جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
18 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] قلم‌پر تندنویس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 3 بهمن 1392 20:19
نمایش جزئیات
آفلاین
یالا. یالا. لخت و نامحرم نباشه. مادر گرام ِ ارباب قدم به صحنه می‌گذارند.

ما هم اومدیم افاضات ِ خود را بنگاریم و بریم.

نقل قول:
کلا کار و کاسبی ویزنی ها تعطیل میشه. دی


ما از همین‌جا اعلام کنیم که بُریدن نان ِ مردم، به شدت توسط مرلین کبیر حرام محسوب شده. خواستیم در جریان باشید فقط!

نقل قول:
خاکستری رو بیشتر از هردوتاش دوس دارم


ما هم خاکستری رو بیشتر از دوتاش دوست داریم. یعنی سیاهی ِ مطلق و سپیدی مطلق به نظرمون بی‌مزه‌س. نکته‌ی جالبی که در مورد " خاکستری " وجود داره، اینه که هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینی کنه عکس‌العمل شما چیه. نمی‌تونه پیش‌بینی کنه موضع‌گیری‌تون سر فلان قضیه چیه و غیره. لایک!

نقل قول:
مثل ارباب که یک ولدمورت کامل هست،
مهران هم یک دامبلدور بی نقصه


شدیداً قبول دارم. درسته! هردونفر از دور، در نقش‌های خودشون بی‌رقیبن!

نقل قول:
غیر از " پرفکت " هیچ نظری ندارم


لطف دارید فیلیوسم.

گفتی به تازه‌واردا از لحاظ رول‌نویسی آموزش بدیم؟ چطوری؟ یعنی دوست داری چه حرکتی بزنیم در این راستا؟ مثلاً مورد داشتیم گفته بودن هرچی رول من زدم شما بیا عیب و ایرادش رو به من بگو، ولی خب این درخواست شخصی بوده.

مثلاً یعنی به صورت فرد فرد، فعالیت افراد رو زیر نظر بگیریم؟ یک ذره خود زورو پنداری نمی‌شه حکایت؟

خوشحال می‌شم در این باره با هم صحبت کنیم. نشون دادی ایده‌های خوبی داری و ذهنت خیلی منطقی کار می‌کنه!

** اون تیکه‌ای که در مورد من نظر دادی، نمی‌شه کپی کرد نمی‌دونم چرا.

خواستم یه چیزی رو در این راستا بگم. مرسی بابت این که با همه‌ی تعریف‌ها و لطف‌هایی که داری، یه جورایی اعتماد به نفس می‌دی. راستشو بخوای، آدم از دوستاش انتظار نداره معمولاً به جز اعتماد به نفس دادن کاری کنن، ولی وقتی یه غریبه که وظیفه‌ای در برابرت نداره، قبولت داره. حس خوبیه! سپاس خیلی زیاد از تمام حرفات، چه اینجا، چه توی چت‌باکس.

*** تدریـــــــــــــــــس!

از وقتی که یادم میاد، عاشق درس دادن بودم. پیش اومده قبل از این که برم سر کلاس، با یکی از همکارام بحثم شده و اعصابم خورد، ولی وقتی می‌رم سر کلاس همه‌چی رو یادم می‌ره.

این عشق و علاقه به درس دادن رو درک می‌کنم. خیلی فوق‌العاده‌س. ادامه بده و نظر من رو می‌خوای، برو دنبال دلت!

اینم بذار بگم که تدریس، یه سری معایب هم داره. من خودم آدم پرحرفیم، ولی یادمه یه روز بعد از شیش‌ساعت پشت سر هم تدریس، اومده بودم خونه و با سر و کله به مامانم اینا اشاره می‌کردم. صدام در نمیومد حقیقتاً !

سعی کن حنجره‌تو قوی کنی تا اون موقع.

@**@

در راستای کتاب‌های تاریخی، دلاور زند رو خوندی؟ محشره!

یک سری کتاب‌ هم هست، در واقع رُمان تاریخی‌ـه. مثل ِ لیدی الیزابت و خائن بیگناه. من شخصاً خودم از اینا خیلی لذت بردم. برام جالب بودن!

خیلی خوشحال شدم که باب آشنایی رو گشود این مصاحبه. با سپاس از جواب‌های فکرشده و خوبت.

موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوستش بدارید که آنچه می‌توانست، انجام داد تا دوستش بدارند...
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 3 بهمن 1392 10:57
نمایش جزئیات
آفلاین
مهــراان، خعلی خوشحال شدم با زوایایی از شخصیتت آشناا شدم و اینا ...

با اجازه مقادیری به مصاحِبـَـت واکنش نشون میدیم D: .

نقل قول:
خب متاسفانه تو همه سایت هایی هم که می ریم و میام به دلیل ادبی بودن و خب کم طرفدار تر بودن بینِ هم سن و سالام، همیشه کوچیک ترین بودم...


آواتارت که نشون نمیـده... والا!
اوناام زیادی پیـرن، تو تازه تو دوران شکوفایی هستی به اصطلاح د: .

نقل قول:
از افراد جل بدم میاد


حیف شد... من تازه داشت ازت خوشم میومد. همــر!

نقل قول:
صمیمیتی که تو هیچ تالاری نیست رو من در ریون تجربه کردم.


خعلی خوبه که آدمیزاد تو این سایت ِ عظیم الشان خونه ای رو داشته باشه که توش آزادانه تنفس کنه و اینا... تفریک میگم بهت.

نقل قول:
شاهین ها رو دوس دارم. ولی احتمالا به دلیل علاقم به اینترنت، شاید وقتی ورد اکسپکتوپاترونوم رو اجرا کنم یه ایمیل به طرفی که قراره بهش پاترونوس بفرستم ارسال میشه.




نقل قول:
آلن ریکمن هم شاهکار هری پاتره.


آلن ریکمن دیوانه است! عجب چیزی در آورده بود از اسنیپ... بی نظیر بود لامصب!

نقل قول:
منم به تاریخ علاقه دارم! علاقه ای که عجیب در سن من ه. همه هم میگن در آینده نظرم عوض میشه و
رشته تاریخ رو ولش می کنم ولی نچ...
...یعنی تدریس در دانشگاه رو دوس دارم. از همین الان هم بعد از تدریس معلم، تدریس من (کنفرانس)
تو اولویته. مخصوصا برای درس تاریخ و یا علوم و یا دینی (من فقط خوب درس میدم اما خیلی از دینی
خوشم نمیاد.)


تاریــخ خعلی جالبه... من هم یک نیمچه علاقه ای دارم بهش، و از اساس فکر میکنم این سنخ جملات که تاریخ تکرار میشه و باید از تاریخ برای اون چه که میخوایم امروز انجام بدیم درس بگیریم و این حرفا مضحکه... نمیدونم تو چه طور فکر میکنی.

البته اینم بگم همیشه کلاسای تاریخـو یه جوری جیــم میشدم، شرمنده ی اخلاق ِ ورزشیت به هر حال .

دیـنـی؟ د: اون چه من از دینی تا به امروز فهمیدم تصویر بسیار ناجالبیه، مشکل بنیادینش اینه که خودارجاعه، یعنی خودشو معیار درستی ادعاهای خودش میدونه. با پیشفرض های خودش نتایجی که «خودش میخواد» رو میگیره و تمام ِ ملت رو هم به سمت اون نتایج هل میده... درنتیجه از وقتی که یادم میاد کافر بودم .

نقل قول:
بازنده ها نمی مونن که تاریخ رو بنویسن اما کسایی هستن تا بازنده هایی که در اصل برنده بودن رو مثل
ژاندارک معرفی کنن و در اصل برندگان به جای شرحِ پیروزیشون بیشتر تاریخ رو برای ایندگان تحریف می
کنن!


آقا تمام زندگی ما توطئه ی انگلیسـه! من تا خون ِ تونی بلرو جاری نکنم آروم نمیــگیرم... والـــا! D:

نقل قول:
تاریخ بخونید...


نصیحت به جایی بود، سعی میکنم مطالعتمو بیشتر کنم... اما میشناسم خودمو به هر حال، تنبلی یکی از بن مایه های ذات ِ منه! D:



مهراااان... خعلی خعلی خوشحال شدم که فهمیدم وجود داری ، یعنی از وجود فردی مث ِ تو بر این کره ی فسقلی ِ گه گاه کسل کننده خوشحال شدم... از دوور دستم رو به سمتت دراز میکنم و در صورت تمایل به یک آغوش هم دعوتت میکنم... خواستی میتونیم از هم آغوشی فراترم بریم .


شاد باش!
منافقینو بترکون!
چیپس سرکه نمکی بخور!


مخلص .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 2 بهمن 1392 23:23
نمایش جزئیات
آفلاین
اینم مصاحبه ما ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 257.12 KB; بازدیدها: 33
ویرایش شده توسط پروفسور فلیت ویک در 1392/11/2 23:29:17
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 بهمن 1392 17:15
نمایش جزئیات
آفلاین
16. کدوم انجمن‌ها و تاپیک‌های ایفای نقش رو برای نوشتن (و خوندن) ترجیح میدی؟ با تک پست یا دنباله‌دار راحت‌تری یا سوژه‌های دنباله‌دار؟ کدوم بخش از سایت به بهبود ایفای نقش و قلمت کمک بیشتری کرده؟

من با اینکه محفلی ام ولی به شخصه نظرم اینکه تاپیک های خانه ریدل بد نیستن و برای فعالیت، مخصوصا جدی بیشتر از محفل ظرفیت دارن. و از اون طرف هم تاپیک تک پستی که توش میشه جدی هم زد توی محفل هست.

ولی انجمن های "آزکابان" به دلیل شدیدا جدی بودنش رو دوس دارم. خانه ریدل و همینطور کوچه دیاگون رو به خاطر پیام امروز دوس دارم.

رول تک پستی رو به این علت ترجیح می دم که میشه توش جدی زد و از اون طرف به دلیل اینکه اگر سوژه ای برای تکی زدن در کار نباشه کار کمی سخت میشه، نتیجه می گیریم تاپیک های جدیِ ادامه دار رو بسی می دوستم.

مسلما "ذره بین عقاب" و همینطور زیر نویس هایی که لیلی ایوانز روی نمایشنامه هام گذاشت و عاقای انجمن ها، انجمن ویزنگاموت ... و نقد های پربارِ مادر گرام ارباب.


17. از گریفیندور به ریونکلا.. خودت دلت با کدوم گروهه واقعا؟ خوبی‌ها و بدی‌های هر کدوم از این دو گروه به نظرت چیه؟ نظرت در مورد هافل‌پاف و اسلیترین چیه؟ دوست داری این تالارها رو هم تجربه کنی؟

همه ما وقتی وارد میشیم، تو جو هری پاتریم. من مدت زیادی نبود (1 سال و اینا) که فیلم و کتاب رو تموم کرده بودم. و تو جو هری پاتر بودم و از اون طرف میلم همیشه به سپید بوده تا به سیاه ولی خب تازگی همونجور که در ادامه میگم متوجه شدم خاکستری رو بیشتر از هردوتاش دوس دارم.

ولی خب، این اواخر من یک دید دیگه داشتم نسبت به هری پاتر. من بر حست شخصیتم انتخاب کردم گروهم رو. یک شخصیتِ درس خون و باهوش (تعریف از خود نیستا، حقیقت محضه جون شما) و محافظه کار که از صفات اصلی یک ریونی هست.

من ریونکلا رو خیلی خیلی بیشتر از گریف دوس دارم. صمیمیتی که تو هیچ تالاری نیست رو من در ریون تجربه کردم.

18. این ترم از اساتید هاگوارتزی .. در کل نظرت در مورد کلاسها و میزان مشارکت تالارها تو ترم زمستونی چیه؟ چه پیشنهادی برای بهبودش داری؟


خب مشارکت بچه ها خوبه ... با اینکه نسبتا به تایستون مسلما کمتره ولی باز واقعا خوبه؛ بسته به تکالیف کلاس ها دانش آموز شرکت میکنه. مثل کلاس پیشگویی که این سری با سوال 1 ـش که خیلی سخت بود، خیلی طرفدار نداشت و یا قضیه تکالیف سختِ جلسه اول طلسمات.

اما خب نظر خاصی ندارم جز اینکه این سیستم تقسیم بر سه خیلی هم بد نیست اما گاهی زحمت خراب کنه. گروهی که هر دو دانش آموزش مثلا 30 گرفته مجبوره نمره 10 رو برای اون کلاس بگیره.

