جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
Hogwarts مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

آخرین گروه‌بندی‌ها

كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: جمعه 22 دی 1385 17:42
نمایش جزئیات
آفلاین
1_مرلین که حتی در اوون زمانم بسیار پیر بود دامن ردای صورتیشو گرفته بود دستش و به سمت پایین کوچه میدوید مرلین بسیار به سلامتی خودش بی توجه بوده و هنوز یک مترونیم نرفته بود که میشینه رو زمین و میگه:منو بکشن از این جا جم نمیخورم آخ قلبم آخ پام یک مترونیم دویدم بازم به آخر کوچه نرسیدم

مرلین که بخاطر دردهایی که ناشی از ورزش نکردن و خوردنو خوابیدن بود و همچنین پیری مرلین حواسه اونو کاملا پرت میکنه
و باعث میشه تو جیبش دنبال آفتابه بگرده .(من از کجا بدونم چرا دنبال آفتابه میگشت منم اگه هفتا گرگینه دنبالم بودن قاطی میکردم به جای این که دنبال چوب جادوم باشم دنبال آفتابه میگشتم)
مرلین گشت ولی نیافت و در همین موقع بود مخش به کار افتاد و یادش اومد که هفتا گرگینه دنبالشن
یه نگاه به دور اطرافش کرد مردم تو خونه هاشون بودن در خونه هاشونم قفل کرده بودن مرلین که نزدیک بود گریش بگیره چوبشو کشید بیرون . هفت گرگینه به هفت قدمی مرلین رسیده بودن مرلین هفت بار با بغض تکرار کرد بمیرین
هر هفت گرگینه درجا مردن و مرلین باز هم نگاهی به چپو راست انداخت وقتی دید کسی نیست زد به چاک.
من دیشب رفتم پیش مرلین تا از درستی این روایت با خبر شم مرلین به شدت این موضوع رو انکار کردو گفت که
اولا اصلا ردای صورتی نداره
دوما ازهفت سال پیش از به دنیا اومدنش درون عالم ذر روزی یک ساعتو نیم ورزش میکرده و الانم به این کار ادامه میده
سوما ایشون گفت که مثل یه جوون چهلو هشت ساله سالمه
و اضافه کرد که هیچوقت وقتی با خطرات مواجه شده گریه نکرده
و این که هیچ طلسم سیاهی اختراع نکرده
در نتیجه پروفسور مودی چون ایشون همه ی حرفهای منو انکار کردن من مطمئن شدم که دقیقا اولین طلسم سیاه همینطوری اختراع شده
2-چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروههای استفاده کننده از طلسمهای شوم
همین دیشب که داشتم از خونه مرلین برمیگشتم هوا بسیار تاریک و سرد بود باید عرض کنم که مرلین جان هم چاقو و پنجه بکسم و همینطور ناخن گیرم رو از من قرض گرفتن و گفتن که یه خرده حساب کوچیک با یه کسی دارن و قرار شد دوروز بعد بهم پس بده که البته چشمه من آب نمیخوره به زودیا برشون گردونه
