت چپ زمین جماعت اسلایترینی که لباس هایشان سرتاپا سبز بود و کلاه هایی داشتند که هر از گاهی از وسط آن تابلویی بیرون می آمد که شکل یک شیر قرمز رنگ را داشت که توسط یک مار سبز رنگ بلعیده میشد! در هلهله بودند و یک صدا شعار : بازم مثل مثل همیشه ، گریف به بازی میبوقه رو سر میدادند . و اما در سمت چپ زمین هواداران گریفندور ایستاده و نشسته بودند و با چوب هایشان صدای شیر را تولید میکردند.
ناگهان پس گردنی محکمی به گردن توبیاس خورد
_ احمق،دارم برای تو حرف میزنم
این صدای آرامینتا بود.
همین که آرامینتا خواست برگردد و به سخنرانی اش ادامه دهد ...
ملت: هوهوی هوی،
:pint: :banana: آرامینتا:
و بعد موچینش را برداشت و شروع کرد کندن موهای زبانش!
__________________________________________________________
10 دقیقه قبل از بازی ( ملت در حال لباس پوشیدن ) :
آرامینتا:خیکم تنگ شده!!
بلیز: بیا بابا جان،خیکمون عوضی شده!
لرد ولدمورت در حالی که به طرف سامانتا میرفت گفت:من کلا گیس بزارم برای خودم؟
مارکوس در حالی که وسط ایستاده بود گفت: راستی وقتی خواستید برید بیرون لای پنجره ها رو چفت کنید ، به جای اینکه درجه بخاری رو بیشتر کنید!
ملت:
بابا شعار!_________________________________________________________
1 دقیقه قبل از بازی ( بیرون از رختکن) :
آرامینتا در حالی که حنجره مصنوعی گذاشته بود گفت: برای آخرین بار،پاس کاری، استفاده از نام تمام بازیکنان و استفاده از حالات بازی در پستتون لازمه!
توبیاس: اینا که مال پست زدنه!
شروع بازی:
گزارشگر در حالی که آب و تاب به گزارش میپرداخت گفت: هم اینک دو تیم گریفندور و اسلایترین وارد بازی میشوند... بازیکنان تیم اسلایترین به این گونه می باشند که
دروازبان: سامانتا ولدمورت
مدافعين: بليز زابيني ، لرد ولدمورت
مهاجمين: سوروس اسنيپ ، ايگور كاركاروف ، ماركوس فلينت
جستجوگر: آرامينتا ملي فلوا
ذخيره ها:
اينيگو اينيماگو ، توبياس اسنيپ ، جاگسن اون
و اعضای تیم کوییدیچ گریفندور نیز به این شرجح هستند دروازبان:
سارا اوانز
مدافع :
استرجس پادمور - مرلين كبير
مهاجم:
جسيكا پاتر - اندروميدا - هدويگ
جستجوگر:
مريدانوس
ذخيره:
رومسا - لوييس لاوگو
خوب میپردازیم به بازی...
خارج از گزارش های گزارشگر ، اعضای دو تیم در ابتدا با هم دست داده و سپس سوار جارو های خود شدند
توبیاس از جا کنده شد و به بالا رفت، نسیم صبح گاهی به صورتش بر خورد،چه لذتی داشت این کوییدیچ...
همگی بلند شده و آماده بودند تا صدای سوت داور را بشنوند ...
سوووووووووووووووووووووووووت
توپ ها رها شدند و زمین در هلهله و صدای تشویق هواداران صدایی کرکننده داشت،هر کوییدیچ بازی در پست خودش مشغول بود.
توبیاس که آماده بود متوجه شد که ایگور صدایش میکند....
_ هی توبیاس بگیر توپ رو...
و توپ را به توبیاس پاس داد، مرلین کبیر در حالی که ریشش در هوا معلق بود سعی کرد جلوی پاس کاری را بگیرد ولی متاسفانه ریشش به پایش گیر کرد و افتاد
ملت:
توبیاس به جلو حرکت کرد،یک عملیات و بعد از سد سارا اوانز گذشت و
_ گلللللللللللللللللللللل !!
10 به 0 به نفع تیم اسلایترین
ملت اسلایترینی شروع به تشویق و کف زدن می کنند.
گزارشگر همچنان با آب و تاب مسابقه را گزارش میکرد: و هم اکنون تیم اسلایترین 10 به هیچ از تیم پر قدرت گریفندور جلو افتاده است.
ولی این کیست که همچون باد به جلو میشتابه؟ بله او هدویگ تیز پاست که با پر هاش محکم توپ رو چسبیده، یک چرخش، حالا از سامانتا رد میشه و گلللللل
10 ،10 مساوی.
آرامینتا: بی عرضه ها ، شروع به حمله کنین دیگه ، اه منم الان میرم دونبال اسنچ...
____________________________________________________________
نیم ساعت بعد...
بارون شروع شده و آب از لباس کویدیچ باز ها میچکد.
لرد ولدمورت در حالی که متفکرانه به آسمان مینگریس گفت: به خشکی شانس ، اخ تف ،
، این بارون واسه موهای من ضرر داره!
ملت: ؟
آرامینتا: خوب بچه ها ، خودتونو لخت کنین ،میخوام آب لباس ها رو بکشم!
ملت:
ناگهان ایگورصدای مارکوس را شنید که می گفت: هی پسر بیا بریم یک گل دیگه بهشون بزنیم!
ایگور:
و با هم شروع کردند حمله به سوی دروازه گریفی ها!
گزارشگر: بله،ایگور خیلی خوب جلو میره، کمی عملیات انتحاری و حالا از یک کوافل که از جلوش رد میشه جاخالی میده،از سد استرجس میگذره و گللللللللللللللللللللل
130 به 120 به نفع وااااااااااااای ببینین بچها ، یک چز طلایی تو دست آرامینتا ستش! اون اسنچه
ملت اسلی در حالی که هی باد سبز رنگ (
) از خودشان خارج میکردند جیغ و فریادی از خشحالی سر میدادند
هم اکنون در دست آرامینتا چیز بیار خیر کننده و جالبیبود که توسط آرامینتا در دور زمین کوییدیچ میچرخید و همه تماشاگران میتوانستند این شی عجیب ولی زیبا را ببینند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

مرلين كبير است!)

.
... داشتم میگفتم...
.

!
!
!
