لوئیس ویزلیold
از سرعت خوشم میاد!
- تولد نقش
- 1397/07/13
- آخرین ورود
- چهارشنبه 3 شهریور 1395 13:00
- عضویت
- 1395/01/17
- پستها
- 244
ملت گریف همان جا ایستاده بودند.بدون این که از آتش گرفتن بترسند با نگاهی عمیق به آتش سوزان هیزم ها خیره شده بودند.در یک لحظه هرمیون که انگار به خودش آمده باشد نعره زد:
- منتظر چی هستید؟فرار کنید.
بقیه هم به خودشان آمدند و دوان دوان شروع به فرار کردند.همتنطور که میدویدند چارلی پرسید:
- میگم هرمیون...چوبدستی برای اولین بار کجا اختراع شد؟
هرمیون هم نفس نفس زنان پاسخ داد:
- تو همین روستا...تو یه کارگاه چوب بری اولین چوبدستی ساخته شد.
لوئیس هم وارد بحث در حال دویدن شد و گفت:
- آخه مگه ما بلدیم چوبدستی بسازیم؟مگه ما اولیوندریم؟!
چارلی هم در جواب به لوئیس گفت:
- اگه مغز چوبدستی پیدا کنیم بقیه شو ماستمالی میکنیم میره پی کارش برادرزاده!
آرسینوس هم وارد بحث شد (تعداد همینطوری داره میره بالا
) و در حالی که صدایش از پشت نقاب مسخره شده بود گفت:
- بی خیال چوبدستی!منوی مدیریت کجا اخترع شد؟
ملت گریف:
غار نمناک و گرم - 5 دقیقه بعد
آملیا که هنوز در حال نفس نفس زدن بود پرسید:
- هرمیون.جون هرکی دوست داری بگو اولین موجودات جادویی هم همین اطراف هستن!
- آره.خوشبختانه اینجا پر موجودات نیمه جادویی.مثلاً اژدها از مارمولک میاد.آکرومانتیولا هم از عنکبوت معمولی...
ناگهان صدای بمی نعره زد:
- شماها کی هستین؟!
- منتظر چی هستید؟فرار کنید.
بقیه هم به خودشان آمدند و دوان دوان شروع به فرار کردند.همتنطور که میدویدند چارلی پرسید:
- میگم هرمیون...چوبدستی برای اولین بار کجا اختراع شد؟
هرمیون هم نفس نفس زنان پاسخ داد:
- تو همین روستا...تو یه کارگاه چوب بری اولین چوبدستی ساخته شد.
لوئیس هم وارد بحث در حال دویدن شد و گفت:
- آخه مگه ما بلدیم چوبدستی بسازیم؟مگه ما اولیوندریم؟!
چارلی هم در جواب به لوئیس گفت:
- اگه مغز چوبدستی پیدا کنیم بقیه شو ماستمالی میکنیم میره پی کارش برادرزاده!
آرسینوس هم وارد بحث شد (تعداد همینطوری داره میره بالا
) و در حالی که صدایش از پشت نقاب مسخره شده بود گفت:- بی خیال چوبدستی!منوی مدیریت کجا اخترع شد؟
ملت گریف:
غار نمناک و گرم - 5 دقیقه بعد
آملیا که هنوز در حال نفس نفس زدن بود پرسید:
- هرمیون.جون هرکی دوست داری بگو اولین موجودات جادویی هم همین اطراف هستن!
- آره.خوشبختانه اینجا پر موجودات نیمه جادویی.مثلاً اژدها از مارمولک میاد.آکرومانتیولا هم از عنکبوت معمولی...
ناگهان صدای بمی نعره زد:
- شماها کی هستین؟!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!


وارد کادر شد. ابتدا نگاهی به اطرافش کرد، سپس دستش را در جیبش فرو برد و یک عدد منوی مدیریت نورانی و مقدس از آن بیرون آورد؛ دکمه ای از آن را فشرد. بلافاصله سر و صداها خوابید و حیوانات ناپدید شدند.









) بلند شد ، چوبدستیشو در آورد و به سمت گودریگ گرفت و فریاد کشید:
