جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

31 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
26
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  106 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  121 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  247 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  197 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 21 اردیبهشت 1387 19:05
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي پست شماره 128 خاطرات مرگخواران بلاتريكس لسترنج

بلاتريكس عزيز

اون بيليز نيست.بليزه.

پستتون شروع خوبي نداشت.پستهايي كه دقيقا مثل كتاب نوشته شده باشن تكراري و خسته كننده به نظر ميرسن ومعمولا خواننده رو جذب نميكنن.ده خط اول پست شما دقيقا مثل كتاب نوشته شده.از قسمتي كه بلاتريكس وارد ميشه قضيه كاملا برعكس شده:
نقل قول:
بلاتریکس با لبخند موزیانه ای به خواهرش که روی زمین افتاده بود خیره شد و زمزمه کرد :بهتره که مجازات شه ،من عاشق مجازات بچه ها هستم.

اين بلاتريكسه؟بيشتر شبيه يك ديوانه سنت مانگويي از آب دراومده.بلاتريكس خاله دراكو بود و طبيعتا به دراكو علاقه داشت.چرا بايد از شكنجه شدن بچه ها لذت ببره؟بلاتريكس يك جادوگر سياه بود ولي احساسات خاص خودش رو داشت.

ولدمورت هم كمي غير عادي به نظر مياد.ولدمورت معمولا يه جور صبر و حوصله اعصاب خرد كن داره و با حوصله همه چيز رو براي همه توضيح ميده.نه اينكه به جاي گفتن ماجرا طرف رو شكنجه كنه.

نقل قول:
رودولف و بیلیز به طور مرموزی پچ پچ می کردند که با نگاه خشم گین بلاتریکس ساکت شدند.
_حالا چی اقا کوچولو؟ نظرت چیه؟
قه قه ی وحشتناک ولدمورت ساختمان مخوف شیون آوارگان را بشدت لرزاند.
_فکر می کنم،خدمت به لرد سیاه ،افتخار من به حساب بیاد درسته؟

گوينده شما در اين دو نقل قول اصلا مشخص نيست.درسته كه از كل ماجرا ميشه برداشت كرد كه جمله اول رو ولدمورت و دومي رو دراكو گفته ولي اين كافي نيست.اگه قرار گوينده تون
نامشخص باشه بايد نقل قول اونو بعد از حالت و يا توضيحي كه براي گوينده اش ميدين بيارين.مثلا در مورد بالا:

قهقه ی وحشتناک ولدمورت ساختمان مخوف شیون آوارگان را بشدت لرزاند.
_حالا چی اقا کوچولو؟ نظرت چیه؟
الان مشخصه كه گوينده جمله ولدمورته.

نقل قول:
نارسیسا فریاد کشید :نـــــــــــــــــــه، من نمی زارم ......کاری که تو خودت نتونستی بکنی،می خوای به گردن پسر من بندازی؟ دامبلدور خیلی قویه،حتی قوی تر از تو.
بلاتریکس به سمت نارسیسا حمله ور شد :چطور جرات می کنی؟

رفتار و اخلاق شخصيتهاتون غيرعاديه.به نظر من خصوصيات اخلاقي شخصيتها مهمترين عنصر پست زدنه كه حتما بايد حفظ بشه.نارسيسا هرگز جرات نميكنه با لرد اينطوري صحبت كنه حتي اگه جون پسرش در ميون باشه.خوشبختانه بعدا پشيمون شد و عذرخواهي كرد.حمله بلاتريكس به نارسيسا هم دور از باور بود.
من نميدونم چرا تو پست شما همه شجاع شدن و سر لرد فرياد ميزنن در حاليكه در طول كتاب هيچكدوم از مرگخوارهاجرات نكرده بود حتي با صداي بلند با لرد حرف بزنه.

نقل قول:
شب زیبا ی ان شب به شبی تیره و بارانی تبدیل گشته بود.:

در پستهاي جدي بهتره در توصيفاتتون بيشتر دقت كنين:آن شب زيبا به شبي تيره و باراني تبديل شده بود.

نقل قول:
ادامه دارد .......

؟؟ادامه دارد؟؟؟نخير.ادامه ندارد.اين تاپيك مخصوص پستهاي تكيه.
-----------------------------------------------------------------
بررسي پست شماره 12 خانه گونت ها بلاتريكس

پستتون كمي طولانيه.البته در پسهاي جدي معمولا با اين مشكل مواجه هستيم.

سوژه رو خوب گرفتين و بدون اينكه خرابش كنين يا هيجانش رو ازبين ببرين ادامه دادين.
قسمت توضيحات جك درباره طلسمها و مخصوصا قطع شدن پاي راستش خوب نوشته شده.

نقل قول:
قطرات اشک ارام ارام برروی گونه های زبر جک جاری شد و بیلیز این را بخوبی دید :شما مرگخوارید مگه نه؟گوش کنید.من همه چیز رو بهتون می گم،

اين قسمت بهتر بود بيشتر توضيح داده ميشد.مثلا وقتي ايگور داشت حرف ميزد چشم جك به علامت بيفته.اينطوري خيلي بهتر ميشد تا اينكه جك خودش تو حرفاش به اين موضوع اشاره كنه.

غم و ناراحتي جك نسبتا خوب نشون داده شده.ولي درباره ترس و اضطراب ايگور و بليز اين نظر رو ندارم.با توجه به جدي بودن پست بهتر بود كمي از ديالوگها كمتر ميشد و بيشتر به بيان و توضيح ترس بليز و ايگور و كمي هم تنهايي جك ميپرداختين .

سوژه خوبي براي نفر بعدي ايجاد كردين.معمولا من ترجيح ميدم پست ينجوري نيمه تمام نمونه و نويسنده دست نفر بعدي رو باز بذاره.ولي سوژه شما روشن و واضحه و كار نفر بعدي رو سخت نكرده.

يك پيشنهاد كوچيك هم دارم.وقتي ميخوايين پستي رو ادامه بدين كه مدت زيادي از زده شدنش گذشته بهتره براي راحتي كار بقيه در اول پستتون يه خلاصه كوتاه از پستهاي قبلي بذارين و بعد ادامه بدين.شما كه به هر حال زحمت خوندن پستهاي قبلي رو كشيدين.اين كار براي اين نيست كه پستهاي قبلي رو كسي نخونه.وقتي موضوع مشخص باشه خوندن پستها و فهميدن ماجرا راحتتر ميشه.گذاشتن خلاصه بقيه رو براي ادامه دادن پستتون ترغيب ميكنه.

.روي هم رفته پست خوبي بود

موفق باشيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 19:56
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي پست شماره 543 دژ مرگ نيكلاس فلامل:

نيكلاس عزيز

قبل از هر چيز پستتون خيلي طولانيه.با توجه به جدي بودن پستتون طولاني بونش ميتونه باعث بشه كلا خواننده از خوندن پست منصرف بشه.

سو‍ژه نسبتا سختي در پست قبلي داده شده.شما سوژه رو به خوبي گرفتين و ادامه دادين.شروع پستتون واضح و مشخصه.تا وسط پست اتفاق خاصي نيفتاده و حرفهاي پرسي كه در پست قبلي زده شده بود تكرار شده ولي ظاهرا اين تكرار لازم بوده چون پست قبلي تا حدي نامفهوم بود.پست شما باعث ميشه كسي كه ميخواد پست رو ادامه بده به خوبي متوجه ماجرا بشه.

فضاسازي اول پستتون با وجود اشكالات جزيي خوب از آب در اومده:
نقل قول:
فضای تالار بزرگ آنچنان گرفته و ترسناک بنظر میرسید که هر فرد تازه واردی که قدم در آن میگذاشت برای چند لحظه در جایش خشک می شد . قسمتی که لرد برای تجمع مرگخوارانش در نظر گرفته بود ،با حضور آنها و سیاهی که هر یک از آنها درپیکره خود داشت ،جوی مملو از ترس و وحشت را حاکم کرده بود. در آن لحظه بعد از اعلامی که پرسی به تمامی مرگخواران کرده بود ،افراد بیشماری در تالار بزرگ جمع شده بودند که این خود به حس خفقان آن دامن میزد.سر و صدای زیادی که در تالار بزرگ بر پا بود حاکی از آن بود که لرد در آن موقع در تالار حضور ندارد و مرگخواران با آسایش خاطر از یکدیگر استقبال میکردند،


نقل قول:
در یک لحظه پرسی با حرکت دست خود وزدن چند ضربه بر میز سکوتی وصف انگیز را ایجاد کرد.

سكوت وصف انگيز نميشه.وهم انگيز ميشه.اونم براي سكوتي كه بعد از سرو صدا ايجاد بشه زياد مناسب نيست..به اين موارد در پست جدي بيشتر دقت كنيد.

اين قسمت قشنگ بود:
نقل قول:
فضای سالن با سکوت طوری بنظر میرسید که انگار سالیان متمادی کسی در آن قسمت قدم نگذاشته است و مرگخواران بمانند مجسمه های تزیین شده به سیاهی در دور میز بزرگ وسط سالن بودند.


پاراگراف بندي و استفاده ازعلائم خوب و درسته.

طنز نامحسوسي در بين نوشته هاي جدي شما به چشم ميخوره كه كارتونو جذابتر كرده:
نقل قول:
- پرسی ببینم مگه میخوایم آنجا رو حرم سرا کنیم؟ آنجا نیروگاه اتمیه... باید هم انطور مخوف و گرفته بنظر بیاد.


نقل قول:
پرسی بخاطر اینکه صحبتهای او نیمه تمام قطع شده بود کمی عصبانی بنظر میرسید ولی از اینکه نیکلاس صحبتهای او را قطع کرده بود که نکته اصلی ماموریت را نمیدانست خونش کاملا به جوش آمده بود،

اينجور جمله هاي طولاني معمولا از نظر زمان يا فعل يا هر چيز ديگه دچار اشكال ميشن و نميتونن منظور نويسنده رو برسونن.جمله هاي طولاني ميتونه به نوشته حالت مرموز وترسناك بده ولي بهتره زياد از اين جمله ها استفاده نشه كه دچار اشتباه نشين.

برخورد لجبازانه پرسي با نيكلاس از قسمتهاي جالب پستتونه.

پاراگراف آخر پست كه حرفهاي نيكلاسه تكليف نفر بعدي رو مشخص كرده.پايان پستتون هم به خوبي شروعشه.
-----------------------------------------------------------------------
بررسي پست شماره 99 مرگخواران دريايي هپزيبا اسميت:

هپزيباي عزيز

شروع پستتون قشنگ بود.غرور و سردي بلاتريكس رو به خوبي نشون دادين.
ديالوگهاتون خيلي زياد و طولانيه.اين پستتونو كمي خسته كنند كرده.بهتره ديالوگهاي غير ضروري رو حذف كنين.

نقل قول:
ولدمورت فریاد کشید :پس تو به حرف های من گوش می کردی؟ ..کریشیــــــــ..
بیلیز مانع این کار شد

نقل قول:
.بیلیز با خوشحالی به چشمان لرد کبیر خیره شد و سپس به بینی مار مانندش چشم دوخت :یا لرد ،بینیتون رو کجا عمل کردید؟
ولدمورت با عصبانیت داد زد : توی بیمارستان مار ها .چه خبر از اسلاگهورن؟

به نظر شما بليز جرات اين كارها رو داره؟يا جرات داره همچين چيزي به لرد بگه؟تو تاپيك طنز ممكنه هر اتفاقي بيفته و اشكالي نداره مرگخوارا گاهي گستاخي كنن ولي نه اينجوري.اينجا ديگه زياده روي شده و باور پذيريشو از دست داده.

ديالوگها رو از بقيه متن جدا كنين.خوندن پستتون اينجوري خيلي سخته.

شخصيتهاتون غير منطقي به نظر ميرسن.خونسردي عجيب بلاتريكس در مقابل لرد سياه-رفتار عجيب مرگخواران-لرد عصباني كه دائم فرياد ميزنه.اينا در حاليه كه بلا هميشه در برابر لرد دست و پاشو گم ميكنه و لرد به سادگي خونسرديشو از دست نميده.خصوصيات اخلاقي شخصيتها رو حفظ كنين.

سعي نكنين طنز رو به زور وارد جمله كنين.اين مورد از بزرگترين ايرادهاي بعضي از پستهاست و باعث ميشه پست خيلي بي مزه از آب دربياد.
----------------------------------------------------------------------

بررسي پست شماره 30 بحبوحه اي درسياهي هپزيبا اسميت:

پست قبلي كمي نامفهوم تموم شده و اين كار شما رو سخت كرده.ولي شما هم با شروعتون كمي موضوع رو گنگ تر كردين.ورود و جرو بحث بي دليل و غير منطقي بلاتريكس و نارسيسا اضافي بود.مخصوصا طرز حرف زدنشون.انگار دو تا بچه پنج شش ساله دارن با هم دعوا ميكنن.ولي بحث ايگور و ماندانگاس جالب و بامزه بود.با اينحال ربطي به موضوع نداشت و بهتر بود در ابتداي پست نوشته نميشد.اينجوري خواننده گيج ميشه كه اينا چه ربطي به پست قبلي دارن.

ديالوگهاي بي ربط از زيبايي پستتون كم ميكنه.مثلا:

نقل قول:
قربان قهوه کافئین داره ،برای شما ضرر داره،قلبتون وای میاسته ،بی لرد می شیم قربان
_از اون دامبل که کمتر نیستم .،600 سالشه هنوز از کرم تقویت کننده ریش استفاده می کنه


اتفاق خاصي در پست شما نيفتاده. در واقع داستانو اصلا جلو نبردين.ميتونستين پست رو دو تكه نكنين.بهتر بود فقط يك قسمت رو توضيح ميدادين.مثلا يا داخل وزارتخونه يا پشت در.اينجوري بهتر ميتونستين موضوع رو پيش ببرين و روي يك قسمت خاص متمركز ميشدين و ممكن بود راحتتر سوژه ايجاد كنين.كار نفر بعدي هم ساده تر ميشد.

موفق باشيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1387 15:12
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي پست شماره 43 زندگي به سبك سياه هپزيبا اسميت

هپزيباي عزيز

اين پست بهتر از پستهاي قبليتون بود.اين خودش جاي اميدواري داره.

نوشته هاتون در نگاه اول خيلي درهم برهم به نظر مياد.سعي كنين فاصله هاي لازم رو بذارين.پاراگراف بنديتون اشكال داره.

جمله بنديهاتون مرتب نيست.خيلي با عجله نوشته شده.اينجوري نوشته شما خواننده رو گيج ميكنه.مثلا:
نقل قول:
_قربان،باید متوجه باشید که یک سری سوالات هم در ازمون اعتیاد جادوگری هست،علاوه بر ازمایش خون

ويرايش:قربان بايد متوجه باشيد كه علاوه بر آزمايش خون يك سري سوالات هم در آزمون اعتياد جادوگري هست كه بايد جواب بدين.

قسمت سوال و جواب لرد نسبتا جالب بود.ولي اگه كمي با حوصله ترنوشته ميشدخيلي بهتر از آب درميومد..

از شكلكها تقريبا خوب و بجا استفاده كردين.

نقل قول:
ولدمورت با ابوهت فریاد زد :چی گفتـــــــِی؟

اولا ابهت درسته.دوما كسي نميتونه با ابهت فرياد بزنه.با عصبانيت ميشه فرياد زد.با ترس ميشه فرياد زد ولي با ابهت نميشه.

غلط املايي دارين.كمي دقت كنين.سوء ظن درسته.

ديالوگهاتون كمي بيشتر از حد ضروريه.اين پست رو بيخودي طولاني ميكنه و باعث ميشه خواننده زود خسته بشه.


نقل قول:
_اصیلیتت چیه ؟
_من اصیل زاده هستم قربان ...من رو نکشید ..من یک بدبخت بیچاره ی فلک زده هستم که توی یک بیمارستان کار می کنم...اصلا براتون گواهی سلامت رد می کنم
_اسمت چیه؟
_نارسیسا مالفوی سرورم
_خیلی خوب ،پس گواهی سلامت رد می کنی؟ چون خیلی ازت خوشم اومد تورو می کنم جز مرگخوارا به شرطی که کمک کنی گواهی سلامت هم بگیرم.
یک ساعت بعد ولدمورت در حالی که گواهی سلامت عاری از هرگونه اعتیاد که کاملا قرینه ی واقعیت بود به سمت دکتر حرکت کرد.


اين قسمت آخر كمي بي سرو ته شده.شخصيت لرد و پرستار يهويي عوض ميشه.در طول پست خواننده متوجه نميشه كه بالاخره لرد با ابهت و ترسناكه يا ترسو وضعيف.بهتر بود در كل پستتون وضعيت روحي شخصيتهاتونو حفظ ميكردين.پرستار هم همينطوره.يه لحظه شجاع ميشه و سرنگ رو تا ته در دست لرد فرو ميكنه و يه لحظه ديگه التماس ميكنه كه منو نكش.اين كمي سر در گم كننده شده.شخصيت نارسيسا عجولانه و بدون دليل وارد ماجرا شده.

روي هم رفته پست بدي نبود.پيشرفت كردين.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 02:43
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي پست شماره 40 زندگي به سبك سياه پيتر پتي گرو

پيتر عزيز

طرز نوشتن شما كاملا عوض شده.پيشرفت خيلي خوبي داشتين.واقعا انتظارشو نداشتم.

نقل قول:
ولي جريمه هاي سازمان راهنمايي رانندگي از سبقت غير مجاز وي با جارو سر به فلك كشيده بود و خزانه ي خانه ريدل ديگر جواب گوي اين جرائم نبود مجبور شده بود سر تسليم به سوي اين انسان ها فرود آورد.

وقتي پستي رو ادامه ميدين پستهاي قبليشو با دقت بيشتري بخونين.لرد اصلا جارو سواري بلد نبود كه سبقت غير مجاز داشته باشه.ميدونم خوندن پستهاي قبلي كمي وقتگيره ولي اينكار باعث ميشه كمتر اشتباه كنين.براي جلوگيري از گرفته شدن وقت شما خلاصه پستها(مخصوصا ماموريتها)در تاپيك ماموريتها گذاشته ميشه.

كمي بيش از حد به جزئيات پرداختين.لازم نيست همه حالات رو مو به مو توضيح بدين.اين ميتونه كمي پست شما رو خسته كننده بكنه.

فضا سازي و ديالوگهاتوكاملا به اندازه و در حد متعادل هستن.توضيحاتتون خيلي خوب و كامله.مثلا ترس لرد از آمپول رو كاملا به خواننده منتقل كردين.

گفته بودم از شكلك كم استفاده كنين ولي نگفتم كه كلا بذارينش كنار.استفاده از يكي دو تا شكلك ميتونه به انتقال منظور شما كمك بيشتري بكنه.(البته منظورم چكش نيست)

شروع و پايان پستتون خوبه گرچه بهتر بود در آخر پست از اون عبارت وسرانجام استفاده نميكردين.

موقع تايپ كمي بيشتر دقت كنين.چند مورد اشتباه تايپي داشتين.در يكي دو مورد هم يك جمله هم به حالت گفتاري و هم به حالت نوشتاري نوشته شده بود.مثلا:

نقل قول:
اين بار همان پرستار در جلو تخت ظاهر شده بود و در دستانش يه آمپول بسيار بزرگ قرار داشت.

دقت كنين كه كل جمله بايد يكنواخت باشه.

پست رو در حد لزوم پيش بردين.نه سوژه از بين رفته و نه اونقدر كند پيش رفته كه خواننده رو خسته كنه.
قسمتهاي طنز پستتون جالب بود.مثلا ترس لرد از واكسن-صداي جيغي كه درست موقع تزريق به گوش لرد رسيد-افكار لردكه از اومدنش پشيمون شده بود-

روي هم رفته با توجه به پستهاي قبلي شما و با كمي ارفاق پست خوبي بود.

موفق باشيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 28 فروردین 1387 19:15
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي پستهاي هوگو ويزلي:

هوگوي عزيز
اولين نكته اي كه با خوندن پستهاي شما متوجه شدم پيشرفت واضح شما بود.هر پست شما به وضوح بهتر از پست قبلي بود.به نظر من اين مهمترين و بهترين نكته پستهاي شما بود.

بررسي پست شماره 125 خاطرات مرگخواران


سوژه خيلي خوبي انتخاب كردين.بامزه بود.با وجود اينكه سوژه كچلي لرد خيلي كهنه و قديميه شما از زاويه جديدي بهش پرداختين.اين پستتونو جذاب كرده.

يكي از نكته هاي خوب پستتون اينه كه كاملا بصورت يك خاطره نوشتين.با لحني كاملا ساده و صميمي.براي همين ميشه از روي اشتباهات كوچك نگارشي و جمله بنديهاي عجولانه شما به راحتي گذشت.

پست شما قسمتهاي طنز جالبي داره:

نقل قول:
. با خود گفتم چرا این مردک این قدر مو دارد اون هم توی این سن و سال ولی من ... دریغ از یک تار مو .



قسمت مربوط به تاپيك دژ مرگ جالب بود.ولي توجه كنين كه يه شوخي اگه گذرا بهش اشاره بشه خيلي ميتونه تاثير گذارتر باشه.بهتره روي يك نكته زياد تاكيد نكنين.خوشبختانه در اينجابا وجود تاكيد و تكرار دوباره شما زياده روي نشده.درست لب مرز متوقف شدين.اگه كلمه تاپيك رو يكي دو بار ديگه تكرار ميكردين ظرافت و زيبايي اين قسمت از بين ميرفت.


نقل قول:
بالاخره بعد از کلی بد بختی به دامبلدور رسیدیم ولی من اون رو ندیدم یعنی بود ها ولی من نشناختمش خداییش شما جای من اگه کسی ریش هاشو از ته بزنه بعدش هم موهاش رو کوتاه و مرتب کنه بعد از همه مهم تر موهاش رو رنگ کنه می تونید بشناسیدش ؟
بهش گفتم چرا موهات رو کوتاه کردی ؟ برگشت بهم میگه آخه توی این دوره زمونه کسی به پیرمردها توجه نمیکنه . من هم دست از پا دراز تر برگشتم به خانه ریدل و روی تختم دراز کشیدم و به کچلیم فکر کردم .
البته جدا نماند از این که یک کروشیو مختصری به پرسی برای تلف کردن وقتمان دادیم و دامبل رو هم ولش کردیم .


قسمت آخر پست به زيبايي اولش نبود.يعني بعد از رسيدن به دامبلدور.كمي غير عادي و عجولانه پيش رفته.كاش خلاقيتي رو كه در قسمت اول بكار بردين در اينجا هم نشون ميدادين و يك پايان جالبتر و شايد غير منتظره تر براي ماجرا ميساختين.

با وجود همه اشكالات جزئي پست خوبي بود.
------------------------------------------


پست شماره 37 زندگي به سبك سياه

پست شما با ديالوگ شروع شده و گوينده هم مشخص نيست.اينكه پست با اين همه ديالوگ شروع بشه معمولا زياد جالب نيست و خواننده رو خسته ميكنه.مخصوصا اينكه تا خط دهم كسي متوجه نميشه كه كي داره با لرد حرف ميزنه.

سوژه نفر قبلي رو خواب جلوه دادن يك نكته منفيه.بهتر سوژه داده شده رو اگه واقعا قابل ادامه دادنه ناديده نگيرين.

ديالوگها بدون فاصله و در هم نوشته شده.اين روش باعث ميشه چشم فورا خسته بشه و احتمالا خواننده بيخيال خوندن پست شما ميشه.مخصوصا فاصله بين ديالوگ و توضيحات رو حتما بذارين.

در بعضي قسمتها در تايپ عجله كردين.اين اشتباهات تايپي گهگاهي در پستهاي مختلف شما ديده ميشه.كمي دقت بيشتر اين مشكل رو حل ميكنه.

نقل قول:
ناگهان درون مغز بلیز ورد لوموسی خوانده می شود .

اين قسمت جالب بود.شما خلاقيت خوبي در پرداختن به نكته هاي طنز دارين.در هر پست شما دو سه نمونه جمله و نكته طنز خوب به چشم ميخوره ولي به همون نسبت ديالوگهاي اضافي و بي فايده وجود داره كه اگه حذف بشن به زيبايي پستتون كمك زيادي ميكنن.فراموش نكنين براي زدن يك پست طنز اصلا لازم نيست تك تك جمله هاي شما بصورت طنز آميز نوشته بشه.همون دو سه مورد كافيه.

