پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

154
نفر همین الان آنلاین‌اند 47 نفر در «انجمن»
1 عضو 153 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
آخرین ورود
چهارشنبه 13 خرداد 1405 03:28
عضویت
1384/05/22
پست‌ها
809
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )

در حکایت ها نقل شده که مرلین کبیر وقتی جوان بوده و فقط 630 سال سن داشته برای اولین بار یک جادوی سیاه رو اجرا یا بهتر بگم ایجاد کرد این جادوی سیاه که در حال حاظر اصلا شناسایی و ثبت نشده را مرلین در نبرد با یک سایه مرگ بار به نام شارزاس ایبالیوس اجرا کرد شارزاس که خط فرزند جهنم بود با استفاده از سایه های مرگ بار خود سعی در کشتن مرلین داشت مرلین هم جوان( حکم هرکولس مثلا) در منطقه ای در شرق سمرقند در دره ای به نام خوفنال مرلین با شارزاس درگیر شد سایه های مرگ بار شارزاس در حال دنبال مرلین بودن که مرلین با استفاده از دستان خود نفرین اکسپکتو پاترونیوم را اجرا کرد که و به طرف سایه رفت ولی نفرین تاثیری بر روی سایه نداشت اما نفرین صد ها متر دور تر به شی براق ( مثلا کمی نقره یا چیزی که در سخره های اطراف بوده) برخورد کرد و منعکس شده ولی این بار در بر گشت نفرین تغییر پیدا کرد و به رنگ سیاه و به شکل گردبادی تاریک سایه ها را با خود به آسمان برد...


2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15+ ) بیا بریم دشت کودوم دشت...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جادوگران
آخرین ورود
سه‌شنبه 24 بهمن 1385 08:56
عضویت
1385/08/27
پست‌ها
82
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )

این مقاله اشتباه طلسم های سیاه چند هزار سال قبل از مرلین وجود داشته ولی مرلین اولین کسی بود که این طلسم های مقدس رو جلوی مشنگ ها استفاده کرد باعث شد این افراد چشم ناپاک طلسم های پیشرفته ی ما رو ببنند و به اون ها اسم سیاه بدن و این مرلین با استفاده از قدرت فک زنی بالای خودش مخ این مشنگ ها رو به شدت میزد که فکر کنن خودش خیلی خفنه و مخوفه و ... در حالی که اینطور نبوده

اون فقط با طلسم کردن چند تا تاریخ نویس اسم خودش رو وارد تاریخ کرده و کار های دیران رو به خودش نصبت داده ( یه جوی های دزدیده)

2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15+ )

برای این بحث باید وارد فیزیک بدن انسان شد
باید دید کدوم قسمت ها برای ورد رشته های سیاه مناسب هست و کدوم قسمت ها مناسب نیست بعد باید دید شما میخوای به طرف آیسب بزنید یعنی رشته ها رو وارد قسمت غیر منناسب کنید یا میخوای بدون آسب زدن تاثیر مورد نظر و بگذارین

البته باید توجه داشت هر جادوی سیاه رشته ی ها مخصوص خودش رو داره و کسی که به خوبی این ها رو نشناسه نمیتونه ازش استفاده کنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
یکشنبه 27 تیر 1400 06:08
عضویت
1385/01/03
پست‌ها
248
چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین ؟



