جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 19 مرداد 1387 20:56
نمایش جزئیات
آفلاین
باران به آهستگی روی زمین می ریخت. کف آسفالت شده ی خیابان نمدار شده بود و نور ابرها را ساطع میکرد. باران شدیدی می بارید. از خانه های آن کوچه نیز اب باران سرازیر شده بود و رد آن روی دیوار های آن ها می ماند.

گابریل در کوچه حرکت میکرد. میدانست که باید زودتر از ساعت هشت به خانه برسد، چند کوچه بالاتر باید میرفت. آن وقت میتوانست آپارات کند و راحت به خانه برسد. کوچه بسیار خلوت بود، کم کم سرمایی عجیب را حس میکرد. آن هم وسط تابستان! به نظر میرسید، جبهه ی بزرگی از هوای سرد به سمت آنها می آمد.

دستانش را در جیب کتش فرو برده بود. آنقدر دستانش یخ زده بود که بی اختیار درونش جیبش آنهارا فشار میداد،طوری که نزدیک بود سوراخ شود. بی صدا قدم بر میداشت و افکارش مغشوش بود .. همان لحظه از خانه ی ریدل به چند خیابان پایینی آمده بود، آن هم با رمز تازی به شکل گردنبند لرد..

صدای وحشتناک و خشمگین او در گوشش میپیچید : " بهتر نبود به من هم خبر میدادی که چه گندی زدی ؟ " و بعد چهره ی لرد در مقابل چشمانش به وضوح دیده شد. چهره ی خشمگین او که فریاد میکشید و سپس با به یاد آوردن طلسم شکنجه گری که اجرا کرده بود از حرکت ایستاد..

دردش را هنوز حس میکرد.. تمام استخوان هایش، گویی سوراخ شده بودند و او در برابر ولدمورت همچنان نشسته بود و جرات نداشت هیچ حرکتی بکند ، تا اینکه لرد به او گفته بود . " از خونه ی ریدل گم شو بیرون، تو اخراجی ! " و سپس یادش آمد که چطور از زمین کشان کشان به سوی رمز تاز شتافته بود .

حسی بد و عجیب داشت. احساس میکرد چشمانی مراقب او هستند، و لحظه ای بعد با دیدن دو نفر که وارد کوچه شدند از ترس نفسش را در سینه حبس کرد. به نظر میرسید، افراد مستقیم به سوی او می آیند. آنقدر از درد طلسم های شکنجه گر ولدمورت خسته و شعیف شده بود ، که برای طی کردن آن کوچه حداقل یک ساعت زمان میخواست..

دو پیکر شنل پوش به سوی او می آمدند. گابریل سرش را پایین انداخت و سعی کرد سرعتش را بیشتر کند. از کنار آن دو که می گذشت، زیر چشمی به آن دو نگاه کرد. یکی از آنهارا شناخت و نفسش در سینه حبس شد. سرعتش به طور ناگهانی و محسوسی دو برابر شد. با اولین نگاه، لوسیوس مالفوی را شناخته بود.

سعی میکرد به هیچ چیز فکر نکند، حتی آن سرمای بی سابقه در آن وقت از تابستان .

ـ بزنش لوسیوس!
صدای زنانه را تشخصی داد و به سرعت برگشت.
« آوداکداورا ! »
گابریل به سرعت خودش را روی زمین انداخت. میدانست که کارش تمام خواهد شد! خودش را روی زمین کشید و به سوی میوه های یک میوه فروشی پرید. میوه فروش را در آن نمی دید. ناگهان نگاهش به جسد پیرمردی افتاد و بلافاصله، دو پیکر شنل پوش دیگر را در تاریکی تشخیص داد .

« اوری؟ .. روکوود ؟ »
« سر جات واستا دلاکور، به نفع خودت میشه. »
ورد زرد رنگی از کنار گوشش گذشت. سرش را به سرعت برگرداند و موهایش روی صورتش ریخت. برای یک لحظه نفهمید چه شد، فقط ضربه ی محکمی را حس کرد و لحظه ای بعد پشتش محکم به زمین ِ خیس و سنگی کشید.

« آخ ! »
و تنها کاری که از دستش بر آمد این بود که فریاد کمکی سر دهد. روکوود گردنش را محکم گرفت و چوبدستی اش را بلند کرد. قبل از اینکه کاری از دستش بر بیاید؛ وردی به او خورد و چوبدستی اش چند متری آن طرف تر افتاد.

شخصی دوان دوان به سوی آنها دوید ولی وردی سبز رنگ به سوی او نیز نشانه رفت و به او خورد. گابریل خودش را روی زمین به سوی آن پیکر کشید که بی حرکت روی زمین افتاده بود، و با آخرین توانی که در وجودش بود او را صدا زد ..
« بارتی! »

اما پیکرش بی حرکت همچنان افتاده بود. روکوود نز جلوی پایش بود. وردها قطع شده بود، در عوض هر سه پیکر بالای سرش ایستاده بودند. سرش را به سوی او برگرداند، لوسیوس.. به چشمانش خیره شد. هیچ ذره ای از رحم در چشمان او و بلاتریکس نبود..

با زحمت پرسید: « از من چی میخواید ؟ »
لوسیوس چوبدستی اش را به سوی گابریل گرفت و گفت:
« ما از تو جونت رو میخوایم.. !»
« من کاری نکرده ام، مالفوی! چرا میخواید من رو بکشید؟ »
« بهتره ندونی گابریل؛ استیوپفا..»
« پروتگو! »

فریاد لوسیوس ورد بلاتریکس را خنثی کرد. لوسیوس به او نگاه کرد و گفت :
« لرد خواسته بود من اون رو بکشم! »
« لوسیوس کار رو تموم کن! هیچ فرقی بین ما نیست! »

دوباره چوبدستی اش را بلند کرد؛ اما برای بار دوم با لوسیوس مواجه شد. وقتی آن دو بحث میکردند گابریل از زمین بلند شد.. دستش به چوبدستی اش گرفت. آنرا به سرعت بیرون کشید و به سوی اوری گرفت.

« استیوپفای! »
اوری نیز آماده ی حمله شده بود، اما نتوانست کاری انجام دهد و با ورد او بیهوش شد. گابریل پا یه فرار گذاشت، قبل از اینکه بفهمد لوسیوس نیز آماده ی حمله به او شده است. با تمام دردی که در بدنش بود فرار میکرد و میدوید. از کنار جسد بارتی نیز گذشت و وردهای لوسیوس و بلاتریکس را نیز پشت سر گذاشت.. باورش نمیشد؛ حالا چند کوچه بالاتر از جنازه ی بارتی بود.

به پشت سرش نگاه کرد و لوسیوس را دید که برای آخرین بار چوبدستی اش را بلند کرده بود؛ و بعد .. لحظه ای بعد او غیب شد و دم در خانه اشان ظاهر شد. به سوی در خانه دوید و در راه سکندری خورد. هنوز احساس میکرد در امنیت نیست.. و قفط، با شنیدن ِ صدای بسته شدن در قلبش آرام گرفت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 19 مرداد 1387 16:22
نمایش جزئیات
آفلاین
نمرات جلسه سوم دفاع در برابر جادوی سیاه!

ریونکلاو: 28 => 5.6 => 6
گابریل دلاکور: 28
نقل قول:
طراحان سوال بیماری کرم داشته اند

به خاطر این جمله دو نمره ازت کم شد!

گریفیندور: 25 => 5 => 5
پرسی ویزلی: 25

هافلپاف: 25 => 5 => 5
پیوز: 25


نمرات المپیادِ میان ترم دفاع در برابر جادوی سیاه!

گابریل دلاکور: 25

آلفرد بلک: 27

لیلی پاتر: 25

پیوز: 27

پرسی ویزلی: 26.5


با عرض معذرت به خاطر دیر کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 22:27
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه چهارم دفاع در برابر جادوی سیاه

درک در کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه رو باز می کنه، صب می کنه تا سطل آبی که روی در گذاشته شده بریزه و بعد در حالی که با یه ورد اثری لیزدهندگی مفرط آب رو از بین می بره و وارد کلاس میشه.
- ریپارو!
صدای چق کوچکی میاد و پایه صندلی شل شده سر جاش محکم میشه. درک صندلی تعمیر شده رو با ذره بین بررسی می کنه و وقتی 666 تا سوزنی رو که توش کار گذاشته شده، تک تک بیرون می کشه، صندلی رو چک می کنه تا مطمئن شه که ورد "خودجاخالی دهی" روی اون اجرا نشده و بعد آروم روی صندلی میشینه.
دانش آموزا از گرفتار شدن درک به تله هاشون ناامید میشن ولی در همون لجظه، بارتی چوبدستش رو وارد دهن خودش می کنه و ورد "نارنجکیوس!" رو می خونه و بعد به طرف درک شیرجه می زنه! همه از حرکت آنتاحاری بارتی شکه میشن و اماده میشن که شاهد انفجار درک و بارتی باشن ولی درست در آخرین لحظه، کشوی میز درک باز میشه و بله درست حدس زدید، دلقک میز بیرون می پره و چکش می کوبه تو سر بارتی.
بارتی:

درک شروع می کنه به درس دادن:
- در امروز راجع به جادوگرهای سیاهه!
بعد به سطل آب و سوزن ها و سایر بقایای تله هایی که دانش آموزا براش گذاشته بودن اشاره می کنه و ادا میده:
- همه تون می تونین جلوی آینه بایستید و توصیف و توضیح یه جادوگر سیاه رو کامل ببینید! تکلیف جلسه بعد هم اینه که جلوی آینه بایستید و خودتون رو توصیف کنید!
-
- خیلی خب، شوخی کردم، به طور کلی جادوگر سیاه به کسی گفته میشه که از طلسم ها، معجون ها یا تله های سیاه استفاده کنه، موجودات سیاه رو پرورش بده یا نگه داری کنه یا به نوعی از این موارد برای صدمه یا آسیب زدن، کشتن یا ترسوندن دیگران استفاده کنه.
پرسی با قیافه ای متفکر میگه:
- یعنی کینگزلی شکلبولت یا بقیه سیاه پوستا جادوگر سیاه نیستن؟
درک نگاه عاقل اندر سفیهی با پرسی میندازه و میگه:
- خب لرد هم خیلی سیفیت میفیته ولی دلیل نمیشه جادوگر سفید باشه که!
بعد سر جای خالی بارتی کنار گابریل میشینه و ادامه میده:
- می تونید کتاب تاریخ جادوتون رو باز کنید و اسم یه گله جادوگر سیاه رو پیدا کنید! کسی می دونه اولین جادوگر سیاه کی بوده؟ بله سیریوس.
- آرتور بلک اولین فرد از خاندان اصیل و جادوگر بلک بوده و در نتیجه اولین جادوگر سیاه!
- گفتم اولین جادوگر سیاه نه اولین فرد از خاندان بلک!
پرسی جواب میده:
- سالازار اسلایترین!
و همه کلاس با سر حرف اون رو تایید می کنن.
درک با چوبدست به کیفش اشاره می کنه، کتابی بیرون میاد و به اندازه تابلوی کلاس بزرگ میشه و خطی از اون پررنگ و خوانا میشه:
"هلگا هافلپاف، راونا ریونکلاو، سالازار اسلایترین و گودریک گریفیندور اولین جادوگران سفیدی هستند که در..."
- همین طور که می بینید سالازار نه تنها جادوگر سیاهی نبوده بلکه سفید هم بوده! کسی دیگه ای نمی دونه؟
دانش آموزا که فک می کردن جواب درست رو گفتن همه ساکت میشن و دستشونو میارن پایین. درک زیر گوش گابریل میگه:
- جوابش سالازار اسلایترینه!
گابریل: سالازار اسلایترین
کلاس:
درک نگاه خشمگینی به کلاس میندازه و میگه:
- تا چند وقت پیش سالازار رو از جادوگران خوب می دونستند ولی از وقتی عله ثابت کرد که سالازار یه باسیلیسک پرورش داده، اون رو به عنوان یه جادوگر سیاه معرفی کردن و معمولا اولین جادوگر سیاه رو سالازار اسلایترین می دونن. البته این به این معنی نیست که سالازار اولین جادوگر سیاه بوده بلکه اولین جادوگر سیاهی بوده که اسمش توی تاریخ ثبت شده. حالا دیدید گابریل درست گفته؟
- خب منم همینو گفتم!
- با من بحث نکن پرسی! اینجا من استاد و تو دانش آموزی! فهمیدی یا یه مقدار درس عملی هم به تدریس این جلسه اضافه کنم؟
-
- همون طور که گفتم در طول تاریخ جادوگرهای سیاه زیادی بودن. معمولا هر ده سال یه رای گیری میشه و سیاه ترین جادوگر تاریخ رو انتخاب می کنن. توی دوره های اخیر لرد ولدمورت همیشه این مقام رو بدست می آورد ولی با توجه به درگذشت دامبل و همچنین گذشت زمان و به سن رای رسیدن نسل جدید جادوگرها، پیش بینی در دوره بعدی این مقام به آلبوس دامبلدور تعلق بگیره!
اینیگو ایماگو از ته کلاس بلند میشه و با عصبانیت میگه:
- باب تو که گند زدی به رولپلیینگ! دامبل از کی تا حالا جادوگر سیاه شده؟
- بوقی سر و صدا نکن، آخر کلاس از پرسی بپرس تا روشنت کنه دامبل جادوگر سیاه هست یا نه!
درک نگاهی به طول پستش میندازه و متوجه میشه که کم کم باید سر و ته قضیه رو بهم بیاره و میگه:
- به عنوان آخرین نکته باید بگم که هر کس یه کار بد بکنه یا یه تله کوچیک بذاره رو جزو جادوگرهای سیاه حساب نمی کنن و برای اینکار یا باید از جادوهای سیاه خطرناک استفاده کرده باشه یا از جادوهای سیاه زیادی استفاده کرده باشه. آخرین دسته جادوگرهای سیاه مرگخوارها بودن و جوجه موجه هایی مثل اوباش هاگزمید یا اوباش کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه که تو کلاس تله میذارن جادوگرسیاه به حساب نمیان.
بعد به بارتی کراوچ اشاره می کنه و میگه:
- برای اینکه جادوگر سیاه به حساب بیاید باید حداقل دو جلسه متوالی یه نفر رو بفرستید درمانگاه!

------------------------------------------
رولی بنویسید که در آن فرد یا افرادی با یک یا چند جادوگر سیاه روبرو شود.
* این فرد(یا افراد) و جادوگر(های) سیاه هر کسی می توانند باشند.
* نتیجه این روبرویی می تواند یک دوئل، یک تعقیب و گریز، یک باج گیری یا هر چیز دیگری باشد.
* جدی یا طنز بودن رول فرقی ندارد.



نمرات جلسه سوم و امتحان میان ترم بعدا زده می شوند، چون هم باید امتحان رو تصحیح می کردم و هم پست ها رو نمره میدادم یه مقدار طول می کشه به خصوص که اکثرا هم روز آخر پست تکلیفشون رو زدن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 17:48
نمایش جزئیات
آفلاین
امتحان میان ترم:

1- شش موجود سیاه خطرناک نام ببرید.
سگ سیاه - کلاغ سیاه - گربه سیاه - سایه سیاه - مار سیاه و خطرناک ترین اونا مورچه سیاه!

2- توضیح دهید که اگر یک کلاغ سیاه، آرم دانش آموزی شما را بدزد، چه اتفاقاتی ممکن است برای شما بیفتد؟ (1.5 نمره) در این حالت شما چه کاری می بایست انجام دهید؟

اونوقت دیگه کسی نمی دونه کا ما دانش آموز هستیم و دیگه نمی تونیم در کلاسای هاگوارتز شرکت کنیم چون کسی بدون کارت نمی تونه بفهمه که ما دانش آموزیم. باید بریم پیش کلاغ سیاه و آرممونو پس بگیریم.

3- با چه چیزهایی می شود با یک مار سیاه مقابله کرد؟ سه مورد نام ببرید .

با چیزهای سنگین تا مار له بشه. مثل کتاب پر محتوا - تلویزیون - اژدها - گاو و چکش.

4- "سیاهی" چیست؟ مثال بزنید

وقتی ما چیزی رو به صورت سایه می بینیم و نمی تونیم تشخیص بدیم که چیه سیاهی گفته میشه.

5- چند نوع تله جادویی وجود دارد؟ نام ببرید
ما سه نوع تله ی جادویی داریم. تله ای که بلافاصله اثر می کنه - زمان میبره تا عمل کنه - اصلا عمل نمی کنه.

6- هر کدام از تله های زیر جز کدام یک از انواع تله های جادویی هستند؟ چرا؟

الف) چوبدستی های تقلبی فرد و جرج که به عروسک تبدیل می شوند: به دلیل اینکه ما اول اونو به شکل چوبدستی می بینیم و یهو تبدیل به عروسک میشه پس از نوع زمان می بره تا عمل کنه هست.

ب) آکرومانتالایی(عنکبوت غول پیکر) که در هزارتو(خان سوم کتاب چهار) سر راه هری قرار گرفت: چون همون موقع که مارو می بینه حمله می کنه پس از نوع اول و بلافاصله عمل کنندس.

ج) کلیدهای بالدار که در کتاب اول(سنگ جادو) هری می بایست یکی از آنها را برای باز کردن می گرفت: تنها کارشون این بود که قاطی شن. پس از نوع سوم و اثر ندارست.

د) بلایی که در جلسه سوم تدریس بر سر بارتی کراوچ آمد: چون بدون هیچ درنگی بارتی صدمه دید پس از نوع اول و بلافاصله اثر می کنه هست.

7- یک مورد استفاده برای هر کدام از انواع تله ها نام برید .

تله ای که بالافاصله عمل میکنه مثل سنگ پرتاب کردن به سمت پرنده که بلافاصله پرنده فرار می کنه.

تله ای که زمان می بره تا اثر کنه مثل ریختن سم در نوشیدنی که تا اثر سم روش عمل کنه کمی زمان می بره.

تله ای که اثر نمیکنه مثل پنهان کردن خودمون در مسنجر که در نهایت بازم ملت می فهمن و هی پیام می فرستن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 17:12
نمایش جزئیات
آفلاین
امتحان میان ترم

1- شش موجود سیاه خطرناک نام ببرید.

مورچه سیاه، گربه سیاه، سگ ساه، سایه ی سیاه !مار سیاه، گوزن سیاه، کلاغ سیاه ، جوجه اردک زشتو سیاه و تخته سیاه و سقه سیاه

2- توضیح دهید که اگر یک کلاغ سیاه، آرم دانش آموزی شما را بدزد، چه اتفاقاتی ممکن است برای شما بیفتد؟ (1.5 نمره) در این حالت شما چه کاری می بایست انجام دهید؟

آرم دانش آموزی مثل کارت شناسایی مدرسه هست . با گم کردن اون می توانند ما را دیگر جزو شاگر های هاگوارتز به حساب نیاورند و ممکن است اساتید دیگر به ما نمره ندهند و از تحصیل محروم شویم . باید به دنبال کلاغ برویم و اون را که در لانه اش پنهان کرده پس گرفته !

3- با چه چیزهایی می شود با یک مار سیاه مقابله کرد؟ سه مورد نام ببرید .

با اشیای سنگین که به مار فشار وارد می کنند ! مثل همر ( چکش ) کامپیوتر ، کتاب ها قطور ، پاره سنگ و کراب و گویل و حتی دست عمو ورنون که خیلی سنگینه !

4- "سیاهی" چیست؟ مثال بزنید

موجودی که با چشم های غیر مسلح دیده نمی شود و نمی تواند آن را دید و یه جورایی استتار کرده در سیاهی موجودات اینگونه سیاه هستند مثل حیوانی که در تاریکی شپ و سایه ها پنهان می شود ! مثل اسب تک شاخی که در تاریکی پنهان می شود یا دامبلدور که در گوشه های تاریک راهرو ها پنهان می شوند !

5- چند نوع تله جادویی وجود دارد؟ نام ببرید
سه نوع تله بلافاصله اثر کننده ، به تدریج و کمکم اثر کننده ، اثر نمیکند .


6- هر کدام از تله های زیر جز کدام یک از انواع تله های جادویی هستند؟ چرا؟
الف) چوبدستی های تقلبی فرد و جورج که به عروسک تبدیل می شوند:به تدریج اثر می کنه چون در موقعی که اون رو به کسی می دهیم شکل چوبدستی است ولی بعد به شکل چیزهای دیگر در می آید

ب) آکرومانتالایی(عنکبوت غول پیکر) که در هزارتو(خان سوم کتاب چهار) سر راه هری قرار گرفت: بلافاصله عمل کننده چون در همون موقع مانع پیشرفت هری شد !

ج) کلیدهای بالدار که در کتاب اول(سنگ جادو) هری می بایست یکی از آنها را برای باز کردن می گرفت: اثر نکننده ! چون فقط باعث شد هری کمی دیر تر به هدفش برسد و باعث پرت شدن حواس او شدند فقط !

د) بلایی که در جلسه سوم تدریس بر سر بارتی کراوچ آمد: بلافاصله اثر کننده ! چون بلافاصله به بارتی صدمه زد !

7- یک مورد استفاده برای هر کدام از انواع تله ها نام برید .
تله ای که بالافاصله عمل میکنه مثل گردنبند اسلیترین
تله ای که به تدریج عمل میکنه مثل ریش دامبلدور و تله ی شیطان خان اوله کتاب یک !
تله ای که اثر نمیکنه مثل رمز ورود به تالار گریفندور و عبور از بانوی چاق !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 15:40
نمایش جزئیات
آفلاین
امتحان



1- شش موجود سیاه خطرناک نام ببرید.
یک : مورچه سیاه
دو : سیریش سیا
سه : کلاغ سیاه
چهار : گربه سیاه
پنج : سایه سیاه
شش : مار سیاه


2- توضیح دهید که اگر یک کلاغ سیاه، آرم دانش آموزی شما را بدزد، چه اتفاقاتی ممکن است برای شما بیفتد؟ (1.5 نمره) در این حالت شما چه کاری می بایست انجام دهید؟
آرم دانش آموزی در واقع مهر تائیدی برای دانش آموز بودن ما در خود هاگوارتز و در وزارت سحر و جادو هست که در صورت گم شدن نه از نظر هاگوارتز و نه از نظر وزارت به رسمیت شناخته نمیشیم و نمیتونیم تحصیلمون رو ادامه بدیم . در واقع شبیه چیزی مانند شناسنامه در دنیای ماگلی هست . و تنها راه باز پس گرفتنش این هست که تا زمانی که کلاغ رو میبینیم اون رو پس بگیریم .


3- با چه چیزهایی می شود با یک مار سیاه مقابله کرد؟ سه مورد نام ببرید .
با وسایلی که مثل یک ضربه زننده عمل میکنند ، مانند : چکش ، سنگ ، کتاب سنگین و ...


4- "سیاهی" چیست؟ مثال بزنید
به موجودی گفته میشه که قابل رویت کردن نباشه و در نتیجه موجودی که این خصوصیت رو داره موجود سیاه هست . مثل سانتوری که در تاریکی حرکت میکنه و دیده نمیشه !


5- چند نوع تله جادویی وجود دارد؟ نام ببرید
سه نوع تله هست .
1- بلافاصله اثر کننده
2- به تدریج اثر کننده
3- اثر نمیکند !
که مورد یک در تکلیف آورده شد


6- هر کدام از تله های زیر جز کدام یک از انواع تله های جادویی هستند؟ چرا؟
الف) چوبدستی های تقلبی فرد و جورج که به عروسک تبدیل می شوند: جزو تله های به تدریج اثر کننده ، چرا که همونطور که گفته شده چوبدستی هستند و زمان استفاده به عروسک تبدیل میشن

ب) آکرومانتالایی(عنکبوت غول پیکر) که در هزارتو(خان سوم کتاب چهار) سر راه هری قرار گرفت: جزو تله های بلافاصله اثر کننده چون تدریجی در اثرش وجود نداشت و بالافاصله با هری مبارزه کرد .

ج) کلیدهای بالدار که در کتاب اول(سنگ جادو) هری می بایست یکی از آنها را برای باز کردن می گرفت: جزو تله هایی که اثر نمیکند ، چرا که کاری نمیکردند به جز اینکه کلید اصلی رو بین خودشون پنهان کنن و منحرف کنن

د) بلایی که در جلسه سوم تدریس بر سر بارتی کراوچ آمد: جزو تله های بالافاصله اثر کننده چون به سرعت میز به بارتی صدمه زد .


