تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
97 کاربر(ها) آنلاین هستند (78 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
96
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مهلت ثبتنام: ۲ تا ۵ مهر
نامنویسی نامزدها
۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
گریفیندور
نقد پستهای انجمن محفل ققنوس
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

سلام میشه اینو نقد کنی تورو خدا.
http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?post_id=267198
چارلی عزیز ، اینجا فقط رول هایی نقد میشن که توی انجمن محفل ققنوس باشن ، پست هایی که در تالارهای خصوصی هستن توسط ناظرین اونجا باید نقد بشه ؛ هر وقت توی محفل ققنوس پست زدید درخواست نقدش رو اینجا ارسال کنید برای نقد . موفق باشی
پرسی ویزلی
http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?post_id=267198
چارلی عزیز ، اینجا فقط رول هایی نقد میشن که توی انجمن محفل ققنوس باشن ، پست هایی که در تالارهای خصوصی هستن توسط ناظرین اونجا باید نقد بشه ؛ هر وقت توی محفل ققنوس پست زدید درخواست نقدش رو اینجا ارسال کنید برای نقد . موفق باشی
پرسی ویزلی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1392/4/5 21:52:02
مراقب خودت باش.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

نقد پست شماره 672 خانه شماره دوازده گریمولد نوشته شده توسط الستور مودی
اولین نکته اینکه استفاده از شکلکت اصلا خوب نبود ، برای دیالوگ ولدمورت اصلا لازم نبود از شکلک
استفاده کنی . ولدمورت خیلی ابهت داره و دیالوگ هاش به تنهایی میتونن حس و حالش رو به خواننده منتقل کنن ، من پیشنهادم اینه که براش از شکلک استفاده نکنی وقتی جدی مینویسی . دیالوگ بعدی که نوشتی از بلاتریکس که : "ارباب. ارباب قسم می خورم..." خودش میتونه به خواننده حس اینکه ولدمورت عصبانی هست و با ناراحتی دیالوگ قبلی رو گفته رو منتقل کنه .
برای دیالوگی که از بلاتریکس نوشتی "جسارتا بله... سرورم
" استفاده از این شکلک فوق العاده بد بود ، تو وصف کردی که ولدمورت بلاتریکس رو شکنجه داده چند لحظه قبلش و حالش مشخص هست ، استفاده از این شکلک ، بار طنز رو اضافه کرده و کاملاً اشتباه بود. همونطور که گفتم بارها ، شکلک ها همونقدر که میتونن به فضاسازی رول کمک کنن و حالات گوینده های دیالوگ ها رو نشون بدن ، همونقدر هم میتونن فضاسازی ای که توسط متن صورت گرفته و کفایت میکنه رو از بین ببرن .
جا برای فضاسازی بیشتری بود برای پستت ، نوشتی :
نقل قول:
یکسری از حالات رو اگر نشون بدی خیلی بهتر هست ، و من تاکیدم روی این هست که وقتی شخصیت داستان میخواد جادو بکنه ، حتما فضاسازی صورت بگیره ، جادو کردن ها یکی از جذابترین بخش ها توی کتاب هری پاتر بودن و خواننده خیلی مشتاق هست که بدونه جادو به چه صورت انجام میشه ، اینکه چطور فرد چوبدستیش رو در میاره ، چطور هدف میگیره ، وقتی ورد رو بر زبون میاره چه نوری از چوبدستی خارج میشه و چطوری به هدف برخورد میکنه ، اینها خیلی میتونن روی خواننده تاثیر بذارن . وقتی میخوای رول بنویسی ، باید خودت رو جای خواننده بذاری و بگی که اگر خودت بودی دوست داشتی در اون لحظه چه چیزی رو بخونی .
سعی کن استفاده از سه نقطه رو کمتر کنی ، هر علامت نگارشی ای باید به اندازه استفاده بشه ، قبلاً علامت تعجب خیلی مورد استفاده قرار میگرفت توی رول ها ، به صورتی که نویسنده میخواست نقطه بذاره علامت تعجب میزد ، میخواست ویرگول بذاره تعجب میزد ، دیالوگ عصبانی مینوشت تعجب میذاشت و کلا برای هر چیزی از علامت تعجب استفاده میکرد که مورد انتقاد قرار میگرفت همیشه . شما هم سعی کن در حد معمول استفاده کنی ، برای مکث میتونی از ویرگول استفاده کنی ، لازم نیست حتما سه نقطه باشه .
از بولد کردن متن فقط برای مکان ها و اینها استفاده کن ، برای دیالوگ ها استفاده نکن ، نظم پست رو بهم میزنه و کلا جالب نیست . همین که نوشتی بلاتریکس نعره زد ، خواننده متوجه میشه که دیالوگ رو با چه حالتی گفته ، دیگه لازم نیست که بولد کنی برای تاکید بیشتر .
نمیدونم به شما بود گفتم یا به کس دیگه ای ، این نکته خیلی خیلی اهمیت داره که وقتی مینویسی "تدی با لحن معصومانه ای می گوید:" اون دو نقطه ای که میذاری یعنی میتونی دیالوگت رو بنویسی ، اینکه دو نقطه میذاری و اینتر میزنی و سطر پایین خط تیره میذاری و دیالوگ رو مینویسی ، کاملا اشتباه هست و اصلا جالب نیست ، ظاهر پستت رو هم خراب میکنه کامل ، میتونی بنویسی :
تدی با لحن معصومانه ای می گوید: عمو دامبل چرا ساعت کاری موزه رو نیمه شب شب چهاردهم هر ماه اعلام نمی کنی تا من از مرگخوارا پذیرایی کنم؟
موفق باشی
اولین نکته اینکه استفاده از شکلکت اصلا خوب نبود ، برای دیالوگ ولدمورت اصلا لازم نبود از شکلک
استفاده کنی . ولدمورت خیلی ابهت داره و دیالوگ هاش به تنهایی میتونن حس و حالش رو به خواننده منتقل کنن ، من پیشنهادم اینه که براش از شکلک استفاده نکنی وقتی جدی مینویسی . دیالوگ بعدی که نوشتی از بلاتریکس که : "ارباب. ارباب قسم می خورم..." خودش میتونه به خواننده حس اینکه ولدمورت عصبانی هست و با ناراحتی دیالوگ قبلی رو گفته رو منتقل کنه . برای دیالوگی که از بلاتریکس نوشتی "جسارتا بله... سرورم
" استفاده از این شکلک فوق العاده بد بود ، تو وصف کردی که ولدمورت بلاتریکس رو شکنجه داده چند لحظه قبلش و حالش مشخص هست ، استفاده از این شکلک ، بار طنز رو اضافه کرده و کاملاً اشتباه بود. همونطور که گفتم بارها ، شکلک ها همونقدر که میتونن به فضاسازی رول کمک کنن و حالات گوینده های دیالوگ ها رو نشون بدن ، همونقدر هم میتونن فضاسازی ای که توسط متن صورت گرفته و کفایت میکنه رو از بین ببرن . جا برای فضاسازی بیشتری بود برای پستت ، نوشتی :
نقل قول:
نیازی نیست قسم بخوری.من همه چی رو میدونم. تو بارها آزمون لیاقت پس دادی و موفق بودی. اما این اولین بارت هم نیست که در یک ماموریت مهم شکست می خوری! کروشیو!
یکسری از حالات رو اگر نشون بدی خیلی بهتر هست ، و من تاکیدم روی این هست که وقتی شخصیت داستان میخواد جادو بکنه ، حتما فضاسازی صورت بگیره ، جادو کردن ها یکی از جذابترین بخش ها توی کتاب هری پاتر بودن و خواننده خیلی مشتاق هست که بدونه جادو به چه صورت انجام میشه ، اینکه چطور فرد چوبدستیش رو در میاره ، چطور هدف میگیره ، وقتی ورد رو بر زبون میاره چه نوری از چوبدستی خارج میشه و چطوری به هدف برخورد میکنه ، اینها خیلی میتونن روی خواننده تاثیر بذارن . وقتی میخوای رول بنویسی ، باید خودت رو جای خواننده بذاری و بگی که اگر خودت بودی دوست داشتی در اون لحظه چه چیزی رو بخونی .
سعی کن استفاده از سه نقطه رو کمتر کنی ، هر علامت نگارشی ای باید به اندازه استفاده بشه ، قبلاً علامت تعجب خیلی مورد استفاده قرار میگرفت توی رول ها ، به صورتی که نویسنده میخواست نقطه بذاره علامت تعجب میزد ، میخواست ویرگول بذاره تعجب میزد ، دیالوگ عصبانی مینوشت تعجب میذاشت و کلا برای هر چیزی از علامت تعجب استفاده میکرد که مورد انتقاد قرار میگرفت همیشه . شما هم سعی کن در حد معمول استفاده کنی ، برای مکث میتونی از ویرگول استفاده کنی ، لازم نیست حتما سه نقطه باشه .
از بولد کردن متن فقط برای مکان ها و اینها استفاده کن ، برای دیالوگ ها استفاده نکن ، نظم پست رو بهم میزنه و کلا جالب نیست . همین که نوشتی بلاتریکس نعره زد ، خواننده متوجه میشه که دیالوگ رو با چه حالتی گفته ، دیگه لازم نیست که بولد کنی برای تاکید بیشتر .
نمیدونم به شما بود گفتم یا به کس دیگه ای ، این نکته خیلی خیلی اهمیت داره که وقتی مینویسی "تدی با لحن معصومانه ای می گوید:" اون دو نقطه ای که میذاری یعنی میتونی دیالوگت رو بنویسی ، اینکه دو نقطه میذاری و اینتر میزنی و سطر پایین خط تیره میذاری و دیالوگ رو مینویسی ، کاملا اشتباه هست و اصلا جالب نیست ، ظاهر پستت رو هم خراب میکنه کامل ، میتونی بنویسی :
تدی با لحن معصومانه ای می گوید: عمو دامبل چرا ساعت کاری موزه رو نیمه شب شب چهاردهم هر ماه اعلام نمی کنی تا من از مرگخوارا پذیرایی کنم؟
موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/03/24
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: سهشنبه 26 خرداد 1405 13:19
از: م ناامید نشین.. بر میگردم!
پستها:
416

پرویت درایو , ساعت دوازده و نیم
_دادلی , بس کن دیگه.

_آره هری دست و پاچلفتی , خسته شدی؟
_نه , ولی فکر کنم تو از نفس افتادی... .
_که این جور , پس این رو بگیر....
سنگی بزرگ با شتاب به صورت هری نزدیک می شد , ولی هری فرز و چابک سریع جاخالی داد و سنگ خورد به در ماشین آقای دروسلی.
دادلی که اشک توی چشاش جمع شده بود با نگاهی شیطانی به هری نگاه کرد و بعد به سوی خانه دوید.
همان موقع , دفتر مدرسه هاگوارتز
_پروفسور دامبلدور
, بهتر نیست هری رو بیاریم اینجا؟
_پروفسور مک گونگال , هری اونجا جاش امن تره.
_ولی اونجا داره زجر می کشه.
_نگران نباش , ما از اینجا مواظبشیم
در همان لحظه , اتاق زیر راه پله , هری پاتر
_پس کن هری , امشب شام خبری نیست....
_ولی کار من نبود...عمو ورون من ماشین شما رو داغون نکردم.
_پس کی اینکار رو انجام داد؟
یعنی دادلی پسر خوب من؟
هری ساکت شد...میدونست که اگه چیزی بیشتر از این بگه..نه تنها براش مفید نیست , براش ضرر هم داره و تا فردا توی اتاق تنگ و تاریک زندانی میشد!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لطفا این پست بالایی رو نقد کن
همونطور که گفتم روال این هست که توی یکی از تاپیک های محفل پست بزنید و سوژه رو ادامه بدید ، ولی این رو نقد میکنم .
توی رول سوژه خیلی اهمیت داره ، وقتی سوژه قوی باشه و جا برای کار داشته باشه ، نویسنده هر چقدر هم که نا وارد باشه میتونه به خوبی اون رو پیش ببره . یه سری سوژه ها هستن ، مثل همین سوژه ای که شما باهاش نوشتی رو ، که جای کار چندانی ندارن و چون خیلی قدیمی هستن اصلا به چشم نمیان و دیگران رغبت نمیکنن که ادامه بدنش . پس اولین چیز انتخاب سوژه هست .
مسئله ی دوم فضاسازی هست ، فضاسازی یعنی اینکه وقتی یک نفر پست شما رو میخونه ، انقدر دقیق همه چیز رو وصف کرده باشی که حس کنه داره یه فیلم رو تماشا میکنه. فضاسازی یعنی به نمایش کشیدن موارد ریز و درشت توی رول . اینکه بگی مثلا هری و دادلی توی چه فضایی هستن ، توی کوچه هستن ، خیابون هستن ؛ یا روز هست ، شب هست ، هوا گرفتس ، بارونیه ، یا گرمه یا سرده و هر چیزی که به خواننده کمک میکنه وقتی رول شما رو میخونه خودش رو توی اون موقعیت حس کنه . ما وقتی کتاب های هری پاتر رو میخوندیم ، دقیقاً تمام صحنه ها و حس ها و حالات افراد مثل فیلم از ذهن ما میگذشت و ما حس میکردیم پیش شخصیت های کتاب هستیم و از نزدیک شاهد همه جریان ها هستیم ، رول هایی که ما مینویسیم هم باید همینطور باشه .
آوردن یکسری عبارات اشتباه هست ، شما نوشتی "دادلی که اشک توی چشاش جمع شده بود با نگاهی شیطانی به هری نگاه کرد و بعد به سوی خانه دوید." در صورتی که اینها اصلا به هم نمیخورن ، اینکه دادلی اشکش در اومده بعد با نگاهی شیطانی به هری نگاه میکنه ! اصلا نگاهی شیطانی اشتباه هست . میتونستی خیلی ساده تر بنویسی : دادلی که اشک در چشمانش حلقه زده بود ، بدون اینکه به هری نگاه کند به سوی خانه شان دوید. استفاده از عبارات خیلی مهم هست توی رول نویسی ... ضمناً فقط موقع نوشتن دیالوگ باید محاوره ای بنویسی ، یعنی اینکه "اشک توی چشاش" اشتباه هست ! باید بنویسی " اشک در چشمانش" .
استفاده از علامت "," درست نیست ، برای مکث توی متن باید از ویرگول "،" استفاده کنی حتما . ما فارسی داریم مینویسیم ، پس علائم نگارشیمون هم باید اینطور باشه . همینطور وقتی دیالوگ رو مینویسی نباید از آندرلاین "_" استفاده کنی ، باید خط تیره "-" بذاری .
در کل اینکه این پست رو نمیشه رول گفت ، میشه گفت دیالوگ نویسی ، چون شما همش دیالوگ نوشتی و چیز دیگه ای نبود . برای نوشتن دیالوگ هم نکته ای که باید بگم این هست که سعی کن ، همه ی دیالوگ ها رو با خط تیره نشون ندی ، از اسم شخصیت ها هم استفاده کن . مثلا شما نوشتی : "_پروفسور مک گونگال , هری اونجا جاش امن تره." در صورتی که مثلا میتونستی بنویسی : "دامبلدور لبخندی زد ، عینک نیم دایره ایش را کمی جا به جا کرد و پاسخ داد : پروفسور مک گونگال ، هری اونجا جاش امن تره . "
همین یه تیکه ای که از دامبلدور نوشتی در اول دیالوگ ، خودش میتونی کلی فضاسازی حساب بشه ، چون خواننده متوجه میشه که دامبلدور داره با لبخند این حرف رو میزنه و چه شرایطی داره و اینها ، و باعث میشه بتونه صحنه های رول رو توی ذهنش تجسم کنه . اگر قرار باشه ما فقط دیالوگ رو از شخصیت ها بنویسیم که معلوم نیست اصلا کی ناراحته ، کی خوشحاله ، کی بی تفاوته ، کی عصبانیه و اینها . امیدوارم متوجه منظورم شده باشی .
و اینکه در نهایت پیشنهادم این هست که رول های نویسنده های خوب رو بخون و ببین که چطور مینویسن و سعی کن ازشون الگو برداری کنی . موفق باشی
پرسی ویزلی
_دادلی , بس کن دیگه.


_آره هری دست و پاچلفتی , خسته شدی؟
_نه , ولی فکر کنم تو از نفس افتادی... .
_که این جور , پس این رو بگیر....
سنگی بزرگ با شتاب به صورت هری نزدیک می شد , ولی هری فرز و چابک سریع جاخالی داد و سنگ خورد به در ماشین آقای دروسلی.
دادلی که اشک توی چشاش جمع شده بود با نگاهی شیطانی به هری نگاه کرد و بعد به سوی خانه دوید.
همان موقع , دفتر مدرسه هاگوارتز
_پروفسور دامبلدور
, بهتر نیست هری رو بیاریم اینجا؟_پروفسور مک گونگال , هری اونجا جاش امن تره.
_ولی اونجا داره زجر می کشه.
_نگران نباش , ما از اینجا مواظبشیم

در همان لحظه , اتاق زیر راه پله , هری پاتر
_پس کن هری , امشب شام خبری نیست....
_ولی کار من نبود...عمو ورون من ماشین شما رو داغون نکردم.

_پس کی اینکار رو انجام داد؟
یعنی دادلی پسر خوب من؟هری ساکت شد...میدونست که اگه چیزی بیشتر از این بگه..نه تنها براش مفید نیست , براش ضرر هم داره و تا فردا توی اتاق تنگ و تاریک زندانی میشد!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لطفا این پست بالایی رو نقد کن
همونطور که گفتم روال این هست که توی یکی از تاپیک های محفل پست بزنید و سوژه رو ادامه بدید ، ولی این رو نقد میکنم .
توی رول سوژه خیلی اهمیت داره ، وقتی سوژه قوی باشه و جا برای کار داشته باشه ، نویسنده هر چقدر هم که نا وارد باشه میتونه به خوبی اون رو پیش ببره . یه سری سوژه ها هستن ، مثل همین سوژه ای که شما باهاش نوشتی رو ، که جای کار چندانی ندارن و چون خیلی قدیمی هستن اصلا به چشم نمیان و دیگران رغبت نمیکنن که ادامه بدنش . پس اولین چیز انتخاب سوژه هست .
مسئله ی دوم فضاسازی هست ، فضاسازی یعنی اینکه وقتی یک نفر پست شما رو میخونه ، انقدر دقیق همه چیز رو وصف کرده باشی که حس کنه داره یه فیلم رو تماشا میکنه. فضاسازی یعنی به نمایش کشیدن موارد ریز و درشت توی رول . اینکه بگی مثلا هری و دادلی توی چه فضایی هستن ، توی کوچه هستن ، خیابون هستن ؛ یا روز هست ، شب هست ، هوا گرفتس ، بارونیه ، یا گرمه یا سرده و هر چیزی که به خواننده کمک میکنه وقتی رول شما رو میخونه خودش رو توی اون موقعیت حس کنه . ما وقتی کتاب های هری پاتر رو میخوندیم ، دقیقاً تمام صحنه ها و حس ها و حالات افراد مثل فیلم از ذهن ما میگذشت و ما حس میکردیم پیش شخصیت های کتاب هستیم و از نزدیک شاهد همه جریان ها هستیم ، رول هایی که ما مینویسیم هم باید همینطور باشه .
آوردن یکسری عبارات اشتباه هست ، شما نوشتی "دادلی که اشک توی چشاش جمع شده بود با نگاهی شیطانی به هری نگاه کرد و بعد به سوی خانه دوید." در صورتی که اینها اصلا به هم نمیخورن ، اینکه دادلی اشکش در اومده بعد با نگاهی شیطانی به هری نگاه میکنه ! اصلا نگاهی شیطانی اشتباه هست . میتونستی خیلی ساده تر بنویسی : دادلی که اشک در چشمانش حلقه زده بود ، بدون اینکه به هری نگاه کند به سوی خانه شان دوید. استفاده از عبارات خیلی مهم هست توی رول نویسی ... ضمناً فقط موقع نوشتن دیالوگ باید محاوره ای بنویسی ، یعنی اینکه "اشک توی چشاش" اشتباه هست ! باید بنویسی " اشک در چشمانش" .
استفاده از علامت "," درست نیست ، برای مکث توی متن باید از ویرگول "،" استفاده کنی حتما . ما فارسی داریم مینویسیم ، پس علائم نگارشیمون هم باید اینطور باشه . همینطور وقتی دیالوگ رو مینویسی نباید از آندرلاین "_" استفاده کنی ، باید خط تیره "-" بذاری .
در کل اینکه این پست رو نمیشه رول گفت ، میشه گفت دیالوگ نویسی ، چون شما همش دیالوگ نوشتی و چیز دیگه ای نبود . برای نوشتن دیالوگ هم نکته ای که باید بگم این هست که سعی کن ، همه ی دیالوگ ها رو با خط تیره نشون ندی ، از اسم شخصیت ها هم استفاده کن . مثلا شما نوشتی : "_پروفسور مک گونگال , هری اونجا جاش امن تره." در صورتی که مثلا میتونستی بنویسی : "دامبلدور لبخندی زد ، عینک نیم دایره ایش را کمی جا به جا کرد و پاسخ داد : پروفسور مک گونگال ، هری اونجا جاش امن تره . "
همین یه تیکه ای که از دامبلدور نوشتی در اول دیالوگ ، خودش میتونی کلی فضاسازی حساب بشه ، چون خواننده متوجه میشه که دامبلدور داره با لبخند این حرف رو میزنه و چه شرایطی داره و اینها ، و باعث میشه بتونه صحنه های رول رو توی ذهنش تجسم کنه . اگر قرار باشه ما فقط دیالوگ رو از شخصیت ها بنویسیم که معلوم نیست اصلا کی ناراحته ، کی خوشحاله ، کی بی تفاوته ، کی عصبانیه و اینها . امیدوارم متوجه منظورم شده باشی .
و اینکه در نهایت پیشنهادم این هست که رول های نویسنده های خوب رو بخون و ببین که چطور مینویسن و سعی کن ازشون الگو برداری کنی . موفق باشی
پرسی ویزلی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1392/4/3 14:35:10
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

نقد پست شماره 283 دره گودریک نوشته شده توسط الستور مودی
کمبود شکلک توی پستت به شدت احساس میشد ، اینکه بتونی شناسایی کنی که کدوم دیالوگ ها نیاز به شکلک دارن خیلی مهمه . و اینکه سعی کن هیچوقت از دو سه تا شکلک پشت سر هم برای یه دیالوگ یا یه بخش استفاده نکنی . وقتی تو مینویسی محفلی ها : و اون شکلک چوب به دست رو میزنی ، کفایت میکنه ، تکرار این شکلک فقط میتونه زننده کنه ! مثل اینکه یه جوک رو سه بار تعریف کنی !
ما هیچوقت وسط رول ، چیزی رو برای خواننده توضیح نمیدیم و تفهیم نمیکنیم
نقل قول:
اگر لازم باشه همچین چیزی رو اشاره کنی ، میتونی انتهای متن اصلی بنویسیش ، یعنی میتونستی بنویسی :
نقل قول:
در واقع باید طوری این توضیحت رو لا به لای متن بذاری که خواننده فکر نکنه تو داری بهش توضیح میدی ، مثل جوکی نباشه که بیای برای مخاطبت توضیح بدی و تحلیلش کنی که اثر منفی نذاره . امیدوارم متوجه منظورم شده باشی .
مسئله ی بعد همون چیزی هست که خودت هم توی پست درخواست نقد بهش اشاره کردی ، هر چیزی برای جالب شدن و بامزه شدن حدی داره ، البته سوژه ای که شما ادامه دادی ، از خیلی قبل تر از این خراب شده بوده ، ولی خب ، چیزهایی که توی این پست ها نوشته شده ، میتونست مربوط به پیتر پتی گرو باشه ، نه شخصیتی مثل ولدمورت ! ما توی طنز نوشتن دستمون باز هست ، کلا تا حالا برای همه جور شخصیتی طنز نوشته شده ، ولی ولدمورت و دامبلدور استثنا هستن . البته کسایی هم بودن که با این دو تا شخصیت طنز نوشتن و فوق العاده هم شده ، ولی چیزی هست که نیاز به خیلی وقت و کار داره که بتونی چیز جالبی در بیاری که زننده نباشه .
و اینکه یکسری کلمات رو باید توجه کنی که بهترین معادلشون رو پیدا کنی برای رول . ما همیشه بصورت عامیانه یه طوری حرف میزنیم و بصورت مکتوب طوری دیگه . این رو باید توجه کنی بهش . مثلا نوشتی
نقل قول:
اینجا میتونی از عباراتی مثل : به آرامی زمزمه کرد ؛ یا زیر لب گفت ؛ یا به آرامی گفت استفاده کنی . خیلی بهتر و قشنگتر میشه .
نکته ی خاص دیگه ای به ذهنم نمیرسه ... این مسائل رو توجه کنی ، میتونیم به موارد بعدی اشاره کنیم برای دفعات بعد .
موفق باشی
کمبود شکلک توی پستت به شدت احساس میشد ، اینکه بتونی شناسایی کنی که کدوم دیالوگ ها نیاز به شکلک دارن خیلی مهمه . و اینکه سعی کن هیچوقت از دو سه تا شکلک پشت سر هم برای یه دیالوگ یا یه بخش استفاده نکنی . وقتی تو مینویسی محفلی ها : و اون شکلک چوب به دست رو میزنی ، کفایت میکنه ، تکرار این شکلک فقط میتونه زننده کنه ! مثل اینکه یه جوک رو سه بار تعریف کنی !
ما هیچوقت وسط رول ، چیزی رو برای خواننده توضیح نمیدیم و تفهیم نمیکنیم
نقل قول:
( درواقع مرحله ی اول آزمون دامبلدور که می خواست ولدمورت رو به ستوه بیاره همین جا بود...)
اگر لازم باشه همچین چیزی رو اشاره کنی ، میتونی انتهای متن اصلی بنویسیش ، یعنی میتونستی بنویسی :
نقل قول:
نیمه بیهوش بود که رون غلتی می زنه و ولدمورت از نیمه بیهوشی به نیمه جونی تغییر حال می ده و مرحله ی اول آزمون دامبلدور که در راستای به ستوه آوردن ولدمورت بود انجام میشه .
در واقع باید طوری این توضیحت رو لا به لای متن بذاری که خواننده فکر نکنه تو داری بهش توضیح میدی ، مثل جوکی نباشه که بیای برای مخاطبت توضیح بدی و تحلیلش کنی که اثر منفی نذاره . امیدوارم متوجه منظورم شده باشی .
مسئله ی بعد همون چیزی هست که خودت هم توی پست درخواست نقد بهش اشاره کردی ، هر چیزی برای جالب شدن و بامزه شدن حدی داره ، البته سوژه ای که شما ادامه دادی ، از خیلی قبل تر از این خراب شده بوده ، ولی خب ، چیزهایی که توی این پست ها نوشته شده ، میتونست مربوط به پیتر پتی گرو باشه ، نه شخصیتی مثل ولدمورت ! ما توی طنز نوشتن دستمون باز هست ، کلا تا حالا برای همه جور شخصیتی طنز نوشته شده ، ولی ولدمورت و دامبلدور استثنا هستن . البته کسایی هم بودن که با این دو تا شخصیت طنز نوشتن و فوق العاده هم شده ، ولی چیزی هست که نیاز به خیلی وقت و کار داره که بتونی چیز جالبی در بیاری که زننده نباشه .
و اینکه یکسری کلمات رو باید توجه کنی که بهترین معادلشون رو پیدا کنی برای رول . ما همیشه بصورت عامیانه یه طوری حرف میزنیم و بصورت مکتوب طوری دیگه . این رو باید توجه کنی بهش . مثلا نوشتی
نقل قول:
هری و دامبلدور و چند تا از محفلی ها پشت در کمین کرده بودن و منتظر همین لحظه بودن و می خواستند برن تو که دامبلدور مخالفت می کنه و یواش می گه:
اینجا میتونی از عباراتی مثل : به آرامی زمزمه کرد ؛ یا زیر لب گفت ؛ یا به آرامی گفت استفاده کنی . خیلی بهتر و قشنگتر میشه .
نکته ی خاص دیگه ای به ذهنم نمیرسه ... این مسائل رو توجه کنی ، میتونیم به موارد بعدی اشاره کنیم برای دفعات بعد .
موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/03/16
تولد نقش: 1396/04/24
آخرین ورود: چهارشنبه 2 خرداد 1397 14:15
از: دور مراقبتم!
پستها:
337

