- پس فهمیدی چی گفتم؟ این خیلی برای لرد خوش حال کننده س!
مرد کلاهپوش که مورد خطاب وزیر گانت قرار گرفته بود، در حال مشاهده ی پهن شدن بساط چیزکشی در وسط اتاق وزیر و سحر و جادو بود و متوجه حرف وزیر نشد.
وزیر گانت لوله ی دراز قلیونیو که کنارش قرار داره جلوی مرد کلاهپوش تکان میده و میگه:
- هوی با توام بوقی! وقتی باهات حرف میژنم باید منو نگاه کنی.

سر مرد تکون کوچیکی میخوره و اینبار توجهش به تکون خوردن لوله ی قلیون جلب میشه. وزیر لوله رو پشتش پنهان میکنه و میگه:
- هی بشر! اشلا فهمیدی چی بت گفتم؟

مرد چشماشو محکم میبنده و دوباره باز میکنه و مستقیم به وزیر زل میزنه.
- بله فهمیدم. فقط یه چیزی، چطوری ثابت کنم موجود خطرناکیه؟ آخه میدونین که بدون اثبات خطرناک بودنش، نمیتونیم اعدامش کنیم.
وزیر که تازه متوجه این موضوع شده، دستی به چونه ش میکشه و به بیرون پنجره ی دود گرفته خیره میشه. مرد با وزیر همراه میشه و سعی میکنه بیرون پنجره چیز جالبی برا نگاه کردن پیدا کنه، اما حقیقتا هیچ جیز قابل توجهی بیرون پنجره وجود نداره. پس نگاهشو از پنجره برمیداره و میپرسه:
- وزیر گانت؟ آخه من چطوری ثابت کنم که فوکس موجود خطرناکیه؟ میخواین اصلا دستورتونو عوض کنین؟

وزیر سریعا سرشو به سمت مرد کلاهپوش برمیگردونه و میگه: نخیرم، یه راهی پیدا کن دیگه. برو فوکسو عصبانی کن و بعد درحالیکه با نوک زدن میخواد بهت حمله کنه ازش عکس بگیر تا مدرک داشته باشی.
مرد با قیافه ی
به وزیر نگاه میکنه. مورفین ادامه میده:- چمیدونم خب! این همه مامور بهت دادم واسه همین زمـ... سلام ارنی! تو دیگه میتونی بری!
با پدیدار شدن ارنی در آستانه ی در، وزیر با لحنی جدی مرد کلاهپوش رو مرخص میکنه. مرد آهی میکشه و به دنبال راهی برای خطرناک نشان دادن فوکس از اونجا خارج میشه.
ارنی با نگاهش مردو تا آخرین لحظه ی خروجش دنبال میکنه.
- اون رئیس انجمن نابودی موجودات خطرناک نبود؟ برای چی اینجا بود؟

وزیر که دونستن حکم اعدام فوکس توسط ارنی رو عاقلانه نمیدونست با بی میلی گفت:
- هیچی! برا عرژ ارادت اومده بود!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




:worry:
پاک کرد و گفت:











