جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  43 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  159 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  278 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  192 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 2 آذر 1394 23:03
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب؟ ارباب!

ارباب ما بالاخره رولِ یک ماهمونو تموم کردیم ارباب! ارباب چون طولانی شد، به چند قسمت تقسیمش کردیم ارباب. میشه اینکارو کرد دیگه ارباب؟
ارباب نقدش میکنید ارباب؟

ارباب؟ ارباب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
Only Raven



I only wanted to have fun
learning to fly, learning to run :)


تصویر تغییر اندازه داده شده

{ بعد از هزاران سال.. حالا جاش روی سر صاحب اصلیش امنه.. }
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 2 آذر 1394 21:49
نمایش جزئیات
آفلاین
لطفا اینو برام نقد کنین.

با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین دشمنی که نابود می شود؛ مرگ است.



تصویر تغییر اندازه داده شده

کاراگاه برایان دامبلدور
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 2 آذر 1394 03:30
نمایش جزئیات
آفلاین
ورونیکا

سلام...بسیار خوبیم.

خوشحال شدم که درخواست نقد کردی. چون می خواستم درباره این رول حرف می زدم. و چون با امتیاز نتونستم حرف بزنم، تو نقد می تونم این کار رو انجام بدم.


بررسی پست شماره 343 باشگاه دوئل، ورونیکا اسمتلی:


ایده فوق العاده ای بود...خیلی خوب بود.
و این کافی نیست.
درصد کمی از اعضای سایت می تونن ایده های واقعا خوبی پیدا کنن...و در صد کمتری می تونن اون ایده به به شکل خوبی بنویسن.
شما ایده فوق العاده ای داشتین و به شکل فوق العاده ای از عهده نوشتنش بر اومدین.


نقل قول:
یک خانه شیشه ای بزرگ... ولی محدود.

چندین و چند همنوع ... ولی همه خسته.

در پس شیشه ها مه تیره رنگی هست که به آرومی حرکت می کنه. نیستی ای که همه به اون خیره شدن و سکوت...

سکوت محض!
با خودم فکر کردم نکنه یک پست جدی تکراری در انتظارمه...
ولی نبود.
و این انتظاری که این اول ایجاد کردین خیلی خوب بود...انگار شما خواننده رو با یه طناب کشی پایین کشیدین... و یهو ولش کردین که بالا بره... هیجانش خیلی بیشتر می شه.


نقل قول:
صدایی مهیب از بالای سر شنیده می شه ولی کسی نمی تونه خودش رو تکون بده. آسمون قرمز رنگ کنار می ره و یه آسمون آبی روشن که البته سوراخ سوراخه جاش رو می گیره و یک هم نوع له و لورده شده دیگه رو هم به درون محفظه می اندازه و هجمه عظیمه صدا ها به دنبالش...

- نامرد شرا شیز خورمون کردی!
- سلاح شیمیایی! ترسو... خعععخعخع...

قرچ!

و این آخری به شکل بدی له شد. در طرف دیگر مورچه کوچک دیگری به بیرون خیره شده. یعنی امیدی...نیست؟
جریان مورچه ها و جدیت مضحکی که برای روایت کردن بکار بردین خیلی جالب بود. می تونست بیشتر باشه...کمی بیشتر. البته کلمه "مورچه" به همین شکل باید در پایان پاراگراف میومد.


نقل قول:
- الان داری اونجا چی کار می کنی ورونیکا؟!
- این ها رو اسیر می کنم ارباب.
- و این "این ها" دقیقا چی هستن؟
- ارباب برووو! بروووو! شما که خودت می دونــــــــــی!

لرد یک لحظه با خودش اندیشید که جدیدا خیلی به مرگخوارها روداده و این تازه واردها هم فقط مانده بگویند " ارباب به ما کولی می دید؟" که البته به احتمال زیاد همین روزها یکی شان پیدا می شد که بیاید و همین را بگوید.
خیلی خوب بود...این یکی از اون سوژه هاییه که برای شخصی که در جریان مسائل سایت باشه به یک شکل جالبه و برای کسی که نباشه به شکلی دیگه. ولی مهم اینه که به هر حال جالبه.
دیالوگ ورونیکا گرچه لرد رو متعجب کرد، ولی اصلا توی ذوق خواننده نمی زنه. دلیلش پاراگراف مضحک مورچه ای قبلیه...که به خواننده می گه منطق تعطیل! انتظار هر حرکت جنون آمیزی رو داشته باش.


اصلا هم بعید نیست و حجله درسته.


نقل قول:
- نزنی زیر گریه ها! همین الان هم می ری توی شکم نجینی و به کارهایی که کردی فکر می کنی.
- ارباب ما همین الانشم تو شکم نجینی ایم خو!
- بهونـ... چی؟!
- آره دیگه ارباب! بچه ها خسته شدن، کودتا کردن. بعدشم مثل مصری های باستان، من رو گذاشتن این جا تا وقتی که هضم شید سرگرمتون کنم. آخه مگه من دلقکم! عاااااااااااااا!
مطمئنا خواننده انتظار این یکی رو نداشت...این غافلگیری عالی بود.


نقل قول:
- پنجاه امتیاز از گریفندور کم می شه!

گفته شد که آرسینوس در اون لحظه در حالی که مادرسیریوس وار جیغ می زد، خودش رو از پنجره پرت کرد پایین.

- من نظرمو بگم!
- بگو.
- چی؟!
- گفتم بگو هکتور.
- واقعا؟!
- بگو دیگه!
- می خواستـ...
- مخالفم!
- منم مخالفم!
- مخالف.

هکتور:
به سری دیالوگ و سوژه نه چندان جدید... خیلی کوتاه نوشتین...هر کدوم دو سه کلمه هستن. ولی این صحنه اصلا تکراری یا خسته کننده نبود. جدید بود...جالب بود. یه سوژه آشنا به شکلی خلاقانه.


نقل قول:
رودولف رفت دم پنجره و کپ کرد:

- عاااااااااااااا! :famil: (در این هنگام صدایی از درون نجینی آمد که" بوقی این دیالوگه منه! حقه منه! سهم منه!")... ساحره های طرفدارم اومدن!
- رودولف! واقعا به نظر تو دامبل و دار و دسته اش ساحره ان؟!

این سوال را سیوروس که نامش از ابتدای رول برده نشده بود و در هاله ای از ابهام همه را گذاشته بود، پرسید.
- حالا یه دامبله! بقیه که ساحره ان دیگه...
- کور! اون جا فقط روح مادر پاتر ساحره است.
- اِ... من از اولشم گفته بودم! مشکل محفل، بی ساحرگیه!
گاهی تو نقدام می گم که دیالوگ باید هدف داشته باشه. ممکنه خواننده ها فکر کنن منظور هدف بزرگیه...یا تغییر خاصی. هدف یعنی همین. این دیالوگ ها هدف دار هستن. ساده نیستن...بی دلیل نوشته نشدن. طنز خیلی خوبی دارن که لابلای جمله ها و شخصیت ها پنهان شده. رودولفی که دربارش نوشتین دقیقا رودولفیه که ما می شناسیم. ولی شما نیومدین مستقیم بنویسین" و رودولف گفت: آی ملت! همه فکر و ذکر من ساحره ها هستن!"...با یه صحنه جدید و با دیالوگ های مناسب همین مفهموم رو رسوندین.

" در هاله ای از ابهام همه را گذاشته بود" چه جور جمله ایه آخه؟!


نقل قول:
نویسنده پشت میز نشسته و به صفحه نمایشگر خیره شده و با خودش فکر میکنه که ایده قرنطینه در قرنطینه و... رو خوب اجرا کرده یا نه؟! اصلا نکنه اشتباه کرده باشه. نویسنده برمی گرده و یک نگاهی به دوربینی که در تصوراتش ساخته زل می زنه...

البته چون احتمالا این کار آدم رو پارانورمال نشون می ده دوباره به نگاهش رو به صفحه نمایشگر معطوف می کنه... یه بادکنک با آدامس می سازه و می ترکونه و بعدش هم می نویسه...

پایان!
به نظر من نباید اسم ایده(قرنطینه در قرنطینه) رو میاوردین. به حالتی مثل " اینم برای کسایی که متوجه نشدن می گم" داره...مزه ماجرا رو از بین نمی بره، ولی کمتر می کنه.


وقتی شروع به خوندن کردم با خودم گفتم "چه خوب! یه رول کوتاه!" و کمی نگران شدم که "برای یه رول تکی زیادی کوتاه نیست؟ تونسته منظورشو برسونه؟"
و وقتی تموم شد داشتم فکر می کردم که کاش طولانی تر بود. نه به دلیل این که رولتون چیزی کم داشت یا ناقص یا مبهم بود. فقط به این دلیل که خوب بود!
تعداد " زوم آوت" هاتون کافی بود. محتواشون می تونست کمی بیشتر باشه. مخصوصا اولی!


پست شما خاص بود. متفاوت بود. ایده تون خیلی خوب بود...طنزتون خوب بود. به دور از هر پیچیدگی بی دلیل و حالت ناخوشایند "من از شما بیشتر سرم می شه "ای! دیالوگ ها خوب بودن. صحنه ها خلاقانه بودن. شخصیت ها قوی و پررنگ بودن. حتی اون نویسنده روان پریش پایانی! دخالت های مستقیم نویسنده خوب و بجا بودن:
نقل قول:
(در این هنگام صدایی از درون نجینی آمد که" بوقی این دیالوگه منه! حقه منه! سهم منه!")

نقل قول:
- این بشر دائما عریان هست و البته این جا منظور ما شیکمش هست که ... کلا به کارهای رودولف اهمیت ندید. مهم نیست.-



امتیاز نگرفت...ولی از خوندنش لذت بردیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 1 آذر 1394 15:23
نمایش جزئیات
آفلاین
به ناااااااااااااااااام خداااااااااااااااااا!


ارباب سلام! ارباب خوبید؟

ارباب می شه اینو1 برام نقد کنید؟ ارباب...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
be happy
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 1 آذر 1394 00:50
نمایش جزئیات
آفلاین
جناب لوولین!

ما قوانینی داریم برای نقد که خوبه تازه واردا هم بدونن.


بررسی پست شماره 421 زندگی به سبک سیاه، دای لوولین:


اینجا سوژه چیه؟
اینه که گیبن گم(ناپدید) شده و مرگخوارا می خوان پیداش کنن. در پست شما چه اتفاقی افتاده؟
مرگخوارا با هم حرف می زنن. می خوان تصمیم بگیرن که کی بره دنبال گیبن. ولی به نتیجه ای نمی رسه.
یعنی در واقع هیچ اتفاقی نیفتاده. و این درسته. خیلی خوبه که سوژه رو ول کردین و دارین به جزئیات و مسائل فرعی توجه می کنین. همیشه همین کار رو انجام بدین...هدف مهم نیست...مسیر مهم تره. از مسیر استفاده کنین. موقع استفاده از مسیر سعی کنین تا جایی که ممکنه کند پیش برین. منظورم این نیست که داستان رو کش بدین و خسته کنندش کنین...به همه چیز توجه کنین...به سوژه هایی که شاید بدون توجه از کنارشون رد می شین:
نقل قول:
رودولف کمی به اطراف نگاه کرد. بیشتر مرگخواران در حال رجزخوانی برای یک دیگر بودند. شاید بهتر بود که فقط خودش با یکی از مرگخواران دنبال گیبن می رفت، اینگونه حداقل امکان از بین رفتن بقیه مرگخواران کم تر می شد.
- روونا، میای بریم دنبال گیبن؟
اینجا کمی توضیح بیشتر می خواست. بهتر بود درباره این که رودولف چی می بینه بطور کامل تر توضیح بدین. و درباره این که چرا روونا رو انتخاب می کنه. همینا می تونستن سوژه های خیلی کوچیکی باشن که ازشون استفاده کردین. یا مثلا توضیح درباره صحنه ای که رودولف متوجه حضور بلاتریکس می شه می تونست جالب تر از نوشتن دیالوگ مستقیم باشه.