حالا بگذریم دیشب داشتم حد فاصل بین خونه مرلین و خونمو طی میکردم کاملا احساس خلا و تهی بودن داشتمو هنوز هیچی نشده دلم برای چاقوم که هدیه عمو تروس عموی مورد علاقه ی بچگیم خدا بیامرزش که البته بعید میدونم بیامرزه تنگ شده بود
یاد عمو عزیزم که بچگی وقتی چهار سالم بود بهم چاقو پرت کردن یاد داد افتادم جادوگر بزگی بود یه طلسمایی بهم یاد داد که هیچکس بلد نبود
داشتم تو خاطراتم دور میزدم که یادم افتاد چطوری عمومو وقتی شش سالو نیمم بود جلوی چشمام کشتن و منم با پرتاپ چاقو یکی از قاتلاشو کور کردم نامردا ده دوازده نفر بودن از پسشون بر نیومدم عمومو کشتن
خلاصه یاد این موضوع افتادم خونم جوش اومد دیدم دو هفتست هیچ کس بهانه دستم نداده بزنمش
تو این فکر بودم.... که صداهای عجیبی شنیدم که البته عجیبم نبود صدای یه نفر بود کراسیو
فکم اومد پایین خورد روی زمین با یک حرکت سریع پریدم پشت یه بوته .رفتم جلوتر دیدم هفتا مرگخوار دارن یه بنده خدایی که خیلی شبیه یکی از آشنایان قدیمی بودو شکنجه میکنن
دوباره یکی از مرگخورا گفت:کراسیو
من که آدم بی شعوری نیستم برم واسه خودم دردسر درست کنم فردا به کلاس شما نرسم
در نتیجه خیلی بی سرو صدا اومدم برم دیدم نمیشه اوون یارو خفن شبیه یکی از دوستام بود
خون گریفیندوری اجازه نمیداد درگیر نشم چوبمو کشیدم بیرون و یه طلسم بیهوش کننده دسته جمعی اجرا کردم
همشون افتادن رو زمین رفتم سراغ اوون یارو که داشتن شکنجش میکردن دیدم اوونی که فکر میکردم نیست
حالم خراب شد قاطی کردم الکی وقت تلف کرده بودم ساعت سه صبح بود کی مقاله ی دوم شمارو مینوشتم اومدم یه لگد به یارو بزننم دیدم خیلی شبیه دوستمه دلم نیومد رفتم یه لگد زدم به یکی از مرگخوارا
یه دقیقه فکر کردم یاد عمو تروس افتادم که بهم گفته بود از هرچی سرراهت بود استفاده کن به درست ادامه بده
یاده مامان بابام افتادم که از عمو تروس خوششون نمیومد باز قاطی کردم زد به سرم مرگخوارارو بستم و چوباشونم گرفتم
بعد یه تاکسی خبر کردم و همونطور بیهوش سوارشون کردم
پروفسور مودی: پاتریشیا این مقاله چه ربطی داشت اون تاکسیو کجا فرستادی؟
پاتریشیا :پروفسور ربط داره .مرگخورارو بیارین تو
هفتا مرگخور ردیف جلوی کلاس واستادن
بچه ها جیغ کشیدن رفتن ردیف آخر کلاس
پاتریشیا: چه خبره دستاشونو بستم پروفسور حالا سوالاتونو در مورد رشته های سیاه ازشون بپرسین
پروفسور مودی:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پاتریشیا وینتربورن در 1385/10/22 17:57:18
پ.و
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: جمعه 22 دی 1385 14:56
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چگونگي بوجود آوردن اولين طلسم سياه توسط مرلين (15+ )


طبق گفته ها مرلین توسط خواهر فرمانروای آب که یک جادوگر سیاه بود ( حالا اسمش یادم نیست ) تحد آموزش جادوگری قرار گرفت اما از آنجایی که مرلین دارای قدرت ماورالطبیعه بود توانست نیروهای اهریمنی رو جذب خود کند و هر روز بر قدرتش افزون گردد تا جایی که یک روز جادوگری که او را آموزش داده بود از وی خواست تا یک ماگل رو کله پا کند اما مرلین این کار رو قبول نکرد و جایی که جادوگر از او نا امید شد و جنگ سختی بین هر دو اتفاق افتاد
گرمپ... ترق تروق...بومب
با بو با بو....ویژ

باز طبق افسانه ها وقتی مرلین میخواست یک طلسم که الان کم اهمیت است رو اجرا کنه تا خوده جادوگر کله پا بشه و اما به جای خواندن درست طلسم اشتباهی عمل کرد و طلسم رو غلط اجرا کرد و با اجرا شدن اشتباهی طلسم موهای جادوگر ماننده رشته ها یی درآمدند و دور گلوی او پیچیدند و جادوگر رو خفه کردن

و چنین شد که اولین طلسم سیاه توسط مرلین ایجاد شد.



2.چگونگي ايجاد رشته هاي سياه بين گروههاي استفاده کننده از طلسمهاي سياه (15+)

اولین رشته های سیاه برای ارتباط بین هم توسط اوریک عجیب غریب ایجاد شد اما از اونجایی که این طلسم قدرت کافی نداشت فقط تا چند صد متری جواب گو بود اما در جاهای دور جوابگو نبود. اما بعد از اوریک هرپوی کثیف دست به کار شد و طلسی پر قدرت تر از طلسم اوریک ایجاد کرد و بر روی مار خود یا همون بازیلیسک اجرار کرد طوری که با مار با فراخوان اربابش متوجه میشد اما به دلیل اینکه این جادوگر سیاه فکر غیب شدن اون مار به این بزرگی رو نکرده بود به همین خاطر این طلسم نیز با شکست روبه رو شد .

اما باز همین فکر به ذهن لرد ولدمورت خطور کرد و او چند سال بر روی ایجاد طلسمی که بتواند مرگخوارانش را در هر جایی که باشند خبر کند کار کرد و آخر هم توانست طلسمی رو ایجاد کند که با اجرای آن همه مرگخوارانش متوجه میشدند و خودشونو ناپدید میکردند و پیش اربابشون ظاهر میکردند با علامتی که روی ساعد خود داشتند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

اوتو بگمن را من ساختم ...
كليك بنما
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: جمعه 22 دی 1385 14:36
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چگونگي بوجود آوردن اولين طلسم سياه توسط مرلين (15+ )

طبق گفته ها مرلین توسط خواهر فرمانروای آب که یک جادوگر سیاه بود ( حالا اسمش یادم نیست ) تحد آموزش جادوگری قرار گرفت اما از آنجایی که مرلین دارای قدرت ماورالطبیعه بود توانست نیروهای اهریمنی رو جذب خود کند و هر روز بر قدرتش افزون گردد تا جایی که یک روز جادوگری که او را آموزش داده بود از وی خواست تا یک ماگل رو کله پا کند اما مرلین این کار رو قبول نکرد و جایی که جادوگر از او نا امید شد و جنگ سختی بین هر دو اتفاق افتاد

گرمپ... ترق تروق...بومب
با بو با بو....ویژ

باز طبق افسانه ها وقتی مرلین میخواست یک طلسم که الان کم اهمیت است رو اجرا کنه تا خوده جادوگر کله پا بشه اما به جای خواندن درست طلسم اشتباهی عمل کرد و طلسم رو غلط اجرا کرد و با اجرا شدن اشتباهی طلسم موهای جادوگر ماننده رشته ها یی درآمدند و دور گلوی او پیچیدند و جادوگر رو خفه کردن

و چنین شد که اولین طلسم سیاه توسط مرلین ایجاد شد.


2.چگونگي ايجاد رشتههاي سياه بين گروههاي استفاده کننده از طلسمهاي سياه (15+ )


اولین رشته های سیاه توسط اوریک عجیب و غریب اختراع شد اما از آنجایی که اون طلسم قدرت کافی رو نداشت فقط تا چند صد متری پاسخ بود و جاهایی دور جوابگو نبود اما بعد از او هرپوی کثیف برای اینکه همشه بازیلیسک خود رو در اختیار داشته باشه طلسمی با قدرت از طلسم اوریک درست کرد . او خراشی را در بدن مارش ایجاد کرد تا با اجرا کردن طلسم آن خراش باز میشد و مقداری از خون سبز حیوان خارج میشد با این حرکت بازیلیسک متوجه میشد و به طرف اربابش میرفت اما ازاونجایی که مار نمیتوانست ناپدید بشه نمیتوانست به موقع به خدمت اربابش برسد و تا اون موقع هم کار از کار گذشته بود.
اما باز فکرایجادشبیح این طلسم به ذهن لرد ولدمورت خطور کرد و او پس از چند سال توانست طلسمی را ایجاد کند که با اجرا کردنش مرگخوارانش در هر جایی که باشند متوجه میشدند و به خدمت او میرسیدند. علامت هم جمجمه ای بود که ازدهانش ماری خارج میشد و وقتی لرد چوب خود رو روی سائد دست یکی از یارانش میگذاشت همه علامتهای پرنگتر میشدند .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

