- یعنی که چه کارمندان ها می خوان اعتراض کنند ؛ مگه این من نیستم که با این که هیچ کاری رو مثل آدم انجام نمی دن ولی بهشون نون و آب می دم ، انگار خیلی بهشون رو دادم که این طور پرو شدن .
کینگزلی که از شدت عصبانیت چون مرغ پرکنده شده بود چندین بار عرض اتاقش را طی کرد و سرانجام به برایان که از کارمندان نمونش بود رو کرد و گفت :
برایان ... مگه مردی که هیچ حرفی نمی زنی ، اگه با دیوار حرف زده بودم تا حالا یه جوابی یه صدایی تحویل می گرفتم . چرا مثل ماست شدی ؟
- چی ؟؟؟؟ بله . من تماما به حرف شما گوش دادم ولی از دست من کاری ساخته نیست قربان ، من که درایت شما رو ندارم که بتونم در چنین موقعیتی اوضاع رو سروسامان بدم . از قدیم گفتند صلاح کار خویش خسروان دانند .
- باشه عزیزم
، از اتاقم برو بیرون
برایان که کلا نفهمید چی شد بدون معطلی از اتاق جیم شد و رفت .
- باشه حالا فکر کردید که من وای می ایستم تا شما مقام منو از دستم بیرون بکشد ؛ عمرا اگه بزارم . شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه . نقشه ها واستون دارم دوستان عزیز
ساعاتی بعد در بلند گو های همگانی :
- دوستان من ؛ ای کارمندان عزیز من ؛ براتون خبر های بسیار خوبی دارم . از فردا ، نه همین الان می تونید ساعات کاری خودتونو به فقط یک ساعت کاهش بدید یا اگه این هم براتون مشکله و امکان داره خسته شین دست بچه هاتون رو بگیرید و برید خرید شب عید ؛ چون از همین الان یک سری کارمند ماهر و کاردیده قراره وارد وزارتخونه شه .
ملت :
- بله عزیزان من ، این کارمندان ، افرادی هستند کار کشته و قوی که هیچ گونه حقوقی هم در برار کاری که انجام می دن نمی خوان و به طور کل متوجه نمی شن که دارن چی کار می کنند ولی در مقابل روز 18 ساعت کار میکنند و این کارمندان کسانی نیستند جز مشنگ هایی که حافظه هاشون دست کاری شده
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج




جك باحالی بود استر، حالا به جای اين شوخيا برو مداركت رو كامل كن كه منم بايد برم بخوابم.