بعضی جاها یه فاصله ای بذارین که هم لحن نوشته تون مشخص تر بشه و هم خوندنش راحت تر. جایی که توضیحاتتون درباره یک مطلب یا مکان یا شخصیتی تموم می شه و یا جایی که مکث یا سکوتی وجود داره.


شکلک هاتون خیلی خوب بودن. خیلی درست و بجا و لحن و احساس شخصیت رو به خوبی به خواننده منتقل می کردن.


نقل قول:
- روونا، میای بریم دنبال گیبن؟
- که چی بشه؟
- گیبن گم شده. ارباب میکشتمون اگه پیداش نکنیم.
- می ندازیم تقصیر خودش، امروز از عمارت رفته بیرون دیگه هم برنگشته.
- می دونستی من به ساحره های باهوش علاقه ی خاصی دارم؟
- می دونستی من از جادوگرای که به بقیه ساحره ها ابراز علاقه می کنن چقدر بدم میاد؟
دو تا دیالوگ آخر خوب بودن...خیلی قوی نبودن. ولی خوب بود. دیالوگ های قبلش ساده بودن. دیالوگ ها معمولا بهتره شخصیت داشته باشن. دیالوگ ساده خواننده رو خسته می کنه. این حس رو منتقل می کنه که نویسنده می خواد سریع تر بره جلو. لازم نیست خیلی خنده دار یا متفاوت باشن...ولی مثل این دو تای آخری کمی روح داشته باشن...ویژگی گوینده شونو داشته باشن. مثلا دیالوگ اول حتی با این شکلک: ( ) بیشتر مال رودولف می شد.


نقل قول:
ناگهان، در خانه ریدل ها با شدت باز شد و یک ممد مرگخوار هراسان وارد سالن شد.
تا جایی که ممکنه از اسم استفاده کنین. این اسم ها حس آشنا بودن به خواننده می دن.و این حس ارتباط خواننده رو با داستان قوی تر می کنه.


نقل قول:
حتی اره ورونیکا هم که از اول سوژه در حال خرخر کردن بود انقدر شعور داشت که الان خاموش باشد.
اینجاش خیلی خوب بود. این طنز خوبیه. یه طنز بی منطق و غافلگیر کننده. به نظر من همین نوع رو باید تقویت کنین و ادامه بدین.


از سوژه بانز هم خیلی خوب و بجا استفاده کردین. خیلی خوبه که روی سوژه های سایت مسلط هستین. این موضوع موقع نوشتن خیلی کمکتون می کنه.


نقل قول:
ببخشید اگه به کسی توهین شده من هیچ منظور خاصی نداشتم.
خب مواظب باشین...اینو برای این پست نمی گم. برای آینده می گم. بعد از توهین فرقی نمی کنه منظوری داشتین یا نه. تشخیص این موضوع در ایفای نقش خیلی مهمه. هر چیزی که می نویسین درباره اون شخصیت باشه. درباره اون نقش.
درباره ظاهر همه می شه طنز نوشت. چون هیچکدوم از اینا ظاهر ما نیست. ظاهر اون شخصیت هاست. برای همین اگه کسی بگه لرد کچله یا دامبلدور ریشش درازه یا مالی چاقه، به اشخاص پشت این شخصیت ها بر نمی گرده.
درباره ویژگی های اخلاقی...از ویژگی های کتاب می تونین استفاده کنین و از ویژگی هایی که شخصیت ها در سایت براش تلاش کردن و جا انداختن.
اگه کسی درباره آرایش کراب بنویسه کراب ناراحت نمی شه. این توهین نیست. چون کراب خودش این سوژه رو جا انداخته. یا دزد بودن ریگولوس...یا وضعیت اسفبار رودولف!
ولی نداشتن شعور کمی موضوع حساسیه...
اگه شخصیت ریگولوس تو کتاب اینجوری بوده یا تو سایت سعی کرده اینجوری باشه می شه ازش استفاده کرد...در غیر این صورت بهتره این کار رو انجام ندین. می شه از کلمات جایگزینی استفاده کنیم که آزار دهنده نباشن. یا اگه دیگه هیچ راه حلی وجود نداشت همون "ممد" رو بیارین وسط. که این یکی رو پیشنهاد نمی کنم. فقط برای موارد اضطراریه!