سلام!
اینم به عنوان رول یه تازه وارد نقد کن لطفا!
_______________________
من نقد تو رو در مورد رول رون تو همین تاپیک خوندم که نوشته بودی ولدمورت باید خشک تر و بی روح تر باشه منم همین ایرادو دارم ولی وقتی رفتم ویرایش کنم مال خودمو دیر شده بود...(خودم یه ایرادو گفتم کمکت کرده باشم!)
اینم به عنوان رول یه تازه وارد نقد کن لطفا!
_______________________
من نقد تو رو در مورد رول رون تو همین تاپیک خوندم که نوشته بودی ولدمورت باید خشک تر و بی روح تر باشه منم همین ایرادو دارم ولی وقتی رفتم ویرایش کنم مال خودمو دیر شده بود...(خودم یه ایرادو گفتم کمکت کرده باشم!)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چوبدستی لازم نیست..
به یک ضربه ی عصایم بند هستید!

به یک ضربه ی عصایم بند هستید!

×××××

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

نقد پست شماره 149 قلعه روشنایی نوشته شده توسط رون ویزلی
اولا اینکه چیزی که تا حالا بارها و بارها و بارها بهش تاکید شده هم از طرف من ، هم از طرف لرد ولدمورت و هم از طرف سایرین ، این بوده که ما توی رول های محفل و مرگخوار ، حق نداریم سوژه ها رو ژانگولری پیش ببریم و خراب کنیم . شما توی این رولی که نوشتی کاملا سوژه رو خراب کردی . این مسخره ترین کار هست که شما چون محفلی هستی یا چون مرگخوار هستی ، یه پست ده خطی بزنی و توی اون پست زحمتِ ده نفر که قبل از شما سوژه سازی کردن رو از بین ببری و یهو بگی همه نیروهای طرف مقابل از بین رفت و ورق به سودِ محفل برگشت !
در واقع اینکه توی رول محفل قوی تر باشه یا مرگخوارا هیچ سودی برای هیچکسی نداره . چرا یه وقتی هست که سوژه آروم آروم پیش میره و ورق به سمت محفل برمیگرده ، ولی اینکه شما تا آخرین لحظه میگی که مرگخوارا پیروز میشن و هاگوارتز مالِ ولدمورت میشه و یهو تو دو خط میگی که اژدهای محفلیا اومد و کلی نیرو همراهش بود و کل نیروهای مرگخوارا رو نابود کرد ، خیلی مسخرست. چون ما اینجا رول نویسی میکنیم ، فیلم هندی نمیسازیم که بخوایم همچین کارهایی بکنیم توش .
پیشنهادِ من اینه که شما همون سوژه ای که تو رول ها هست رو ادامه بدی ، و خیلی آروم و بدونِ عجله پیش بری برای تغییر دادن سوژه . شما میتونستی توی این رول اشاره کنی که مثلا هاگرید یهو به ذهنش رسید که میتونه از نوربرت کمک بگیره و بره دنبالِ نوربرت بگرده و اینها ، که این خودش برای به سر انجام رسیدن به سه چهار تا پست نیاز داره .
چند تا اشکال تایپی و اینها هم توی رولت بود که سعی کن بهشون توجه کنی حتما . و اینکه بین خطوطی که بولد میکنی با سایر متن یکی دو تا اینتر بزن و فاصله بنداز که اون ظاهر قشنگ پست حفظ بشه و خراب نشه .
موفق باشی
اولا اینکه چیزی که تا حالا بارها و بارها و بارها بهش تاکید شده هم از طرف من ، هم از طرف لرد ولدمورت و هم از طرف سایرین ، این بوده که ما توی رول های محفل و مرگخوار ، حق نداریم سوژه ها رو ژانگولری پیش ببریم و خراب کنیم . شما توی این رولی که نوشتی کاملا سوژه رو خراب کردی . این مسخره ترین کار هست که شما چون محفلی هستی یا چون مرگخوار هستی ، یه پست ده خطی بزنی و توی اون پست زحمتِ ده نفر که قبل از شما سوژه سازی کردن رو از بین ببری و یهو بگی همه نیروهای طرف مقابل از بین رفت و ورق به سودِ محفل برگشت !
در واقع اینکه توی رول محفل قوی تر باشه یا مرگخوارا هیچ سودی برای هیچکسی نداره . چرا یه وقتی هست که سوژه آروم آروم پیش میره و ورق به سمت محفل برمیگرده ، ولی اینکه شما تا آخرین لحظه میگی که مرگخوارا پیروز میشن و هاگوارتز مالِ ولدمورت میشه و یهو تو دو خط میگی که اژدهای محفلیا اومد و کلی نیرو همراهش بود و کل نیروهای مرگخوارا رو نابود کرد ، خیلی مسخرست. چون ما اینجا رول نویسی میکنیم ، فیلم هندی نمیسازیم که بخوایم همچین کارهایی بکنیم توش .
پیشنهادِ من اینه که شما همون سوژه ای که تو رول ها هست رو ادامه بدی ، و خیلی آروم و بدونِ عجله پیش بری برای تغییر دادن سوژه . شما میتونستی توی این رول اشاره کنی که مثلا هاگرید یهو به ذهنش رسید که میتونه از نوربرت کمک بگیره و بره دنبالِ نوربرت بگرده و اینها ، که این خودش برای به سر انجام رسیدن به سه چهار تا پست نیاز داره .
چند تا اشکال تایپی و اینها هم توی رولت بود که سعی کن بهشون توجه کنی حتما . و اینکه بین خطوطی که بولد میکنی با سایر متن یکی دو تا اینتر بزن و فاصله بنداز که اون ظاهر قشنگ پست حفظ بشه و خراب نشه .
موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/12/18
تولد نقش: 1391/12/23
آخرین ورود: چهارشنبه 21 تیر 1396 08:08
از: برج گریفیندور
پستها:
49

با سلام و سپاس فراوان
لطف می کنید اگر این پست رو واسم نقد کنید.
بانوی چاق عزیز ، چون پستتون داخل انجمن خصوصی گریفیندور بود ، من نقدش رو براتون پیام شخصی کردم ؛ میتونید از این به بعد توی انجمن محفل ققنوس پست بفرستید و نقد پستتون رو هم توی همین تاپیک انجام میدم . موفق باشی
پرسی ویزلی
لطف می کنید اگر این پست رو واسم نقد کنید.
بانوی چاق عزیز ، چون پستتون داخل انجمن خصوصی گریفیندور بود ، من نقدش رو براتون پیام شخصی کردم ؛ میتونید از این به بعد توی انجمن محفل ققنوس پست بفرستید و نقد پستتون رو هم توی همین تاپیک انجام میدم . موفق باشی
پرسی ویزلی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1392/3/31 0:41:44
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