7- یک مورد استفاده برای هر کدام از انواع تله ها نام برید .
تله ای که بالافاصله عمل میکنه مانند چشم های باسیلیسک که در جا باعث خشک شدن دانش آموزان میشد .
تله ای که به تدریج عمل میکنه مثل انگشتر مارولو که دامبلدور رو بعد از یکسال میکشت .
تله ای که اثر نمیکنه مثل صحنه سازی ای که اسلاگهورن بعد از ورود دامبلدور و هری به خونش کرد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1387/5/14 15:44:12
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 15:10
نمایش جزئیات
آفلاین
رولی بنویسید در مورد فردی که دچار تله (یا تله های) جادویی شده و گرفتار شدنش به تله ها یا خلاص شدنش رو شرح بدید .


تق !

پرسی که دیگه برخورد ارول با پنجره و در و دیوار براش کاملا عادی شده و از این بابت خیلی خوشحاله که اون رو به رون بخشیده ! به سمت پنجره حرکت میکنه و با عصبانیت جغد رو جلو میکشه و با عجله کاغذ پوستی نسبتا جدیدی رو که با دقت به پاش بسته شده رو باز میکنه و بدون اینکه فکر محبت به سرش بزنه ، از همون طبقه دوم جغد رو پرت میکنه بیرون که برای خودش بره دنبال موش و آب و این چیزا !

در حالی که سعی داره به کاغذ پوستی لطمه ای نخوره ، با دقت گره نخی که دورش بسته شده رو باز میکنه و روی میز کارش قرار میده ، روی صندلی میشینه و اون رو به میز نزدیک میکنه و عینکش رو از روی کتاب " فلسفه های وزارت سحر و جادو " که تا دقایقی پیش محو مطالعه نظرات فلاسفه وزارت بود بر میداره و به چشم میزنه و شروع به خواندن خط نازک و ظریف نویسنده نامه میکنه :


کلاس
پرسی عزیز ، من ساعت 2 نیمه شب منتظرت هستم ، این نامه رو برای این فرستادم که بهت اطلاع بدم نمیتونیم جلسه امشب رو توی دفتر مدیریت برگزار کنیم و مجبوریم در کلبه هاگرید که البته از قبل هم باهاش صحبت کردم باشیم ... در واقع پروفسور مک گونگال به خاطر اینکه معاون هاگوارتز هست نظرش اینه که باید یه حقی از دفتر مدیریت داشته باشه و ساعت 1 نیمه شب با دوشیزه دلاکور جلسه خصوصی داره !

قربانت
آلبوس پرسیوال برایان دامبلدور



لبخندی روی لب هاش نقش میبنده ، نامه رو تا میکنه و توی کشوش که دیگه الان کاملا مملو از نامه های دامبلدور شده میندازه و به ادامه مطالعه میپردازه ... بالای کتاب نوشته شده : " فلسفه های وزارت سحر و جادو ، نوشته آلفرینوس فلاسف ، صفحه 6489 "



1 نیمه شب

با کلی تیپ خاص و این حرفا مقابل آیینه ایستاده بود و با دقت موهای سرخ رنگش رو مرتب میکرد که متوجه شد به قراره ملاقات نزدیک میشن ... با عجله رداش رو مرتب کرد ، چوبدستیش رو از روی میز قاپید و برای آخرین بار به آیینه نگاه کرد . چشمانش را بست و به هاگزمید فکر کرد . چرخید و چرخید و باز هم آن احساس گذر از یک لوله بلند و باریک را داشت ! ... لحظه ای بعد در هاگزمید ایستاده بود ! هوا سرد بود و موجود زنده ای دیده نمیشد ؛ با عجله به سمت محوطه هاگوارتز و کلبه هاگرید حرکت کرد .



مقابل کلبه هاگرید

لبخند شیرینی روی لب هایش نقش بسته بود که در عرض یک لحظه روی لبهایش خشک شد ! باورش نمیشد ... امکان نداشت ! اجساد بسیاری مقابل کلبه وجود داشت که به نظر میرسید توسط وسیله ای ماگلی به قتل رسیده اند . خواست به جلو حرکت کند که با صدای مجسمه نسبتا بزرگی که لحظه ای پیش سر از زمین بیرون آورده بود متوقف شد !

- برای چه کاری به اینجا اومدی ؟! موهاهاهاااااا !

بدون اینکه مکثی کند جواب داد : برای برگزاری جلسه خصوصی با آلبوس دامبلدور !

مجسمه با حالت هشدار آمیز لرزشی کرد و به درون زمین فرو رفت .

لحظه ای بعد آلبوس دامبلدور که ردای سبز رنگ جدید و باوقاری به تن کرده بود از کلبه خارج شد و با دیدن چهره متعجب پرسی بدون اینکه منتظر سوالی بماند گفت : اممم ... این یه تله بود ! میخواستم فقط کسایی که برای من ارزش قائل میشن و در این راه از هیچ چیزی نمیترسن به جلساتم بیان ... و نگاهی به اجساد پسرها کرد و با لحن تلخی ادامه داد : ولی اینا برای من ارزش قائل نشدن ... بازم ما دو تا رسیدیم به هم بیا تو کلبه عزیزم ... بیا !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: چهارشنبه 9 مرداد 1387 16:14
نمایش جزئیات
آفلاین
سرسرای بزرگ هاگوارتز
قبل از عمل !


سرسرای بزرگ در سکوت فرو رفته بود. سکوتی سرسام آور، همه ی بچه ها سرجای خود بی حرکت میجنبیدند و با نگاه های خیره ای چشمانشان را بسته و گوش میدادند. به صدای مک گونگال:

- کوچولو ها ..
دیش! بومب! گومپ! زاپالاخ!
تصویر تغییر اندازه داده شده

«« توجه! این شکل مثل تام و جری هست و اینا ! »»

مک گونگال فنا میشه و سپس مدیریت مدرسه به سمت این پیرزن میدوئه. وزیر سحر و جادو نیز در همون لحظه از غیب ظاهر میشه و بالای سر مک گونگال میره.

وزیر: این خانم در راه خدمت به جادوگرها و دنیای جادویی جان خودش رو از دست داد؛ برای خانواده اش گل بفرستید!