اوتو بگمن را من ساختم ...
كليك بنما
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: جمعه 22 دی 1385 12:55
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )

مرلين جادوگر سپيد دنياي ما يك بار در زندگيش لغزيد و مرتكب عملي شد كه تمام زندگيش با آن مبارزه كرد.
مرلين پايه ي جادوي سياه رو بنا نهاد.

زمستان يكي از اولين سال هاي دنياي جادويي بود. مرلين نامه اي مرموز دريافت كرده بود و در آن صبح، با عجله داشت به محلي كه در نامه ذكر شده بود مي رفت.
خانه اي يك طبقه بود كه به نظر مي رسيد هر لحظه امكان فرو ريختنش وجود دارد.
درون يكي از اتاق ها مردي بلند قد كنار شومينه ايستاده بود. مرلين با تعجب به مرد خيره شد. او يك مشنگ بود!
از گفتگو هاي آنها خبري در دست نيست اما اتفاقي كه افتاد دنيا را تكاند!
مشنگ در مورد جادوگر ها اطلاعاتي داشت كه مي خواست فاش كنه. مرلين جهان خودش را در آستانه ي نابودي مي ديد. پس تنها كاري را كه به ذهنش مي رسيد انجام داد. چوبش را به طرف مشنگ گرفت. خواست حافظه اش را اصلاح كند...اما نفرتي كه در وجودش بود طلسم را دگرگون كرد.
نور سبز رنگي كه از چوب دستي بيرون آمد و به مرد خورد نخستين و مخوف ترين جادو هاي سياه بود!




2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15+ )

تا به حال افراد زيادي در مورد نشان سياه بر روي دست مرگخوارا تحقيق كردن! به نظر بيشتر افراد اين نشان چيزي بيشتر از يك علامت داغ شده است.
آنها معتقند اين نوعي رشته ي سياه است كه مرگخوار ها را به هم پيوند مي دهد.
جادويي شوم كه تنها در بين سياه ترين افراد قابل اجراست!َ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: جمعه 22 دی 1385 12:54
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )

در حکایت ها نقل شده که مرلین کبیر وقتی جوان بوده و فقط 630 سال سن داشته برای اولین بار یک جادوی سیاه رو اجرا یا بهتر بگم ایجاد کرد این جادوی سیاه که در حال حاظر اصلا شناسایی و ثبت نشده را مرلین در نبرد با یک سایه مرگ بار به نام شارزاس ایبالیوس اجرا کرد شارزاس که خط فرزند جهنم بود با استفاده از سایه های مرگ بار خود سعی در کشتن مرلین داشت مرلین هم جوان( حکم هرکولس مثلا) در منطقه ای در شرق سمرقند در دره ای به نام خوفنال مرلین با شارزاس درگیر شد سایه های مرگ بار شارزاس در حال دنبال مرلین بودن که مرلین با استفاده از دستان خود نفرین اکسپکتو پاترونیوم را اجرا کرد که و به طرف سایه رفت ولی نفرین تاثیری بر روی سایه نداشت اما نفرین صد ها متر دور تر به شی براق ( مثلا کمی نقره یا چیزی که در سخره های اطراف بوده) برخورد کرد و منعکس شده ولی این بار در بر گشت نفرین تغییر پیدا کرد و به رنگ سیاه و به شکل گردبادی تاریک سایه ها را با خود به آسمان برد...


2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15+ ) بیا بریم دشت کودوم دشت...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جادوگران
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: جمعه 22 دی 1385 11:08
نمایش جزئیات
آفلاین
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )

این مقاله اشتباه طلسم های سیاه چند هزار سال قبل از مرلین وجود داشته ولی مرلین اولین کسی بود که این طلسم های مقدس رو جلوی مشنگ ها استفاده کرد باعث شد این افراد چشم ناپاک طلسم های پیشرفته ی ما رو ببنند و به اون ها اسم سیاه بدن و این مرلین با استفاده از قدرت فک زنی بالای خودش مخ این مشنگ ها رو به شدت میزد که فکر کنن خودش خیلی خفنه و مخوفه و ... در حالی که اینطور نبوده

اون فقط با طلسم کردن چند تا تاریخ نویس اسم خودش رو وارد تاریخ کرده و کار های دیران رو به خودش نصبت داده ( یه جوی های دزدیده)

2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15+ )

برای این بحث باید وارد فیزیک بدن انسان شد
باید دید کدوم قسمت ها برای ورد رشته های سیاه مناسب هست و کدوم قسمت ها مناسب نیست بعد باید دید شما میخوای به طرف آیسب بزنید یعنی رشته ها رو وارد قسمت غیر منناسب کنید یا میخوای بدون آسب زدن تاثیر مورد نظر و بگذارین

البته باید توجه داشت هر جادوی سیاه رشته ی ها مخصوص خودش رو داره و کسی که به خوبی این ها رو نشناسه نمیتونه ازش استفاده کنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 18:41
نمایش جزئیات
آفلاین
چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین ؟



خب در مورد این سوال شایعات زیادی وجود داره اما چیزی که تقریبا تمام جامع جادوگری با این موافق هستند بر می گرده به آخرین سال های زندگی مرلین :
وقتی که مرلین به ریچارد کمک کرد تا شمشیر اکس کالیبور رو از درون سنگ بیرون بکشد و به فرمانروایی برسد روزی ریچارد شوالیه های میزگرد را جمع کرد و گفت که قصد دارد به دنبال اکسیر زندگی رود . بنابراین شوالیه های او با هم به رقابت پرداختند تا برترین آنها در نبود ریچارد به جای او بر تخت بنشیند . در این میان مرلین که می دانست هیچ کدام از آنها لیاقت فرمانروایی بر جای ریچارد را ندارند به دریاچه آب های نقره ایی رفت و ملکه آن را صدا زد.
ملکه به او قایقی داد و گفت این قایق تو را به کسی که لیاقت فرمانروایی دارد راهنمایی می کند . مرلین سوار بر قایق دو شب و دو روز را طی کرد و سرانجام او به کودکی رسید. مرلین از او پرسید که پدرت کجاست و کودک او را نزد پدر ماهیگیرش برد. مرلین در چشم ها ی مرد خیره شد و دریافت این مرد ماهیگیر همان کسی ست که باید برجای او بر تخت نشیند و او را همراه خود به دربار ریچارد برد و خواست تا در نبود او مرد ماهیگیر بر جایش بر تخت بنشیند.
زمان گذشت و ریچارد برای سال ها به دنبال اکسیر رفت . سرانجام روزی برگشت اما متوجه شد که در نبود اوهمسرش با مرد ماهیگیر ازدواج کرده است . دستور داد همسرش را در آتش بیندازند و مرلین متوجه شد که بزرگ ترین خطای زندگیش را مرتکب شده است.
مرلین خشمناک بر سر دریاچه رفت و به ملکه آب ها گفت که تو به من دروغ گفتی!
ملکه آب ها در پاسخ به او گفت : من هرگز به تو دروغ نگفتم ...جانشین ریچارد آن کودک بود نه پدرش و تو به دلیل آن که نیمی انسان و نیمی جادوگر هستی دچار خطا شدی و این خطا همیشه با تو خواهد بود.
مرلین غمگین و ناراحت سرای ریچارد را ترک کرد و به نزد جادوگر غرب "ادریس" رفت . مرلین از او خواست که او را کاملا به جادوگر تبدیل کند . ادریس جادوگری پرفریب و مکار بود . در پاسخ به مرلین گفت این یک شرط بزرگ دارد و آن این است که قسمتی از روحت را به من قرض دهی !
ابتدا مرلین نمی خواست دست به چینن کاری بزند اما سرانجام به دلیل عذاب وجدان ناشی از ریچارد تن به این کار داد اما باز هم اتفاق دیگری افتاد و آن این بود که ادریس متوجه شد که نمی تواند روح مرلین را به چند قسمت کند و قسمتی از آن را از آن خود کند زیرا در یافت که روح مرلین توسط سایمون خدای تاریکی محافظت می گردد .
مرلین زمانی با به یاد آورد که روزی به سایمون کمکی بزرگ کرد و او با محافظت روح او تشکر کرد. مرلین به نزد سایمون رفت اما زمان گذشته بود و سایمون تبدیل به قدرتی پر از سیاهی گشته بود . او گفت که آن طلسم را از روی روح مرلین بر نمی دارد . بنابراین مرلین به جنگ با او رفت!
اما این یک جنگ تن به تن نبود بلکه مرلین به تمام جامعه گفت که دیگر هیچ کس حق ندارد به نزد سایمون برود و همگان باید از او روی برگردانند. سال ها گذشت و دیگر هیچ کس سایمون را به یاد نمی آورد و در حقیقت او نابود شده بود . مرلین در اواخر پیری متوجه شد که چگونه سایمون را نابود کرده است . فراموشی اولین طلسم سیاهی بود که توسط مرلین به وجود آورد ...
اگر باور ندارید یک بار امتحان کنید ...برای سال ها و سال ها کسی را ترک کنید و او را تنها بگذارید روح او می میرد و چیزی که از او باقی می ماند زندگی نامیده نمی شود!

چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم :

خب این کاملا واضحه پروفسور ...اگر یه نگاه به پروفایل من بندازید متوجه می شید که ما چطوری ما بین گروهمون از رشته های سیاهی استفاده می کنیم ...علامت داغ یا همان نشان سیاهی و همان مار خالکوبی شده بر ساعد دستمان ما را به یکدیگر پیوند می دهد و هنگامی که آن برجسته شود و بسوزد معلوم می شود که ارباب لرد ولدمورت کبیر ما را خواسته است . البته در مورد من یک نموره تفاوت می زنه من برم نرم فرق نداره!
برادرم از این روش به این دلیل استفاده نمود که بی دردسر و بی سر و صدا همه رو یک جا جمع می کنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از دفتر خاطراتم :

از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 11:15
نمایش جزئیات
آفلاین
چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین ؟
يه روز مرلين ديد آفتابه اش نيست.
خيلي پريشان و عصبي پيش همسرش رفت و از وي در مورد آفتابه پرسيد. همسرش كه تازه با او ازدواج كرده بود - و همسر هزارم مرلين بود - و از علاقه او به آفتابه اش خبر نداشت به او گفت: " بله عزيزم.من انداختمش دور. زيرش سوراخ بود ازش آب ميرفت.تازشم اون خيلي قديمي بود كلاس خونه رو مياورد پايين!!!"
مرلين نيز بي اندازه خشمگين شد و 3 روز خود را در اتاقش زنداني كرد. بعد از سه روز بيرون آمد و وردي را بر زبان جاري كرد و همسر خود را به وزغ زگيل داري تبديل كه پا نداشت و نمي توانست راه برود.
اين ورد به اين خاطر سياه است كه كاري نازيبا با يك انسان انجام مي دهد.

چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم :
اول بار ولدي جان از آن استفاده كرد زيرا 1. نمي خواست مرگخوارا از كارو زندگي بيفتند. 2.هر وقت با آنها كار داشت سريع خود را ظاهر كنند.
پس از آن گروه هاي شيطاني كه به تقليد از ولدي به وجود آمده بودند نيز از اين روش استفاده كردند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عاقلان دانند...
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 08:47
نمایش جزئیات
آفلاین
1- چگونگی به وجود امدن اولین طلسم سیاه توسط مرلین؟

بر طبق شایعات مرلین روزی از دست همسرش و کسانی که او را در دهکده هاگزمید به خاطر ریش بلندش مسخره می کردند به شدت عصبانی می شود و برای چند ماه به کوهی پناه می برد و دراین مدت طلسمهای زیادی را درست و امتحان می کند و بعد به خانه برمی گردد و در انجا و در دهکده چند اعلامیه میزند.
متن اعلامیه:
هر کس ریش مرا مسخره کند جانش پای خودش هست.

پس از چند روز که مرلین دید همسرش و مردم به این اعلامیه توجه نکرده و باز او را مسخره می کنند یک بار دیگر به انها هشدار داد و دوباره بعد از چند روز به انها هشدارداد و وقتی دید انها باز هم همان رفتاررا با او دارند ناچار شد همسرش و تمام مردم دهکده را با طلسم سیاهی که درست کرده بود بکشد.

پرفسور من وقت نداشتم بقیه رو بنویسم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگر به یک انسان فرصت پیشرفت ندهید لیاقت چندان تاثیری در پیشرفت او نخواهد داشت. ناپلئون
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: چهارشنبه 20 دی 1385 16:31
نمایش جزئیات
آفلاین
چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین ؟

یه روز مرلین همین جوری الکی داشت توی خیابون راه می رفت که یه دفعه دید چند تا آدم سیاه دارن از جلو می آن!( اینجا سیاه ایهام داره: هم معنی سیاه پوش می ده و هم معنی سیاه پوست! حالا دو تاش رو می تونید در نظر بگیرید. البته زیاد وارد این بحث نشید چون به نفعتونه!)
بعد یه چیزی شروع می کنه توی جونش به حرکت و این ور اون ور رفتن! بعد فهمید که اون مارمولک جونش بوده و تصمیم می گیره که بره جلو و یه ذره شیطونی کنه! سرش رو میندازه پایین و مستقیم می ره طرف یکیشون! یه تنه می زنه به طرف و داد می زنه:
_هوی ...جلوتو نگاه کن! کوری....مگه منو نمی بینی! چشاتو وا کن!
یارو بر می گرده و یه نگاه خفن وحشتناک به مرلین میندازه!
مرلین:
بعد چون مرده سیاهه دو برابر مرلین بوده یقشو می گیره و از زمین بلندش می کنه و می برتش به یه کوچه خلوت! بعد هم با همراهاش تصمیم می گیرن که مرلین رو یه دل سیر بزنن!
در همون زمان مرلین یاد چوب دستیش می افته! و چون خیلی ترسیده بوده چوب دستیشو به طرف اونا می گیره و یه چرت و پرتایی می پرونه و باعث ایجاد یه نور به رنگ لجنی می شه! اون نوره همه اونها رو ظرف دو ثانیه از بین می بره و مرلین هم خوشحال میشه و میره خونشون!
مرلین تصمیم می گیره که اسم اون چرت و پرتا رو بزاره ورد و یه مجموعه ایی واسشون درست کنه به اسم جادوی سیاه! چون به نظرش اون وردا فقط مخصوصه سیاه ها بوده و اونها رو از بین می برده!

چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم :

مرگ خوارا دارای یه رشته های سیاهی هستن که به قول برودریک بود هر جلبکی می دونه اونها چی هستن! بعد از اینکه ولدی قبول می کنه که یکی به اونها بپیونده برای اینکه همیشه اونها رو زیر نظر داشته باشه (این اعتماد زیاد ولدی به مرگ خواراشو می رسونه! بیچاره....!) یه رشته های سیاهی رو بوجود می آره که در همه جا بهشون حکومت کنه!( و از نظر محفلی ها یه دفعه عقده حکومت پیدا نکنه!) این رشته ها بوسیله طلسم مخصوصی در آرامش بروی دستان اونها زده می شه که فقط کار خود چوب دستی ولدیه! این رشته هه که یه سری شبیه ولدی داره که از توی دهنش مار زده بیرون اسمش داغه روی دسته که به نظر من واقعا اسم مزخرفیه! صد رحمت به گالیون های تقلبی خودمون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!