این یکی از نظر سوژه خیلی بهتر از رول قبلتون بود.

_________________

بررسی پست شماره 358 انجمن تفرقه، آرسینوس جیگر:



نقل قول:
سیوروس نمیتوانست فکر کند. مغز سیوروس هنگ کرده بود. در فکر و ذکر و حتی چشمان سیوروس، تنها تصویری از زاغی که هدیه مادرش بود به چشم میخورد. سیوروس باید سریعا کاری میکرد!
این سوژه متوقف شده...انگار نویسنده ها نمی دونن باید باهاش چیکار کنن. اصولا طرفدار پیش نرفتن سوژه هستم...ولی نباید دور خودش بچرخه...چون بعد از دو سه چرخش به حال خودش رها می شه. اینجا ناظر و نویسنده های باتجربه وظبفه دارن وارد کار بشن و سوژه رو کمی ببرن جلو...یه مسیری براش انتخاب کنن که تکلیف بقیه رو روشن کنه.


نقل قول:
سیوروس ناگهان از دویدن دست کشید، در نتیجه پایش را روی پدال ترمز گذاشت و ایستاد، اما ناگهان به یاد آورد که او اصلا سوار بر هیچ وسیله نقلیه ای نیست پس در نتیجه لحظه ای به حالت ریست وارد شد و زمانی که به حالت عادی برگشت ابتدا لباس هایش را که بر اثر سرعت زیادش به شدت بهم ریخته شده بودند را مرتب کرد و پس از آن منوی اعظم را که همچون صاعقه میدرخشید از جیب بیرون کشید و دکمه ای را روی آن فشار داد.
- عه... چرا برق سایت قطع شد؟!
قسمت اول می تونست کمی متفاوت تر باشه. کمی شجاع تر... موقع نوشتن همچین صحنه هایی احتیاط رو بذارین کنار. این صحنه منطق نداره...مسخره اس! پس احتیاط نه لزومی داره و نه دلیلی! مسخره ترش کنین.
صحنه قطع شدن برق های سایت خوب بود...ولی به نظر من حیف بود که با یک دیالوگ نوشته بشه. بهتر بود صحنه رو توضیح می دادین...که مثلا فلانی میره گفتگو با مدیران شکایت کنه و یهو همه جا تاریک می شه. یا فلانی می ره درخواست نقد یا دوئل بده.
جدا شدن از سوژه برای اون یک لحظه اشکالی نداره.


نقل قول:
نویسنده:
- داداش گند زدی با این حرکتت!
اسنیپ که نور منوی مدیریت صورتش را روشن کرده بود نگاهی به اطراف کرد و گفت:
- نویسنده حذف شناسه و بلاک از آیپی. آهان... اینم از دکمه "دودزا کردن موها" و این هم از روشن کردن دوباره سایت!
قسمت مربوط به نویسنده خوب بود.
بهترین سوژه دنیا هم در صورت تکرار بیش از حد و بی جا بی مزه می شه. مواظب سوژه ها باشین. این شکلک دود زا کم کم داره به این حالت در میاد. البته کل پست شما در حال دود کردنه! شکلک آرسینوس هم همین حالت رو داره.


نقل قول:
هکتور بر اثر این میزان از توجه (!) دریافتی از سوی اسنیپ به طور کلی آب شد و بر زمین فرو ریخت.
علامت تعجب اضافه بود...این علامت مال جاییه که جمله خیلی عجیب یا مسخره باشه. جمله شما از اون جمله هایی بود که باید می نوشتین و رد می شدین. بدون مکث یا شکلک. به شکل ساده تاثیرش بیشتر بود.


نقل قول:
- سیو، سیو... میشه یکم از روغن موهات بدی بهم لطفا؟
اینم جزو قسمت هایی بود که شجاعت بیشتری می خواست. مثلا دلیل مضحکی برای گرفتن روغن مو...یا حداقل توضیحی درباره یه معجون عجیب.


نقل قول:
اسنیپ دوباره شروع کرد به باز کردن در که ناگهان روونا نفس نفس زنان خود را به صحنه رساند.
- سیو! نذاشتی حرفمو کامل کنم که! خواستم بگم زاغی سلام رسوند بهت!
یکی از بهترین قسمت های رول شما همین جاش بود. پایانش(یکی دیگه قسمت قطع برق بود.). این قضیه زاغی بیخودی کش داده شده...موضوع خیلی جالب توجهی هم نداره. داره سوژه اصلی رو کمرنگ می کنه.

کل رول شما درباره مسیر حرکت اسنیپ از اتاق به جایی بود که زاغی قرار داشت. این انتخاب خیلی خوبی بود. این کارتون درست بود. فقط مسیر رو باید کمی هیجان انگیز تر می کردین. شخصیت های زیادی در رول شما حضور ندارن. اینم انتخاب خوبیه. همون هکتور و آرسینوس کافی بودن. ولی باید پررنگ تر می شدن. باید تاثیر بیشتری می ذاشتن. شما کمی درگیر چارچوب ها شدین...کمی ذهنتونو آزاد تر بذارین...وقتی سیوروس با این عجله و سرعت و بدون توجه به چیزی داره به سمت زاغی می ره می تونه مستقیم از پنجره بره بیرون و اونقدر عجله داشته باشه که سقوط هم نکنه...همینطور بره جلو! تا هر جایی که شما مایل باشین. متوجهین که؟ این حرکات هیچ اشکالی ندارن...البته بعدش باید سوژه رو دوباره اصلاح کنیم و اسنیپ رو برگردونیم. شخصیت های شما احتیاج به کمی آزادی بیشتر دارن...معجون شجاعت بدین بهشون. ولی از هکتور نگیرینش!


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 29 آبان 1394 19:59
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب.

میشه لطفا این رو نقد کنید ارباب؟

با تشکر سرورم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 29 آبان 1394 18:58
نمایش جزئیات
آفلاین
باب...ما هم اینو می ذاریم دم در...ساعت 9 بیا ببرش!


بررسی پست شماره 285 اتاق تسترال ها، باب آگدن:


نقل قول:
کراب چشمانش را باز کرد . در حالت معمولی کراب بین 15 تا 20 دیقه برای لود شدن زمان میخواست، چه برسد به زمانی که پس از خوردن معجون هکتور از هوش رفته و در جایی دیگر به هوش امده.
سوژه در جای نسبتا سختی تموم شده بود. کار شخصی که قرار بود ادامه بده کمی سخت شده بود. و به نظر من شما انتخاب خیلی خوبی برای ادامه دادن انجام دادین. سوژه کمی از کنترل خارج شده بود...شما با بیهوش کردن کراب سوژه رو آروم کردین و با عوض کردن مکان(بدون دور شدن از سوژه) از اون بی نظمی فاصله گرفتین. کار مفید و خوبی بود..ولی " دیقه" چیه آخه! دقیقه!


نقل قول:
مغز کراب هنگ کرد؛ و نیاز به ری استارت شدن داشت. قطره اب سردی از سقف روی سر کراب افتاد . کراب ریونی نبود اما می دانست که اتاق پیشگو اعظم حتی اگر فرست کلاس هم نبود، به این فجاحت هم نبود.
این توضیحات درباره کراب کمی بیشتر از چیزی که لازم بوده طول کشیده. کمی هم پس و پیش شده. مثلا اگه اول قطره آب روی سرش میفتاد و بعد چشماشو باز می کرد بهتر نبود؟
البته قسمت "اتاق پیشگوی اعظم" و انتظاری که کراب دربارش داشت اشاره خیلی خوبی بود. چند تا اشتباه تایپی دارین...اصولا خیلی مهم نیست ولی توجه خواننده رو جلب می کنه. و این "جلب توجه" یعنی به هم خوردن تمرکز. فجاعت...امعاء و احشا...