استرجس پادمور از روی صندلی مدیریتی اش بلند شد و به جای مک گونگال شروع به صحبت کرد:

- امروز از منطقه امتحان نیم ترم سراسری دفاع در برابر جادوی سیاه دارید! این یک نیم ترمه المپیاد مانند ! با سوال هایی بسیار سخت و گولاخ هست! طراحان سوال بیماری کرم داشته اند، و میخواستند که شما مثل هیپوگریف تو گِل بمونید!

همهمه ای سرسرا رو در بر گرفت!

دانش آموز شماره 1: بچه ها این به ما گفت هیپوگریف!
دانش آموز شماره 2: امتحان؟ المپیاد؟نیم ترم؟ این ناعادلانه اس! من نمیخوام شکنجه بشم! اونا اجازه ندارن از اعمال نابخشنودی استفاده کنند!
دانش آموز شماره 3: من تحریم میکنم! هاگوارتز اجازه نداره.. کنترل اف و پنج!
دانش آموز شماره 2: بوقی کنترل+ اف پنجه!
دانش آموز شماره یک: بچه ها این به ما گفت هیپوگریف.

- جدی اف پنج + کنترل ؟ من تاالان کنترل+ آلت+ دیلیت میزدم! بگو چرا کامم بوقیده!
- منم تا الان شیفت و کنترل میزدم رمز ِ سیمز *می اومد! (The Sims)

هاگوارتز، در حین برگذاری المپیاد ِ نیم ترم
بعد از عمل !

- امتحان دیگه شروع میشه. تا دوثانیه ی دیگه. یک .. دو.. سه !

بچه ها همگی با هم ورقه های امتحانی را برگرداندند. ورقه ها ابتدا سفید بود وسپس سوالات روی آن پیدا شد. دوربین به سمت تک تک آنها رفت و روی کله ی بوری ایستاد! گابریل که چشمانش اطراف را می پایید و با سه دستش در تلاش بود که خودکار جادویی با جوهری که خودش مینوشت را از جیبش در بیاورد.

به سرعت این کاررا انجام داد. اما این عمل از دید یک نفر پنهان نماند. استاد دفاع در برابر جادوی سیاه .. درک به سمت استرجس دوید و روبروی او ایستاد.

- چیه بوقی؟ مگه نمیبینی کار دارم؟ نمیخواد امروز تدریس کنی لینک کلاس رو ندارم!
- چی میگی واسه خودت. من همین الان به یک مسئله پی بردم!

- !

- گابریل دلاکور رو نگاه کن بوقی!

استر از روی شانه ی درک به گابریل نگاه کرد، که بر اثر تمرین حالا میتوانست با چشم چپ به ورقه ی سمت چپی و با چشم راست به ورقه ی سمت راستی اش نگاه کند. ( مردم واسه تقلب چه کارها که نمیکنن! )

استر: ایول چه کار گولاخی! من نمیتونم چشامو این طوری کنم.
استر در تلاش بود تا یکی از چشمانش به سویی و دیگری سویی دیگر برود که در نتیجه چهره اش به این حالت در آمده بود :

درک: بوقی، اون داره تقلب میکنه! جوهرش رو نگاه کن.
استر: .... ( داره نگاه میکنه .) !!!! ( نگاهش تموم شده! )
درک: دیدی راست گفتم! بوقی یه کاری بکن.
استر: الان میرم یه کاری کنم. دست من رو بگیر.

درک دستش را دراز کرد و دست استرجس را گرفت.
استر: دستمو ول کن بذار برم دهنشو صاف کنم!
درک:
استر:

:. میز گابریل .:
- اهم، خانم دلاکور!
گابر : جونم؟
استر : ایول چه پلک هایی! چه مویی، چه دمی(!!!) عجب پایی!
گابر : بوقی مگه خودت ناموس نداری؟
استر : چرا ولی میخواستم اگه میشه شما واسم آواز بخونید!
گابر : چرا ؟

استر مدتی به این حالت فکر میکنه و بعد میگه:
- میخوام یه مسابقه ی آواز راه بندازم. جایزه اش شریک شدن تو منوی مدیریت ِ منه!
گابر : آواااااااز ... آآآآآآآآآآآآووووووااااااااازززززز !..

استر در مدتی که گابریل در تله افتاده بود به سمت خودکارش رفت؛ آنرا زیر یک کاسه گذاشت. دو خودکار دیگر عین همان را نیز بوجود آورد، با یک تفاوت کوچک! سر خودکار آبی بود ولی دو خودکار دیگر مشکی! دو کاسه ی دیگر روی دو خودکار گذاشت.

- امم، دوشیزه دلاکور.
- آووووووووووواااااااااااااااااززززز..!
- دوشیزه دلاکور!
-آووووووووووووووواواااواواواوا ( چه چه میزنه! ) زززززززززز...
ملت هاگوارتز: !
- آواوواواوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااززززز..
- مرگ! دوشیزه دلاکور! این مثینکه حالیش نیست!

استرجس گلوی گابریل رو میگیره و اونو به شدت تکون تکون میده و دل و روده ی گابریل به هم میپیچه! استر با خودش فکر میکنه این بار گابریل حتما به تله ی نوع سومش دچار میشه ! در صورتی که دفعه ی پیش هم دچار شد. به کاسه ها اشاره کرد. سپس ورقه ی امتحان گابریل را برداشت.

استر : اگه میتونی خودکارتو پیدا کن، متقلب!
گابر : خیلی نامردی!

استر به ورقه ی امتحانی گابریل خیره شد! ورقه ای سری .. که اشک در چشمان استرجس جمع کرد! جواب هایی کامل و دقیق، توسط آن خودکار اسرار آمیز داده شده بود.

[spoiler=1- شش موجود سیاه خطرناک نام ببرید. (3 نمره)

مورچه سیاه، گربه سیاه، کلاغ سیاه، سگ سیاه، سایه ی سیاه !مار سیاه، گوزن سیاه، گراوپ سیاه! من سیاه، تو سیاه، او سیاه ...


2- توضیح دهید که اگر یک کلاغ سیاه، آرم دانش آموزی شما را بدزد، چه اتفاقاتی ممکن است برای شما بیفتد؟ (1.5 نمره)

این استرجس نامرد من را از مدرسه بیرون خواهد انداخت!

در این حالت شما چه کاری می بایست انجام دهید؟ (1.5 نمره) (جمعا 3 نمره)

میتونم یکی از طلاها رو توی یکی از راهرو ها بگذارم تا کلاغ به سوی آن بیاید آنرا بردارد و به لونه اش ببرد، من تعقیبش میکنم و با پیدا کردن لونه اش کلی خوشحال میشوم. سپس، با ورد اکسیو وسایلم را از او میگیرم! و حتی اگه لازم شد ناک اوتشم میکنم!


3- با چه چیزهایی می شود با یک مار سیاه مقابله کرد؟ سه مورد نام ببرید (3 نمره)

1) کتاب های رولینگ ! * استفاده ی رون از زبون مارها !! *
2) شمشیر گریفندرو -- در صورتی که یک گریفی اصیل باشیم! یا حتی نباشیم ! --
3) افسونی برای مقابله با او !

4- "سیاهی" چیست؟ مثال بزنید (3 نمره)

سیاهی همان پپسی کولا یا پارسی کولا است! موجودی شیطانی و سیاه و خطرناک، هرچیزی که در تاریکی باشد. هرشی که سیاه و تاریک باشد!

5- چند نوع تله جادویی وجود دارد؟ نام ببرید (3 نمره)

سه نوع :
1) تله ای کلا نابودتون میکنه!
2) تله ای که کم کم میکشه!
3) تله ای که تاثیری نداره روت!

6- هر کدام از تله های زیر جز کدام یک از انواع تله های جادویی هستند؟ چرا؟ (هر مورد 3 نمره)

الف) چوبدستی های تقلبی فرد و جورج که به عروسک تبدیل می شوند:

تله ی نوع 3، چون فقط باعث منحرف شدن حواس هستند!

ب) آکرومانتالایی(عنکبوت غول پیکر) که در هزارتو(خان سوم کتاب چهار) سر راه هری قرار گرفت:

تله ی نوع 2، چون زهرش کم کم اون ها رو از بین میبرد!

ج) کلیدهای بالدار که در کتاب اول(سنگ جادو) هری می بایست یکی از آنها را برای باز کردن می گرفت:

تله ی نوع 2، چون اگر این کاررو نمیکرد بعدا میمرد!

د) بلایی که در جلسه سوم تدریس بر سر بارتی کراوچ آمد:

تله ی نوع 1، خیلی گولاخانه شهید شد!

7- یک مورد استفاده برای هر کدام از انواع تله ها نام برید. (هر مورد 1 نمره، جمعا 3 نمره)

تله 1: آوداکداورا ! تله ی 2: سوختن خانه ای که در اون هستیم! تله ی 3: اِ ، کلاغه رو !! ...! b][/spoiler]

---- :: چند ساعت بعد :: ----
گابریل همچنان در حال نگاه کردن به سه کاسه بود. هر سه کاسه را استرجس چرخانده بود و دفعه ی اول به گابریل گفته بود که خودکارش؛ زیر کاسه ی وسطی است! وقت امتحان روبه اتمام بود شانس آورده بود که تمام سوالات را نوشته و دو سه سوال آخر را شفاهی به استرجس گفته بود که مطمئن بود غلط است.

- گابر، ببین این الان تو اینه!
ویلی ویلی ویلی ( افکت چرخوندن کاسه ها ! )
- حالا تو کدوم هست؟
- بابا نمیدونم ! ولم کنید.. دارم دیوونه میشم! اصلا نمیخوام این امتحان رو بدم! شِت !

گابریل با ناراحتی از روی صندلی اش بلند شد و به سوی در خروجی سرسرا دوید.

----
*: رمز بازی ِ سیمز شیفت و کنترل یا یه همچین چیزاییه! رمز پولشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1387/5/9 17:47:50
[b]دیگه ب
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 مرداد 1387 20:15
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف جلسه سوم

راهرو های هاگوارتس خلوت بود و تقریبا همه بعد از گذراندن کلاس هایی سخت به خوابگاهشان رفته بودند. تا اینکه در میانه یکی از راهرو ها سه نفر پدیدار شدند. سه پسر که در حالی که می گفتند و می خندیدند در راه رفتن به تالار گروهشان بودند. پسر ها در حالی که هواسشان کاملا به خاله زنک بازی های خودشان بود و قاه قاه می خندیدند و برای هم جک می گفتند ناگهان متوجه چیز عجیبی شدند. در اطرافشان درخت های بلند با تنه سفید و بدون شاخ برگ قد کشیده بود. زیر پایشان سختی چوب های سفیدی را حس می کردند. سکوت و جوی متشنج آنها را فرا گرفته بود تا اینکه یک گلوله گلی از آسمان روی سر یکی از بچه ها افتاد و بوقیده شد به سکوت
پسر ها در حالی که با تعجب به محیط اطرافشان نگاه می کردند با هراس متوجه لرزش خفیفی در اطرافشان شدند ...

پنج دقیقه بعد – دفتر دامبلدور

دامبل در حالی که لباسی توری پوشیده بود که اندام زیبا و س*سی اش را نمایان کند ، یکی از اشیاء فلزی عجیب اتاقش را برداشت و روی میز کارش گذاشت. سپس به این صورت شروع به تکاندن ریشش کرد
ابتدا مقادیر زیادی خاک و تل و سپس انواع آشغال از شیر مرغ تا جون آدمیزاد بیرون ریخت ، سپس چند عدد مگس وز وز کنان خارج شدند و عنکبوتی در حالی که از تارش آویزان بود از زیر ریش دامبول آویزان شد ... در نهایت سه پسر سیفیت میفیت از ریش دامبول بیرون افتادند ...
پرسی در حالی که لباس هایش را از خاک و گل می تکاند گفت : « چند ساله ریشت رو نشستی دامبول ؟ »
بارتی که نگران به نظر می رسید با صدایی لرزان پرسید : « ما کجاییم ؟ »
دامبلدور نگاه شیطنت آمیزی کرد و گفت :« این یکی از جدیدترین اختراعات منه ! یک تله جادویی که به تدریج عمل میکنه ! یعنی شما اول اسیر ریش های من میشین و به تدریج به دفترم و نزدیک و نزدیک تر میشین و در نهایت در یکی از کلاس های خصوصی من حضور پیدا می کنید ! جالبه نه ؟ »
پرسی مشتاقانه گفت : « عالیه ، چجوری ؟ »
دامبلدور : « با یک طلسم بزرگ کردن به ریشم وسعت دادم که شما توش جا بشین ! »
پسر سوم با شک و تردید پرسید : « و حالا باید چیکار کنیم ؟ »
دامبلدو گفت : « این مرحله آخره جناب وزیر ! »
آلبوس سوروس پاتر با نگرانی به اطرافش نگاه کرد و با دیدن لباس توری دامبلدور چشمانش از حدقه خارج شد و باد کرد و مانند ایربگ (Air Bag) زانتیا همه را در آستانه خفه شدن قرار داد و در نهایت به این حالت دچار شد : تصویر تغییر اندازه داده شده

