جلسه ی سوم - ترم زمستان 92
هوا کم کم رو به گرمی می گذاشت! دیگر خبری از سرما ی سوزناک چند هفته قبل نبود. این هم بهونه ای برای دختر های راونی و بانوی ارشد هافلی ها شده بود که لباس های تابستانی بپوشند. یعنی هوا اینقدر گرم شده بود؟

کلاس مثل همیشه در استادیوم مدرسه برگزار میشد و همه ی دانش آموزان به صورت پراکنده به سمت استادیوم می رفتند. گودریک وسط میدان کوییدیچ ایستاده بود. یک کت قهواه ای و شلوار لی پوشیده بود انگار نه انگار که چند قرن سن داره!

دانش آموزان بالاخره به استادیوم رسیدند و مقابل گودریک ایستادند. او با شنیدن صدای دانش آموزان ، اسنیچی که در دست داشت را ول کرد و به طرف بچه ها برگشت.
عطسه ای کرد و شروع به صحبت کرد: « سلام! خوشم میاد ازتون! تکالیفتون رو خوب انجام دادین! » و دستی بر روی زخم های متعدد بدنش کشید و ادامه داد: « اونایی که منو ناکار کردن حسابشون جداست! اونا تو قلب من جا دارن!
»چندتا از بچه های سرشان خجالت زده پایین افتاد! گودریک خم شد و از جعبه ی کنارش توپ گردی را بیرون آورد. با دستش توپ را بالا گرفت و گفت: « خب این چیزی که دستمه اسمش چیه؟! »
همه ی بچه ها با صدای بلند داد زدند: « تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوپ! »
گودریک: « خاک بر سر همتون!
»دانش آموزان: «
»گودریک خنده اش را کنترل کرد و ادامه داد: « این کوافله دیوونه ها! توپ اصلی بازی کوییدیچ! چیزی که مهاجم ها و دروازبان ها باهاش سروکار دارن! مهاجم ها سعی می کنن این کوافل رو وارد دروازه کنن و دروازبان ها سعی می کنن مانع بشن! این جلسه مهاجم میشین هموتون! »
پچ پچ دانش آموزان بالا گرفت! گودریک کتش را بیرون آورد و کنار جعبه انداخت! جارویش را از روی زمین برداشت و کمی به دانش آموزان نزدیک شد و شروع به صحبت کرد: « می دونید که مهاجم ها هم حمله می کنن و گل می زنن و هم سعی می کنن بعضی اوقات توپ رو با دست و تاکتیک های خودشون از مهاجم های حریف بگیرن! قراره شما و همینطور من مهاجم بشیم! کوافل دست شماست! وظیفه دارید از من سه بار دریبل بزنید! اگه تونستین ، من همون لحظه میرم تو پست دروازه بان و شما سعی می کنید بهم گل بزنید! اگه نتونستید دریبل بزنید و من توپو گرفتم ، من سعی می کنم گل بزنم و اگه زدم ، شما میشید سوستوله!
»تکالیف:
1. چیزی که تو تدریس گفتم ، انجام بدین و بصورت رول توصیف کنید! (25 نمره)
2. چه پیشنهادی برای لباس مخصوص کوییدیچ دارین؟ فقط پیشنهاد های جالب و خلاقانه! (5 نمره)
موفق باشید
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج









)
نزارم!؟ نه بابا، دفعه ی قبلم یادم رفت، استرس گرفتم. فوقش از زیر کلاهم میزارم.

»