نقل قول:
_بیدار شدی بالاخره
علامت...علامت...علامت!
هیچ جمله ای، هیچ جمله ای نداریم که بدون علامت تموم بشه. این جمله شما الان ناقصه. عادت کنین به علامت گذاشتن. علاوه بر ناقص بودن، بدون لحنه. اینو بدون احساس می گه؟ با تعجب می گه؟ بصورت سوالی می گه؟


نقل قول:
_زیر زیر زمین خونه ریدل ها. بعد از خوردن یکی از معجون های هک توی اتاق ارباب ؛ توهم زدی که کلاغ سیو هستی . به زور از روی دست سیو جدات کردن و انداختنت تو این اتاقه. تو هم بیهوش شدی
این توضیح خلاصه و خوبی برای جمع کردن ماجرا بود.


نقل قول:
کراب از اتاق بیرون امد و وارد راهرو باریکی شد . جلوی در فیلیوس روی چهار پایه قرمزی مشغول نصب یک تابلو روی دیوار بود.

نقل قول:
_داشتم دنبال یه تابلو از جدم میگشتم
شما به جزئیات توجه می کنین و این خیلی خوبه. این که فلیت ویک روی چهارپایه داشت تابلو رو نصب می کرد، همین توجهتون رو نشون می ده.
ولی اگه داشت دنبال تابلوی جدش می گشت چرا در حال نصب تابلو ها بود؟ بهتر نبود حرکت دیگه ای انجام بده؟ مثلا با یه ذره بین توی تابلو ها دنبال جدش بگرده؟
با وجود این، توجهتون به سوژه های شخصیت ها و استفاده از اونا خیلی خوب بود.


نقل قول:
_ و اون وقت تو اینجا چکار میکنی؟
لازم نیست شکلک رو قبل از جمله بزنین...چون به هر حال کل جمله به این حالت گفته می شه.


نقل قول:
به زور از روی دست سیو جدات کردن و انداختنت تو این اتاقه.
اینجاش عالی بود. اگه احتمال منحرف شدن سوژه وجود نداشت می گفتم کاش این قسمت رو کاملا توضیح می دادین...یعنی درباره همین صحنه می نوشتین. البته می شد این کار رو انجام داد. ولی وسط پست...بصورت کوتاه و گذرا. و بعد دوباره به سوژه اصلی برگشت. این پیشرفت خوبی بود. چون قبلا سوژه رو سریع و بدون دلیل پیش می بردین.


نقل قول:
کراب به این فکر میکرد که برود و هک را پیدا کند و کاری کند که معجون حنجره صاف کن از احما احشا هک به روی دیوار بپاچد.
در قسمتهای غیر دیالوگ از اسامی مخفف استفاده نکنین.
بین دیالوگ های پشت سر هم فاصله نذارین؛ مگه اینه مکثی بین جمله ها وجود داشته باشه. این کار پستتونو بی دلیل پراکنده و بی نظم نشون می ده.


قسمت بیست سوالی خوب بود. به این قسمت توجه کنین! به نظر من چیزی که باید بنویسین اینه! قسمتی که ربطی به سوژه اصلی نداره. بدون خارج شدن از سوژه، درباره یه موضوع بی ربط و نسبتا مسخره نوشتین...چیزی که دنبالش هستیم همینه. نه اصل ماجرا! صحنه خفه کردن کراب با کراوات آرسینوس هم خیلی خوب بود.


نقل قول:
فلیت ویک کراوات رو ول کرد . شانس اوردی که دلم نمیخواد به جرم قتل وزیر مملکت برم ازکابان . وگرنه الان در حال اولین مصاحبه هات با مرگ بودی.هیپو گریف بوقی. و بعد کنار ارسینوس و روبه روی کراب ایستاد
این قسمت خیلی ضعیف بود. چه از نظر شکل نوشتاری و چه از نظر محتوا.


نقل قول:
کراب که نفسش بالا نمیامد تازه متوجه شده بود که شجاع بودن شرط ساده ای نیست.
پایان خوبی داشتین. داستان در مسیر خودشه و در محل مشخصی رها شده. نفر بعد کاملا آزاده که داستان رو ادامه بده.


طنزتون بهتر از قبل شده. نکته های خوبی از شخصیت ها می گیرین و خوب ازشون استفاده می کنین. کوتوله بودن فلیت...کراوات آرسینوس...خوب بودن. لازم نیست سعی کنین طنزتون بیشتر بشه. می تونه بهتر بشه...ولی بیشترش نکنین. لازم نیست همه جمله ها خنده دار باشن. می شه نوشت و نوشت و با یه نکته طنز آمیز خوب ضربه موثر تری وارد کرد.