خب در مورد این سوال شایعات زیادی وجود داره اما چیزی که تقریبا تمام جامع جادوگری با این موافق هستند بر می گرده به آخرین سال های زندگی مرلین :
وقتی که مرلین به ریچارد کمک کرد تا شمشیر اکس کالیبور رو از درون سنگ بیرون بکشد و به فرمانروایی برسد روزی ریچارد شوالیه های میزگرد را جمع کرد و گفت که قصد دارد به دنبال اکسیر زندگی رود . بنابراین شوالیه های او با هم به رقابت پرداختند تا برترین آنها در نبود ریچارد به جای او بر تخت بنشیند . در این میان مرلین که می دانست هیچ کدام از آنها لیاقت فرمانروایی بر جای ریچارد را ندارند به دریاچه آب های نقره ایی رفت و ملکه آن را صدا زد.
ملکه به او قایقی داد و گفت این قایق تو را به کسی که لیاقت فرمانروایی دارد راهنمایی می کند . مرلین سوار بر قایق دو شب و دو روز را طی کرد و سرانجام او به کودکی رسید. مرلین از او پرسید که پدرت کجاست و کودک او را نزد پدر ماهیگیرش برد. مرلین در چشم ها ی مرد خیره شد و دریافت این مرد ماهیگیر همان کسی ست که باید برجای او بر تخت نشیند و او را همراه خود به دربار ریچارد برد و خواست تا در نبود او مرد ماهیگیر بر جایش بر تخت بنشیند.
زمان گذشت و ریچارد برای سال ها به دنبال اکسیر رفت . سرانجام روزی برگشت اما متوجه شد که در نبود اوهمسرش با مرد ماهیگیر ازدواج کرده است . دستور داد همسرش را در آتش بیندازند و مرلین متوجه شد که بزرگ ترین خطای زندگیش را مرتکب شده است.
مرلین خشمناک بر سر دریاچه رفت و به ملکه آب ها گفت که تو به من دروغ گفتی!
ملکه آب ها در پاسخ به او گفت : من هرگز به تو دروغ نگفتم ...جانشین ریچارد آن کودک بود نه پدرش و تو به دلیل آن که نیمی انسان و نیمی جادوگر هستی دچار خطا شدی و این خطا همیشه با تو خواهد بود.
مرلین غمگین و ناراحت سرای ریچارد را ترک کرد و به نزد جادوگر غرب "ادریس" رفت . مرلین از او خواست که او را کاملا به جادوگر تبدیل کند . ادریس جادوگری پرفریب و مکار بود . در پاسخ به مرلین گفت این یک شرط بزرگ دارد و آن این است که قسمتی از روحت را به من قرض دهی !
ابتدا مرلین نمی خواست دست به چینن کاری بزند اما سرانجام به دلیل عذاب وجدان ناشی از ریچارد تن به این کار داد اما باز هم اتفاق دیگری افتاد و آن این بود که ادریس متوجه شد که نمی تواند روح مرلین را به چند قسمت کند و قسمتی از آن را از آن خود کند زیرا در یافت که روح مرلین توسط سایمون خدای تاریکی محافظت می گردد .
مرلین زمانی با به یاد آورد که روزی به سایمون کمکی بزرگ کرد و او با محافظت روح او تشکر کرد. مرلین به نزد سایمون رفت اما زمان گذشته بود و سایمون تبدیل به قدرتی پر از سیاهی گشته بود . او گفت که آن طلسم را از روی روح مرلین بر نمی دارد . بنابراین مرلین به جنگ با او رفت!
اما این یک جنگ تن به تن نبود بلکه مرلین به تمام جامعه گفت که دیگر هیچ کس حق ندارد به نزد سایمون برود و همگان باید از او روی برگردانند. سال ها گذشت و دیگر هیچ کس سایمون را به یاد نمی آورد و در حقیقت او نابود شده بود . مرلین در اواخر پیری متوجه شد که چگونه سایمون را نابود کرده است . فراموشی اولین طلسم سیاهی بود که توسط مرلین به وجود آورد ...
اگر باور ندارید یک بار امتحان کنید ...برای سال ها و سال ها کسی را ترک کنید و او را تنها بگذارید روح او می میرد و چیزی که از او باقی می ماند زندگی نامیده نمی شود!

چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم :

خب این کاملا واضحه پروفسور ...اگر یه نگاه به پروفایل من بندازید متوجه می شید که ما چطوری ما بین گروهمون از رشته های سیاهی استفاده می کنیم ...علامت داغ یا همان نشان سیاهی و همان مار خالکوبی شده بر ساعد دستمان ما را به یکدیگر پیوند می دهد و هنگامی که آن برجسته شود و بسوزد معلوم می شود که ارباب لرد ولدمورت کبیر ما را خواسته است . البته در مورد من یک نموره تفاوت می زنه من برم نرم فرق نداره!
برادرم از این روش به این دلیل استفاده نمود که بی دردسر و بی سر و صدا همه رو یک جا جمع می کنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از دفتر خاطراتم :

