- اوه عزیزم! محکم تر ...
- بیشتر از این فشار بدم؟!
- نترس چیزیم نمیشه!
- من نمیفهمم؛ جا بهتر از زیر میز نبود؟
- هیسسسسسسسس ساکت یکی داره میاد ...
زارپ!
با کوبیده شدن مکرر مشت های یک مرگخوار بر روی میز موریانه های خاکستری رنگ که سعی در دخول به تونلی که در سطح زیر میز حفر شده بود داشتند به زمین افتادند. مرگخوار سیاه و سفید مذکور به خیل مرگخواران سیاه و سفید دیگری که به سرعت در حال اضافه شدن به دور میز بودند هشدار داد: زود باشید! لرد سیاه الان سر میرسه و به شدت هم عصبانیه!
تمامی مرگخواران سر جایشان نشستند منتظر نزول اجلال اربابشان شدند تا بفهمند چه اتفاق مهمی افتاده که همه ی آن ها احضار اظطراری شده اند. صدایی جز خر و پف مورفین که کلاه دوم وزارتش را روی صورتش کشیده بود و چرت میزد به گوش نمیرسید. بالاخره لرد در حالی که نجینی دور یک دستش حلقه زده بود و دست دیگرش را تا آرنج در حلق او فروبرده بود وارد شد و با انعکاس نور شمع هایی که برای مخوف تر کردن فضا فقط یکیشان روشن بود از روی سطح سیقلی سرش محفل مرگخواران را روشن کرد!
لرد بالاخره موفق شد نجینی را به تخ کردن بیندازد و پس از پس گرفتن چوبدستیش ضمن تولید صدای فس فسی که به معنی "برو دنبال یه خوراکی بهتر بگرد دخمل بابا! دیگه نبینم چوبدستی منو بخوریا" بود نجینی را به خارج سالن فرستاد.
- اسلیترین!
فریاد بلند کلاه روی سر مورفین ضمن این که شخص او را چند متری بالا پراند و چرت مرغوبش را پاره کرد سکوت و فضای سنگین حاکم بر جلسه را هم شکست.
لرد گلویش را صاف کرد و شروع به صحلت کرد: یاران ظلوم و خدوم من! همه ی شما امروز برای ماموریتی بسیار مهم و تاثیرگزار که ...
مورفین در یک اقدام بی شعورانه وسط حرف ارباب و با حفظ سمت خواهر زاده اش پرید و گفت: یعنی مهم تر و تاثیرگزار تر از جلسه ی امضای قرارداد واردات 100 تن شادونه و گل مرغوب از خاک کشور دوست و همسایه هلنده؟ ناسلامتی من وزیر مملکتم که منو یهو کشوندی اینجا دایی جون!
قبل از این که لرد دست به چوبدستی ببرد و مورفین را از هستی ساقط کند لودو با یک حمله ی موثر مشنگی به نام پس گردنی مورفین را از جو وزیر بودن خارج کرد و از اربابش خواست تا به سخنرانی اش ادامه دهد.
- که در صورت حسن انجام کار شما و با موفقیت پیش رفتن آن می تواند به نقطه ی عطفی در تازیخ جادوی سیاه تبدیل شود و من به شما این مژده را می دهم که میتوانید در این امر مهم خدمتگزار اربابتان باشید و فداکاری کنید...
علامت سوال های بزرگی در ذهن مرگخواران ایجاد شد، هری پاتر که ماه قبل در اقدامی خداپسندانه و شجاعانه و قهرمانانه و این ها خودش را برای نجات ملت به لرد معرفی کرده بود و ضمن استفاده از اکسپلیارموس در برابر آواداکداورا به قتل رسیده بود، محفل که یک هفته بعد از آن در یک مقاومت مثال زدنی ظرف یک ربع سقوط کرده بود، وزیر سحر و جادو که دست نشانده و همخون لرد بود و مدیر هاگوارتز هم که جد ارباب بود! دیگر چه کار مهمی باقی مانده بود که مرگخواران بتوانند انجام دهند؟!
لرد اینگونه ادامه داد: شما وظیفه دارید غاری که من در خواب دیدم رو پیدا کنید و از محتویات، فلسفه وجودی، تاریخچه، موجودات جادویی اطراف غار اطلاعات کسب کنید!
مرگخواران با تعجب به یکدیگر خیره شدند، کدام غار؟! بالاخره لودو پرسید: ارباب میشه بگید این غار کجا بود؟ چه شکلی بود؟ چه نکته ی ویژه ای داشت؟
لرد دستی بر چانه اش کشید و گفت: مکان دقیقش رو نمیدونم اما زیر آب بود و اطرافش هم ماهیا شنا میکردن! شکل غار بود و نکته ی ویژه اش هم این بوده که در خواب آدم همی مثل من بوده!
در اینجا فلش بک به پایان رسید و مرگخواران از حالت سیاه و سفید درآمدند و به صورت رنگی به هم اندیشی ادامه دادند ...
آنلاینها
59 کاربر(ها) آنلاین هستند (54 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
57
مهمانان
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] مرگخواران دریایی!
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج









.







امکان نداره.من و اون :aros: کنیم؟عمرا.