خوب بود.

_____________________


بررسی پست شماره 353 انجمن تفرقه ، گیبن بی خانمان!


نقل قول:
-ببین لاکریتا وقتی میگم اینقدر از اون جن بی خاصیت دفاع نکن برای همینه که الان مجبور نشیم خودمون بریم خرید کنیم.
-گیبن صد دفعه بهت گفتم که ...
این جرو بحث به نظر من باید کمی طولانی تر می شد. یه موضوعی رو شروع کردین و قبل از این که چیزی رو که خواننده انتظار داره بهش بدین، تمومش کردین. اینجاش کمی ناقص مونده. عجله ای برای برگشتن به داستان نداشته باشین. این یه موقعیتیه که شما خلق کردین. ازش استفاده کنین.


نقل قول:
که ناگهان چشمشان به محفلی مرگخوار خورد.
-محفلی ها حمله کردن اماده بشید.
-استیو پفای .
خیلی خوب بود...ولی با شکلک می تونست تقویت بشه! این قسمت حتما باید با شکلک همراه می شد. اینجا مرگخوارا شوکه شدن...خواننده هم باید اون حس رو از نوشته شما بگیره. به شکل فعلیش اون تاکیدی رو که لازمه نداره.


نقل قول:
سیوروس با چوبدستی اش طلسم گیبن را به طرف دیگری هدایت کرد و در حالی که از کله اش دود قرمزی می امد فریاد زد:
-صبر کنید . صبر کنید.

لاکریتا که صدای سیو را شنید از پشت میزی که زیرش پناه گرفته بود بیرون امد و به سمت سیو رفت.
-سیو چی شده ؟
خوب بود...ولی بهترین گزینه نبود. توجه داشته باشین شخصی که در مقابلتونه اسنیپه...از این شخصیت می شه در این موقعیت استفاده کرد. می تونستن فکر کنن اسنیپم با محفله...جاسوس محفله...در حمله محفل دست داشته. به سوژه ها دقت کنین. از همه سوژه هایی که سر راهتونه استفاده کنین. اینجوری کمی ساده شده.


نقل قول:
لاکریتا که صدای سیو را شنید از پشت میزی که زیرش پناه گرفته بود بیرون امد و به سمت سیو رفت.
در قسمت های غیر دیالوگ از اسامی به صورت مخفف استفاده نکنین.


نقل قول:
با صدای جیغ غیر منتظره ی ورونیکا تمام مرگخواران از اتاق و سوراخ سنبه های خانه ریدل به اتاق اصلی هجوم اوردن و با آریانا مواجه شدند.
سوژه رو شلوغ کردین...این یه ایراد نیست. اینجا می تونست شلوغ بشه. ولی پست شما کمی کوتاه بود. از نظر محتوا هم کم بود...می تونستین کمی طولانی ترش کنین.کمی بیشتر درباره شخصیت ها بنویسین. حتی اگه همون قسمت اول کمی طولانی تر می شد کافی بود.


بی خانمان باش گیبن.
____________________

انرژی ما تموم شد...دو نقد بعدی به زودی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 29 آبان 1394 07:13
نمایش جزئیات
آفلاین
اغباب سلام
اگه میشه نقد بشه
مقسی بوکو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگه به لحجم بخندی با تبغم نصفت میکنم
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 28 آبان 1394 22:43
نمایش جزئیات
آفلاین
درود.
لرد ولدمورتا! نقد میخوام.
به قول لیز مقسی بوکو.


پ.ن: چرا تو انجمنای دیگه هیچ سوژه باحالی پیدا نمیشه؟ من همش همینجام.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 آبان 1394 22:44
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد

کمه ارباب . نقد شه لطفا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هافلپافی خندان
تصویر تغییر اندازه داده شده



دنیا چو حباب است ولکن چه حباب؟! نه بر سر آب، بلکه بر روی سراب.
آن هم چه سرابی، که بینند به خواب آن خواب چه خواب؟ خواب بد مست خراب.