دامبول در حالی که به یکی از اشیاء نقره ای عجیب دفترش اشاره می کرد گفت : « خوب بچه ها من این وسیله رو آماده کردم تا کارمون رو شروع کنیم ! »
بارتی با ناراحتی پرسید : « این چی هست ؟ »
دامبول گفت : « شما نمی دونید ؟ »
پرسی با لحنی حق به جانب جواب داد : « توی کتاب هری پاتر خونده بودم ، اما استفاده اش رو ننوشته بود !»
دامبول با سرزندگی گفت : « خوب معلومه ... تموم این وسایل ابزار های بیناموسی من و انواع تله های جادویی ، حالا بیاین تو بغلم تا براتون توضیح بدم ...

خطاب به استاد : سبکی که من جدیدا ازش استفاده میکنم و مخصوص خودمه یک سبک جدی-طنز هست که البته ادعا نمیکنم خودم درستش کردم ، اما با اضافه کردن یک سری ویژگی ها اون رو مختص خودم کردم و فعلا فقط منم که ازش استفاده میکنم ! این رو از این جهت گفتم که شما به بخش طنز و شکلک همر پست قبلی من ایراد گرفته بودید ، گفتم بدونید که این سبک منه ! البته پست بالا بیشتر جنبه طنز رو داشت !!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیوز در 1387/5/8 20:19:51
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 مرداد 1387 16:17
نمایش جزئیات
آفلاین
1- شش موجود سیاه خطرناک نام ببرید. (3 نمره)

گربه سیاه، کلاغ سیاه، سگ سیاه یا همون سیریوس بلک که سیریش سیا هم بهش می گن، مار سیاه، سایه سیاه که بهش سیاهی هم میگن و از همه این ها خطرناک تر، مورچه سیاه!

2- توضیح دهید که اگر یک کلاغ سیاه، آرم دانش آموزی شما را بدزد، چه اتفاقاتی ممکن است برای شما بیفتد؟ (1.5 نمره) در این حالت شما چه کاری می بایست انجام دهید؟ (1.5 نمره) (جمعا 3 نمره)

نه تنها آرم زیبای خودمون رو از دست میدیم بلکه از لیست دانش آموزان هاگوارتس خارج میشیم و دیگه نمی تونیم وارد مدرسه بشیم و همچنین ممکنه باعث قهرمان نشدن گروهمون بشیم و مهمتر از همه ممکنه کلیه اطلاعات جادویمون هم از دست بره !!!
ما باید سریع و تا کلاغ سیاه از دیدرس ما خارج نشده آرم رو پس بگیریم !



3- با چه چیزهایی می شود با یک مار سیاه مقابله کرد؟ سه مورد نام ببرید (3 نمره)

پتک ، چکش ، یخچال ، شکم اسپروت یا کتاب پنج هری پاتر (گ.ر.ب استاد !! )

4- "سیاهی" چیست؟ مثال بزنید (3 نمره)

این موجود در کل به هر موجود ناشناخته ای گفته میشه که شما نمی تونید اون رو ببینید. در نتیجه از اون جاییکه ممکنه اون موجود یه موجود سیاه باشه، پس سیاهی یک موجود سیاهه! مثلا گرگینه ای که در تاریکی حرکت می کنه ، یا پرسی ویزلی که با شناسه آبراهام یاکسلی لاگین شده

5- چند نوع تله جادویی وجود دارد؟ نام ببرید (3 نمره)

در کل سه مدل تله جادویی داریم، تله هایی که بلافاصله اثر می کنن، تله هایی که به تدریج اثر می کنن و تله هایی که اثر نمی کنن!

6- هر کدام از تله های زیر جز کدام یک از انواع تله های جادویی هستند؟ چرا؟ (هر مورد 3 نمره)

الف) چوبدستی های تقلبی فرد و جورج که به عروسک تبدیل می شوند: تله های تدریجی زیرا وقتی چوبدستی را می خریم اونها به شکل چوبدستی باقی میمونن اما وقتی داریم باهاشون بازی میکنیم تغییر شکل میدن !

ب) آکرومانتالایی(عنکبوت غول پیکر) که در هزارتو(خان سوم کتاب چهار) سر راه هری قرار گرفت: تله ای که بلافاصله اثر می کنه چون اون بلافاصله شروع به مبارزه با هری کرد

ج) کلیدهای بالدار که در کتاب اول(سنگ جادو) هری می بایست یکی از آنها را برای باز کردن می گرفت: تله ای که اثری نمی کنه چون کار اون کلید ها فقط منحرف کردن هری از کلید اصلی بود

د) بلایی که در جلسه سوم تدریس بر سر بارتی کراوچ آمد: تله ای که بلافاصله اثر میکنه چون بارتی بلافاصله توسط میز مصدوم شد

7- یک مورد استفاده برای هر کدام از انواع تله ها نام برید. (هر مورد 1 نمره، جمعا 3 نمره)

تله ای که بلفاصله اثر می کنه مانند اینفری های داخل غار که از شئ مهمی چون جادوانه ساز محافظت کنیم !
تله ای که تدریجی اثر میکنه مثل معجونی که دامبلدور در غار خورد که باعث میشد اون ضعیف و ضعیفتر بشه !
تله ای که اصلا اثر نمیکنه مثل علامت شومی که بالای برج بود تا دامبلدور و هری رو گمراه کنه و به اونجا بکشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...