تعداد شكلكهايي كه استفاده كردين بيشتر از حد لازم بود.
------------------------------------------------

پست شماره 25 زندگي به سبك سياه

نقل قول:
پیرمرد دنبال شخص کننده این کار گشت تا این که چشمش به لردی افتاد و گفت :
- ای کچل تو بیدی ؟ موام از این کارها بلد بیدم مخوای نشونت بدم ؟
پیرمرد که فکر کرده بود حرکات موزونی که بارتی از روی درد انجام می داد رقص یا زیمناستیک است خواست تا پشتکی بزند ولی
- آی کمرم دیسک و روگرفت، آی
ولدی : واقعاً که شما مشنگ ها مشنگید !
- بر من گویی مشنگ کچل؟ الآن من بهت وگویم .
پیرمرد با یک حرکت زیبای عصایش را بر فرق سر کچل ولدی نشاند

منظورمن از قسمتهاي اضافي همين بود.مثلا اين قسمت از پست شما حذف بشه به نظر من پست خيلي جالبتر ميشه.هيچ اشكالي نداره كه پستتون كمي كوتاهتر بشه.

به نظر ميرسه كه كمي بي دليل موضوع رو كش دادين.قسمت دادن پول به پير مرد بيش از حد توضيح داده شده و اين پست رو كمي خسته كننده كرده..بهتر بود كمي خلاصه تر نوشته ميشد.

ديالوگهاي پير مرد جالب بود.مخصوصا در قسمت دوم پست.ديالوگهاي با لهجه معمولا زياد جالب از آب در نمياد و گاها توي ذوق ميزنه.ولي ديالوگهاي شما نسبتا خوب نوشته شده.شخصيت پيرمرد رو به خوبي نشون دادين.

در پست شمافضاسازي زيادي وجود نداره.البته به نظر من پست طنز احتياج كمي به فضاسازي داره ولي استفاده بيش از حد از ديالوگهاي كوتاه و غير ضروري پست شما رو شلوغ ميكنه.

نقل قول:
مرگ خوارها دوباره خوشحال شدند و همگی به سمت در ورود به مغازه رفتند و بارتی نیز خواست پیرمرد را بفراموشونه که ...

بهتره پست اينطور ناتمام نمونه.اين كار شما نفر بعدي رو محدود ميكنه.كسي كه ميخواد پست شما رو ادامه بده مجبوره جمله شما رو كامل كنه .بهتر بود جمله تونو تموم ميكردين و دست نفر بعدي رو براي ادامه ماجرا باز ميذاشتين.
------------------------------------------------------

پست شماره 124 خاطرات مرگخواران بارتي كراوچ
بارتي عزيز

متاسفانه پستتون اينبار پر از اشكال بود.

نقل قول:
تصویر نا واضح لرد ولدمورت را هنوز در دیدگانش حس می کرد .

تصوير حس نميشه...ديده ميشه.اينجور اشتباهات به كل جمله شما لطمه ميزنه.

نقل قول:
بدون کوچکترین صدایی در حالیکه در آن اتاق بهم ریخته و شلوغ و پلوغ که لحظاتی پیش بیهوش شده بود از جایش بلند شد و به اطرافش نگاه کرد .

جمله بندي پستتون خيلي اشكال داره.
لازم نبود اين همه جمله رو به هم ربط بدين.گاهي با ساختن جمله هاي كوتاهتر بهتر ميشه منظورو بيان كرد.
مثلا:
بدون كوچكترين صدايي از جايش بلند شد و به اطرافش نگاه كرد.لحظاتي پيش در اين اتاق شلوغ بيهوش شده بود.

نقل قول:
.لرد ولدمورت از او ناراحت بود و او را بیهوش کرده بود

اين جمله خيلي ناگهاني و بدون مقدمه گفته شده.بهتر بود كلا حذف ميشدو يكراست سراغ اصل مطلب ميرفتين.به اين صورت:
بدون کوچکترین صدایی در حالیکه در آن اتاق بهم ریخته و شلوغ و پلوغ که لحظاتی پیش بیهوش شده بود از جایش بلند شد و به اطرافش نگاه کرد .
نمی دانست چرا لرد او را نکشته بود , و فقط بیهوش کرده بود . به سمت در رفت و سپس از آن خانه ی دو طبقه خارج شد .

نقل قول:
به سمت در رفت و سپس از آن خانه ی دو طبقه خارج شد .
در آن میان چوبدستیش را که در طبقه ی پایین از دست داده بود برداشت و از خانه خارج شد !


اين جمله ها بايد جابجا ميشدن.بعد از خارج كردن شخصيت از خانه نميتونين دوباره برگردين و توضيح بدين كه در داخل خانه چيكار كرده.اين خواننده رو گيج ميكنه.
بهتر بود سير زماني منطقي رو رعايت ميكردين:
چوب دستيش را كه در طبقه پايين افتاده بود برداشت وبه سمت در رفت و از خانه خارج شد.
اشاره به دوطبقه بودن خانه به زيبايي جمله تون لطمه زده.هيچ نيازي به اين اشاره نبود.خواننده با جمله بعدي متوجه ميشده كه خانه دو طبقه است.

اشكالات اساسي در جمله هاي شما به چشم ميخوره.بهتره كمي بيشتر دقت كنين.مثلا کلامی که لرد را شگرف کرد اشتباهه.

وفاداري بارتي رو به زيبايي نشون دادين.

توصيف حالتها در پست شما به خوبي انجام شده.
اين نكته مبهم موند كه چرا لرد اول بارتي رو بيهوش كرد ولي بعد كه بارتي ميخواست براش توضيح بده كشتش.

نكته آخر اينكه
چرا زدي بارتي رو كشتي؟عجبا....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1387/1/28 19:21:55
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 25 فروردین 1387 14:18
نمایش جزئیات
آفلاین
جناب لرد خان کچل عزیز
با عرض سلام
لطفاً پست های زده شده توسط من را هم بررسی کنید و مقدار سفیدی یافت شده در آن را بنویسید .
زیرا از وقتی که خاله سارا جونم و آلبوس سو عزیزم از ارتش رفتند دیگر پست ها نقد نمی شوند .