نقد پست شماره 347 کافه محفل ققنوس نوشته شده توسط کینگزلی شکلبوت
خیلی خوب بود ... یه چند تا مورد رو اشاره میکنم فقط
نقل قول:
به جای اینکه "در وجودش جای گرفت" بهتر بود مینوشتی "وجودش را در بر گرفت" ... یکسری کلمات اگر توی رول های جدی استفاده بشن خیلی تاثیر بهتری میتونن بذارن . و اینکه نوشتی "او نیز همانند بسیاری دیگر ، بیهوش روی زمین افتاد" بهتر بود مینوشتی " او نیز همانند دیگران یا همانند دیگر مرگخواران بهتر بود . و اینکه گفتی "بیهوش روی زمین افتاد" در صورتی که دیگرانی که بهش اشاره کردی بیهوش نبودن ، چون بالاتر گفتی که داشتن شکنجه لوسیوس رو نگاه میکردن . پس بهتر بود میگفتی مثلا بی حال ، بی انرژی ، بی جان و این سری کلمات ...
نقل قول:
بهتر بود به جای فحشی زمزمه میکرد ، میگفتی که لرد سیاه غرولندی کرد و بر روی صندلی ... معمولاً لرد رو همیشه ما بد اخلاق و عصبانی و اینها دیدیم ، با فحش و اینا ندیدیم .
نکته ی خاصی در مورد محتوای پست به ذهنم نمیرسه که اشاره کنم ، فقط اینکه اگر برای یکی دو تا از دیالوگ ها از شکلک استفاده میکردی خوب بود ، اصلا مهم نیست که رولی که ما مینویسیم جدی باشه یا طنز ، شکلک میتونه روح تازه ای به رول بده و خیلی اوقات خواننده رو برای خونده پست ترغیب کنه .
و اینکه چیزی که خیلی به چشم اومد اینکه ، وقتی از آ میخوای استفاده کنی ، حتما شیفت و H رو بگیر و با کلاه بنویس ، اینطوری جالب نیست .
اول پستت نوشتی
نقل قول:
سعی کن از عباراتی که جا افتاده استفاده کنی ، بهتر هست بنویسی کروشیو ، یا از عبارت کاملش "کروسیاتوس کارس" استفاده کنی .
در کل خوب بود و نکته ی خاصی نبود که اشاره کنم .
خیلی خوب بود ... یه چند تا مورد رو اشاره میکنم فقط
نقل قول:
لوسيوس نتوانست حرفش را به پايان برساند، زيرا باري ديگر نفرين شكنجه در وجودش جاي گرفت و جسم و روحش را شكنجه داد. لحظه اي بعد، او نيز همانند بسياري ديگر، بيهوش روي زمين افتاد.
به جای اینکه "در وجودش جای گرفت" بهتر بود مینوشتی "وجودش را در بر گرفت" ... یکسری کلمات اگر توی رول های جدی استفاده بشن خیلی تاثیر بهتری میتونن بذارن . و اینکه نوشتی "او نیز همانند بسیاری دیگر ، بیهوش روی زمین افتاد" بهتر بود مینوشتی " او نیز همانند دیگران یا همانند دیگر مرگخواران بهتر بود . و اینکه گفتی "بیهوش روی زمین افتاد" در صورتی که دیگرانی که بهش اشاره کردی بیهوش نبودن ، چون بالاتر گفتی که داشتن شکنجه لوسیوس رو نگاه میکردن . پس بهتر بود میگفتی مثلا بی حال ، بی انرژی ، بی جان و این سری کلمات ...
نقل قول:
لرد سياه، در حالي كه زير لب، فحشي را زمزمه مي كرد، بر روي صندليِ شاه گونه اش نشست و با تفكر دستي بر چانه، كشيد و با بي تفاوتي به مرگخوارانش نگريست.
بهتر بود به جای فحشی زمزمه میکرد ، میگفتی که لرد سیاه غرولندی کرد و بر روی صندلی ... معمولاً لرد رو همیشه ما بد اخلاق و عصبانی و اینها دیدیم ، با فحش و اینا ندیدیم .
نکته ی خاصی در مورد محتوای پست به ذهنم نمیرسه که اشاره کنم ، فقط اینکه اگر برای یکی دو تا از دیالوگ ها از شکلک استفاده میکردی خوب بود ، اصلا مهم نیست که رولی که ما مینویسیم جدی باشه یا طنز ، شکلک میتونه روح تازه ای به رول بده و خیلی اوقات خواننده رو برای خونده پست ترغیب کنه .
و اینکه چیزی که خیلی به چشم اومد اینکه ، وقتی از آ میخوای استفاده کنی ، حتما شیفت و H رو بگیر و با کلاه بنویس ، اینطوری جالب نیست .
اول پستت نوشتی
نقل قول:
- كروسيو
سعی کن از عباراتی که جا افتاده استفاده کنی ، بهتر هست بنویسی کروشیو ، یا از عبارت کاملش "کروسیاتوس کارس" استفاده کنی .
در کل خوب بود و نکته ی خاصی نبود که اشاره کنم .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
