بررسی پستهای تاپیک
برج وحشت...!(پستهای شماره 58،59،60)
پست
اریکا زادینگ:(پست شماره 58)
سعی کن هیچوقت رولت را با دیالوگ شروع نکنی.اینجوری رولت قشنگ نمیشه...من تو رول جدی بهت پیشنهاد میکنم اول رولت رو همیشه با فضا سازی شروع کن.
"لودو به دنبال این حرفش ، زودتر از همه راه پلکان را در پیش گرفت و پیشقدم شد"راه پلکان رو پیش گرفت و پیشقدم شد تقریبا به یک معنا است و استفاده از هر دوش در یک جمله باعث میشه خواننده زده بشه از خواندن ادامه جمله و داستان.میتونستی فقط بگی "لودو پیشقدم شد و بقیه هم به دنبال او رفتند"!پس سعی کن از جملات متشابه در رولت استفاده نکنی.
در استفاده از فعل ها خیلی دقت کن.مثلا در جایی آورده بودی که "واقعا عجیب می نمود"می نمود؟اصلا این فعل برای اینجا مناسب است؟باید مینوشتی "واقعا عجیب بود"!
فعلها در رول طنز و جدی یک مقدار فرق میکند و باید فرق بینش را پیدا کرد.مثلا اگر همین فعل بالا رو تو رول طنز مینوشتی خیلی هم ممکن بود قشنگ میشد ولی تو رول جدی اصلا کاربرد ندارد.
"عجیب تر این بود که آن سالن کاملا روشن بود . ولی کوچکترین نوری از داخل آن به پلکان نمی رسید "
در این دو جملت دو چیز متضاد نوشتی.روشن بودن دلیل وجود نور است...پس میتونستی در جمله دوم بنویسی که "ولی منبع نوری در آن سالن وجود نداشت"!پس در متناسب بودن و هماهنگی دو جمله خیلی دقت بکن.
فضا سازیت هم خوب بود و مقدار کافی استفاده کرده بودی.در کل رول قابل قبولی بود ولی ما از شما تعریف هایی بیشتری شنیده بودیم که تعجب کردیم به شدت.البته فکر کنم دلیلش عجله برای رول زدن باشد.
به هر حال،من به این رولت 16 از 20 میدهم.
==================
پست
اما دابز(پست شماره 59)
"درخشندگي بيش از حد سالن و همچنين سکوت کر کنندهاش آنها را بيشتر ميآزرد. ثانيهها از يکديگر پيشي ميجستند "
خب بعضی کلمات پیشرفته و از نظر معنایی سخت رو تو رولت به کار بردی.مثلا کلمه ی"پيشي ميجستند" ،میتوانستی به جای این ترکیب از این استفاده کنی "ثانیه ها با سرعت میگذشتند"!بعضی کلمات رو استفاده نکنی تو رولهایت خیلی خوب است.به فکر معادل آنها باش.خیلی از اینجور ترکیب ها استفاده کردی.شاید بعضی اوقات در بعضی جاها این کلمات کمک کند ولی تعداد زیادی در رول اصلا باعث خستگی فرد خواننده میشود.
در بقیه جاهای رولت بسیار قشنگ نوشته بودی.به طوری که من واقعا لذت بردم...بسیار رول طبیعی و بی نهایت زیبای جدی که از کمتر کسی چنین چیزهایی بر می آید.توصیف چهره ات عالی بود...فضا سازیت بهتر از اون و سوژه رو هم عالی پروروش داده بودی.
یک مورد مشکل دیگه داشتی و اون پاراگراف بندی بود که اصلا انجام نشده بود...بین همیشه اگر جملات متفاوت از هم جدا باشه باعث میشه خواننده چشمش کور نشه و بهتر بخونه مطلب رو.
شما بهتر نیست بیرون تالار خصوصی هم بنویسی؟نوشته هات خیلی قشنگه و من با خوندن رولت یاد نوشته های نارسیسا افتادم.بیخود نیست بهترین نویسنده هافلپاف شدی.به هر حال من به این رولت 19 از 20 میدم.
==================
پست
بورگین(پست شماره 60)
"سکوت به طور عجیبی بر محیط بسته آن اتاقک حکم فرما بود و تنها چیزی که سکوت را به مبارزه می طلبید صدای خش خش آرامی بود که از بالا رفتن آسانسور ایجاد میشد."
طوری آسانسور رو توصیف کرده بودی که انگار به آرامی به بالا میرود.در کمال آرامش و گل و بلبل!در صورتی که اگر در پست قبلی در تیکه آخرش توجه کنی میبینی سرعت آسانسر به شدت سرسام آور بوده است.
پس نتیجه میگیریم از این به بعد باید سعی کنی که هماهنگی بین رولها قبلی رو در رولت حفظ کنی تا قشنگتر بشود.
"سرانجام لودو سکوت را شکست و گفت : امیدوارم به هیچ دردسری نخوریم...و امیدوارم که راهمون رو گم نکنیم."
این جمله به این صورت که اوردی بسیار بد بود.انگار مثلا قرار بود اونها بروند اون گورکن را بردارند و بعد با آرامش بروند بیرون.اگر در ادامه همین جملت این را هم اضافه میکردی خیلی عالی میشد."اگرچه خود میدانست طلسمها و موانع بیشتری در سر راه آنها قرار داشت ولی با این جمله میخواست اعتماد به نفس ساختگی را به جمع هافلپافی ها برگرداند."
"اریکا زادینگ نفس هایش به شماره افتاده بود " یعنی چی؟مثلا مگه نفس های من به شماره نیست؟منظور کلیت را نفهمیدم از این جمله.ولی اونطوری که حدس زدم این جمله را میذاشتی خیلی بهتر بود"اریکا نفس نفس میزد به طوری که انگار همین الان از یک مسابقه دو بیرون آمده است"باید به مفهوم بیشتر دقت کنی.مخصوصا مفهوم کلمات و جملات و سعی کنی معادلی مناسب برای آنچه غلط است پیدا کنی و جایگزین کنی.برای این کار بهت پیشنهاد میکنم یکسر به کارگاه نمایشنامه نویسی بزن.نقدهای خوبی اونجا انجام میشود.
در ضمن شما بابت این پست 2 قدم به ارباب نزدیکتر شدید.