اینجوری به جیمز انداخت و گفت :_ درسته که ولدی بی شباهت به گریندوالد نیست ولی هیچ کس جای اونو برای من نمی گیره. خب پیشنهاد دیگه بسه من میرم بخوابم!
و سپس قبل از اینکه محفلی ها بتونن حرکتی بکنن تا اونو منصرف کنند َآلبوس پله ها را بالا رفته بود.
_ آخیش از دستشون راحت شدم. دو روزه نزاشتن که بخوابم!
و سپس بروی تخت گرم و نرم خود دراز کشید و قبل از اینکه به خواب بره کمی به مناظره امروزش اندیشید.
_ ولدی نمی تونه انقدر خوب صحبت کنه. یعنی نمی تونه با این لحن لطیف و مردمی حرف بزنه. ولدی رو بکشیش حاضر نیست از این حرفای با احساس بزنه! حتما کاسه ای زیر نیم کاسه مرگ خوارا هست!آرره!

و سپس خمیازه ای کشید و چشم هایش را بست.
دو ساعت بعد
_ باید خودم دستشونو رو کنم. فکر می کنم باید کار اون ایوان یا آنتونین باشه... شاید هم رابستن...هووم... نارسیسا که نمی تونه باشه... بقیه هم لرد حاضر نمی شه! اااه...پس چرا خوابم نمی بره! میگن قبل از خواب خوردن قهوه بی خوابی می آره ها...
و سپس از رختخواب بلند شد و قصد طبقه پایین کرد تا نتایجی را که بدست آورده بود به گوش محفلی ها برساند.
و البته شاید با کمی خستگی بیشتر ،خوابش هم ببرد!!
خانه ریدل
_ پس اون دو تا احمق کجان؟
بلا به این
شکل پاسخ داد :_ ارباب من ، اونا هنوز برنگشتن!
_ معلوم هست کدوم خراب شده موندن؟ کروشیو...کروشیو... !

و سپس بلا خیلی ناراحت اتاق رو ترک کرد.
ولدی نوشیدنی گرمش که حالا تقریبا سرد شده بود از روی میز برداشت و گفت :
_ ترورس اون بیرونی!
صدای خفیفی که به نظر " بله ارباب " می آمد شنیده شد و پس از چند لحظه یه نفر وارد اتاق شد.
ولدی متفکرانه گفت :
_ آنتونین کجاست؟ معجون پیچیده رو برای مناظره فردا آماده کرده؟ امروز کارش خیلی خوب بوده...باید فردا هم به من تغییر شکل بده و به مناظره بره! برو صداش کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


.
نشون بده .
متن آماده کنیم؟ واسه مناظره با کچل؟ بابا اون که اصن نمیتونه حرف بزنه. من همینجوری سلام احوال پرسی کنم اون کم میاره، دیگه چه برسه به حرف زدن. بقیه دار و دسته اش هم که از بس مِیّت خواری کردن، عقلشون به جایی قد نمیده. نگران نباش عمو جون.


کروشیو رودولف!
رو به ولدمورت میکنه و ازش خواهش میکنه که بحثش رو ادامه بده.





جای تشکر دارد که من جنبه ی دیگری از دنیای خشنمان را به مردم نمایاندم .