_ 3...4...5...6...7...8... دیگه گورکن عزیزتو نمی بینی ها!8...دیگه حتی بهش فکر نکن...8...: رفقا بعد از 8 چنده
؟
این جمله رو بورگین در حالی که با دست آزادش سرش را می خواراند خطاب به دیگر اوباش گفت!
پیوز در حالی که لبخندی از سر تمسخر داشت قهقه ای زد و گفت : خوب معلومه دیگه! 10
ناگهان خنده همانند توپ در کافه منفجر شد.
در این گیر و بیر ناگهان لودو که تنها همدردش را در بند اسارت میدید پرید و یقه ریموس ، یکی از اوباش رو گرفت و خطاب به بورگین گفت : حالا اون گورکن رو بده یا اینکه باید با بهترین دوست گنگسترتون خداحافظی کنید!
بورگین که این جملات را شنید خیلی آرام به طرف در رفت و سعی کرد فرارش طبیعی جلوه دهد.
با خود فکر کرد...
این چه کاریه می کنی بورگین ؟ الان تو رگ خواب لودو رو تو دستات داری اون وقت میخوای فرار کنی؟
ولی عزمش را جزم کرد!اگر تا دقایقی دیگر فرار نمی کرد به زرس قاطع کارآگاهان سر می رسیدند.زیرا دیگر آنقدر در کافه سر و صدا بلند شده بود که دیگر جای هیچ مخفی کاریی نبود.
خیلی زود دیگر اوباش هم از نقشه بورگین خبر دار شدند.
لودو نیز قدمی به جلو گذاشت و چوبش را به که به طور هراسناکی در روی جمجمه ی ریموس گذاشته بود بیشتر فشار داد...
_ خیلی اروم علیرضا رو بزار پایین و گورتو گم ک...
هنوز حرفش تمام نشده بود که بورگین جستی سریع زد و در را باز کرد و پا به هوای آزاد گذاشت.
به دلیل اینکه در کافه ی تاریک به سر می برد نور خورشید چشمانش را آزار داد.
کمتر از چند ثانیه تمامی دار و دسته بورگین جلوی یک اتوبوس بزرگ و قرمز رنگ را گرفته و خیلی سریع سوار آن شدند.
چند ثانیه بعد ، هم زمان با خارج شدن لودو و مرگ خواران از کافه راننده اتوبوس و کمک راننده ان ارنی مک میلان با شدت به بیرون پرت شدند.
خیلی سریع لودو فهمید که دار و دسته ی گانگستر ها " اتوبوس شوالیه " را تسخیر کرده اند.
-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0
ادامه ماموریت در اتوبوس شوالیه
اولین پست ماموریت را هم خودم خواهم زد.
با تشکر
بورگین
؟این جمله رو بورگین در حالی که با دست آزادش سرش را می خواراند خطاب به دیگر اوباش گفت!
پیوز در حالی که لبخندی از سر تمسخر داشت قهقه ای زد و گفت : خوب معلومه دیگه! 10

ناگهان خنده همانند توپ در کافه منفجر شد.
در این گیر و بیر ناگهان لودو که تنها همدردش را در بند اسارت میدید پرید و یقه ریموس ، یکی از اوباش رو گرفت و خطاب به بورگین گفت : حالا اون گورکن رو بده یا اینکه باید با بهترین دوست گنگسترتون خداحافظی کنید!
بورگین که این جملات را شنید خیلی آرام به طرف در رفت و سعی کرد فرارش طبیعی جلوه دهد.
با خود فکر کرد...
این چه کاریه می کنی بورگین ؟ الان تو رگ خواب لودو رو تو دستات داری اون وقت میخوای فرار کنی؟
ولی عزمش را جزم کرد!اگر تا دقایقی دیگر فرار نمی کرد به زرس قاطع کارآگاهان سر می رسیدند.زیرا دیگر آنقدر در کافه سر و صدا بلند شده بود که دیگر جای هیچ مخفی کاریی نبود.
خیلی زود دیگر اوباش هم از نقشه بورگین خبر دار شدند.
لودو نیز قدمی به جلو گذاشت و چوبش را به که به طور هراسناکی در روی جمجمه ی ریموس گذاشته بود بیشتر فشار داد...
_ خیلی اروم علیرضا رو بزار پایین و گورتو گم ک...
هنوز حرفش تمام نشده بود که بورگین جستی سریع زد و در را باز کرد و پا به هوای آزاد گذاشت.
به دلیل اینکه در کافه ی تاریک به سر می برد نور خورشید چشمانش را آزار داد.
کمتر از چند ثانیه تمامی دار و دسته بورگین جلوی یک اتوبوس بزرگ و قرمز رنگ را گرفته و خیلی سریع سوار آن شدند.
چند ثانیه بعد ، هم زمان با خارج شدن لودو و مرگ خواران از کافه راننده اتوبوس و کمک راننده ان ارنی مک میلان با شدت به بیرون پرت شدند.
خیلی سریع لودو فهمید که دار و دسته ی گانگستر ها " اتوبوس شوالیه " را تسخیر کرده اند.
-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0
ادامه ماموریت در اتوبوس شوالیه
اولین پست ماموریت را هم خودم خواهم زد.
با تشکر
بورگین
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!



و حاضران در کافه اینشکلی
شده بودند.





به حالت :
تغيير شكل پيدا مي كنه و داد مي زنه :

خب من اشتباهی رفتم مقر اصلی بعد هم که تو یه پیام شخصی....
تحویل هم میدون و دوتایی با هم یقه یارو رو میگیرن پرتش میکنند بیرون.بقیه استقلالی ها هم بدو بدو مث بچه های سربه راه میرن بیرون.
از ترس فرار کرد و خررررررررررررررررت