ولی کلا استرجس مدیر خوبیه و خیلی خیلی توی این ترم زمستونی با گروه هایی مثل ریون و یا هافل ، راه اومد. مرسی استر!

19. محفل ققنوس اخیرا دوباره احیا شده ... این گروه چه جایگاهی برات داره و چه انتظارات و امید‌هایی داری؟ حدود سه چهار ماهی هست که پروفسور دامبلدور به محفل برگشته... عملکرد پروفسور دامبلدور رو طی این مدت چطور می‌بینی؟

خب محفل مثل ریون می مونه. بهش وفادارم و انجمن گریمولد برام مثل یه خونه است. امید های اصلیم اینکه این انجمن به جایگاه اصلیش بین کاربرای تازه وارد برسه. سیاهی جذاب تر شده بین تازه واردا، مگر اینکه به خاطر نقششون برن به محفل که متاسفانه در این مورد هم مرلین خلاف این قضیه رو ثابت کرد و مخترع جادوی سپید به سیاهان پیوست!

اما خب امیدوارم با حضورِ پررنگ و بسیار بسیار بسیار مفید مهران، محفل دوباره روز های اوجش رو تجربه کنه. مهران به خوبی از پس مدیریت محفل دراومد؛ جدی میگم مثل ارباب که یک ولدمورت کامل هست، مهران هم یک دامبلدور بی نقصه.

وقتی باهاش صحبت میکنی انگار داری با بابابزرگ پیرت صحبت می کنی. (مهران که این اطراف نیس نه؟ دی)

20. تا حالا شده وسوسه شده باشی بری زیر سایه؟ چرا؟ چقدر شخصیت خودت ( نه فلیت‌ویک) رو سفید یا سیاه می‌بینی؟

شخصیت من همونجور که یک سوال بسیار بزرگ برای همه است (این مورد رو موقع چک کردن سایت های انگلیسی درباره فلیت ویک متوجه شدم.) توی هردو گروه می تونه باشه. همه سوالشون اینکه چرا هیچ وقت هیچ جا ندیدیم و نخوندیم که فلیت ویک محفلی یا مرگخوار باشه، دقیقا چرا؟

اما خب من دارم ازش یک شخصیت سفید که باید می سازم و فلیت ویک تا زمانی که مال من باشه سفید می مونه!

21. نظرت در مورد جریان کودتا و عملکرد مورفین گانت و دلورس آمبریج چیه؟ البته خوشحالم که به موقع به جبهه‌ی حق پیوستی ولی خارج از شوخی به نظرت این این حرکات با چه هدفی شروع شده و آخرش به چی ختم میشه؟ چی شد که به رانده‌شدگان ملحق شدی؟


پرفکت!

جدی می گم؛ هماهنگی ها، سوژه ها، اخبار و مقاله ها و همه چیز بسیار بسیار حساب شده و طنز بود. با اینکه مورفین طرفدار تابستونه ولی کودتای آمبریج بر علیه اون یعنی زمستون در برابر تابستون، تونست یخِ سردِ انجمن رو توی زمستونِ کم تر فعال انجمن بشکنه.

تبریک !

خب مسلما پیروزی با ما محفلی هاست که در هردو گروه اعضایی داریم و هرکدوم شکست بخوره، ما از طرف یه سریای دیگه با غنائمِ کودتایی برمیگردیم گریمولد.
ولی خب، واقعا پیروز اصلی آمبریج و مورفین بودن که با طرحشون جونی دوباره در کالبدِ بی روحِ انجمن توی زمستون دمیدن!


22. در مورد ویزنگاموت چه عقیده‌ای داری؟ چه پیشنهادی برای بهبودش داری؟ چطور میتونه نقش موثرتری در پیشرفت ایفای نقش داشته باشه؟


غیر از "پرفکت" هیچ نظری ندارم.

فعالیتش در حوزه شناسایی شخصیتمون به خودمون (ایینه) و نقدِ شخصیتی که ارائه می دیم (تالار نقد) واقعا ستودنیه.

خب شاید اگر سعی کنن به اعضای تازه وارد از نظر آموزش رول نویسی سرویس بدن عالی میشه ولی نه هر تازه واردی. اونایی که مثل شصخ شصخی خودم وقتی اومدن قصد رفتن ندارن و یا همین مرلین (البته مرلین بلده) و یا آلیس (الیس هم وارده مثال زدم.).

23. فعالیت کادر مدیریت سایت جادوگران رو چطور می‌بینی؟ اگه بخوای یه نقد سازنده در مورد کارشون ارائه بدی، چی میتونه باشه؟

خشک، جدی و بازم خشک. اونا با این کم فعالیتیشون با وجود نظارت مداومشون از خودشون یه سری غولِ ترسناک ساختن. ایوان روزیه، خیلی خیلی خیلی خیلی مخوف تر از یه شخصیت اسکلتی هست در ذهن من.

و این به خاطر عدم فعالیتِ نزدیکِ مدیرایی مثل ایوان هست (من فقط ایوان رو میگم؛ خودت و یا آمبریج تک ـید.) ولی خب نباید از حق گذشت و فعالیت های امبریج و فلور و بقیه رو فراموش کرد. هر چند مدیرای کلی خیلی کم داره جادوگران و یا ما نمی بینیم. من فقط ایوان و عله و امبریج و پرفسور کوییرل رو می شناسم. اهان ... کوییرل هم می تونه فعالیت بیشتری داشته باشه، چه اشکال داره این مدیرای فسیل شده چند صد سالهِ سایت کنار ما تازه واردا رول بزنن.


24. دوست داری نظارت کدوم یک از انجمن‌های ایفای نقش رو بر عهده داشته باشی و چرا؟ در این صورت چه برنامه‌هایی برای اون انجمن داری؟

من حالا حالا ها قصئد نظارت ایفا رو ندارم. ولی کوچه دیاگون، هاگزمید و همینطور آزکابان رو در صورتی که ناظر کمکی باشم به همراه کسی که در طنز نویسی بسیار قدره، ممکنه بعد ها بخوام نظارت کنم
.
25. به نظرت بهترین ناظرهای حال حاضر ایفای نقش چه افرادی هستن؟ چه فعالیتی ازشون دیدی که توی ذهنت برازنده‌ی این عنوان شدن؟


شک نکنید الکی 8 سال پیاپی ایشون بهترین نظارت رو نگرفتند؛ ارباب رو می گم بله! آلبوس، مروپی گانت با نظارت ویزن و همینطور لینی به عنوان (از نظر من) بهترین ناظر تالارهای چهارگانه و حتی کل ایفای نقش. شک ندارم دلسوز تر از لن توی کل ایفا پیدا نمیشه که اینقدر خودش رو واسه ریون به خاک و خون می کشه.

