لرد سیاه و مرگخوارا بعد از سالها موفق شدن راز دامبلدور روکشف کنن و بدون استفاده از شنل نامرئی بشن.ولی مشکل اینجاست که راه مرئی شدن رو بلد نیستن.تصمیم میگیرن دامبلدورو مجبور کنن که اونا رو به حالت اول برگردونه.ولی مرگخوارا و لرد وقتی به محفل میرسن که دامبلدور تازه مرده. اونا متوجه میشن که دفتری وجود داشته که دامبلدور همه ورداشو اون تو نوشته بنابراین با همون حالت نامرئی به اتاق دامبلدور میرن تا دفترو بردارن که ماندانگاس فلچرو میبینن. آنتونین (در حالت نامرئی) خودشو جای دامبلدور میزنه و از ماندی میخواد که دفترو براش بیاره در عوض میتونه هرچی میخواد برداره. اما ماندی اعتراف میکنه که اون دفترو فروخته به سیرک هاگزمید. مرگخوارا به همراه لرد به سیرک میان تا دفترو پس بگیرن .
لرد و مرگخوارا دفترچه رو بدست میارن و به خانه ریدل برمیگردن...ولی فراموش میکنن رز، لودو و روفوس رو با خودشون ببرن!
_________________________________
لینی نگاهی به افسون پنج صفحه ای انداخت.
-ارباب میشه لطفا من از این جسارتا نکنم...من کی باشم که...
صدای فریاد آگوستوس حرف لینی را قطع کرد.
-ارباب یه مشکلی وجود داره!
صدای لرد از گوشه اتاق به گوش رسید.
-باز دیگه چی شده؟

آگوستوس به سمتی که صدای لرد را از آنجا شنیده بود رفت.
-ارباب من الات همه مرگخوارا رو شمردم و به این نتیجه رسیدم که چهار نفر کمن!
لرد سیاه با لحنی سرد و بی تفاوت جواب داد:
-اولا که ارباب مطمئنه باز فراموش کردی خودتو بشمری و در نتیجه فقط سه نفر کمن...دوما ارتش قدرتمند ارباب از سی نفر تشکیل شده و کم شدن سه نفر لطمه ای به ارباب نمیزنه.برای من اهمیتی نداره.لینی امیدوارم ظرف پنج ثانیه آینده آموزش رو شروع کنی.وگرنه...

سیرک:
لودو سر نگهبان سیرک که با جدیت دستش را گرفته بود و او را بطرف چادر نمایش میبرد فریاد کشید:
-جان مادرت دست از سر من بردار...بابا من روح نیستم.حاضر هم نیستم تو سیرک شما برنامه اجرا کنم.عجب گیری دادنا.اصلا من وجود خارجی ندارم.ول کن دستمو.بچه ها با سه شماره غیب میشیم...یک...دو...پاق!
خانه ریدل:
لینی تخته سیاهی روی هوا ظاهر کرد.درست در همین لحظه سه مرگخوار غایب هم سر رسیدند و آموزش شروع شد.
-خب بچه ها...خوب دقت کنین.اینجا نوشته شده که هدف از نامرئی شدن اینه که توانایی پنهانکاری و ریاکاری و فریبکاری و خیلی "کاری" های دیگه از افراد گرفته بشه.وقتی ما بصورت نامرئی پیش کسی باشیم میتونیم حرفها و رفتار واقعی اونو ببینیم.نه چیزی رو که در حضور ما بهش تظاهر میکنه.مرحله اول این ضد طلسم به این صورت هست که ما تظاهر و ریاکاری رو کنار بذاریم و همینجا احساس واقعی خودمونو نسبت به همدیگه بیان کنیم!

صدای زمزمه ها حاکی از این بود که بیشتر مرگخواران ترجیح میدهند نامرئی باقی بمانند!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


. به شما مربوط نیست.





! لینی!



مجری وارد حلقه شد و در بلند گو فریاد زد:

