پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

78
نفر همین الان آنلاین‌اند 31 نفر در «انجمن»
0 عضو 78 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمان‌ها.

51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

شخصیت خودتون رو معرفی کنید

نوع تاپیک: غیر رول

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 3 کاربر مهمان
آخرین ورود
شنبه 19 بهمن 1392 16:04
عضویت
1392/11/05
پست‌ها
4
نام:صاعقه
سن: حدودا 300000سالی میشه
تاریخ تولد:اوایل خلقت
تحصیلات:استاد دفاع در برابر جادوی سیاه و مبارزه تن به تن و یک به چند
رنگ چشم:آبی عینکیم هستم
رنگ مو :سیاه
چوب جادو:پر ققنوس در مرکز دورش استخوان اژدها با روکش چوب سه نوبر
گروه: خودت انتخواب کن
ظاهر کلی:لاغر اندام قدرت مند
توانمندیها:بسیار سریع و قابلیت تله پورت و تله کینز بدون چوب جادو و استفاده یا تولید طوفان و رعدوبرق

حالا خوب شد



دوست عزیز شما باید اول در بازی با کلمات سپس در کارگاه نمایشنامه نویسی تایید بشید بعد از اون میتونید از لیست شخصیت ها یه شخصیت انتخاب و معرفی کنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/11/8 10:18:23
آخرین ورود
شنبه 19 بهمن 1392 16:04
عضویت
1392/11/05
پست‌ها
4
نام: storm صاعقه
خون : اصیل
جنسیت: مرد
سپر: ببر
جارو : نیمبوس 2014
گروه: گریفیندور
علایق : تماشا و کنترل صاعقه (شب های طوفانی میرم بیرون هر جا رو خواستم با صاعقه پِرِس میکنم و کلی کیف میده ولی به آدما خصارت وارد نمی کنم)
خصوصیات اخلاقی : مهربان سخت گیر (روی کار های خودم) ساده دل راز دار دل رحم با وفا و دوست داشتنی شوخ طبع ولی اگر اعتمادم را نسبت به کسی از دست بدم احتمال برگشتش خیلی کمه
چوب دستی: استخوان اژدها با روکش چوب درخت
سه نوبر
خصوصیات ظاهری:رنگ چشم همرنگ صاعقه موی سیاه و کمکی هم کوتاه روزی دو ساعت جلوی آینه ام
اگر معلم درسی بشم شاگردای تنبلو می کشم فقط
شغل: فعلا هیچی ولی به زودی معلم هاگوارتز

توانمندی ها: استفاده از صاعقه و طوفان
و جادوی رعدو برق و طوفان بدون چوب دستی
خوب شد



ویرایش دو پست قبل رو بخون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/11/6 10:15:09
ویرایش شده توسط ایلیان79 در 1392/11/6 15:29:30
ویرایش شده توسط ایلیان79 در 1392/11/6 15:35:58
ویرایش شده توسط ایلیان79 در 1392/11/6 15:37:42
ilia isa stormer

زنده باد گریفیندور
زنده باد هاگوارتز
هرپوی کثیف
آخرین ورود
یکشنبه 27 بهمن 1392 20:34
عضویت
1392/10/29
پست‌ها
6
نام : هرپوی کثیف
جنسیت : مرد
گروه : زمان ما از این بچه بازیا نبود
چیزهایی که از این شخصیت می دونیم: هرپو از اولین جاودگران سیاه بوده. در یونان زندگی می کرده . مار زبان بوده. اولین کسیه که یه باسیلیسک درست کرده و پرورش داده. می گن اولین کسی بوده که جان پیچ درست کرده و احتمالاً خودش هم بنیان گذار ِ جان پیچ درست کنی بوده . طلسم های زیادی هم خودش درست کرده. هیچ اطلاعی از مردنش یا نابود شدن جان پیچهاش در دست نیست. کلا چیز ِ دیگه ای هم ازش نیست.
.............................................................
بعد از چند قرن یک تیم باستان شناسی موفق شد در یکی از خرابه های یونان یکی از جان پیچ های مرا پیدا کند. یک ماه طول کشید تا بتوانم یکی از آنها را تحت کنترل در بیاورم. در طی این یک ماه تیم برای نمایش اشیاء پیدا شده به لندن سفر کرد.
من الان در لندن هستم ، در بدن یک زن باستان شناس(وقتی می گم زن باستان شناس یه زن ِ پیر ِ خسته رو متصور نشید لطفاً .تامب رایدر رو به خاطر بیارید یا یه چیزی تو اون مایه ها )
هرپو الان توی لندن سرگردونه و حتی چوب دستی هم نداره و هیچ کس هم اونو نمی شناسه. اون دنبال ِ اینه که قدرتشو دوباره به دست بیاره .

تایید شد!
چون گروه مشخص نکردی به دلیل مارزبان بودن این شخصیت گذاشتمت تو اسلایترین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/11/6 10:14:30
تولد نقش
1396/09/11
آخرین ورود
چهارشنبه 12 شهریور 1399 03:53
عضویت
1392/09/14
پست‌ها
533
- نام : رامین
2- سن: 14
3- تاریخ تولد: 1999/11/16
4- جنس: مرد
5- سال : سال سوم هاگوارتز
6- رنگ چشم: آبی
7- گروه : گریفیندور
8- مو : سیاه و پرپشت
9- ظاهر کلی : چشمانی آبی ، موهای سیاه پر کلاغی ، لاغر ،
10- نام کامل: رامین دامبلدور
11- کویدیچ : جستجو گر تیم گریفیندور
12- چوب جادو : چوب درخت راش ، هستشم ریسه قلب اژدها ، انعطاف پذیر ؛ 10 اینچ
13- دسته جارو : قطعا آذرخش
14- علاقه ها: کویدیچ و دفاع در برابر جادوی سیاه
15 - توانمندیها : بدون چوبدستی جادو کردن..... قوی در درس دفاع در برابر جادوی سیاه و معجون سازی
معرفي كوتاه: پسر ابرفورث دامبلدور برادر آلبوس دامبلدور هستم..... یک گریفیندوری شجاع و بی نظیر در اجرای جادو......در درسها هم موفق و شاگرد اول هاگواتز هستم.....سال سوم ......



_____________________________
سلام

لطفا به مراحل ورود به ایفای نقش دقت کنید:

1. ارسال پست کوتاه (داستانک) در بازی با کلمات مطابق با کلمات داده شده
2. پس از تایید در بازی با کلمات، ارسال رول (نمایشنامه) مطابق با آخرین تصویر داده شده در کارگاه نمایشنامه نویسی
3. پس از مشاهده تایید در ویرایش پست شما در کارگاه (بعد از گذشت 1 روز)، مراجعه به لیست شخصیت ها و انتخاب یکی از شخصیت های گرفته نشده هری پاتری
4. معرفی شخصیت انتخابی در تاپیک شخصیت خودتون رو معرفی کنید با فرم معمول داده شده برای معرفی شخصیت

موفق باشید

تایید نشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/11/5 12:50:38
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/11/6 12:31:11
ارزشی نیمه اصیل!


تصویر تغییر اندازه داده شده
آخرین ورود
پنجشنبه 22 بهمن 1394 12:56
عضویت
1392/10/20
پست‌ها
96
نام: هرماینی جین گرنجر (بعد از تاهل ویزلی)
گروه: گریفیندور از بدو تاریخ
ویژگی ها: دختری زیبا با چشم ها و موهای قهوه ای ، قد 175 سانت و به روایتی 168 . خوش اخلاق ، وفادار با وقار ، هوش و پشتکار وصف ناشدنی که در تاریخ تکرار نخواهد شد! خب لوس بازی تموم شده خودمونی تر حرف می زنم انسان زاده ام (مشنگ زاده خودتی نژاد پرست) .
چوبدستیم دوازده و سه چهارم اینچه از جنس درخت مو و ریشه ی قلب اژدها.
جارو هم دارم ، سامسونگ نیمبوس 2014 ! سفارشی کره!
سپر مدافعم سگ آبیه (جی کی رولینگ عاشق این موجوده)
بوگارتم هم خانم مک گوناگاله که میگه نتونستم تو امتحان قبول بشم البته ایشون رو خیلی دوس دارم.
من هرماینی جین گرنجر هستم ، متولد 1979 در انگلیس، انسان زاده هستم ولی از وقتی که وارد هاگوارتز شدم زندگیم تغییر کرد ، زیاد توضیح نمیدم. بهترین دوستم هری بوده و هست و همسر عزیزم !!!! رون ویزلی هست . اسم بچه های شیطون و نا خلفم هم رز و هوگو هستش.
عضو محفل ققنوسم، رئیس سازمان اجرای قوانین جادویی ( این سمت جدیدمه قبلنا تو سازمان ساماندهی و نظارت بر امور موجودات جادویی کار میکردم)
نزاد پرستی اصیل زادگان رو ریشه کن و قوانین را هم تغییر دادم تا چشم بعضیا در بیاد.
زیادتر از کمالاتم نمی گم مغزت سوت میکشه


تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/11/1 9:52:25
پارسال ایفای نقش هرماینی گرنجر بودم!! بیکارم کردن !!بـــــــیکار!!
(البته از بروبچ جادوگران متشکرم چون واقعا زمان برای ایفای نقش نداشتم، رول نباید بیکار بمونه)

تصویر تغییر اندازه داده شده


به توئیترم هم سری بزنید!!
https://twitter.com/hamed__n
آخرین ورود
دوشنبه 20 بهمن 1393 19:21
عضویت
1392/09/29
پست‌ها
69
آپولین دلاکور٬ در سال 1899میلادی در فرانسه ازمادری پریزاد و پدری جادوگر به دنیا امد. وی دارای هوش سرشاری بود به طوری که تا 4 سالگی قادر به حرف زدن نبود!!!
وی در سن 11 سالگی به آکادمی علوم جادویی بوباتون راه یافت ومقاطع آن را ( که معمولا در 7 سال طی میشود) در 11 سال طی کرد و به همین دلیل موفق به دریافت عنوان دانش آموز کند ذهن شد!!!

طی سنین 22 تا 29 سالگی(7 سال) وی به حرفه ی شریف بیکاری اشتغال داشت٬اما در سنین 29 تا32 سالگی (مجموعا 3 سال) وی به دنبال کار مناسب گشت. اما چون طی این 3سال حتی یک کار مناسب نیز پیدا نکرد.تصمیم گرفت تا نزد مادرش به فراگیری کاری های برجسته ای چون آشپزی بپردازد. اما از آن جا که وی هیچگاه آشپز قابلی نبود آشپزخانه را به آتش کشید و به دنبال آن پدر و مادرش نیز در آتش سوختند و جان به جان آفرین تسلیم کردند.

پس از مرگ والدین ثروت قابل توجهی به او رسید .و او تصمیم گرفت که این پول را خرج سفر های تفریحی کند٬ و به دنبال آن 15 سال در سفر بود و تمامی نقاط جهان را گشت.
در سن 46 سالگی پول های وی تمام شد و او مجبور شد برای ادامه زندگی با یک شاهزاده آفریقایی زندگی کند. اما زندگی آن ها دوامی نداشت و پس از 5 سال به دلیل قتل شوهر به دست آپولین از هم پاشیده شد.

آپولین در آستانه 51 سالگی از أفریقا به کشورش فرانسه برگشت و شروع به فروش غذاهای خانگی (که خودش پخته بود) کرد. اما به دلیل آشپزی خوب او قریب به 200 نفر بر اثر مسمومیت جان خود را از دست دادند.به دلیل این قتل عام بی رحمانه پلیس فرانسه آپولین را دستگیر کرد و او به مدت 20 سال تا71 سالگی( 1970) در زندان به سر برد . سرانجام وی با تلاش های شبانه روزی موفق به فرار از زندان شد و با استفاده از جادوی پزیزادی که در وجودش بود خود را به شکل یک دوشیزه جوان در آورد و موفق به ازدواج گردید .زندگی مشترک آپولین و شوهرش تا 5 سال بدون بچه دار شدن ادامه پیدا کرد.

در روزی از روزها أپولین در جوی آب کودک ناخواسته ای را مشاهده کرد . وی این کودک را به خانه برد و نام اورا فلور گذاشت.15سال پس از یافتن فلور آپولین به طور بیعی باردار شد( در سن 91 سالگی).

در همان سال شوهرش به سن واقعی او پی برد و توسط مادر مرلین نیامرزش تشویق به طلاق شد.آپولین نیز به جرم خیانت شوهرش را به همراه کل ایل و تبار شوهرش با اجرای طلسمی پیچیده راهی تیمارستان کرد.

مرگ:


در روزی از روزها چارلی ویزلی(از نوادگان توحید ظفر پور) شخصی را اسپمر خواند.در پی آن لرد ولدمورت پیش بینی بارش سنگ کرد. وآپولین ه لحضه به لحضه ی بارش را گزارش میکردخود زیر یک سنگ یک تنی رفت ودر مکان مقدس چت باکس به آن دنیا شتافت.
پس از مرگ وی موجی از شادی در چهره ی دختر خوانده اش (فلور) و لرد ولدمورت پدیدار گشت. اما این شادی دیری نپایید زیرا که اکنون روح آپولین به سایت برگشته و در پی ازدواج دوازدهم خود است . همچنین وی با کمک دوست عزیزش آیلین پرنس در کوچه ی دیاگون به فروش جواهرات میپردازد.

انجام شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/11/6 12:32:16
تصویر تغییر اندازه داده شده
آخرین ورود
یکشنبه 12 مرداد 1393 17:00
عضویت
1392/10/18
پست‌ها
17
نام : جان داولیش
جنسیت : مرد

ویژگی های ظاهری و ... شخصیت :

مردی خشن با موهای کوتاه و زبر و خاکستری تصویر کرده است رنگ چشم هم سبز

گروه : گریفندور

چوب جادو :

تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده

اندازه : 1/5 در 12

چوب : گرودی سیاه

هسته : اژدها

انعطاف پذیری : سفت و محکم

دسته جارو : جاروی 2014

علایق : معجون سازی و گیاهان جادویی

توانمندی ها : معجون سازی و شناخت گیاهان و کارآگاهی

شغل : کارآگاه وزارتخانه


تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/10/24 9:48:41
________________________________________

you shall not pass ! :D
تولد نقش
1396/04/15
آخرین ورود
دوشنبه 4 آبان 1405 17:47
عضویت
1392/10/16
پست‌ها
755
جادوگری از دوردست، جادوگری با ریشی سپید و لباسی سیاه، نماینده ی هر دو جبهه ی جادوگری، بنیان گذار جادوگری نوین، محقق و تاریخ نگار، دست های پشت پرده ی حکومت انگلستان، جادوگرِ پیامبر یا پیامبرِ جادوگر!

اینها القابی هستند برای یک فرد، کسی که تمام حکومت انگلستان است در زمانی که تمام راه های ارتباطی مردم را تحت نظر ندارد! او مرلین است، بزرگترین جادوگر باستانی!

من، مرلین جادوگر، کسی که تمام جادوگران به اقصی نقاط لباس ها و اعضای بدن وی قسم یاد میکنند، بار دیگر برگشته ام تا در خدمت جامعه ی جادوگری باشم، با چوب جادوگری جدیدی با طول 35 سانتی متر و از چوب عصایی که در دستم میگیرم؛ پیرتر از همیشه، خسته تر از قبل ولی با تجربه تر از گذشته و قوی تر از تمام دوران هایی که زندگی کرده ام! قامت خمیده و سن زیادم هرگز نتوانستند جلوی مرا برای نشان دادن قدرت بیکرانی که جادو برای ما فراهم می آورد را بگیرند!

از مزایای کهولت سن، خوش اخلاقی ای ست که خواسته و ناخواسته در انسان بوجود می آورد و من نیز از این قاعده مستثنی نیستم، تا زمانی که خواسته هایتان معقول باشد مرا خندان خواهید دید!

به من نگاه کنید! چه میبینید؟ ریشی سپید! لباسی سیاه! من پیامبرم، پس بدانید که هر دو جبهه باید از من بترسند و شاید سفید ها اندکی بیشتر!

من آمده ام تا یاد بدهم، تا یاد بگیرم، تا بکشم و کشته نشوم، آمده ام که نسلی جدید را در کنارتان بسازم و بدانید و آگاه باشید که در برابر دشمنان سخت و بی رحم خواهم بود و شاید در میان دوستان نیز همچنین! کسی را یارای مقابله با من نیست که من خود جادویی هستم که از ذهن و قلب و دستانتان میگذرد. پس مراقب باشید که نعمتی خطرناک در حال پیشروی به سمت دنیای جادوگری ست و بستگی به شما دارد که از آن چگونه بهره مند شوید!

من، مخترع جادوی نوین و مغز متفکر جادوگری و پیامبر شما، در گروه ریونکلاو خواهم بود!