26. کوئیدیچ.. این ورزش محبوب دنیای جادوگران کجای زندگی پروفسور فلیت‌ویک قرار داره؟ علاقه ‌ای بهش داری؟ لیگ کوئیدیچ و صحبت‌های در حال حاضر برای مسابقات هاگوارتز رو دنبال میکنی؟

کم و بیش صحبت ها رو دنبال می کنم و نظراتی هم دارم ولی خب ترجیح دادم بزرگترا بحث کنن. (نگید تو که نمی تونستی نظر بدی چرا لاف می زنی. توی ریون تاپیک رختکن برای همین صحبت ها پیرامون نحوه اجرای کوییدیج هست) ولی خب اینکه تکی باشه و پایه بر 3 باشه مهم ترین چیز هست.

من خودم ورزش دوست نیستم ولی شاید فلیت ویک بتونه یک مدافع خوب باشه. 5 بهمن مشخص میشه دقیقا در بازی کوییدیچ وضعم چطوره.


27. دوستانی که از سایت پیدا کردی رو اسم ببر و در صورت موجود بودن تاریخ تولد یکیشون رو بگو. کسی هست که خارج از نت بشناسی یا دوست داشته باشی خارج از نت باهاش در تماس باشی؟


عباس عسگری (فک کنم 19 سالش باشه.)
آرش (مرلین) هم به تازگی از دوستان خوبم شده.
ولی کلا با آنوشا (فلور) و مهران عزیز (البوس) و رون در ارتباطم و روابط خارج سایتی (در حد مسنجر) دارم.
نه کسی نیست.

28. نظرت در مورد این اعضا رو خیلی مختصر و مفید بگو:

رون ویزلی: یه کاربرِ آینده دار و همینطور یک کاراگاه و خبرنگار عالی.

آلبوس دامبلدور: یک طنز نویسِ قهار و همینطور یک ناظرِ کوشا

لرد ولدمورت: یک شخصیت پردازیِ قوی و در خورِ شخصیتِ لرد، یک نظارتِ همیشگی و مداوم.

• جیمز سیریوس پاتر: یویو و بس ... شوخی کردم؛ من می تونم بگم شناخت کمی دارم در مقایسه با تو (چون دوتاتون عین هم ـید. نمی دونم چرا .. ) اما اگه بابای مرلین هم منقضی شد حاضرم به طنز نویسیش قسم بخورم.

• مروپی گانت: یک منتقدِ عالی، یک ناظر عالی تر و همینطور یک جدی نویس فوق العاده.
• مرلین: از اونایی هست که زود گرم می گیره ولی برعکس من اصلا احساس بدی پیدا نکردم و خیلی خوشحالم دوستی مثل آرش پیدا کردم.

• دلورس آمبریج: باز هم شخصیت پردازیِ در خور و مدیریتِ بسیار خوب و طنز نویسیِ محشر

• چارلی ویزلی: دوس داره خوب باشه ... اما متاسفانه به دلیل رول نویسیش که کمی ضعیف بوده و سعی نمی کنه بهبود ببخشه، خیلی نگاه خوبی نسبت بهش نیست. ولی کلا خیلی نمی شناسمش فقط از روی کلافگی ناظرا به خاطر بعضی کاراش ...

• جیم موریارتی: یه رول نویس خوب ... یک خبرنگارِ چی بگم؛ واقعا محشر

• تد ریموس لوپین: دیگه درباره تو چی بگم؟ آهان، طنز نویسیت محشره تد، این رو از ته ته ته قلبم می گم. البته اون قسمتی که مربوط به امور و رول و غیره هست.

29. و اما سوال آخر این بخش که باید هم از طرف پروفسور فلیت‌ویک بهشون جواب بدی هم از طرف خودت یعنی هر مورد دو جواب داره.

30.
• توی آینه‌ی نفاق انگیز چه چیزی میبینی؟

فلیت ویک : پیروزی گروهش رو و همینطور بازگشت عزیزانش رو

خودم : موفقیت ... یک صندلیِ چرمین ِ خوشگل توی دانشگاهی که دوس دارم تدریس کنم و همینطور من، غرق در کتاب ؛ منظورم یک کتبخونه بزرگه، بزرگا، بـــزرگ ..

• هورکراکست چه شیئی ممکنه باشه؟

فلیت ویک : فلیت ویک حاضر نمی شه هورکراکس درس کنمه؛ مرگ رو به قتل یک انسان ترجیح میدهـ.

خودم : هیچ وقت حاضر نمی شم هورکراکس درس کنم؛ مرگ رو به قتل یک انسان ترجیح میدم.

• از بین یادگاران مرگ، مالکیت کدوم رو ترجیح میدی و چرا؟

فلیت ویک : به عنوان یک استاد دوئل من چوبدستی رو ترجیح میدم.

خودم : صدردصد چوبدستی رو ترجیح میدم چون چوبدستی می تونه آدم رو غیب کنه و دیگه نیازی به شنل نیست. هر چند باید ازش درست استفاده بشه.

• لولوخورخوره‌ات چه شکلیه؟

فلیت ویک : نمی دونم ... بهش فکر نکردم و فک می کنم نمی تونم این سوال رو خوب از طرف فلیت ویک جواب بدم.

خودم : حشرات، از زنبور ها متنفرم / دبیرِ ورزش؛ از ورزش هم (شاید جز بدمینتون) متنفرم.

• سپرمدافعت به چه فرمی در میاد؟

فلیت ویک : غیر مادی ؛ هرمیون عزیز پرسیده بود که یعنی چی ؟ راستش رو بخواید من فقط چیزی که از تو سایت ویکی هری ترجمه کردم و حدس می زنم رو میگم. سپر مدافع غیر مادی در حقیقت مثل بقیه سپر ها دارای شکل یک حیوون نیست. فک می کنم فقط نور و هاله بی شکل و متغیر هست. مثل باد ... چون رولینگ اطلاعات زیادی نداده نمی تونم چیز زیادی بگم.

خودم : شاهین ها رو دوس دارم. ولی احتمالا به دلیل علاقم به اینترنت، شاید وقتی ورد اکسپکتوپاترونوم رو اجرا کنم یه ایمیل به طرفی که قراره بهش پاترونوس بفرستم ارسال میشه.

شایدم همین شاهین بود.


ادامه سوالات تا امشب ...

PDF هم کلی می ذارم امشبب.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 30 دی 1392 22:55
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به همه‌ و سلام مخصوص و خوش‌‌آمدگویی به مهمون عزیز این برنامه، پرفسور فیلیوس فلیت‌ویک


خب خب خب، اینجا چی داریم؟ یک صندلی جوشان، و 50 تا سوال که 35 تاش مال توئه، تد! مرسی از تو باقی دوستانِ پرسیدنده ...


آهان، سلام ... !


1. اول از همه خودتو مختصر معرفی کن، اسم و تاریخ و محل تولد و میزان تحصیلات. چند تا خواهر برادر داری و ازشون کوچکتری یا بزرگتر؟

مهرانم، و با افتخــــــار (اینقد به رون گیر ندید) کوچک ترین عضو سایت هستم!!!! 13 ساله و متولدِ 21 امِ آذر ماهِ یک هزار و سیصد و هفتاد و نه (21/9/1379)
به دوره آموزشی جدید خوردیم و هفتمی هستیم، با اجازتون ... باور نمی کنید؟ خودمم دوس ندارم باور کنم اما ... خب متاسفانه تو همه سایت هایی هم که می ریم و میام به دلیل ادبی بودن و خب کم طرفدار تر بودن بینِ هم سن و سالام، همیشه کوچیک ترین بودم ...
یک خواهرِ 11 ساله دارم که دو سال و خورده ای از من کوچیک تره و فروردینی هست، مهسا نامِ لجبازی بیش نیست! دی


2. همه ی ما یه سری خصوصیات ظاهری داریم که بیشتر به چشم میان و به یاد می‌مونن.. مثل چشمهای هری که شبیه چشمهای لیلی بود! کدوم خصوصیات ظاهری تو بارزتره؟


خب من خصوصیتِ خاصی ندارم، ظاهرم، عادیه؛ چشمِ قهوه ای تیره و موهای مشکی و قدِ بلند که این یکی کمی متفاوت می کنه منو.

3. کدوم ویژگی‌های باطنی و اخلاقیت غالب‌تره؟ چطور آدمی هستی و دوست داری به چه عنوان ازت یاد بشه و شناخته شده بشی؟

ویژگی های باطنی و اخلاقیم : من شوخ طبعم، به جا تیکه می اندازم. وای اکثرا مواقع هم، جدی و خشک رفتار می کنم ولی من بهش نمی گم نچسب من میگم "برقراری ارتباط محتاطانه" و خب خودم دوسش دارم.

با همه زود رفیق نمی شم و از افراد جل بدم میاد.
چطور باشم : من دوس دارم افراد من رو یک فرد جدی بدونن که خیلی زود بدست نمیام، برای من دیگران تلاش کنن، به اون ارزش و مقام برسم که برای بدست آوردن من خیلی راحت به دست نیام. غرور نه ها ... فرق می کنه، منظوم اینکه ارزش داشته باشم و اینا ... البته جدیت و شوخیت در کنار هم رو هم دوس دارم؛ فقط تعادل

البته یه کارشناس تو تلوزیون می گفت که دانش اموزان شخصیت غالبی ندارن و همیشه نقاب به صورت می زنن تا شخصیتِ درستشون رو پیدا کنن ... منم نوجوونم دیه


4. خب بریم سراغ سوالات شاخه ی سایت... اولین بار چه سالی و چطور با سایت جادوگران آشنا شدی و چه حسی داشتی که همچین سایتی به زبان فارسی وجود داره؟ کی عضوش شدی و چقدر طول کشید وارد ایفای نقش بشی و با چه شناسه‌ای؟


من برای یه کاری اومده بودم، ماه های آخر سال 90 بود و اصن هم عضو نشدم فک کنم، کارم رو انجام دادم و شایدم نیگا کردم و رفتم ولی خب فروردین اینا بود که اومدم سایت و عضو شدم با شناسه mehran_max فک کنم عضو شدم و همو موقع پس از مشورت هایی که با الفیاس کردم و چون در جوِ هری پاتر بودم و اینا گریفیندور رو انتخاب کردم و با شناسه مک لاگن ایفای دست و پا شکسته خودمو شروع کردم.

در ضمن اصلا تعجب نکردم همچین سایتی هست چون از ابان توی دمنتور عضو بودم و اینا ...


5. کورمک مک‌لاگن، کینگزلی شکلبولت و حالا هم پروفسور فلیت‌ویک. دلیل انتخاب و رها کردن شناسه‌های قبلیت چی بود؟ اگه قرار بشه فلیت‌ویک رو واگذار کنی، چه شناسه‌‌ای رو برمیداری؟


من موقعی که مک لاگن رو گرفتم که هیچی از ادبیات و اینا نمی دونستم تقریبا اما کینگزلی شکلبوت رو که گرفتم ال راونکلایی شدم و بعد گریفی، و کینگزلی شخصیتی جدی د و به درد سبک من می خورد، این آخری هم دیگه از کاراگاه به پرفسور ارتقا پیدا کردیم.

احتمالا شناسه کینگزلی شکلبوت رو بر میدارم دوباره ولی شایدم شناسه هرمیون گرنجر رو بردارم تا رول زدن با یک شخصیتِ مونث ولی شبیه رو تجربه کنم.


6. بدو ورودت به ایفای نقش، چه احساسی داشتی؟ شخص خاصی بود که بهت بیشترین کمک و راهنمایی رو کرده باشه؟


خب برام جالب بود ولی من ذهن قوی ای ندارم خیلی یادم نی ! اما عباس یا الفیاس دوج اون موقع خیلی کمکم کرد.


7. کمی از شخصیت پردازی فیلیوس فلیت‌ویک صحبت کن. به نظرت چطور جادوگریه و چه ویژگی‌های اخلاقی داره؟ دوست داری بین اعضای ایفای نقش چطور شناخته بشه؟ چقدر خودت رو توی شخصیت پردازی این استاد باهوش هاگوارتز موفق می‌دونی؟


فیلیوس فلیت ویک شوخ اما جدیه! یعنی شوخ طبعی رو داره ولی جدیت رو هم فراموش نکرده و یه استاد باهوشه . کم کم می خوام براش یه سری عادت و تیکه کلام و نکات شخصیتی بذارم تا شخصیت پردازی اش بیشتر کامل بشه.

شخصیتی که خیلی باوقار و شوخ طبعه و از همه عناصر شخصیتی یه خورده داره و برای انجام کارش خیلی فعاله و سعی می کنه کاراش رو به خوبی انجام بده.

هنوز من هیچ شخصیت پردازی از فلیت ویک ارائه ندادم، یعنی نه خیلی خوب، چون من بیشتر با باقی شخصیت ها و بدون وارد کردن شخصیت خودم ایفای نقش کردم.


8. با توجه به اینکه سابقه‌ی عضویت در افسانه‌ها داری، چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی بین ایفای نقش جادوگران با سایت‌های مشابهش می‌بینی؟ ایفای نقش ایده‌ال ( یا نزدیک بهش) چه ویژگی‌هایی باید داشته باشه؟

خب ببین اونجا ایفای نقش مبتی بر ادبیات گمانه زن اره ولی اینجا همه چی مبتنی بر هری پاتره، اما خب رول نویسی جدی اون جا هم کمتر طرفدار داره ولی خیلی خیلی خیلی بیشتر از اینجا جدی نویس داره و فعالیت انجام میشه.

تازه واردی که من جزوش نیستم، اگر بتونه بمونه توی سایت و دووم بیاره از نظر من حتی از بزرگان اینجا هم از نظر داستان نویسی قوی تر میشه. ولی اینجا دیگه دینش رو به هری پاتر ادا کرده ولی در پرورش افراد رول نویس خوب هم خیلی فعال بوده و از توش تدی ها و مروپ ها و آلبوس ها و خیلی های دیگه دراومدن. همین ارباب !

ایفای نقش ایده آل یعنی ایفای نقشی که توش حتی یک تاپیک هم در روندِ جریاناتش و همینطور بر قوانین کل بازی تاثیر داشته باشه، اگر مثلا وزغ میوفته بمیره، خب واقعا بمیره و بعدا یه دلیلی جورکنن وزغ رو زنده اش کنن مثلا!

یا اینکه آزادی کامل برای فعالیت وجود داشته باشه، ترین ها و چند مسابقه برای ایجاد حس رقابت داشته باشه و همینطور انتخابات مختلف انتخاب چند نفر از مدیران، حتی من در یک انجمن (نه افیا نقش) دیدم سرپرست کل سایت هم به انتخاب اعضا بود.
خیلی معیار ها هست و ما هنوز برای صحبت در این باری زیادی کوچولوووویم. دی! ولی اگر دوستان دقیق تر سوال داشتن بپرسن پاسخ می دیم.


9. مدت زیادی اینجا کینگزلی شکلبولت نبودی البته ولی ظاهرا کینگزلی فعالی بودی جای دیگه! در کل کدوم سایت رو بیشتر دوست داری و کدوم کینگزلی رو ترجیح میدی؟


راستش رو بگم اینجا رو! نظرم با اینکه هنوز از ناظمان اونجا هستم، نسبت به اینجا بسیار مثبته، خیلی زود با همه اخت شدم و دوباره بعد از مدت ها که اومدم با آغوش همیشه بازِ (فکر بد نکنید، مونث های گروه رو حساب نکنید. دی) ریونکلایی ها روبرو شدم و باقی دوستان در گروه های دیگه و خیلی زود فک کنم راه افتادم.
این یه پوینت مثبته؛ صمیمیت یه چیزی هست که تو انجمنی مثل جادوگران به خوبی وجود داره و این از هر چیز دیگه ای مهم تره؛ احساسی که آدم بعد از معاشرت اولیه با اعضا بهش دست میده خیلی مهمه.

10. هیچ‌وقت طی فعالیتت ( با هر کدوم ازشناسه‌ها) الگوی خاصی توی نویسندگی داشتی؟ به نظرت مشخصات یک نویسنده‌ی خوب و موفق توی ایفای نقش چیه؟


من الگوی خاصی نداشتم ولی دوس دارم توی جدی نویس بهتونم روزی مثل جدی نویسای خوب اینجا مثل آنتونین و یا مروپی گانت و آلبوس دامبلدور و حتی بیدل آوازه خوان بشم و البته یکی دو نفر هم اونجا هستن که در جدی نویسی حرف های زیادی برای گفتن دارن که خب با اینکه سعی نکردم از هیچ الگو بگیرم و نیازش رو حس نکردم ولی دوس دارم مثل اونا بشم.


11. اولین چیزی که توی سبک نوشتنت به چشم میاد گرایشت به جدی نویسیه. البته اخیرا رول‌های طنزی هم ازت دیدم که نشون میده اهل مبارزه‌ هستی و نمیخوای خودت رو به مرز‌هایی که اونجا بیشتر احساس راحتی میکنی، محدود کنی. سوالم اینه که، چرا جدی نویسی؟ صرفا از روی عادته یا علاقه‌ات بیشتر به این سمت ترو میکشونه؟


ببینید همه کسایی که برای اولین بار میان و ایفا رو می بینن، خب اونا طنز نویسی رو در شکلک و تیکه انداختن می دونن ولی نمی دونم چرا از اول من حس کردم که سخته، طنز نویس نیستم ولی سعی خواهم کرد که باشم. برای همین جدی نویسی رو شروع کردم. آدم شوخی هستم ولی ذهنِ خلاقی برای استفاده مناسب از جملات طنز ندارم، مثلا این سوراخ دماغِ اواتار قبلیم رو آلبوس به گوش های تابه تاِ ذیذی گلو (دی) تشبیه کرده بود که خب همین کار رو من بعد از ساعت ها تفکر نمی تونستم انجام بدم.
یا شاهکاری که همین اواخر زدم و طنز بود...

هر کسی بخواد طنز نویسی رو شروع کنه و پستم رو ببینه کلا ایفای نقش رو میذاره کنار، اما همونجور که گفتی سعی می کنم خودم رو محدود نکنم، دوس دارم در آینده بیشتر طنزوجد نویسی رو تجربه کنم و همینطور طنز فاخر نویسی !

12. نظرت در مورد نمایش‌نامه‌ها و سوژه‌های طنزی که میبینی چیه؟ به عقیده‌ی تو “طنز فاخر” (به قول مروپی گانت) چه ویژگی‌هایی رو باید دارا باشه؟

سوژه طنز باید مثل هر کار هنری طنز دیگه ای از اتفاقات بیرون سرچشمه بگیره؛ چه اجتماعیش در دنیای حقیقی و چه مجازی اش پیرامون همین وزغ و وزغ کشی و یا امثالهم. طنز فاخر باید آدم رو واقعا بخندونه و در ضمن در خندونِ خواننده نیازی به زور و فشار نداشته باشه، با یه سری جملات ساده اما پرمهفوم و یا با یه سری تیکه های طنز و خنده دار پستش رو فاخر کنه.

لوث شدن داستان هم خطریه! نباید قضیه پر از تیکه های بی معنی بشه و در ضمن همه چیز دیالوگ نیست، توصیفات طنز بسیار خنده دار تر هستند.
ببخشید من خیلی وارد نیستم.

13. در حال حاضر فکر میکنی بهترین نویسنده‌های سایت توی سبک‌های طنز، جدی و تلفیقی چه کسانی هستند؟


جدی : بی شک، ارباب، بانوی گرام مادر ارباب، آلبوس دامبلدور، بیدل نقال، مرلین هم به تازگی خوب میزنه و آنتونین دالاهوف با اون دوئل شاهکارش

طنز : جیمز و تدی، آلبوس دامبلدور،ارباب، مادرِ گرام ارباب، لینی وارنر، جسیکا پاتر و هلگا و خیلی های دیگه ماشاال بابای مرلین پره طنز نویس فاخره سایت!

تلفیقی : نداریم زیاد. هر چند مطمئنا، مادر گرام ارباب و ارباب و آلبوس که در هردو سبک صاحب سبکن، می تونن تلفیقی های خوبی بزنن.

14. فعالیت قابل توجهی توی تالارهای خارج از ایفای نقش داری، ناظر یکی از انجمن‌هاش هم هستی و مسئولیت دو تا تاپیک “اگه جای فلان شخصیت بودم” و “کارگاه نقد شخصیت” رو هم به عهده داری. بعد از چندین سال که پرونده‌ی این داستان بسته شده، جذابیت بحث های هری پاتری رو توی چی می‌بینی؟


اسرارش؛ اینجا خب رشته ی فعالیت های اسرار افشا کن سر دراز دارد، اما مثلا دمنتور که من گاهی ایده هام رو از اونجا می گیرم، تازه کار تره در امر گفتگوی اسرار فاش کن محور ! اما خب به هر حالگفتگو درباره زوایای مختلف شخصیت ها، اسرارِ عجیب داستان و گفتگوی تخصصی درباره مفاهیم داستان و در آخر هم گفتگو درباره نثر داستان چیزایی هستن که پایانی نخواهند داشت.

اگر جای فلان شخصیت بودم : تاپیکی هست که توش هر دوره یک شخصیت معرفی میشه و طبق هدف اولیه اش ما می یایم و می گیم اگر جای اون شخصیت بدیم چه کارای می کردیم و چه کارا نمی کردیم ولی کم کم شد کارگاه نقد شخصیت و مخلوط شد! که خب چه بهتر که یادم آوردید برم شخصیت جدید بذارم.

کارگاه : که متاسفانه استقبال نشد اما بعد از خلوت شدن سرم یه دونه پست نمونه می زنم از نقد شخصیت بیدل! اما هدف این تایپک اینکه ما بیایم و بگیم فلان شخصیتی که داره نقشش ایفا می شه و یا هنوز نشده باید چجوری پرداخت بشه یا ایا اون طرف در پرداخت شخصیتش موفق بوده یا نه؟
کلا کار و کاسبی ویزنی ها تعطیل میشه . دی


15. بهترین نویسنده‌ در بحث‌های هری‌ پاتری، بهترین عضو تازه‌وارد محفل ققنوس و بهترین عضو تازه‌وارد ریون شدی.. تقریبا رنک بهترین عضو تازه‌وارد سایت رو هم دوره‌ی قبل کسب کردی. این عناوین چطور به دست میان، اهمیتی دارن و به نظرت چه مسئولیتی روی دوش برنده‌اش میذارن؟


وقتی تو بهترین تازه وارد میشی نباید عقب بکشی، باید سعی کنی تا آخر دوره بعد فعالیتِ لایق اون رنک رو داشته باشی. رنک ها نشون می دن ما یه دوره توی فلان چیز از بقیه سرتریم حالا این دوره چی داریم؟
رنک ها باعث میشن که آدم مسئولیتش رو در برابر انجمن بیشتر بدونه ... یه جورایی حس داشتن یک رنک حتی برای ارباب پس از سالهای سال، گرفتن رونوک مختلف، خیلی خاصه.

در ضمن فک کنم این رنک بهترین ناظر و جادوگر ماه رو همزمان با تولد ارباب به بالای سرشون نصب کردن و به نظر نمیاد پایین هم بره.


ادامه سوالات به زووووودی ...

دانلود فایلِ pdfِ این مصاحبه تا سوال 15

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: دوشنبه 30 دی 1392 10:08
نمایش جزئیات
آفلاین
خب خب ... سوالات مصاحبه با فیلیوس عزیز آماده است. این بار به عنوان امتحان، بین این مصاحبه تا مصاحبه‌ی بعد چند روز فاصله میذاریم تا اگه سوال خاصی بود که بعد از خوندن مصاحبه توی ذهن سایر اعضا ایجاد شد، مهمون اخیر فرصت داشته باشه "در صورت تمایل" سوال جواب بعد از مصاحبه هم انجام بده. ضمنا اگه سوالی از اعضا توی مصاحبه نیومده ولی مهمون اون هفته‌ی قلم‌پر دوست داره بهش جواب بده، میتونه توی متن مصاحبه یا خارج از اون به اون سوالات جواب بده.

پروفسور فلیت‌ویک،
همونطوری تو مصاحبه‌ی اول هم گفته بودم، میتونی متن کامل سوال و جواب رو مستقیم روی سایت بفرستی فقط اگه یک پست کافی نبود، مشکلی نیست اگه دو تا پست بیشتر بفرستی. (شک دارم بیشتر از دو تا بشه )

بعد از فرستادن جواب‌ها من چند روزی قبل از اعلام مهمون بعدی صبر میکنم تا فرصت سوال و جواب بیشتر بقیه‌ی دوستان باشه.

