جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  102 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  214 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  221 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  310 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  211 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 تیر 1387 16:08
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ... یوهو ... کسی هست؟ منم ثبت نام می کنم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتی �
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 تیر 1387 15:55
نمایش جزئیات
آفلاین
درود من به اريانا دامبلدور !

ثبت نام من را براي شركت در اين دوره از مسابقات المپيك دياگون بپذيريد

با تشكر از زحمات شما در راستاي فعال سازي اين تاپيك !!!


متشكرم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 تیر 1387 15:09
نمایش جزئیات
آفلاین
منم آمادگی خودمو برای شرکت در مسابقات المپیک دیاگون اعلام می کنم.

بنابراین منم ثبت نام می کنم...

در ضمن آریانا زودتر مراحل مسابقه رو بده و زودتر شروع کن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: شنبه 8 تیر 1387 00:03
نمایش جزئیات
آفلاین
منم ثبت نام میکنم ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: جمعه 7 تیر 1387 23:45
نمایش جزئیات
آفلاین
در راستای حمایت از اعضای تازه وارد و همچنین گرفتن تخفیف ویژه از آلبوس دامبلدور جهت شرکت در کلاس های خصوصی! من اعلام آمادگی می کنم!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: جمعه 7 تیر 1387 20:09
نمایش جزئیات
آفلاین
به آلفرد:
آلبوس دامبلدور ، تا آخر اين هفته نتايج المپيك قبلي را اعلام خواهند كرد و قهرمان را مشخص ميكنند. از اين جهت خيالتون راحت باشه. در ضمن ، از اينكه ثبت نام كردي براي اين دوره ممنون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: جمعه 7 تیر 1387 18:07
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام

اول : من می خواهم ثبت نام کنم !

دوم : آریانا جان این طور که نمی شه حداقل المپیک قبلی رو خودت یا ناظران به پایان برسونید . کسایی که ثبت نام کردن همه شرکت کردن . اما نتیجه ای حاصل نشد . من خودم هم در المپیک قبلی سرکت کردم ولی هنوز نتیجه اش رو نگفتن . اگر این طور باشه اعضا می تونن بگن ممکنه این اتفاق تکرار بشه . با اینکه می دونم توسط فرد با مسئولیتی مثل تو تکرار نمی شه .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: جمعه 7 تیر 1387 10:44
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام دوستان:
ناظر كوچه ي دياگون ، به علت عدم فعاليت اين تاپيك ، مسئوليت فعاليتش رو به من سپردند.
المپيك جديدي در راه است.
هركسي كه مايله توي اين المپيك شركت كنه ، ميتونه ثبت نام كنه. يعني فقط اينجا بياد و بنويسه : من ميخوام ثبت نام كنم.
به زودي ، مراحل مسابقه هم اينجا نوشته ميشه.
موفق باشين.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: چهارشنبه 14 فروردین 1387 19:53
نمایش جزئیات
آفلاین
قطع - خلاقیت - تکان - ذخیره - نفوذ - طعم - سماجت - درمانگاه - مضحک - آغوش

خانم ویزلی هری رو در آغوشمیکشه و محکم اونو تکون(برگرفته از تکان )میده و میگه: اوه عزیزم تقصیر تو نیست که آرتور توی درمانگاههست.اصلاً هم فکرشو نکن اون خوب میشه.هری با ناراحتی گفت: ممنون خانم ویزلی...ممنون. و از آغوش خانم ویزلی خارج میشه و به طبقه بالا حرکت میکنه

در اتاق
هرمیون رو به هری میکنه و میگه: تو نباید این کار رو انجام بدی
هری : بس کن هرمیون ما باید به وزارتنفوذکنیم تا بدونیم لرد دنبال چی هست
رون: اما خطر ناکه
هری : بله میدونم خطرناکه ولی آخه کاریش نمیشه کرد.
هرمیون: خیلی خب حالا که شما روی این کارسماجتو پافشاری میکنید باشه منم یه نقشه دارم
هری و رون با سرعت رو به هرمیون کردند و گفتند: چی؟
هرمیون: ما خودمون رو جای افراد وزارت جا میزنیم و تغییر شکل میدیم
رون خنده ایی سر داد و گفت : خیلی مضحک و مسخره هست.
- اوه رون یکم اون فکرت رو بکار بنداز.یکم خلاقیت به خرج بده این بهترین کاره که میگم
هری : اما ما معجون تغییر شکل نداریم
هرمیون : چرا مودی داره و ما باید از اون بدزدیم
هری: ولی مودی گفتذخیرهمعجونش تموم شده
رون : چه خوب چون معجون مودی خیلی طعم بدی داشت

------------
دیگه از این بهتر نمیشد بنویسم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: چهارشنبه 14 فروردین 1387 14:05
نمایش جزئیات
آفلاین
قطع - خلاقیت - تکان - ذخیره - نفوذ - طعم - سماجت - درمانگاه - مضحک - آغوش

لبخند مضحکی بر روی لبان زشت و کج و معجوش به طور زننده ای نقش بسته بود ؛ در صدد بود تا با نگاهی خیره به شفاگری که باعث شده بود از مرگ نجات یابد بفهماند که هر چه زودتر باید از درمانگاه خارج شود ، چرا که تعدادی از جادوگران خراب کار قصد دارند سر او را از بدنش جدا و دستانش را قطع کنند ! نفوذ مرگخواران لرد سیاه در وزارت سحر و جادو آنان را وادار به این کار میکرد !

خلاقیت به خرج داد و به جای طلسم علنی شفاگر فضول و کسل کننده ، از جایش بلند شد ، تلو تلو خورد ، چیزی نمانده بود که روی بیماری که روی تخت مجاورش بستری بود بیفتد که شفاگر زبردست ، کش و قوسی به بدنش داد و به موقع توانست او را در آغوش بگیرد و از واژگون شدن تخت بیمار جلوگیری کند . دقیقا موقعیت باب میلش بود ، به آرامی چوبدستی ای که لحظاتی قبل از زیر تخت یکی از بیماران برداشته بود را به آرامی به سمت شفاگر گرفت و زمزمه کرد : کروشیو ! شفاگر تکانی خورد و با صورت روی تختخواب بیمارش سقوط کرد و باعث سرنگون شدن آخرین ذخیره معجون خواب شد ! فرصت خوبی بود ، با همان لباسی که در درمانگاه به تن کرده بود ، سمت درب خروجی دوید ، لحظه ای مکث کرد ، کوچه ناکترن را به خاطر آورد ، وجودش در هم پیچ و تاب خورد و لحظه ای بعد در انتهای کوچه ناکترن بود ! همان چیزی که ازش میترسید اتفاق افتاده بود ، آنها موفق شده بودند ماندانگاس فلچر را از بین ببرند ؛ به سمت جنازه او دوید ، قصد داشت با جیغ و فریاد او را به هوش آورد ، با سماجت بدنش را جا به جا کرد ، ولی تغییری در وضعیت او مشاهده نکرد ! با خود گفت : وای ، چقدر مایلم طعم شیرین مجازات شما رو بچشم ؛ باشد تا برای همگان عبرت شود !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1387/1/14 14:07:14
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری