جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
4
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  42 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  159 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  168 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  278 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  192 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 24 تیر 1394 12:08
نمایش جزئیات
آفلاین
وینکی درخواست نقد یک رول طنز و جد از ارباب داشت. وینکی جن خانگی بد بود!

+دستان ارباب پرتوان باد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Take Winky down to the Mosalsal City, where the grass is mosalsal and the mosalsals are MOSALSAL
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 13 تیر 1394 18:16
نمایش جزئیات
آفلاین
قوانین نقد این انجمن!

لطفا خارج از چارچوب این قوانین درخواست نقد نکنین.(بجز کسایی که خودم بهشون گفتم.)

___________________

هلنا

این تذکر بالایی کلی بود. برای شما نبود.

با زیاد بودن نقدا مشکلی ندارم...ولی بهتره برای هر پستی که می زنین درخواست نقد نکنین. حالت نظرسنجی پیدا می کنه...و هدف این نیست. شما مرگخوارین و در مقابلتون بیشتر احساس مسئولیت می کنم و می دونم که هدفتون پیدا کردن روش درسته. برای همین اشکالی نداره. نقد می کنم. ولی همونطور که در قوانین گفتم بهتره پیشرفتتونو در مدت زمان طولانی تری بسنجین. اینجوری که من بگم این خوب بود، بعدی بد بود تاثیر زیادی نداره.


بررسی پست شماره 428 کافه تفریحات سیاه، هلنا ریونکلاو:


نقل قول:
دم در ستاد

ظاهرا مشکل ادامه دادن سوژه حل شده. درستش همینه...سوژه ای که در جریانه رو باید به بهترین شکل ادامه بدیم. مرحله بعد از پست قبلی دم در ستاد بود! شما هم به همین موضوع پرداختین. البته پیدا کردن ستاد هم می تونست سوژه باشه به نظر من...ولی چون این قسمت سوژه فرعیه می تونیم زیاد کشش ندیم.


نقل قول:
_هکتور؟
_هان؟
_من باید با ارباب در باره ادب تو یه مذاکره داشته باشم !آخه مرگخوارم اینقدر بی ادب؟
_همین که هست!
_چیزی گفتی؟
هکتور که خشم و نفرت را به طور واضح از چشم های آرسینوس می خوند با ترس و لرز گفت:
_نه،من؟من اصلا حرفی زدم؟
_آهان خوب شد فکر کردم چیزی گفتی!به نظر راه دیگه ای جز رفتن پیش رودولف نداریم؟

دیالوگ ها کمی بی هدف بود ...کمی بی شخصیت! بی شخصیت یعنی با شخصیت های ضعیف و کمرنگ. و این برای شروع زیاد جذاب نیست. شخصیت ها تو همین دیالوگ هاس که باید خودشونو نشون بدن. همینجاس که باید از سوژه هاشون استفاده کنین. حتی به مقدار کم.


نقل قول:
با حس امیدواری به لب های هکتور چشم دوخته بود و امیدوار بود که راهکاری را پیدا کند.که متوجه هکتور شد که با شوق و ذوق به ساختمان ستاد چشم دوخته و فقط منتظر ندایی از سوی آرسینوسه تا با سرعت تمام وارد آن شود و محیط را بر انداز کند.

نقل قول:
آرسینوس جوابی برای هکتور از خود راضی پر حرف و شلخته نداشت و اگر ادامه می داد قطعا سرش را به زمین می کوبید.راه در ورودی به ستاد را در پیش گرفت و بیخیال هکتور ،رفتارش و پیشنهاد هایش شد.

گفته بودم شکلک مال دیالوگه...نه؟
اگه جایی متوجه منظورم نمی شین کافیه بپرسین...خیلی بهتر از اینه که اشتباه تکرار بشه.
شکلک هایی که در بخش های غیر دیالوگ زده می شن از طرف نویسنده هستن! و نویسنده نباید حرف بزنه. نباید نظر بده. مگه این که واقعا کلمه و جمله ای برای توصیف اون حالت پیدا نکنه. شما نوشتین با ذوق و شوق به ساختمان چشم دوخته بود و بعدش شکلک ذوق و شوق رو زدین...چه لزومی داره؟ جمله به اندازه کافی رسا هست. لازم نیست پست رو بی دلیل با شکلک شلوغ کنین.


نقل قول:
فقط منتظر ندایی از سوی آرسینوسه تا با سرعت تمام وارد آن شود

فقط منتظر ندایی از طرف آرسینوسه تا با سرعت تمام وارد اون بشه.
فقط منتظر ندایی از سوی آرسینوس است تا با سرعت تمام وارد آن شود.

لحن پست باید یکدست و هماهنگ باشه. یا محاوره ای و یا نوشتاری. من به هر دو شکل نوشتم. یکیشو باید انتخاب کنین. اگه جمله خودتون رو بخونین متوجه ناهماهنگی می شین.


نقل قول:
آرسینوس که از هکتور نا امید شده بود گفت:

_اول اون لب و لوچه تو جمع کن آبرو مو بردی .

بین شخصیت و دیالوگ خودش فاصله نذارین. اون "خودش" مهم بود. چون بین شخصیت و دیالوگ یه شخصیت دیگه باید فاصله بذارین.


رفتار هکتور و آرسینوستون عالی بود. هکتور ذوق زده و هیجان زده و آرسینوس خونسرد و منطقی و کمی کلافه شده از دست هکتور!


نقل قول:
در حال پاسخگویی به سوالات ریتا اسکیترِ همیشه کنجکاو یا به عبارتی دیگر فضول بود.همانطور به رودولف زل زده بود که بعضی اوقات حرف های ریتا رو با سر تایید و بعضی اوقات کلماتی کوتاه را بر زبان می اورد و ریتای همیشه فضول در حال نوشتن آنها بود.

کلمه فضول رو دوبار تکرار کردین. این تاکیدتون تاثیر معکوس می ذاره.بهتره حداقل در فاصله کم کلمه رو تکرار نکنین.


بهترین قسمت پست شما قسمتی بود که آرسینوس و هکتور جلوی ستاد وایسادن و هکتور ذوق زده به ستاد نگاه می کنه و آرسینوس سعی می کنه بهش تذکر بده که رفتارش درست باشه.
ضعیف ترین قسمت پستتون هم قسمت داخل ستاد و مخصوصا یک سوم پایانی پست بود. پستتون خیلی طولانیه. به نظر من همون قسمت قوی کافی بود! کافی بود درباره آرسینوس و هکتور جلوی در حرف می زدین و ورودشون رو می ذاشتین به عهده نفر بعد. طنزتون در قسمت اول خوبه...ولی در قسمت دوم ضعیف شده. طنز شما مواقعی که روی شخصیت ها تاکید دارین خوب می شه و وقتی سعی می کنین دیالوگ ها خنده دار باشن ضعیف می شه.


با وجود این داستان رو در نقطه خوبی تموم کردین.سوژه رو خیلی خوب پیش بردین. بدون تغییر مسیر و بدون انحراف بی دلیل.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 13 تیر 1394 00:51
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب
اگر از وسط نصفم نمی کنید می شه اینو نقد کنید؟
می دونم الان دارید از خجالت عمم کلی در میاید...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 12 تیر 1394 20:33
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 39 گلخانه تاریک، هلنا ریونکلاو:


نقل قول:
لرد به فکر فرو رفته بود و در ذهنش تلاش بر هضم سخنان هکتور داشت.این اولین بار بود که لرد قدرت تصمیم گیری اش را از دست داده بود قطعا اگر کسی از این موضوع خبر دار می شد لرد دیگر ارامشی نداشت!و همه سعی می کردند که او را به تمسخر بگیرند...
.لرد در همین افکار بود که در دلش با گفت"ینی اثر این معجون وقتی با اب ترکیب شه از بین می ره؟
اینجا شما سوژه رو درست گرفتین و ادامه دادین. عوضش نکردین. این کارتون خوب بود. ولی اینجا به یه نکته دیگه برمی خوریم و اونم انتخاب مسیره! یعنی موقع ادامه دادن باید فکر کنیم که این داستان اگه وارد کدوم مسیر بشه جالب تر و پر سوژه تر می شه. چطوری می شه ادامش داد که جذاب تر بشه؟
الان در این داستان، معجونی رو که معلوم نیست اثرش چیه، لرد بخوره جالب تر می شه یا مرگخوارا؟
به نظر من اگه لرد بخوره جالب تر می شه. چون هر کدوم از مرگخوارا که بخورن اهمیت خاصی نداره. فوقش از داستان خارج می شن. ولی سوژه درباره لرده. برای همین موقع ادامه دادن حتما توجه کنین که کدوم مسیر سوژه ساز تره. البته در پست شما خوشبختانه کسی معجون رو نخورده. اینو با توجه به مسیری که انتخاب کردین گفتم. اینجا هم بهترین کاری که می شه کرد اینه که اگه مرگخوارا معجون رو می خورن اهمیت زیادی به آثارش داده نشه. اون قسمت کمی کمرنگ بشه و دوباره برگردن سراغ لرد.


نقل قول:
_هکتور؟

_بله ارباب؟

_این معجون اگه با اب ترکیب شه اثرش از بین می ره؟
هکتور که هنوز نتوانسته بود منظور لرد رو بفهمه با بی اعتنایی گفت:
_نه ارباب من این معجون رو خیلی غلیظ ساختم.
با اتمام این جمله این هکتور بود که تلاش می کرد که حرفی را که زده بود پس بگیرد.
_ارباب اگه با آب ترکیب شه به طور کامل اثرش رو از دست می ده!:worry:
شکلک ها خیلی خوب بود. این قسمت بدون این شکلک ها خیلی بی معنی و بی مزه می شد و نمی تونست منظورتون رو درست و کامل برسونه. خیلی خوب و درست از شکلک ها استفاده کردین. من زیاد با شکلک هایی که برای قسمت های غیر دیالوگ زده می شن موافق نیستم ولی حتی اون شکلک هم بد نشده.
بجز شکلک ها، دیالوگ ها هم خیلی خوب و حساب شده نوشته شدن. هدف دارن. نوشته شما سعی نکرده به زور کسی رو بخندونه...همین دستپاچگی هکتور یه طنز خفیف و دلنشین بهش اضافه کرده که خیلی خوبه. اینجا همون جاییه که می گفتم سعی نکنین صحنه طنز رو به زور خلق کنین. موقعیتش پیش میاد...و وقتی پیش اومد باید ازش استفاده کنین.


نقل قول:
لرد در همین افکار بود که در دلش با گفت"ینی اثر این معجون وقتی با اب ترکیب شه از بین می ره؟
"ینی" نه..."یعنی"! می تونیم محاوره ای بنویسیم...ولی تا یه حدی. "ینی" کمی از اون حد عبور کرده.


شخصیت هاتون خیلی بهتر و پخته تر از پست های دیگه تون هستن. هکتور پرحرف و حواس پرتتون...لرد عصبی و کمی بی فکرتون...مورگانای بی حوصله تون خیلی خوب بودن. شخصیت های قوی می تونن حتی یک پست بدون سوژه رو هم پیش ببرن.


نقل قول:
هکتور؟-

_بله ارباب؟

_این معجون اگه با اب ترکیب شه اثرش از بین می ره؟
دیالوگ های پشت سر هم رو بدون فاصله بنویسین.


نقل قول:
بلاتکریسِ همیشه خود شیرین به سرعت دست از تعظیم دربرابر لرد بر داشت و نگران و مضطرب به لرب های لرد چشم دوخته بود که لرد سکوت حاکم بر فضا را شکست...
البته متوجه نشدم که بلاتریکس به چی چشم دوخته! ولی به هر حال پایان خیلی خوبی داشتین. این که کسی معجون رو نخورده و لرد هنوز حرف هم نزده انتخاب خیلی خوبی بود. با این کارتون هیجان ماجرا رو حفظ کردین و همین هیجان خواننده رو تشویق به ادامه دادن می کنه. چون نفر بعدی آزاده که کی معجون رو بخوره و چه بلایی سرش بیاد!


همونطور که قبلا بهتون گفتم این پستتون بهتر از قبلی بود. به نظر من همینو الگو قرار بدین. خیلی منظم تر و حساب شده تر و هدفمند تر بود.

_________________

بررسی پست شماره 427 کافه تفریحات سیاه، گیبن:


یکی از موارد مهمی که باید بهش توجه کنیم :همراه سوژه موندن"هست. خیلیا اهمیتی به این مورد نمی دن. چون سوژه رو می خونن و به نظرشون به اندازه کافی جالب نیست. برای همین عوضش می کنن. در حالی که چیزی که اینجا باید بهش توجه بشه اهمیت کار گروهیه. اون سوژه ای که حتی شاید چندان جالب نباشه محصول یک کارگروهیه و باید بهش احترام گذاشته باشه. البته استثناهایی هم وجود داره. مثلا ناظر بخواد سوژه رو اصلاح کنه...ولی در حالت عادی باید همراه سوژه بمونیم.شما هم همین کار رو انجام دادین. کار خوب و درستی بود.


نقل قول:
چی شده ؟ چی شده ؟ نمیبینی که ایوان مث لوبیای سحر امیز همینطوری داره رشد میکنه ؟اگه همین الان یه راه حل پیدا نکنی قول میدم که چشماتو ...
-صبر کن صبر کن فهمیدم . فک کنم بدونم باید چیکار کنیم.یه معجون دیگه دارم .
توضیحات و دیالوگ ها و جمله بندیتون خیلی خوبه. ساده و واضح و روشن...این مورد مهمیه. چون اگه نتونین منظورتونو درست برسونین سوژه ای که در ذهن دارین اهمیت چندانی نداره. ولی این "خوب" که گفتم درباره ظاهر و رسا بودن جمله هاست.
خود پستتون کمی ساده اس.
احتیاج به یه عامل تقویت کننده داره. یه عامل جذب کننده. البته شما در سوژه و داستان به قسمت "حالا چیکار کنیم؟" رسیدین! یعنی مجبور شدین راه حل ارائه کنین. سعی کردین سوژه رو اصلاح کنین و مسیری براش تعیین کنین. این کار درستی بود. ولی ضمن انجام این کار از بقیه عوامل کمی غافل شدین.
عامل تقویت کننده ای که ازش نام بردم می تونه یه طنز خوب باشه...یه نکته غافلگیر کننده...شخصیت های خوب و قوی...توضیحات خیلی جذاب.
نوشته شما از هر کدوم از اینا کمی داشت...فقط کمی! در حالی که اگه یکیشو "زیاد" داشت خیلی بهتر می شد.


نقل قول:
هکتور هم که با تعجب به ایوان که حالا به کپه ی گل تبدیل شده بود چشم دوخته بود دهان باز کرد و گفت:
-اممم... چیزه اسنیپ جان داشتیم روی یه معجون کار میکردیم که گل هارو باهاش خشک کنیم میخوای تو هم امتحان کنی ؟
شخصیت هاتون ساده هستن. به اندازه کافی خودشونو نشون ندادن. شخصیت می تونه در هر دیالوگ و هر حرکت خودشو نشون بده. شخصیت های سایت رو بشناسین...بیشتر از شخصیت های کتاب به دردتون می خورن. با طرز رفتار و حرف زدنشون آشنا بشین. گاهی استفاده از یک نکته خوب و بجا برای کل پست کافیه.

شکلک ها تون خوب و مناسب هستن.


نقل قول:
-باشه اما فقط به خاطر لرد .حالا رودولف رو از کجا گیر بیاریم ؟
-فکر میکنم توی ستادش باشه !
-باشه ! بهتره همین الان راه بیوفتیم ! میخوام این قضیه هر چه زود تر ختم بخیر شه !
معمولا بهتره سوژه رو از تاپیک(منظورم اسم تاپیکه) خارج نکنیم. یعنی سوژه گلخانه تاریک بهتره تا جایی که ممکنه داخل گلخانه بمونه. ولی گاهی هم لازمه تغییری داده بشه. با توجه به انتخابات وزارت به نظر من رفتن به ستاد رودولف سوژه جالبی بود. ولی دقت کنین که این کار همیشه خوب نیست. ممکنه سوژه رو به مسیر غیر قابل برگشتی ببره. وقتی در سوژه ای این کار انجام گرفت باید دقت کنیم که این کار موقتیه...بعد از مدتی سوژه رو دوباره به مکان و مسیر اصلیش برگردونیم.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 11 تیر 1394 21:18
نمایش جزئیات
آفلاین
اربابا نقد بفرما
کافه تفریحات سیاه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هافلپافی خندان
تصویر تغییر اندازه داده شده



دنیا چو حباب است ولکن چه حباب؟! نه بر سر آب، بلکه بر روی سراب.
آن هم چه سرابی، که بینند به خواب آن خواب چه خواب؟ خواب بد مست خراب.
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 11 تیر 1394 00:20
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب
ببخشید می شه اینم نقد کنید؟مشتاق شدم ببینم اینو چجوری نوشتم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1394 22:24
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 98 افسانه لرد ولدمورت، مرلین:


سوژه ای که داشتین دربارش حرف می زدین و من نذاشتم این بود؟ خب حالا کمی پشیمونم!


نقل قول:
آسمان ناگهان ابری شده بود و اوقات دلگیری را به ساکنین خانه ریدل ها نوید می داد. ساکنینی که همگی چند دقیقه پیش با دیدن خورشید در آسمان، تصمیم گرفته بودند تا برای عصرانه شان، در محوطه خانه اتراق کنند. لودو که اولین نفری بود که از ساختمان خارج می شد و با خود توده ای از زیر انداز و رو انداز و بغل انداز داشت، به محض دیدن هوای ابری، عقب گرد کرد و به داخل خانه بازگشت.
در همین پاراگراف اول به سرعت وارد موضوع شدین. به نظر من کار خوبی کردین. اون فضاسازی اگه بیشتر طول می کشید خسته کننده می شد. شروع خوبی هم داشتین. ساده و واضح.

شروعتون ساده بود...ولی سوژه تون اینطور نبود!
سوژه تون سه تا اشکال داره. اولیش اینه که خیلی کلیه...خیلی زیاده. بهتر بود کمی خلاصه تر می شد. کمی جمع و جور تر. مثلا لرد یه قدرت محدود تر و مشخص تر ولی غیر عادی تر پیدا می کرد. این برای یک سوژه زیاده:
نقل قول:
- ارباب، تمام عناصر کره زمین تحت اختیار شماست، همچنین میتونین به همه ی زبان های موجودات حرف بزنین.


دومیش اینه که هدف مشخص نیست...لرد با این قدرت جدید می خواد چی کار کنه؟ می تونه چیکار کنه؟ چرا از دست مرگخوارا عصبانیه؟
سومیش اینه که اتفاقی که افتاد خیلی خارق العاده نبود! حکمرانی به ابر و آب و باد برای جادوگری مثل لرد سیاه خیلی هم عجیب نیست. برای همین سوژه اون تاثیری رو که لازمه نمی ذاره.


نقل قول:
باید بهای سرپیچی شان را می دادند.
درباره این سرپیچی باید بیشتر توضیح می دادین. خیلی مبهم مونده. درسته که تاثیر زیادی روی سوژه نداره. ولی ذهن خواننده رو درگیر می کنه.


فلش بک رو چرا بصورت نقل قول نوشتین؟! زشت شده!


نقل قول:
- ممنونیم مرلین.
- وظیفه بود سرورم، و اینکه مرگخوارا میخوان برن بیرون پیک نیک! چطوره امتحان کنین ببینین ابر ها با چه سرعتی خودشونو میرسونن بالا سرشون؟!
- با اینکه خوشمون نمیاد کسی ایده ی ما رو به ما توضیح بده، ولی اینبار رو ازت می گذریم مرلین! خوشحالیم که پیامبر و همراهی مثل تو داریم!
لردتون زیادی مهربون و ملایم نشده؟ مخصوصا تشکر کردن کاریه که از لرد بعید به نظر می رسه.


این سوژه می تونست اصلاح بشه. به این صورت:
اولا توضیح می دادین لرد از چی ناراحته. اینجوری هدف مشخص می شد که می خواد چیکار کنه.
دوما توانایی جدید لرد یه چیز غیر عادی ولی محدود تر می شد. مثل حرف زدن با موجودات...و حتی اشیاء...مثلا فرض کنین لرد زبون میز و صندلی و تابلو ها رو بفهمه و بتونه باهاشون حرف بزنه. ازشون اطلاعات بگیره و بهشون دستور بده. فکر می کنم اینجوری بهتر می شد.

حالا بذارین کمی پیش بره. اگه لازم شد دخالت و اصلاحش می کنیم.


موفق باشید.
___________________

بررسی پست شماره 210 آموزشگاه مرگخواری، هلنا ریونکلاو:


پستتون چرا آبیه؟! زمینه سایت هم آبیه. چشم رو خسته می کنه. بهتره رنگ نوشته ها رو عوض نکنین.


نقل قول:
لاکرتیا برای پاسخ دادن به ان دانش اموز تمام حواس خود را جمع کرده بود و مغزش در حال سوزاندن فسفر بود.(در این حالت و پس از چند میلی ثانیه فکر کردن به این حالت تغییر وضعیت داد.)"خب می تو نم جوابشو ندم !اما چه جوری؟ این رو در دلش با خودش گفت که چشمش به تراورز افتاد"ایول سوژه جوره".
_پروفسور ترا من چند بار به شما گفتم که پنجره ها رو باز بزارید؟
پست قبل یه سوژه واضح به شما داد. کوییدیچ! نوشتن دربارش سخت هم نبود. برای همین نباید این سوژه عوض می شد.
من معمولا توصیه می کنم که سوژه ها رو بخونین و هر کدوم جذبتون کرد و ایده ای براش داشتین همونو ادامه بدین. خیلیا این کارو نمی کنن...می رن تو یه تاپیکی و قبل از خوندن سوژه تصمیم می گیرن ادامش بدن! این خیلی با جذب شدن فرق می کنه.
جذب سوژه شدن یعنی شما پست قبلی رو می خوندین و می گفتین کوییدیچ؟ چقدر جالب...می تونم در این مورد بنویسم.
در پست شما این اتفاق نیفتاده.
البته راه دیگه ای هم وجود داره...که موقتا اون سوژه رو کنار بذارین و در پایان پستتون برگردین سراغش. مثلا شما دیالوگ ها و اتفاق هایی رو که در رولتون افتاده بنویسین و در پایان پست دوباره بپرسین "تمرینات کوییدیچ کی شروع می شه" که سوژه از بین نره.


نقل قول:
تراورز بیچاره و از همه چی بی خبر در حال نگاه کردن لاکرتیا بود که لب گشود و گفت:
_اما حاج خانوم ما که قرار بود...

دیالوگ تراورز خوب بود. از ویژگی های شخصیت ها استفاده کنین. تراورزی که دائم تسبیح دستشه و "حاجی حاجی" می کنه، می تونه به جای نگاه کردن به لاکرتیا به زمین زل بزنه! بیشتر به شخصیتش میاد.

اصطلاح "خونه مرلین" جالب بود.


نقل قول:
پسره بیچاره که از رفتار این دو نفر تعجب افتاده بود به این شکل چشمای پسره بد بخت اندازه نلبکی شده بود و کلا دردی که داشت فراموش کرده بود.

شما متوجه منظور خودتون شدین؟ ...من نشدم!
جمله ها شدیدا اشتباه و مبهم هستن...و فکر می کنم یه شکلک اون وسط جا افتاده. البته بهتره کلا برای توصیف حالت ها از شکلک استفاده نکنین. شکلک در نود و پنج در صد موارد مال دیالوگه. کمتر پیش میاد که به درد توصیف ها بخوره. مثلا نگین تراورز با این حالت( ) به مرلین نگاه کرد. بگین تراورز با ترس یا تعجب به مرلین نگاه کرد.


نقل قول:
تراورز و لاکرتیا با تعجب به بلاتکریس ذل زده بودند که لاکرتیا از خنده منفجر شد و همه نگاه ها از روی بلاتکریس منتقل شد روی لاکرتیا که غش غش داشت به حال و روزشون می خندید.

لاکرتیا می خنده...خیلی هم می خنده...ولی به چی؟ موضوع خنده داری وجود نداشت اونجا! حتی اگه وجود داشته باشه هم شخصیت های شما نباید عکس العمل نشون بدن. این خواننده ای که باید بخنده. شما اصلا نباید اشاره کنین که می دونین این چیزی که نوشتین خنده داره. شخصیت هاتون باید خیلی خونسرد و عادی به زندگیشون ادامه بدن.
شما نباید سعی کنین صحنه خنده داری خلق کنین. صحنه خنده دار خودش میاد! موقعیت های طنز آمیز خودبخود طی داستان پیش میان و اونجاست که باید ازشون استفاده کنین. تا وقتی اونا نیومدن باید به شخصیت هاتون تکیه کنین.


نقل قول:
قطعا اگه اون اینطوری با حاج تراورز خودمون حرف نمی زد تراورز هم عصبی نمی شد و از تراورز تسبیحی به تراورز غضبناک تبدیل نمی شد!در این افکار بود که متوجه شد یقه اش در دستان بلاتکریس غضبناک تره

حاج تراورز خودمون؟ خودمون کیه؟...این لحن، نوشته تون رو تبدیل به یه خاطره می کنه. تاثیر خوبی روش نمی ذاره. ولی "تراورز تسبیحی" و "تراورز غضبناک" و "بلاتریکس غضبناک تر" جالب بود.
سوژه تون گذشته از این که سوژه قبلی رو نادیده گرفته بودین خوب بود. جرو بحث مرگخوارا خوب بود. فقط کمی بیشتر از شخصیت ها استفاده کنین.بلاتریکس کیه؟ چه ویژگی های ظاهری و اخلاقی داره؟ لاکرتیا کیه؟ از اینا استفاده کنین...از تراورز استفاده بیشتر و مفید تری کردین.

یه سوالی هم که پیش میاد اینه...چرا لاکرتیا؟ چرا هلنا نه؟
همه این بحثا می تونست برای هلنا پیش بیاد.
ما هنوز هیچی درباره هلنا نمی دونیم و شما باید از سوژه ها و موقعیت ها برای معرفیش استفاده کنین. البته نمی دونم تصمیمی دربارش گرفتین یا نه. ولی وقتی تصمیم گرفتین که هلنا چه شخصیتی داشته باشه حتما در رول هاتون معرفیش کنین.

درباره پاراگراف بندی و فاصله ها فعلا چیزی نمی گم...کمی زوده. اشتباهات املایی مثل "زل زدن" و "بذارین" داشتین. ولی خیلی تکرار نشدن و خواننده رو اذیت نمی کنن. با وجود این بهتره در نوشته های بعدی اصلاح بشن.


درباره پیشرفت و پسرفتتون پرسیدین. در مورد شما یه نکته وجود داره. بعضی از پست هاتون خوبن و بعضیاتون نسبت به اونا ضعیف تر هستن. و نمی دونم اتفاقیه یا به دلیل خاصی این کارو می کنین. پست هایی که براشون درخواست نقد می کنین همون پست های ضعیفتون هستن! و وقتی من ازشون ایراد می گیرم ممکنه فکر کنین که نوشته هاتون کلا ایراد دارن. اینطور نیست. مثلا این پست گلخانه تاریکتون بهتر از این پستیه که الان نقد کردم.
البته این که برای پست ضعیف درخواست نقد می کنین خیلی بهتره. چون نقاط ضعفتون رو بهتر می شناسین. ولی نقاط قوتتون رو هم بگم که به همون شکل ادامه بدین. پست گلخانه تاریکتون توضیحات و جمله ها و دیالوگ ها و شکلک هاش خیلی بهتره. سعی کنین به اون سبک و به اون شکل بنویسین. بعضیا بر خلاف شما وقتی فکر می کنن پستشون خوبه میان براش درخواست نقد می دن!

در مورد سوژه ها خیلی دقت کنین. سوژه اصلا نباید عوض بشه. سوژه ها رو بخونین و اگه ازش خوشتون اومد ادامه بدین. به همون شکلی که در جریانه. حتی اگه سوژه ای که در ذهن شماست به نظرتون جالب تر باشه. چون از اون سوژه جالب تر بعدا هم می شه در جای دیگه ای استفاده کرد.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1394/4/10 22:36:13
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1394 03:07
نمایش جزئیات
آفلاین
لینی؟ چه بلایی سرت اومده؟ انگارمردی...دفنت کردن... یه هفته بعد به این نتیجه رسیدن که زنده ای ودوباره آوردنت بیرون. الانم با این قیافه شک دارن که زنده ای یا مرده!
(آشنا بود...نه؟!کمی ارتقاش دادیم!)


بررسی پست شماره 99 افسانه لرد ولدمورت، لینی وارنر:


بلندی و کوتاهی یک پست به اندازه ربطی نداره. به چیزی که نوشتین مربوطه. اگه لازم یا مفید بوده، می تونین طولانی بنویسین. اون پست طولانی محسوب نمی شه. ولی اگه بی دلیل کشش داده باشین ممکنه پست ده خطی هم طولانی باشه.

شما که کتابی می نویسی... چرا گفتی فکر می کنم بهتره دوباره کتابی بنویسم؟
کتابی نوشتن نویسنده رو محدود می کنه. منم کتابی می نویسم. ولی به کسایی که طنزی بیشتر یا متفاوت از طنز عادی و ساده دارن توصیه می کنم محاوره ای بنویسن که دستشون باز تر باشه. اصولا خودتون باید تشخیص بدین که چطوری راحت ترین.


نقل قول:
سطل آب با صدای بلندی بر روی زمین قرار می‌گیرد. به هر حال عدم استفاده از جادو در حین تمیز کردن این دردسرها را نیز داشت. ایرما که با آن جثه‌ی رشیدش(!) حمل‌کننده‌ی سطل آب بود، با بلند شدن صدا به سمت لرد برمی‌گردد.
- شرمنده ارباب! برای تمیز کردن اتاقتون اومدیم. اجازه می‌دین؟

از شخصیت ایرما برای شروع استفاده کردین. ایرما دو ویژگی بارز داره. 1- کتابداره. 2- پول پرسته! وقتی اسم یه شخصیت رو می بریم بهتره از ویژگیاش استفاده کنیم. لازم نیست خیلی تاکید آمیز و پررنگ باشه. ولی برای جذب خواننده خوبه. دیالوگ هایی که فرقی نمی کنه گوینده شون ایرما باشه یا لینی یا لونا کمی خطرناکن.


نقل قول:
لرد زیرچشمی نگاهی به آب درون سطل می‌کند. هنوز در مورد اینکه چه دستوری می‌تواند به آن دهد ایده‌ای به ذهنش نرسیده بود. بنابراین تصمیم می‌گیرد کمی اسباب شادی خویش را فراهم نماید!
- عــه!

بلافاصله لرد به صدای مورگانا واکنش نشان می‌دهد.
- ساکت باشین ابلها! نمی‌بینین داریم مطالعه می‌کنیم؟

وقتی دیالوگ مربوط به آخرین شخصیتی که دربارش حرف زدیم(آخرین فاعلمون) نیست باید فاصله بذاریم.
الان هر کسی که پست شما رو بخونه مطمئنا فکر می کنه اون "عه" دیالوگ لرده. اگه قراره دیالوگ مورگانا باشه باید فاصله بذارین.


نقل قول:
بنابراین تصمیم می‌گیرد کمی اسباب شادی خویش را فراهم نماید!

نقل قول:
اما این‌ها برای لینی و ایرما جواب نبود.

جمله های کوتاه جالبی دارین...خارق العاده و عجیب و غیر عادی نیستن...ولی نوشته تونو خیلی قشنگ تر و دلنشین تر می کنن.


نقل قول:
به دلایل خاص که فقط نویسنده می‌داند و بزودی خوانندگان نیز به آن پی می‌برند

این قسمت هم یکی از همون دخالت های نویسنده اس که به موقع و به جا و به شکل مناسب انجام گرفته. توجه خواننده رو به سطل جامونده جلب کردین.


نقل قول:
- هی مواظب باش! این طرز رفتار درست با یه کتاب نیست!

هوم! همین بود ها! اون اول هم به همچین چیزی احتیاج داشتیم.


نقل قول:
وقوع چنین حادثه‌ای برای هرگونه کتابی را مشاهده کند، به سختی آب دهانش را قورت می‌دهد.
- نه!

لینی که برای خیس کردن مجدد پارچه‌اش به سمت سطل خیز برداشته بود، با دیدن سطل خالی این را بر زبان راند.

اینجا هم همون اتفاق بالا افتاده! "نه"ی شما برگشته به ایرما. باید فاصله می ذاشتین.


نقل قول:
- خیلی پر سر و صدایین... در ضمن! ایرما فک نکن نفهمیدیم اون موقع به ما زل زده بودی!

دیالوگ خوبه...ولی این شکلک رو برای لرد حتی در حالت طنز هم نمی شه قبول کرد. مگه در مورد طنزایی که کلا شخصیت ها رو عوض می کنن.


پستتون کمی(نه زیاد) طولانیه...می تونست خلاصه تر بشه. البته جزئیات رو خوب توضیح می دین...احساسات و حرکات و عکس العمل ها خیلی دقیق توصیف می شن. برای همین نمی تونم بگم اینا رو کم کنین...می تونین اتفاقا رو کمی کمتر کنین. یکی از کار های خوبی که انجام دادین این بوده که برای روشن کردن ذهن خواننده ای که ممکنه گیج شده باشه در پایان پست شفاف سازی انجام دادین:
نقل قول:
لرد به اختیار خود مدام آب‌ را تبخیر و میعان کرده و مرگخوارانش را به بازی می‌گرفت!



شما همیشه خوب بودین. سخت ترین قسمت رولتون رو با مهارت نوشتین. یعنی اتفاق های عجیب و غریب و گیج شدن مرگخوار ها رو.

دوباره شروع کردن کار سختیه. خیلیا رو دیدم که موفق نشدن. ولی شما قبلا هم این کار رو انجام دادین و خیلی زود از مرحله خوب به خیلی خوب رسیدین.

______________

بررسی پست شماره 384 زندگی به سبک سیاه، آرسینوس جیگر:


دلیلی وجود نداره که شما ضعیف بشین. یه پستتون می تونه ضعیف تر از اون یکی باشه ولی این به معنای ضعف شما نیست. شاید سوژه خوب نیست. شاید داستان خوب پیش نمی ره. شاید مجبورین کار خاصی در پستتون انجام بدین.


تعداد شکلکاتون زیاده. ولی تعداد دیالوگ هاتون هم زیاده. این دیالوگ ها معمولا به احساس احتیاج دارن! فقط مواظب باشین شکلک هایی که حرکت زیادی دارن (مثل اونی که ابر بالا سرش هست) رو خیلی و در فاصله های کم استفاده نکنین.


شما سوژه ایرما رو ادامه دادین و جالب اینجاست که تمومش نکردین! من هم تازه متوجه شدم که یک پست برای یک شخصیت کافی نیست. همچین سوژه ای کمتر ممکنه گیرمون بیاد. سوژه ای که بتونیم به زندگی شخصیت ها و راز هاشون بپردازیم. حالا که پیداش کردیم بهتره ازش بطور کامل استفاده کنیم. برای همین اشکالی نداره اگه بازجویی از شخصیت های پرسوژه چند پست طول بکشه.


نقل قول:
پس به نفس عمیقی کشید و چوبدستی اش را از داخل آستینش خارج ساخت.

جمله اول چیه؟! بخونین جمله هاتونو! قبل از فرستادن بخونین!
ولی نگه داشتن چوب دستی داخل آستین فکر خوبی بود.


بیشتر نویسنده ها با فاصله ها مشکل دارن. فاصله هایی که بعد و قبل از دیالوگ ها گذاشته می شه. بیشترشون حتی بعد از توضیح هم اشتباه انجام می دن. خیلی خوشحالم که بالاخره یکی رو دیدم که فاصله هاش رو درست گذاشته.


نقل قول:
- ملت شاهد باشید این داره از رئیس "سی بی سی" سوال میپرسه!

دیالوگ فلورانسو خیلی خوب بود...ولی کم تکرار شده! به نظر من بهتر بود از اول پست چندین بار تکراش می کردین. حتی طوری که خواننده متوجه نشه گوینده کیه. در این موقعیت ها من فونت نوشته رو عوض می کنم و خواننده می فهمه که این جمله عادی و از طرف شخصیت های داخل اتاق نیست.
بعد از چند تکرار، آرسینوس به طرف در می رفت و می گفت دور شین!
به هر حال فکر خیلی خوبی بود. جواب بعدی فلورانسو هم خوب بود.


نقل قول:
- پاشید برید دم در خونه ی خودتون بازی کنید از اتاق بازجویی دور بشید! دور بشید! دور بشید!

اون قسمت خط خورده بهتر بود کلا نوشته نمی شد. فراموش نکنین که این یک صحنه اس. صحنه ای که خواننده تصورش می کنه. و ناخودآگاه فکر می کنه که آرسینوس این جمله رو گفته؟ نگفته؟ می خواسته بگه؟ گفته بعد پشیمون شده؟ فقط بهش فکر کرده؟
راه حلی وجود داره که بتونیم جلوی فکر کردن خواننده رو بگیریم و اون اینه که طنزش رو خیلی قوی کنیم. طوری که خواننده بخنده و دیگه فکر نکنه! اینجا جمله اول ساده بود. این تاثیر رو نمی ذاشت.


ایرما به هیچ سوالی جواب نداده...سوژه رو پیش نبردین...و پیش بردن سوژه معمولا چیزی نیست که دنبالش باشیم. پست شما جالب و سرگرم کننده بود. پایانش هم با یه سوال واضح تموم شده که خیلی راحت خواننده ها رو ترغیب به ادامه دادن می کنه.


خوب بود.

_____________________

هلنا و مرلین...به زودی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1394/4/10 3:15:04
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 تیر 1394 21:54
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام اربابا...
می شه اینو نقد کنید؟
اربابا می شه در اخر خواهش کنم میزان پس رفت و پیشرفت را هم بیان بنمایید؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1394/4/9 21:59:55
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 تیر 1394 01:52
نمایش جزئیات
آفلاین