قابل توجه همه،

منتظر یه سورپرایز برای فلم‌پر بعدی باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 19.14 KB; بازدیدها: 16
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 29 دی 1392 21:59
نمایش جزئیات
آفلاین
فیلیوسم.

1. برای ما از تاریخچه‌ی فعالیتتون در ایفای نقش بگید. چه اینجا، چه هر سایت ِ دیگه‌ای.

2. برای ما از شخصیت‌پردازی فیلیوس بگید. دلتون می‌خواست چی ازش در بیارید؟ به نظر خودتون تا چه حد برای رسیدن به شخصیت‌پردازی مطلوبتون موفق بودید؟

3. از بین تمام کتاب‌های فانتزی که خوندید، با کدوم شخصیت ِ کدوم کتاب احساس هم‌ذات‌پنداری می‌کنید؟ چرا؟

4. نظرتون در مورد سریال سوپرنچرال... چی؟ تدی بد نگاه می‌کنه؟ چماق؟ خشونت!!؟ خب بگذریم...! نظرتون در مورد عملکرد ویزنگاموت؟ توصیه؟ پیشنهاد؟ انتقاد؟ لطفاً یک نفر یه پیشنهادی ارائه بده! :|

5. نظرتون در مورد جریانات سی‌آ‌سی ِ اخیر؟ موافقید؟ مخالفید؟ نقاط قوت و ضعف این حرکات؟

6. چرا جدی‌نویسی؟ شما جزو معدود جدی‌نویس‌های سایت هستید. چرا جدی‌نویسی رو ترجیح می‌دید؟


ضمناً، با سپاس از پاسخگویی با حوصله‌تون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوستش بدارید که آنچه می‌توانست، انجام داد تا دوستش بدارند...
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 29 دی 1392 21:45
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب!

نقل قول:
خب...الان دیگه فکر میکنم باید با هم ازدواج کنیم!
این همه تفاهم باید یه معنایی داشته باشه!


حتما همینطوره! ما که از اول گفتیم! به مادر گفتیم. دارن بساط عروسی رو اماده میکنن.

نقل قول:
ندین آقا...به این شماره تلفن ندین.زنگ میزنه تا هفت صبح رو مغز و اعصاب شما و خواهرتون پیاده روی میکنه به شرو بدبختی.


ملت ما به شر و بدبختی یه نکته ای رو اینجا توضیح بدیم!! این ارباب رو میبینید؟ یک خواهری دارن که ما در شر و بدبختی ایشون رو هم دوست میداریم! بعدش...این دو تا صداشون کپه همه! من ِ بلای ِ بیچاره رو تا هفت صبح میذاشتن سر کار ...این جای اون حرف میزد واون یکی جای این و من هم سعی میکردم تشخیص بدم الان دارم با کدومشون حرف میزنم :|


نقل قول:
آدم نیم ساعت با تو حرف بزنه سرگیجه میگیره!سرعت و عجله و هیجان حتی تو سلام کردنت هم موج میزنه!
گذشته از این, قلب خیلی خیلی بزرگی داری.همه رو به زور توش جا میکنی و حتی اجازه نمیدی اعتراض کنن.یه دختر شاد, دوست داشتنی, خوش قلب و همیشه ذوق زده!حتی بدون دلیل!نمیدونم خودت متوجهی که چقدر با دخترای همسن و سالت فرق میکنی یا نه.اونا به فکر چه چیزایی هستن و تو به فکر چه چیزایی.خیلی عاقل تر و پخته تر و منطقی تر از سنت رفتار میکنی.خیال دارم یه روزی بیام به بابا و مامانت تبریک بگم.البته اگه از ما نمیترسن!


اوه..نظر لطفتونه ارباب! ما چقدر خوبیم...پس بیاین با ما ازدواج کنید در شر و بدبختی!

نقل قول:
هر چی هم از ما تعریف کردی همه رو تایید میکنیم.ما فوق العاده ایم.

تو ایفای نقش مورد داره..ولی اینجا میتونیم بغلت کنیم!


ما در کمال شیفتگی، چه در ایفای نقش چه در اینجا و چه در سایر شبکه های مشنگی شمارو بغل میکنیم.


نقل قول:
هر چی هم از ما تعریف کردی همه رو تایید میکنیم.ما فوق العاده ایم.


میدونیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتی شب برمی خیزد
دنیا را در خود پنهان می کند
در تاریکی غیرقابل رُسوخ
سرما بر می خیزد
از خاک
و هوا را آلوده می کند
ناگهان...
زندگی معنایی جدید به خود می گیردl
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 29 دی 1392 15:40
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور فیلیوس فلیت ویک!

خدمت شما عرض کنیم فیلیوس عزیز که گاهی فکر می کنم دائره المعارف اطلاعات گذشته و حال و آینده ملتم! تو صفحه ی مخصوص شما یه سری نقاط ابهام وجود داره فرزندم.. بیا اینا رو روشن کن برامون می خوام بریزم تو قدح!

اول اینکه می دونم قبل از فیلیوس، کینگزلی رو داشتی.. تو پرانتز مرحبا بر این سفیدی با دوامت.. اما سوال، تو جادوگران هم کینگزلی بودی یا فقط توی اون سایته که نمی خوام نام ببرم حالا! کدومشون رو بیشتر دوست داری؟ جادوگران یا اونجا؟ فیلیوس یا کینگزلی؟


و دومی یه چیز جالب! جادوگر درون! چیزی که جدیدا فهمیدیم خیلی هامون داریم.. عامل علاقه ی ما به فانتزی و ادبیات گمانه زن، جادوگر درونت چطوره؟ چقدر قویه؟ چقدر تو رو دنبال خودش می کشونه به سمت تخیلات و داستانهای فانتزی و موجودات جادویی؟ یه کم تعریف کن!

از پرسیدن باقی سوال هام منصرف شدم.. موفق باشی پروفسور!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 29 دی 1392 14:10
نمایش جزئیات
آفلاین
فیلیوس عزیز!

برامون بگو که وقتی اولین بار با سایت و ساز و کارش آشنا شدی، دقیقاً چه حسی داشتی که همچین سایتی هم وجود داره!؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