همه ى نگاه ها به سمت صدا باز مى گردد. دوربین زوم مى کند روى منبع صدا. يک جفت کفش سياه پاشنه بلند. و بعد به آرامى بالا مى آيد. ابتدا ردای سبز رنگ و گل دوزى اى شده اى نمایان شده و سپس صورت فلورانسو تشخیص داده مى شود. مثل همیشه در حالى که عينکى بزرگى به چشم و لبخند مليحى به لب داشت، جلو مى آمد.
- من فلو، ناجى ملت، اومدم ثبت نام.
كشششششش( افکت دست زدن مردم حاضر در سالن)
- ملت شاهد باشين.
كشششششش
- ما آمديم بمانيم.
كششششششش
- بله، ممنونم، ممنونم.
كشششششش
و وارد دفتر شد.
- خب سوالا چيه؟ کجا رو بايد پر کنم؟
دلوروس لبخندى زد و کمرخم کاغذى را دست فلورانسو داد.
مدت زمان عضویت در بخش ایفای نقش (به ماه یا سال):
ده ماه و شونزده روز اينا مي شه.
شرح "سوابق اجرایی-خدماتی /فعالیت های آزاد" قبلی در وزارت سحر و جادو یا مجموعه های وابسته (آزکابان و موزه):
سوابقى ندارم.
همه بلاخره از يه جا شروع مي كنند. رول تو آزکابان زدم، به قول رودولف اسمم تو بنيادمورخين بوده. حمايت از ساحره ها هم عضو هستم.اگه سابقه حساب مى شه.شرح "سوابق برجسته/خدمات نظارتی-مدیریتی" در انجمن های ایفای نقش:
ناظر هستم تو قسمت ايفاي نقش، ناظر دياگون به مدت حدودا سه ماه.
شرح برنامه های آینده خود برای وزارت سحر و جادو و مجموعه های وابسته:
- ادامه دادن فعالیت هاى مربوط به آزکابان که نصفه باقی موند البته با طرح هاى جديد. اينم بگم با واسه رودولف فرق مى کنه. ايشون برنامه ى پرنس رو مى خواد ادامه بده من برنامه ى دو وزیر سابق رو که زندانى و محاکمه کردن بود رو مى خوام ادامه بدم با روش هاى جديد خودم.
- فعاليت هاى مربوط به برابرى حقوق ساحره ها و جادوگران. متأسفانه با وجود کل کل هاى زياد اين دو گروه، عملا هيچ فعاليتى به جز دوئل انجام نشده.
- در نظر گرفتن شعار" چيزکش مجرم نيست.. عضو محترمى از جامعه است" و کمک به چيزکشان براى سر و سامان دادن خودشان. اينم برنامه ى جدى اى هستش که بهش فکر مى کنم. وزیر گانت که کارى نکردند واسه اين گروه.
- بازدید از شهر هاي جادويى. اينم کاملا جدى هستش و مربوط مي شه به اختيارات جدید وزرا که به تايپک هاى جدید دسترسى دارند.
- دفتر فرماندهي كارآگاهان و راديو وزارت هم براى فعال سازيشون برنامه دارم. راديو وزارت كه از اسمش مشخصه و دفتر فرماندهي هم در ادامه ي طرح آزكابان هستش.
فعلا همينا.
شعار انتخاباتی:
جنگ جنگ تا پيروزى!
و بعد فلو با اقتدار در حالى که براى دوربین لبخند مى زد از دفتر خارج شد. و سالن را صداى تشویق کردن" او" پر کرد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





















مانند به این گروه خفن نگاه می کردند، نوچه ی شماره 1 دوید و دوید تا به صندلی ای رسید. صندلی را پس کشید و با دستمالی قرمز و مشکی رنگ پارچه ای تمیزش کرد.