از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
آخرین ورود
جمعه 29 بهمن 1395 05:23
عضویت
1384/08/05
پست‌ها
390
چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین ؟
يه روز مرلين ديد آفتابه اش نيست.
خيلي پريشان و عصبي پيش همسرش رفت و از وي در مورد آفتابه پرسيد. همسرش كه تازه با او ازدواج كرده بود - و همسر هزارم مرلين بود - و از علاقه او به آفتابه اش خبر نداشت به او گفت: " بله عزيزم.من انداختمش دور. زيرش سوراخ بود ازش آب ميرفت.تازشم اون خيلي قديمي بود كلاس خونه رو مياورد پايين!!!"
مرلين نيز بي اندازه خشمگين شد و 3 روز خود را در اتاقش زنداني كرد. بعد از سه روز بيرون آمد و وردي را بر زبان جاري كرد و همسر خود را به وزغ زگيل داري تبديل كه پا نداشت و نمي توانست راه برود.
اين ورد به اين خاطر سياه است كه كاري نازيبا با يك انسان انجام مي دهد.

چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم :
اول بار ولدي جان از آن استفاده كرد زيرا 1. نمي خواست مرگخوارا از كارو زندگي بيفتند. 2.هر وقت با آنها كار داشت سريع خود را ظاهر كنند.
پس از آن گروه هاي شيطاني كه به تقليد از ولدي به وجود آمده بودند نيز از اين روش استفاده كردند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عاقلان دانند...
آخرین ورود
یکشنبه 13 آبان 1397 12:36
عضویت
1385/07/11
پست‌ها
683
1- چگونگی به وجود امدن اولین طلسم سیاه توسط مرلین؟

بر طبق شایعات مرلین روزی از دست همسرش و کسانی که او را در دهکده هاگزمید به خاطر ریش بلندش مسخره می کردند به شدت عصبانی می شود و برای چند ماه به کوهی پناه می برد و دراین مدت طلسمهای زیادی را درست و امتحان می کند و بعد به خانه برمی گردد و در انجا و در دهکده چند اعلامیه میزند.
متن اعلامیه:
هر کس ریش مرا مسخره کند جانش پای خودش هست.

پس از چند روز که مرلین دید همسرش و مردم به این اعلامیه توجه نکرده و باز او را مسخره می کنند یک بار دیگر به انها هشدار داد و دوباره بعد از چند روز به انها هشدارداد و وقتی دید انها باز هم همان رفتاررا با او دارند ناچار شد همسرش و تمام مردم دهکده را با طلسم سیاهی که درست کرده بود بکشد.

پرفسور من وقت نداشتم بقیه رو بنویسم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگر به یک انسان فرصت پیشرفت ندهید لیاقت چندان تاثیری در پیشرفت او نخواهد داشت. ناپلئون
تولد نقش
1396/11/23
آخرین ورود
چهارشنبه 21 تیر 1396 04:35
عضویت
1384/10/10
پست‌ها
993
چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین ؟

یه روز مرلین همین جوری الکی داشت توی خیابون راه می رفت که یه دفعه دید چند تا آدم سیاه دارن از جلو می آن!( اینجا سیاه ایهام داره: هم معنی سیاه پوش می ده و هم معنی سیاه پوست! حالا دو تاش رو می تونید در نظر بگیرید. البته زیاد وارد این بحث نشید چون به نفعتونه!)
بعد یه چیزی شروع می کنه توی جونش به حرکت و این ور اون ور رفتن! بعد فهمید که اون مارمولک جونش بوده و تصمیم می گیره که بره جلو و یه ذره شیطونی کنه! سرش رو میندازه پایین و مستقیم می ره طرف یکیشون! یه تنه می زنه به طرف و داد می زنه:
_هوی ...جلوتو نگاه کن! کوری....مگه منو نمی بینی! چشاتو وا کن!
یارو بر می گرده و یه نگاه خفن وحشتناک به مرلین میندازه!
مرلین:
بعد چون مرده سیاهه دو برابر مرلین بوده یقشو می گیره و از زمین بلندش می کنه و می برتش به یه کوچه خلوت! بعد هم با همراهاش تصمیم می گیرن که مرلین رو یه دل سیر بزنن!
در همون زمان مرلین یاد چوب دستیش می افته! و چون خیلی ترسیده بوده چوب دستیشو به طرف اونا می گیره و یه چرت و پرتایی می پرونه و باعث ایجاد یه نور به رنگ لجنی می شه! اون نوره همه اونها رو ظرف دو ثانیه از بین می بره و مرلین هم خوشحال میشه و میره خونشون!
مرلین تصمیم می گیره که اسم اون چرت و پرتا رو بزاره ورد و یه مجموعه ایی واسشون درست کنه به اسم جادوی سیاه! چون به نظرش اون وردا فقط مخصوصه سیاه ها بوده و اونها رو از بین می برده!

چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم :

مرگ خوارا دارای یه رشته های سیاهی هستن که به قول برودریک بود هر جلبکی می دونه اونها چی هستن! بعد از اینکه ولدی قبول می کنه که یکی به اونها بپیونده برای اینکه همیشه اونها رو زیر نظر داشته باشه (این اعتماد زیاد ولدی به مرگ خواراشو می رسونه! بیچاره....!) یه رشته های سیاهی رو بوجود می آره که در همه جا بهشون حکومت کنه!( و از نظر محفلی ها یه دفعه عقده حکومت پیدا نکنه!) این رشته ها بوسیله طلسم مخصوصی در آرامش بروی دستان اونها زده می شه که فقط کار خود چوب دستی ولدیه! این رشته هه که یه سری شبیه ولدی داره که از توی دهنش مار زده بیرون اسمش داغه روی دسته که به نظر من واقعا اسم مزخرفیه! صد رحمت به گالیون های تقلبی خودمون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1383/11/19
آخرین ورود
پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
عضویت
1384/05/18
پست‌ها
3736
سلام

ممنون از تدريس خوبتون پروفسور !

انجام تکاليف

1. چگونگي بوجود آوردن اولين طلسم سياه توسط مرلين

پاسخ : در واقع اين نظر از طرف فلاسفه هاي نمونه سراسر جهان شايعه و کذب محض شناخته شده است ، زيرا آنان معتقدند هيچ گاه مرلين که در واقع خداي جادوگران است در ايجاد طلسم هاي سياه و شوم که اکنون جهانيان از وجود آنان رنج ميبرند نقشي نداشته است ! و اين شايعه اي بيش نيست !
ولي در بسياري از کتابها از اين واقعه يا شايعه به صراحت صحبت شده است :
کتاب شگفتي ها اثر آلبرت دنس مانتريا صفحاتي بالغ بر 389 عدد را به بررسي و جريان ايجاد اولين طلسم سياه اختصاص داده است که در زير به مقدمه آن کتاب تاريخي اشاره ميکنيم :
مرلين بزرگتر جادوگر و خداي جادوگران در اعصار دور هنگامي که قصد در محافظت از تريانتمانو شهر کاملا جادويي و محل سکونت جادوگران داشت سعي در اين ميکرد که بتواند براي شهر جادويي بزرگ به کار گيرد تا از شر جادوگران بدي که در آينده بيني ها به آمدن آنها اشاره شده بود در امان ماند . مرلين روزهاي متعددي را با فعاليت خستگي ناپذير خود پشت سر گذاشت بارها و بار ها سعي در اين داشت که طلسمي سفيد را بروي شهر ايجاد کند تا شهر را درون حباب و حاله خودش حفظ کند ، بارها و بارها فعاليت هاي بي مانندي را در نظر گرفت و عملي کرد ولي هر بار مجبور بود که با مشکل جديد پيش آمده دست و پنجه نرم کند . ولي تلاش او همانا و شکست هاي پشت سر هم همانا . آورده اند که روزي که در برگه هاي دستنويس خود به دنبال طلسمي مناسب ميگشت ناگهان دست روي يکي از افسون ها گذاشت و آن را از بر کرد و بعد از مدتي هنگامي که در بالين يکي از کوه هاي شهر ايستاده بود با چوب جادويي خود آن طلسم را بر فراز شهر فرستاده است .
آورده اند که او با آن جادوي قدرتمند توانست شهر را امن کند ولي با اين کار خود دريچه اي ايجاد کرده بود که رفته رفته جادوگران سياه بسياري مشاهده شده و روز به روز استفاده از جادوي هاي سياه و خطر ناک طبيعي گرديد تا به امروز که شاهد بسياري از طلسمهاي پيچيده هستيم ، بله مرلين با اين اشتباه خود ضربه جبران نا پذيري به عالميان وارد کرد و هيچ وقت نتوانست اين افسون پليد و اهريمني را نابود گرداند !

سالها بعد دوشيزه آرمانتينا لاوندي در کتاب خود ( نظريات جادويي ) نوشتند : با اينکه کتابهاي بسيار و قطوري در باره ايجاد شدن طلسم سياه توسط مرلين بزرگ بحث کرده اند و توانسته اند تا حدودي نظر مردم را تغيير دهند ولي واقعيت چيز ديگري است و در صفحات بعدي کتاب خود افزودند : چوبدستي مرلين توسط يکي از خادمان جادوگران پليد به سرقت رفته بود و سارقان در اين مدت اندک تعدادي طلسم سياه و اهريمني با چوبدستي وي ايجاد کرده و حال ما در چکاب چوبدستي او به اين نتيجه رسيده ايم که اين ورد به هيچ وجهه به زبان مرلين که همان زبان انگليسي است نبوده و از کلمات بلغاري تشکيل شده است ، لذا اين شايعه اي بيش نيست و ديگر جاي بحث و تامل ندارد !

گفتني است سالهاي پياپي جادوگران و ساحران در اين باره بررسي و تحقيق هاي فراواني به عمل آورده اند ، همچنين در جلسات متعددي در وزارت سحر و جادو و ديوان عالي جادوگري در اين باره به طور مفصل صحبت شده است ، در يکي از اين جلسات آلبوس دامبلدور در مقام رئيس کل ديوان عالي جادوگري طي کنفراس يک ربعه توانست نظر حضار را به سخنان خود جلب کرده و در نهايت گفت : ايجاد شدن طلسم سياه توسط مرلين بزرگترين توطئه ايست که مخالفان سپيدي به ما وارد کرده اند لذا نبايد اين ننگ را بپذيريم
از آن پس اين پرونده در وزارت خانه و ديوان عالي مختومه اعلام شده و براي هميشه بحث در اين مورد بسته شد

پس نتيجه ميگيريم اين مورد به هيچ وجهه درست نميباشد و فقط توطئه اي بيش نيست



2.چگونگي ايجاد رشته­هاي سياه بين گروه­هاي استفاده کننده از طلسم­هاي سياه

پاسخ : لرد سياه بزرگترين جادوگر عصر توانست با پشتکار و تلاش هاي خود از دوران نوجواني تا به اکنون توانسته است به بهترين شيوه و با ساده ترين افسون ها کامل ترين استفاده را از رشته هاي بين گروه ها استفاده کند . در واقع او توانسته طلسمي با عنوان " مرسموردر " را ايجاد کند و به طوري کاربرد دارد که هنگامي که او اين طلسم را روي ساعد يارانش ايجاد ميکند تصوير ماري که از دهان جمجه بيرون مي آيد بر روي پوست دست آنان حک ميشود . هنگامي که او بخواهد با يارانش ارتباط برقرار کند دستش را روي نشان ساعد يکي از ياران خود گذاشته و تصوير براي ديگر اعضاي گروه سياه رنگ ميشود و همچنين گرمايي را ايجاد ميکند .
اين شيوه خوبي است ولي مسلما بهترين نيست زيرا تمام اعضاي گروه او که به مرگخواران شهرت دارند اين آرم بر ساعدشان وجود دارد و مامورين وزارت سحر و جادو با مشاهده آن به مرگخوار بودن فرد پي ميبرند !
ديگر شيوه مناسب روشي است که هرمايني گرنجر دانش آموز سال پنجم مدرسه علوم و فنون جادوگري هاگوارتز آن را اعمال نمود ، او تعدادي سکه را با افسوني پيچيده جادو کرد به طوري که رييس گروه ميتوانست با فشردن سکه زمان برقراي جلسه را براي تمامي اعضا نشان داده و با فشردن سکه خود سکه ديگر اعضا گرم ميشد . تنها مشکل اين ارتباط اين است که ممکن است همراه با ديگر سکه هاي خود با آن خريد کنيم
بهترين راه ميتوان اين باشد که از کارتهايي که درون شکلاتهاي غورباقه اي وجود دارد استفاده کرد که هنگامي که رييس سياه ها کارت خود را فشرد کارتهاي بقيه مرگخواران از خود علائمي نشان دهند !




با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
آخرین ورود
سه‌شنبه 6 شهریور 1386 20:04
عضویت
1385/04/17
پست‌ها
356
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین .

مرلين از خياباني عبور ميكرد پسر بچه ي كوچكي را ديد كه او را ديد و شناخت اما به او سلام نكرد به مرلين خيلي بر خورد
زيرا حداقل اين پسر بچه بايد احترامش را نگه ميداشت
پس وقتي به خانه رسيد رفت به كارگاه ساخت وردش و مشغول شد

چند ماه بعد...

_سلام جناب مرلين
_مرلين خان سلام
_به شمايين سلام
_اوا خاك عالم سلام

مرلين طلسمي اختراع كرده بود كه اگر كسي او را در خيابان ميديد و ميشناختو سلام نميكرد به 180 هزار تكه مساوي تقسيم ميشد

2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15+ )

ابتدا دو روز در هفته ماهي مصرف ميكنيم
تا بدن انرزي لازمه براي اين كار را داشته باشد

دوم ماليات خود را پرداخت ميكنيم كه دولت وسط عمليات گير نده

سوم گاز كم مصرف ميكنيم كه در هنگام انجام عمليات گرما زده نشيم
در ضمن اين كار باعث ميشه دعاي مردم پشتمون باشه چون باعث شديم گاز به بقيه مردم هم برسد

سپس قبل از عمليات دست خود را با صابون سيو ميشوييم
دقت كنيد فقط صابون سيو

سپس از شير دامدارن استفاده ميكنيم كه داراي مقادير زيادي پروتئين هست

بعد سر خود را با شامپو ضد الكتريسته سيو ميشوييم كه الكتريسته مو باعث اختلال در عمليات نشود

به طرف مقابل هم همين توصيه ها را ميكنيم

چوبدستي را در زاويه 65 درجه نگه ميداريم

و نفرين اواداكداورا را اجرا ميكنيم چوبدست هاي همنام هم را جذب كرده و رشته تشكيل ميشود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
روح جنمار قديم ميكند:

[url=http://ww
تولد نقش
1396/07/22
آخرین ورود
امروز ساعت 18:01
عضویت
1384/11/01
پست‌ها
3125
تکلیف درس دفاع در برابر جادوی سیاه!

1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )
-اینجا چیه؟اه اه،این عنکبوت چیه.آواداکورا...نه چیزه هنوز این ورد درست نشده تو زمان ما.تولوبانتی!
ورد مرلین به عنکبوت خورد ولی عنکبوت تغییری نکرد و دوباره شروع به خوردن غذاهای مرلین کرد.
- ،مثل اینکه اینجوری نمیشه،باید اولین ورد سیاه رو اختراع کنم.

مرلین به طرف دفترش میره تا اصول وردسازی رو دوباره مرور کنه و بیاد تا وردی اختراع کند.
-خخخب،اول باید یک حرف یونانی چرت و پرت پیدا کنم.

30 دقیقه بعد!
خب این هم از ورد،خیلی خوب شد برم رو عنکبوت امتحان کنم.
به این ترتیب بود که مرلین ورد تولاسهگ برو گمشو رو اختراع کرد که بعدها به وردی سیاه مبدل گردید!!!!!!

-----------------------------------
2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15+ )

1-ابتدا دستهایمان را می شوییم.

2-نیست میکنیم.

3-72 بار دستهامیان را به خاک زده و به صورت می مالیم.

4-8 بار دیگر دستهامیان را به خاک زده و به صورت می مالیم.

5-سپس گوشه ای میشنیم.

6-به جادوی سیاه فکر میکنیم و با دقت می اندیشیم.

7-به آواداکورا و بقیه طلسمهای شوم می اندیشیم و یکجوری آنها را در تمام وجودمان می غلطانیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1385/10/13 20:15:56
هر کسی جرات داره بیاد جلو (فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم )
آخرین ورود
یکشنبه 14 مهر 1392 23:14
عضویت
1385/03/25
پست‌ها
195
1. چگونگی بوجود آوردن اولین طلسم سیاه توسط مرلین . ( 15+ )