با کمال تشکر
امضا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چه کسی بود صدا زد هوگو ؟

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 16 فروردین 1387 16:40
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي پست شماره 118 خاطرات مرگخواران نيكلاس فلامل

نيكلاس عزيز

چيزي كه در اولين نگاه به پست شما به چشم ميخوره استفاده بيش از حد از شكلكهاست.در بيشتر مواردي كه شما از شكلك براي بيان احساسات استفاده كردين هيچ احتياجي به اين كار نبود.بهتره سعي كنين تعداد شكلكاتونو خيلي كمتر كنين.


جمله بنديتون اشكالاتي داره كه البته زياد اساسي نيستن و ميشه ازشون چشم پوشي كرد ولي بهتره كمي بيشتر دقت كنيد.مثلا:
نقل قول:
نیکلاس همان طور که در حال امدن در داخل خانه بود ،


يكي از خصوصيات اصلي پست شما نبودن سو‍ژه و موضوع خاصه.ملاقات و گفتگوهاي عادي بين نيكلاس و آلبوس توضيح داده شده.ولي با اينحال پست اصلا خسته كننده نيست.توضيح حالتها و رفتار عادي و صميمانه نيكلاس و ديالوگهاي ساده دامبلدور كه اسرارنسبتا مهمي رو در خودش پنهان كرده باعث جذاب شدن پست شما شده.

توضيحات زايد و اضافي در پست شما به چشم ميخوره كه فقط پست رو طولاني كرده و حذفشون لطمه اي به كل ماجرا نميزنه.مثلا قسمت آخر مربوط به قهر كردن سارا اوانز كاملا زايد و غير ضروري بود.

به طرز حرف زدن و رفتار شخصيتها كمي بيشتر دقت كنين.دامبلدور شما در هر جمله از يك فحش استفاده كرده.دامبل واقعي فحش ميداد؟اين كمي شخصيت دامبل رو غير واقعي و ساختگي جلوه داده.طوري كه خواننده ممكنه احساس كنه طرف مقابل نيكلاس هگريده نه دامبلدور.

پاراگراف بنديتون اشكال داره. در بعضي قسمتها بين ديالوگ و قسمتهاي ديگه فاصله گذاشتين و در بعضي موارد اين كارو نكردين.اين كار باعث شده پست در هم و شلوغ به نظر برسه.بهتره همه جا بين ديالوگ و توضيحات فاصله باشه.

از علائم بيش از حد استفاده كردين و اين پستتونو كمي شلوغ كرده.مثلا وقتي ميخواييم تعجب زيادشخصي رو نشون بديم اشكالي نداره كه از چند علامت تعجب استفاده بشه ولي شما اين كارو بيش از حد تكرار كردين و اين به زيبايي نوشته شما مخصوصا از نظر ظاهري لطمه زده.

قسمت مربوط به شرط دامبلدور براي دادن كار به ولدمورت از قسمتهاي جالب پست بود.خلاقيت شما قابل توجهه.

با كمي دقت بيشتر پيشرفت خوبي ميكنين.

موفق باشيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 8 فروردین 1387 18:58
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي پست شماره 120 خاطرات مرگخواران مورفين گانت

مورفين عزيز

از يك موضوع جديد و يك روش غير معمول در سايت براي زدن پستتون استفاده كردين و اين باعث شده پست شما متفاوت با بقيه پستها بشه و اونو جذابتر كنه.شما به موضوعي پرداختين كه جزو موضوعات اصلي كتابه ولي كمتر به اون توجه شده.
تعريف كردن داستان از زبان اول شخص باعث شده خواننده به خوبي حالات و احساسات هر دو شخصيت رو درك كنه.

شروع پستتون زيباست و سرما و تنهايي و درماندگي مورفين رو به خوبي نشون دادين:
نقل قول:
«سرما. همه جا سرده. جز صدای چک چک آب و جیر جیر موشها که تو دالان های مرطوب وتاریک می پیچه صدایی نمی شنوم. هر از گاهی صدای فریادی هم می پیچه ولی زود خفه می شه. تو یه سلول تاریک با در بسته ام. یادم نمی یاد چرا منو اینجا آوردن


پاراگراف بنديتون خيلي خوب بود.پاراگرافها با وجود اينكه كاملا از هم مجزا هستند به زيبايي به هم پيوند داده شده بودند.مخصوصا پاراگراف دوم و سوم.

شايد تنها ايراد كوچكي كه ميشه به پست شما گرفت پاراگراف چهارم باشه.تا پاراگراف چهارم همه چيز عالي پيش رفته بود ولي در اين پاراگراف كمي سريع پيش رفته بودين و همه چيز خيلي ناگهاني توضيح داده شده بود.با اين وجود اون ضربه اي رو كه لازم بوده و احتمالا هدف شما هم بوده به خواننده وارد نميكنه.با توجه به اينكه نقطه اوج پست همين پاراگراف بود بهتر بود روي اين پاراگراف كمي بيشتر كار ميشد ويا بيشتر توضيح داده ميشد.

با وجود اينكه از زبان محاوره اي براي نوشتن پست جدي استفاده كردين اين مورد اصلا خواننده رو ناراحت نميكنه البته شايد علتش تعريف داستان از زبان خود شخصيتها باشه ولي كمتر پيش مياد كه استفاده دائم از زبان محاوره اي در پست جدي توي ذوق نزنه ولي شما موفق به انجام اين كار شدين.

از علائم به خوبي استفاده كردين.

نشان دادن اين موضوع كه مورفين اصلا متوجه نشد كه آلبوس چه كاري را انجام داد به جذابتر شدن پست شما كمك زيادي كرده.

پايان پستتون به زيبايي آغازش بود.اين مورد باعث شده كه تاثير پست شما روي خواننده حفظ بشه.
نقل قول:
« داشتم خواب خونه رو می دیدم. پیرمرده کنار در وایساده و بهم زل زده. نفهمیدم چی می خواد ولی دیگه مهم نیست چون رفته. در سلول دوباره بسته شد. چقدر سرده... کاش می دونستم انگشتر کجاست.»

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 23 اسفند 1386 10:09
نمایش جزئیات
آفلاین
مرگخواران دريايي پيتر پتي گرو


پيتر عزيز من معمولابه پستها امتياز نميدم ولي حالا كه خودتون خواستين به پست شما(پست شماره87) از ده
چهار ميدم.البته اين نبايد شما رو نااميد كنه.به هر حال اين يه موضوع سليقه ايه.ولي پستاي شما اشكالات واضحي داره كه اگه رفع كنين خيلي بهتر ميشن.

قبل از هر چيز بايد بگم كه پستهاي شما پيشرفت كرده و نسبت به پستهاي اوليتون خيلي بهتر شده.اين كه به دنبال رفع اشكالاتتون هستين و از من امتياز خواستين نشون ميده كه ميخوايين بهتر هم بشن. اين مواردي كه اشاره ميكنم نتيجه برداشت من از همه پستهاي شماست نه فقط همين يكي.
اولين اشكالي كه در پستهاي شما توجه منو به خودش جلب كرد لحن پستتون بود كه از محاوره اي هم گذشته و به كوچه بازاري رسيده.استفاده از كلماتي مثل همشيره و آبجي و ننه شايد در جاهاي خاصي به زيبايي پستتون كمك كنه ولي استفاده بيش از حد باعث ميشه پستتون لوس و بي مزه از آب در بياد.بهتره كمي كمترش كنين.

موضوع پست هم خيلي مهمه.شما وقتي يه پست ميزنين يه جورايي سرنوشت اون تاپيك رو تعيين ميكنين.چون بقيه هم پست شما رو ادامه ميدن.براي همين بايد دقت كنين كه موضوع رو به كجا ميكشونين.بايد طوري باشه كه نفر بعدي علاقمند بشه كه پستتونو ادامه بده.بايد يه سوژه مشخص به نفر بعدي بدين .موضوع رو از مسير اصليش منحرف نكنين.البته براي اين موضوع كمي تجربه لازمه.وقتي موضوع به بعضي جاها كشيده ميشه و من ميدونم كه بعد از دو سه پست قراره داستان گره بخوره و نميشه بازش كرد مجبورم پستي رو كه سوژه رو منحرف ميكنه ناديده بگيرم كه اين اتفاق نيفته.

كم و بيش اشتباهات املايي دارين كه بهتره رفع بشن.

به جاي نقطه از سه نقطه استفاده نكنين.استفاده از سه نقطه جاي مخصوص خودشو داره.

پاراگراف بنديتون اشكال داره.ديالوگها رو كاملا از توصبفات ديگه جدا كنين.

يكي از مواردي كه من به همه تذكر ميدم درباره شخصيتهاست.خصوصيات اخلاقي شخصيتها رو تا جاييكه ميتونين در نظر بگيرين.مثلا بعضي جاها لرد بيشتر شبيه يه دلقك نشون داده شده.لرد مسخره بازي در نمياره.ديالوگهايي كه شما براي لرد نوشتين اصلا قابل باور نيستن.لرد مسخره بازي در نمياره.حرفاي خنده دار نميزنه.براي اين كار بهتره از يه شخصيت ديگه استفاده كنين.البته مسخره كردن لرد گاهي ميتونه جالب باشه.مثلا اشاره به كچل بودنش يا حتي انجام دادن كاراي احمقانه.ولي ديالوگهاي مسخره يا حرفهاي بيش از حد صميمي براي لرد اصلا جالب نيست.اين مورد رو در ديالوگهاي مرگخوارها به خوبي رعايت كردين.بهتره در مورد لرد هم رعايت بشه.
قسمتهاي طنز پستهاتون جالبه.از شكلك فقط در حد لزوم استفاده ميكنين.اين هم خيلي خوبه.اين نكات مثبت رو حفظ كنين.
اينا اشكالات كلي پستهاي شما بود.اگه رفع بشه بعدا به جزئيات ميپردازيم.

موفق باشيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 اسفند 1386 05:20
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي پست شماره 75 مرگخواران دريايي گابريل دلاكور

گابريل عزيز

اون عجب چيه اول پستتون نوشتين!!؟

اولين موردي كه در پست شما به چشم ميخوره استفاده از علامت تعجب به جاي نقطه است.بهتره در استفاده از اين علائم دقت بيشتري بكنيد.

بحث بين كوسه و پيتر و آلبوس و لرد و همچنين انتخاب بازي زو به عنوان راه حل از قسمتهاي جالب پستتون بود.
نقل قول:
زیر آب-
پیتر: قلپ! کوسه ی عزیز ، .. اِ ! اونجا رو ، کلاغ!
کوسه ِ : کو کو کلاغ؟
پیتر: اونا! نیگا کن! خب یه دقیقه برگرد!
کوسه : منو خر میکنی؟


نقل قول:
مدتی بعد-
لرد: زوووووووووووووووووووووووو!
البوس: زووووووووخخخخخخخخخ!
لرد: موهاهاهاها! پیرمرد ِ بی ناموس! آخه تو که کلنگ ِ قبرت میگه ونگ ونگ (!) چه به زو کشیدن؟
آلبوس: هین! هین! خوووخ!خخخخ!


توضيحات غير رول كه در پست ديده ميشه به زيبايي پستتون لطمه ميزنه.

نقل قول:
و به حالت تبلیغ های شامپو ، موهاشو میده عقب! ( با فضا سازی! )

باوجود اين فضاسازي طولاني و فوق العاده!!! پستتون فضاسازي كم داشت و از ديالوگ تشكيل شده بود.

روي هم رفته پست سرگرم كننده اي بود. گهگاهي توضيحات اضافي و ديالوگهاي غير ضروري وجود داشت كه شايد بهتر بود زده نميشد.
------------------------------------------------------------------------------
بررسي پست شماره 523 دژمرگ

نقل قول:
وای خدای من چه خشن!!

هوووم...حالا متوجه شدم اون عجب چي بود.ابراز احساسات نسبت به پست قبلي بوده.

پستهاي شما خيلي تكه تكه به نظر ميرسه.استفاده بيش از حد از ديالوگهاي كوتاه و خطها و فاصله هاي غير ضروري كه بين دو قسمت پستتون گذاشتين ظاهر پست رو شلوغ كرده.

نقل قول:
بلیز با وحشت به سمت اسیرا بر میگرده . یکی اون آخرا ( ردیفای آخر! ) کاغذی رو توی دستش گرفته! بلیز با چشمکی به اون پسر ازش میپرسه که کاغذ چیه و پسر چیزی نمیگه! اما خیلی شبیه هری پاتر بوده! ( نه اینقدر ضایه! ) و تریپ این دزدای بانک اسلحه که نداره، چوبدستی میکشه! بلیز که چهره اش به خشانت ِ گل رز شده بود (!) به سمت پسره میره و با یه لگد اونو پرتاب میکنه جلو.

قسمتهاي غير ديالوگ شما فرقي با ديالوگهاتون نداره.بايد توجه كنين كه خاطره تعريف نميكنين.براي همين بهتره توضيحات يا فضاسازيهاتون با اين لحن نوشته نشه.

باز هم علامت تعجب به وفور ديده ميشه.

نقل قول:
هری:
بلیز: هومم! نامه اس سرورم ، بخونم؟
لرد: اگه در این مکان یا زمان یا هرچی میگنجه بخون!
بلیز: وولدی داره یه سری طلسم میسازه که خطریه! .. هوم! تو کی هستی؟
پسره که شبیه پسر هریه!: من هیچکسم!
- اتفاقا منم ابلیسم!
- منم تهمم!()
لرد: ساکت! نا سلامتی سایت هری پاتری است! سایلنتیوس!
بلیز ، این پسره رو ولش کن بذار نفر بعدی! ازش داره خوشم میاد، سفیده..
بلیز: ارباب!

هوم؟اين قسمت خيلي گنگ و مبهم بود.من اصلا نفهميدم چي شد.نامه چي بود.پسره كي بود.چرا ولدمورت به نامه اهميتي نداد؟شما خودتون يه سوژه درست كردين و فورا به شهادت رسوندينش.قسمت نامه ميتونست سوژه خوبي براي نفر بعدي باشه..كاش ميذاشتين نفر بعدي ادامه بده و به اين سرعت سوژۀ نامه رو نابود نميكردين.
------------------------------------------------------------------------

بررسي پست شماره 117 خاطرات مرگخواران

نقل قول:
-یک دفتر هست که خیلی خیاره!

من چند بار ديگه بايد با خوندن خط اول پستهاي شما تعجب كنم؟خياره؟؟؟!!!عجب....
شروع پستتون خيلي ناگهاني بود.بهتر بود قبل از شروع درباره مكان و زمان و شخصيتهايي كه در حال صحبت هستن توضيح ميدادين.

توضيح مكان و نوع زندگي آلبوس جالب بود:
نقل قول:
آلبوس ، مانند بسیاری از سیاستمداران و بسیاری از پیران زندگی ساده ای داشت و نون و پنیر و پیتزا ی سبزیجات میخورد! آلبوس مردی ساده زندگی کن بود! او از تمامی هوس ها چشم پوشی میکرد جون عمه اش و هرگز با هیچ پسری به خصوص هری پاتر کاری نداشته است!


خوشبختانه در اين پست نشانه هاي كوچكي از فضاسازي ديده ميشه.سعي كنين كمي بيشترش كنين.

نقل قول:
( نکته: در واقع نویسنده حوصله فضاسازی نداره! )

بالاخره علتش مشخص شد.خوب پس خودتون متوجه هستين كه بيشتر پستهاتون فضاسازي كم داره.البته در اين پست فضاسازي به مقدار كم وجود داشت.لازم نيست همه چيز رو جزء به جزءتوضيح بدين.كافيه خواننده يه درك كلي از فضايي كه جريان در اون اتفاق ميفته داشته باشه.

آبشار نياگارا به خوبي هري پاتري شده.يك امتياز مثبت.

ديالوگهاي لرد با وجودنسبتا لوس بودن بامزه بود.
-----------------------------------------------------------------------------

بررسي پست شماره 19 زندگي به سبك سياه

ديالوگهاي كوتاه اينجا هم وجود داره ولي بي ربط يا اضافه نيست.

از اين علامت تعجب ها سرگيجه گرفتم!!!!!!!!!


نقل قول:
لرد به همراهی ِ عده ی کثیری از مرگخواران کنار جنازه ی مادام مالکین نشسته بودند. لرد لباس شب ها را نگاه میکرد و مدام بر خودش و مرگخوارانش لعنت فرستاده ، کروشیو ضمیمه میکرد! بلیز روی سر بارتی خوابیده بود و تنها کسی که بیدار بود به جز خود لرد گابریل بود که بیچاره بدبخت اینقدر اسمش تو هیچ پستی نبود سادیسم گرفت!

شما طنز متفاوت و جالبي دارين.تقريبا شبيه نوشته هاي رودولف مرحومه.بهتره اين نوع نوشتنتونو حفظ كنين.خيلي خوبه.


نقل قول:
مدتی بعد، که خیلی کوتاه بود و به سرعت سپری شد لرد متوجه شد که حق تقریبا با گابریل است و اگر بخوان منتظر به هوش اومدن مادام مالکین بشن ( البته بدون استفاده از ورد مخصوص! ) زمان رو از دست داده اند و شاید محفل ققنوس ، زودتر از اونا از برکین خرید کنند!

در اين چند جمله يك قسمت با لحن محاوره اي نوشته شده و يك قسمت نه.بهتره دقت كنين كه لحن پستتون در همه جايكسان باشه.

قسمت انفجار بمب هيجان انگيز و جالب بود. از شكلك زياد استفاده كردين.براي نشون دادن احساسات نيازي به استفاده از اين همه شكلك نيست.
----------------------------------------------------------
روي هم رفته پستهاي شماسرگرم كننده و جالبن.غلط املايي ندارين فقط گهگاهي اشتباهات تايپي به چشم ميخوره. بهتره در نوشتن حوصله بيشتري به خرج بدين و هر چي كه به ذهنتون رسيد فورا ننويسين.كمي روش وقت بذارين و فكر كنين.مطمئنا نتيجه خوب از آب درميادچون پستاتون پتانسيل لازم براي بهتر شدن رو دارن.شما استعداد طنز نوشتنو دارين.اشكالات كلي كه تقريبا در همه پستهاي شما ديده شد:
1-استفاده بي مورد از علامت تعجب
2-تكه تكه كردن و فاصله گذاري بي دليل در پست
3-بكار بردن لحن بيش از حد محاوره اي در توصيفات
4-استفاده از ديالوگهاي غير ضروري
5-تايپ نسبتاعجولانه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!