------------------------------------------
آخرین مرلین به شهادت لیست شخصیت ها ایشون بودند که خیلی وقته نیومدن، پس قانونا مرلین مال من میشه دیگه؟ مگه نه؟

شما هنوز در مراحل ایفای نقش تایید نشدید ولی فعلا شما رو وارد ایفای نقش کردم. در صورتیکه مدیر ایفای نقش پست های شما رو تایید نکنه شما موظفید مجددا در اون تاپیک ها شرکت کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/10/18 10:29:24
آخرین ورود
جمعه 10 فروردین 1397 05:47
عضویت
1392/09/29
پست‌ها
13
نام: آنتیوس پورال
رنگ چشم: قهوه ای
رنگ مو: مشکی
رنگ پوست: سفید
خصوصیت اخلاقی: مغرور، جنگ طلب، انتقام جو
گروه: هافلپاف
چوبدستی: 38 سانتی متر، چوب درخت پیر با هسته ی دم موی دیسترال، غیر قابل انعطاف

معرفی کوتاه:
آنتیوس پورال (12 جولای 1214 - 18 می 1291)، فرزند ارشد خانواده ی پورال بود. او مثل برادرانش در هنرهای جادوگری مهارت خاصی داشت. اما شخصا به عنوان یک مرد مبارز توصیف می شد. او و برادرانش (کدمیوس و ایگنوتیوس پورال)، الهام بخش داستان های سه برادر و در نتیجه اربابان اصلی یادگاران مرگ بوده اند. آنتیوس گفته شده که دارای چوبدستی ارشد بوده است هر چند شواهد درستی از آن در دست نیست.

شرحي از زندگي:
هوا گرگ و میش بود... من به همراه برادرانم کدمیوس و ایگنوتیوس در راهی بودیم که به دره ی عمیق و صعب العبوری رسیدیم... از آنجایی که هر کدام از ما، در جادوگری مهارت خاصی داشتیم، تصمیم بر آن شد که پلی را بر بالای این دره ی عمیق بسازیم که در نهایت بتوانیم از آن عبور کنیم... همه چیز خوب پیش می رفت و ما توانستیم پلی را بنا کنیم، اما زمانی که می خواستیم از آن عبور کنیم ناگهان مرگ در جلوی چشمانمان حاضر شد و راه ما را بست... از این وضعیت ناگهانی، خیلی شوکه شده بودیم، زیرا چه دلیلی داشت که مرگ به پیشواز ما آمده باشد...

همه چیز خیلی سریع پیش می رفت، به این باور رسیده بودیم که دیگر زمان وداع ما با دنیای جادوگران به پایان رسیده است اما در کمال ناباوری دیدیم که مرگ نه تنها قصد گرفتن جان ما را ندارد، بلکه ما را برای اینکه توانسته بودیم او را فریب دهیم تحسین می کند و از ما می خواهد که هر کدام در برابرش آرزویی کنیم تا او برای ما برآورده کند. من که برادر ارشد خانواده پورال بوده ام به عنوان اولین درخواست کننده جلو رفتم و از او چوب دستی پر قدرتی را طلب کردم که هیچ کس توان مقابله با آن را نداشته باشد تا همیشه بتوانم پیروز میدان باشم... او سریعا به سمت درخت پیری رفت و چوبدستی نسبتا بلندی را با آن ساخت و تقدیم من کرد... از آنجا بود که من تصمیم به انتقام گرفتن از کسانی کرده ام که روزی با آنها دشمنی داشته ام...

با اجازه پرفسور کوییرل تأیید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Mr.Venches در 1392/10/3 19:32:59
ویرایش شده توسط Mr.Venches در 1392/10/3 20:16:26
ویرایش شده توسط Mr.Venches در 1392/10/4 15:46:42
ویرایش شده توسط Mr.Venches در 1392/10/4 15:52:09
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1392/10/5 20:36:36
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1392/11/1 19:00:39
شايد اون کسي که داره ميره من باشم ولي اين تو هستي که منو تنها گذاشت
آخرین ورود
دوشنبه 20 بهمن 1393 19:21
عضویت
1392/09/29
پست‌ها
69
*آپولین دلاکور (مادر فلور و گابریل دلاکور)

گروه : ریونکلاو

چوبدستی:چوب زرد آلو و موی پریزاد(موی مادرش)

پاترونوس :روباه

حیوان خانگی :دوعدد توله روباه


پ.ن میدونم توی کارگاه تائید نشدم اما اینو نوشتم تا وقتی ناظر اومد دوتاشو با هم تائید کنه

تایید شد! بعدا معرفیت رو کاملتر کن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور کويیرل در 1392/10/3 10:03:45
تصویر تغییر اندازه داده شده

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.