صدها سال پیش در جشن تولد دوازده سالگی مرلین به مناسبت تولد این جادوگر بزرگ(از اول همه میدونستن اون قراره مرلین بزرگ بشه)کیک شصت و سه طبقه ای تهیه شده بود.با دیدن کیک همه مهمانها بشدت هیجانزده شده دلشان را صابون زدند.ولی مشکل بزرگی وجود داشت.کیک آنقدر بزرگ بود که حتی با اره برقی هم بریده نمیشد.برای بریدن و تکه تکه کردن چنین کیک بزرگی به وردی جدید احتیاج داشتند.مرلین جوان که تا آن روز حدود بیست و پنج ورداختراع کرده بود به کارگاه ورد سازی رفت و سه شبانه روز در آنجا مشغول تفکر شد.مهمانان با حسرت به کیک نگاه میکردند که شمعهای آب شده قطره قطره روی خامه های سفید آن میچکد و شکلاتها در اثر حرارت شمعها شکل و قیافه عجیبی پیدا کرده بود.بالاخره در روز چهارم مرلین از اتاق خارج شد..لبخند پیروزمندانه او نشاندهنده موفقیتش در اختراع ورد بود.مرلین روی سکو رفت و میکروفون را ازخواننده که از شدت خواندن شبیه سوروس اسنیپ شده بود گرفت.
-مهمانان عزیزم..از اینکه تا این لحظه با صبر و شکیبایی منتظر برگشتن من شدید بینهایت ممنونم واز شما دعوت میکنم آخرین وردی را که اختراع کرده ام تماشا کنید و لذت ببرید...مرلین چوبدستی خود را به سمت کیک گرفت:پیکالویسیسمونتیسوس...
کسی از ورد لذت نبرد...کیک سالم و سرحال و بدون تغییر روی میز بود ولی جادوگری که چنگال به دست کنار کیک ایستاده بود جلوی چشم بقیه مهمانان به سیصد تکه مساوی تقسیم شده بود.خونی که روی کیک پاشیده شد و تکه های پخش شده جادوگر اشتهای همه را کور کرده بود.مرلین مات و مبهوت به صحنه خیره شده بود.او نمیدانست که نفرینی که اختراع کرده نفرین تکه تکه کردن است ولی فقط روی موجودات زنده عمل میکند...وبه این ترتیب اولین طلسم سیاه اختراع شد.
------------------------------------------------------------------
2. چگونگی ایجاد رشته های سیاه بین گروه های استفاده کننده از طلسم های شوم . ( 15+

تاریخ همیشه پر از جادوگرانی بوده که برای رسیدن به قدرت یا برای جلب احترام یا حس انتقامجویی به طلسمهای شوم رو ی آورده بودند.یک جادوگر سیاه همیشه فقط یک خواسته و هدف داشت:
نفر اول بودن...
هر یک از جادوگران سیاه حاضر بودند هر کاری را برای یاد گرفتن یک طلسم سیاه انجام بدهند.چون باید بیشتر از بقیه میدانستند.به همین علت سعی میکردند جادوگرانی را که بیشتر از آنها میدانند از بین ببرند.
جادوگرانی که برای یادگیری ورد به سفرهای دور و درازمیرفتندبه طرز مرموزی ناپدید میشدند.
کم کم جادوی سیاه درحال از بین رفتن بود که جادوگران سیاه تصمیم گرفتند راه حلی برای این مشکل پیدا کنند.در جلسه کاملا سری که بین بازماندگان این جادوگران برگزار شد پس از بحث و گفتگوی فراوان به نتایج جالب توجهی رسیدند.
نتیجه اول:جادوگران سیاه بایدبرای حفظ سیاهی و از بین نرفتن آن با هم همکاری کنند.
نتیجه 2:جادوی سیاه به چند رشته مجزا تقسیم شود و هر گروه جادوگر فقط حق دارد در یکی از این شاخه ها مهارت کسب کند و شاخه های دیگر را فقط بطور ابتدایی باید یاد بگیرد.این کار حس رقابت را از بین برد و جواب سوال دوم پروفسور مودی را داد.
نتیجه 3:جادوگران سیاه همیشه باید یک رهبر قدرتمند داشته باشند که در تمام شاخه های جادوی سیاه مهارت و قدرت کامل داشته باشد.
نتیجه چهار:همه جادوگران سیاه طی عمل جراحی پلاستیک دماغ خود را از بیخ ببرند تا اربابشان احساس خودکم(بینی)نکند.(این ماده با اعتراض اکثریت حذف شد.).

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.